close
تبلیغات در اینترنت
حکایتی خواندنی
loading...

پرسش و پاسخ

 حکایتی خواندنی یک مرد جوان در جلسه روز چهارشنبه مدرسه کتاب مقدس شرکت کرده بود. شبان در مورد گوش شنوا داشتن و اطاعت کردن از خدا صحبت می کرد. آن مرد جوان متعجب از خود پرسید: " آیا هنوز خدا با مردم حرف میزند؟ " بعد از جلسه با یکسری از دوستانش برای خوردن قهوه و کیک بیرون رفتند و در آنجا…

حکایتی خواندنی

سید محمد صالح بازدید : 41 یکشنبه 23 تير 1392 نظرات ()

 حکایتی خواندنی

یک مرد جوان در جلسه روز چهارشنبه مدرسه کتاب مقدس شرکت کرده بود. شبان در مورد گوش شنوا داشتن و اطاعت کردن از خدا صحبت می کرد. آن مرد جوان متعجب از خود پرسید: " آیا هنوز خدا با مردم حرف میزند؟ "
بعد از جلسه با یکسری از دوستانش برای خوردن قهوه و کیک بیرون رفتند و در آنجا با هم در مورد این پیغام گفتگو کردند. خیلی ها می گفتند که چگونه خدا آنها را در زندگیشان هدایت کرده است.
حدود ساعت ده آن مرد جوان با اتومبیل خود به طرف خانه حرکت می کند. همانطور که در ماشین نشته شروع به دعا کردن می کند: " خدایا اگر تو هنوز با مردم حرف میزنی لطفاً با من نیز حرف بزن.
من گوش خواهم کرد و تمام سعیم را خواهم کرد که مطیع تو باشم."
همانطوریکه در خیابان اصلی شهرشان رانندگی می کرد ناگهان احساس عجیبی می کند که یکجا بایستی بایستد تا مقداری شیر بخرد. او سر خود را تکان داده و می گوید: " آیا خدا تو هستی؟ "
چونکه جوابی نمی گیرد شروع می کند به ادامه دادن به رانندگی. ولی دوباره همان فکر عجیب:" مقداری شیر بخر. " مرد جوان به یاد داستان سموئیل می افتد که چگونه وقتی خدا برای اولین بار با او حرف زد نتوانست صدای او را تشخیص دهد و نزد عیلی رفت چونکه فکر میکرد که او با او حرف میزد.
او گفت: "باشه خدا اگر این تو هستی که حرف میزنی من شیر را می خرم." به نظر اطاعت کردن آنقدرهم سخت نبود چونکه بهرحال او میتوانست از شیری که خریده استفاده کند. پس او اتومبیل را متوقف کرد و مقداری شیر خرید و به راهش به طرف خانه ادامه داد.
وقتی خیابان هفتم را رد می کرد دوباره الزامی را در خود حس کرد:" بپیچ به این خیابان" او فکر کرد که این دیوانگی است و از آنجا گذشت. دوباره همان احساس، پس او فکر کرد که باید به خیابان هفتم برود پس چهارراه بعدی را دور زد تا به خیابان هفتم برود و به حالت شوخی گفت: " باشه خدا اینکار را هم می کنم. "
وقتی چند ساختمان را رد کرد احساس کرد که آنجا بایستی توقف کند. وقتی اتومبیل را به کناری گذاشت به اطراف نگاهی انداخت. آن منطقه حدوداً تجاری بود. در واقع بهترین منطقه شهر نبود ولی بدترین هم نبود. اکثر مغازه ها بسته بودند و بیشتر چراغهای خانه ها نیزخاموش بودند که بنظر همه خواب بودند.
او دوباره حسی داشت که می گفت: " شیر را به خانه روبرویی ببر." مرد جوان به خانه نگاهی انداخت. خانه کاملاً تاریک بود و به نظر می آمد که افراد آن خانه یا در خانه نبودند و یا خوابیده بودند.
او در ماشین را باز کرد و روی صندلی نشست.
"
خداوندا این دیوانگیست. الان مردم خوابند و اگر الان آنها را از خواب بیدار کنم خیلی عصبانی میشوند و بعد من مثل احمقها به نظر می رسم. "
بالاخره او در اتومبیل را باز کرد وگفت: " باشه خدا اگر این تو هستی که حرف می زنی من میرم جلوی در و شیر را به آنها می دهم ولی اگر کسی سریع جواب نداد من فوراً از آنجا میرم. "
او ازعرض خیابان عبور کرد و جلوی در رسید و زنگ در را زد. صدایی شنید مردی به طرف بیرون فریاد زد و گفت: " کیه؟ چی می خواهی؟ " و قبل از اینکه مرد جوان فرار کند در باز شد. مردی با شلوار جین و تی شرت در را باز کرد و بنظر که از تخت خواب بلند شده بود. قیافه عجیبی داشت و از اینکه یک مرد غریبه در خانه اش را زده زیاد خوشحال نبود. گفت: " چی می خواهی؟ " فرد جوان شیر را به طرفش دراز کرد و گفت: "براتون شیر آوردم. " آن مرد شیر را گرفت و سریع داخل خانه شد. زنی همراه با بچه شیر را گرفت و به آشپزخانه رفت و آن مرد هم بدنبال او. بچه مدام گریه می کرد و اشک از چشمان آن مرد سرازیر بود.
مرد درحالیکه هنوز گریه می کرد گفت: "ما دعا کرده بودیم چونکه این ماه قبضهای سنگینی را پرداخت کردیم و دیگه پولی برای ما نمانده بود و حتی شیر نیز برای بچه مان در خانه نداریم. من دعا کرده بودم و از خدا خواسته بودم که به من نشان بدهد که چگونه شیر برای بچه ام تهیه کنم."
همسرش نیز از آشپزخانه فریاد زد: "من از او خواستم که فرشته ای بفرستد تا برای ما شیر بیاورد، شما فرشته نیستید؟ "
مرد جوان دست خود را به جیب برد و کیفش را بیرون آورد و هرچه پول در کیفش بود را در دست آن مرد گذاشت و برگشت بطرف ماشین در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر بود. حالا دیگر می دانست که خدا به دعاها جواب می دهد.
این کاملاً درست است. بعضی وقتها خدا خیلی چیزهای ساده از ما می خواهد که اگر ما مطیع باشیم قادر خواهیم بود که صدای او را واضح تر بشنویم. لطفاً گوش شنوا داشته باشید و اطاعت کنید تا اینکه برکت بگیرید ...

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
**********پرسش وپاسخ سایتی است برای پاسخ به سوالات مذهبی شما ورفع شبهات دینی اعتقادی، این مرجع بزرگ از سال 1392 شروع به فعالیت کرده است در این کار ما را یاری کنید.**********
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • بهداشت و درمان
  • سایت سرگرمی و تفریحی
  • دانلود كليپ
  • آموزش ساخت سرور وو
  • وبــ تولــز™
  • انجمن وبلاگ نویسان
  • کیف کوله پشتی
  • افزایش بازدید 1100011 - رایگان
  • جدیدترین و معتبرترین سایت های کلیکی با جایزه
  • جوانکده
  • اباصالح
  • پايگاه اطلاع رسانی هیئت
  • دوست قرآنی
  • آموزش سرا (با ما به اوج برسید...)
  • افزایش بازدید_دانلود رایگان_طراحی بنر
  • ابزار جاوا - نرم افزار - آگهی استخدامی
  • زندگی بی شهدا ننگ بود
  • پایگاه مذهبی ولایت عشق
  • مذهبی
  • 313مبارز
  • چرند پرند
  • شهریاران
  • ㋡شهر خنـــــــــــــــــــــــده㋡
  • گروه خدماتی آخر خوشحالی
  • كلاس اول تا ششم(شاكري زاده)
  • دانلود کده ی دبیرستانی ها
  • خدایی کرببلات بهشته
  • مدرسه ی راهنمایی اسوه (غیر انتفاعی)
  • کشکول مدرسه
  • نمونه سوالات ریاضی راهنمایی
  • سوالات آزمون تیزهوشان
  • بابا جون شیرازی
  • HoTدانلود
  • ثامن تم
  • افزایش بازدید ومحبوبیت در گوگل
  • عصرتاسوعا
  • دانلود نرم افزار
  • پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
  • فروشگاه عینک آفتابی
  • خرید عینک آفتابی
  • فروشگاه ساز
  • پایگاه شمیم یار
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    آیا از سایت ما راضی هستید ؟(ازهمه نظر)



    لوگوی ما

    پاسخگویی به سوالات شرعی

    -


    برای حمایت از ما لوگوی ما رادرسایت خود قراردهید.

    -
    ساعت
    روزنما
    آشنایی با آیات هدایت

    سوره قرآن
    کمی تدبردر قرآن

    آیه قرآن
    دعای فرج
    روزشمار غیبت

    به سایت ما رأی دهید.
    به این سایت رأی بدهید
    آمار سایت
  • کل مطالب : 116
  • کل نظرات : 24
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 4
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 16
  • بازدید امروز : 62
  • باردید دیروز : 112
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 62
  • بازدید ماه : 2,347
  • بازدید سال : 3,504
  • بازدید کلی : 326,278
  • کدهای اختصاصی

    ورود نویسندگان سایت

    ورود نویسندگان سایت

     به پنل مدیریت سایت

    تبادل لینک
    لینک باکس پرسش وپاسخ
    الکسای سایت ما
    خوراک rss

     برای اطلاع از آخرین بروز رسانی به خوراک rss سایت ما سری بزنید.

    rss

    دعوت به همکاری
    آیا دوست دارید نویسنده ی سایت ما شوید پس همین حالا کلیک کنید.
    نویسنده ی سایت ما شوید
    لوگو ی دوستان


    بوی سیب
    مرجع وبلاگهای مذهبی و ارزشمند
    لوگوی عصر ظهور