close
تبلیغات در اینترنت
کتاب آمریکا از دیدگاه امام خمینی(ره)
loading...

پرسش و پاسخ

  {بسم الله الرحمن ارحیم} مقدمه دشمن شناسى و استكبارستيزى از مهمترين عناصر تشكيل دهنده فرهنگ و تمدن در حيات اجتماعى انسانهاست ، جاودانگى و استمرار اين انديشه بيش از هر چيز مرهون تلاش تلاش رادمردان و فرزانگاهى است كه با همت والاى خويش حوامع بشرى را به قسط، عدالت ، آزادى ، سعادت و جاودانگى فرا خوانده اند. قيام انبياء و ائمه معصومين عليهما السلام دُرّ گرانمايه اى است كه بر تارك تاريخ مبارزات اديان الهى بر ضد كافران ، ستمگران و بت پرستان چون خورشيد تابان پرتو افشانى مى كند. اگر نهضت انبياء و قيام…

کتاب آمریکا از دیدگاه امام خمینی(ره)

سید محمد صالح بازدید : 31 چهارشنبه 05 تير 1392 نظرات ()

 

{بسم الله الرحمن ارحیم}

مقدمه
دشمن شناسى و استكبارستيزى از مهمترين عناصر تشكيل دهنده فرهنگ و تمدن در حيات اجتماعى انسانهاست ، جاودانگى و استمرار اين انديشه بيش از هر چيز مرهون تلاش تلاش رادمردان و فرزانگاهى است كه با همت والاى خويش حوامع بشرى را به قسط، عدالت ، آزادى ، سعادت و جاودانگى فرا خوانده اند.
قيام انبياء و ائمه معصومين عليهما السلام دُرّ گرانمايه اى است كه بر تارك تاريخ مبارزات اديان الهى بر ضد كافران ، ستمگران و بت پرستان چون خورشيد تابان پرتو افشانى مى كند. اگر نهضت انبياء و قيام هايى كه به تاءسى از سيره آنان و در جهت تداوم ابلاغ رسالت دينى انجام نمى پذيرفت ، زندگى بشر در سايه حكومت قدرتمندان و هواپرستان و خودگامگى سردمداران دنياطلب به مردابى متعفن و آگنده از ظلم و ستم تبديل مى گشت .
قدرتهاى استعمارى همواره در طول تاريخ در پى سلطه بر جوامع بشرى بوده اند و ويژگيهاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى قلمرو پهناور سرزمينهاى اسلامى به خصوص كشور ايران باعث طمع بيشتر زور مداران گشته و تلاش گسترده آنان را جهت حضور در اين مناطق موجب شده است .
اهميت سوق الجيشى منطقه خاورميانه و آبهاى گرم خليج فارس ، كشف منابع غظيم و گسترده نفتى ، وجود منابع ، معادن و ذخاير غنى ، حاصلخيزى و تنوع آب و هوا، هم مرز بودن ايران با شوروى سابق و... مجموعه عواملى بودند تا چشم طمع قدرتهاى بزرگ به ويژه آمريكا را به اين منطقه بخصوص ‍ ايران معطوف دارد.
طراحان كاخ سفيد مدتى پس از تحميل رژيم پهلوى به ملت مظلوم ايران براى اطمينان خاطر در سياست گذارى و برنامه ريزى جهت پيشگيرى از رشد و فراگير شدن اسلام راستين در منطقه و اعمال سياستهاى استعمارگران خود، لايجه قرون وسطايى كاپيتولاسيون را مطرح كردند تا در منطقه آشوب زده خاورميانه ، ايران را به جزيره ثبات خويش تبديل نمايد.
حضرت امام قدس سره الشريف كه مبارزات اسلامى خود را عليه رژيم ستمشاهى آغاز كرده بود، رسما رويارويى خود را على رغم تهديدات گوناگون عليه آمريكا شروع نمود و در مدت بيش از 30 سال مبارزه عليه كفر و استكبار جهانى با ژزف انديشى ، بينش عميق و بصيرت كافى در برابر هر گونه توطئه و دسيسه آمريكا و ايادى آن قد برافراشت و مسلمانان و مستضعفان جهان را با فرياد بيدار باش به هوشيارى دعوت كرد.
امام با حفظ اصول و انديشه ناب اسلامى نه شرقى و نه غربى ضمن انتقاد و حمله به سياستهاى مزورانه شوروى سابق به اين نكته ظريف و دقيق و قوف كامل داشت كه اكثر توطئه هاى منطقه اى و جهانى عليه مستضعفان و مسلمانان جهان توسط آمريكا سازماندهى مى شود از اين رو به هنگام كمكهاى تسليحاتى شوروى سابق به عراق فرمود:
((
آمريكا شوروى را هم بازى داده است .(1) ))
از اين رو با توجه به پيچيدگى شيوه هاى آمريكا در مبارزه با انقلاب و نظام اسلامى از سويى و مطرح شدن نظرات گوناگون درباره آمريكا در محافل سياسى ، ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه تصميم گرفت با جمع آورى ديدگاه هاى حضرت امام درباره آمريكا، برادران پاسدار و امت حزب الله را از نظرات رهبر و پرچمدار مبارزه با استكبار جهانى در قرن معاصره آگاه نمايد.
اين مجموعه كه در چهارده فصل و يك ضميمه تهيه گرديده است ، تاريخچه اى از فعاليتها و دخالتهاى آمريكا در منطقه و كشور ايران ، شناخت عوامل و طرفداران آن ، سياستهاى مرموز و پيچيده استكبار براى شكست نظام اسلامى و از همه مهمتر استراتژى مبارزه با آمريكا از ديدگاه امام خمينى قدس سره الشريف را ترسيم مى كند، سخنان امام راحل قدس سره الشريف مى تواند بهترين دستورالعمل و راهگشاى نسل حاضر جهت شناخت و مبارزه با ام الفساد قرن و سياستهاى شيطانى او باشد.
در پايان بر خود لازم مى دانيم كه از مركز تحقيقات اسلامى بويژه برادر حسين شيدائيان كه در تهيه اين مجموعه تلاش بسيارى كرده اند تشكر نمائيم .
ستاد نمايندگى ولى فقيه در سپاه
فصل اوّل : كليات
الف - روحيه استكبارى
مستكبرين ، جهان را از آن ديد خاص خود استكبارى و آن بيمارى روحى كه در آنها هست نگاه مى كنند و اين بيمارى موجب اين شده است كه توده هاى بزرگ ملّت ها را اين ها از جهان حساب نمى كنند آقاى كارتر خودش و يك عده اى كه شايد تمام جمعيتشان را ما حساب بكنيم در تمام مملكت ها از اين قريب سه ميليارد جمعيت دنيا پنجاه هزار نيستند آنهايى كه سران دولت هايى هستند كه ديگران را وادار به جور و تعدى مى كنند اين ديد امثال ايشان اين است كه همه ملّت ها، اين ها چيزى نيستند، آنى كه جزء جهان است و جهان است عبارت است از يك عده معدودى امثال كارتر و دار و دسته او و آنهايى كه در ساير جاها هم مع الاءسف جزءِ دار و دسته او شده اند، همه جهان را عبارت از اين مى دانند اين ديد مستكبرين است كه ساير قشرهاى بزرگ ملّت ها را آنهايى كه دريايى هستند كه كارتر و امثالشقطره است در مقابل آن درياها، آنها را اين ها نمى بينند يعنى اين بيمارى ، اسباب اين شده است كه آنها را نبينند، از اين جهت وقتى كه در اريكه رياست جمهور نشسته است و با آن ديد بيمارگونه نگاه مى كند و مى بيند كه چند تا وزير در فلان جا و چند تا مثلا اشخاصى كه راجع به مجالس ‍ خودشان هست و اين ها، يا در جاهاى ديگر عددى از اين وابسته ها ممكن است كه اين ها خشمشان چه بشود، ايشان اين ها را جهان حساب مى كند و مى گويد كه اگر چنانچه اين ديپلمات ها را اين ها را ديپلمات حساب مى كند اين هايى كه جاسوسى شان به حسب شواهد ثابت شده است ، اين ها را ديپلمات حساب مى كند و جهان را هم عبارت از همان كه خودش مى بيند حساب مى كند(2)
ب - سلطه وحشيانه
ديروز ممالك اسلامى به چنگال انگليس و عمال آن مبتلا بودند امروز به چنگال آمريكا و عمال آن آمريكاست كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيبانى مى كند، آمريكاست كه به اسرائيل قدرت مى دهد كه اعراب مسلم را آواره اند... آمريكاست كه اسلام و قرآن مجيد را به حال خود مضر مى داند و مى خواهد آنها را از جلوى خود بردارد، آمريكاست كه روحانيون را خار راه استعمار مى داند و بايد آنها را به حبس و زجر و اهانت بكشد... آمريكاست كه با ملّت اسلام معامله وحشيگرى و بدتر از آن مى نمايد.(3)
ج - استثمار جهان سوم
در طى اعلاميه ها و بيانيه هاى پانزده سال اخير خود، چندين بار موقع و موضع خويش را در قبال آمريكا و قدرتهاى بزرگ ديگرى بيان كرده ام كه ثروتهاى ممالك فقير بهره بردارى مى كنند و عمال خود را در اين ممالك تحميل مى نمايند و قهر و خشونتى را كه بر مردم دنياى سوم تحميل مى شود تاييد مى نمايم .(4)
د: جنگ افروزى
شما گمان نكنيد كه غربى ها پيشرفت كرده اند، غربى ها در جهات مادى پيشرفت كرده اند لكن معنويات ندارند. اسلام و همين طور مكتب هاى توحيدى ، اين ها انسان مى خواهند درست كنند و غرب از اين معنى بكلى بركنار است ، غرب مواد طبيعت را كشف كرده است و قواى طبيعت را كشف كرده است و آنهم بر ضد انسان اين قوا را به كار مى برد، براى هدم انسانيت ، براى هدم شهرهاى ممالك . چنانچه كه مى بينيد كه هر يك از اين كشورها كه به اصطلاح پيشرفته تر هستند بيشتر انسان ها را در فشار قرار مى دهند. ما يك مملكت پيشرفته به اصطلاح خودشان كه عبارت از آمريكاست ، گرفتار آن بوديم و الآن هم ممالك بسيار گرفتار همين مملكت پيشرفته هستند. آن چيزهايى كه آنها پيشبرد كردند، بر ضد مقصد انسانيت به كار مى برند و آدمخوارى را در عالم ترويج مى كنند، جنگ و جدال را در عالم ترويج مى كنند، پيشرفت ها براى پيشرفت جنگ و پيشرفت آدمكشى است .(5)
دنيا بايد آمريكا را از بين ببرد، وِالّا تا اين ها هستند، اين مصيبت ها در دنيا هست اين جا نشد، يك جاى ديگر الآن در بسيارى از جاهاى دنيا آمريكا آتش افروخته و جنگ هايى كه الآن در بسيارى از جاهاى دنيا هست ، همه اش زير سر اين است و دنيا را اين ها دارند تهديد مى كنند و هرگز هم اين ها سلاحهايى كه مى گويند متوقف مى كنيم و آنها را محدود مى كنيم به حد، هرگز راست نمى گويند. بنابر اين ما بايد هر چه فرياد داريم به سر اين ها بزنيم .(6)
ه - جنايت
ملّت ما بلكه ملّت هاى اسلامى و مستضعفان جهان مفتخرند به اين كه دشمنان آنان كه دشمنان خداى بزرگ و قرآن كريم و اسلام عزيزند، درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتى براى مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمى شناسند و در راءس آنان آمريكا اين تروريست بالذات ، دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود كه قلم ها از نوشتن و زبان ها از گفتن آن شرم دارند.(7)
و - پيشرفت حيوانى
... حال آنكه غرب پيشرفت هايى كه دارد، پيشرفت هاى مادى دارد و دنيا را به صورت يك جنگنده ، به صورت يك وحشى بار مى آورد. تربيت غرب انسان را از انسانيت خودش خلع كرده ، به جاى او يك حيوان آدمكش ‍ گذاشته است . الآن شما در هر جاى دنيا كه ملاحظه كنيد، الآن هم كه يك آرامشى فرض كنيد كه در دنيا هست و جنگ هاى عمومى نيست ، در هر مملكتى مى بينيد با دخالت همين آمريكا و با دخالت همين شوروى آدمكشى هست ... در بسيارى از جاها. لبنان هم آدمكشى است به دخالت آمريكا. غرب حيوان بار مى آورد آن هم نه حيوان آرام ، يك حيوان وحشى ، آدمكش ، آدمخوار. پيشرفت ، پيشرفت انسانى نيست .(8)
ز - منطق و معيار آمريكا
[آمريكا] همه چيزش روى همين مسائل حيوانى چرخ مى زند،((طعمه است ))ين ممالك بايد طعمه آمريكا باشد، هر كه بهترين صيد را مى كند، در نظر سناى آمريكا نشان مى گيرد، هركه جلوگيرى مى كند از اين طعمه ، در سناى آمريكا محكوم است ، غير از اين نمى توانند ادراك بكنند.(9)
اگر آمريكا از يك جايى يا از جاهايى تعريف مى كند، تعريف از خودش ‍ است ، براى اين كه مى بيند همه مطيع او هستند. و اين كه از ما تكذيب مى كند و هر روز يك چيزى مى گويد، براى اين كه مى بيند كه اين ملّت مطيع او نيست ، او مى خواهد مطيع بشود. و شما بدانيد كه اگر يك كلمه اين ملّت بر وفق راى او حرف بزند، تمام اوضاع را او برمى گرداند.(10)
ح - قدرت پوشالى
اين ها به واسطه تبليغاتشان ايجاد خوف كرده بودند كه با همين خوف كارهاى خودشان را انجام مى دادند. بيشتر مردم به واسطه اين خوف كنار مى گرفتند و بى تفاوت مى شدند و مى ترسيدند، آنها هم با اين كه قدرتشان به آن بزرگى نبود كه يك ملّت را از بين ببرند، استفاده مى كردند لكن ملّت ايران اين مطلب را شكست در هم و اين رژيم را از بين برد. نسبت به قدرت هاى بزرگ هم همين طور است قضيه و همين طور بود قضيه كه ارعابش بيشتر از واقعيتش بود. اگر يك مطلبى فرض كنيد در يك دولت كوچكى واقع مى شد بر خلاف ميل شوروى مثلا يا بر خلاف ميل آمريكا، كافى بود كه آمريكا يا شوروى يك تشر بزنند، با همان يك تشر مساءله ختم مى شد، يا مثلا در آنوقتى كه انگلستان قدرتش زيادتر بود از ديگران ، يك كشتى را بياورند در اين آب هاى نزديك ايران ، يك كشتى را كه آوردند اين جا، ديگر نه مجلسش مى توانست حرفى بزند و نه دولتش و هر چه آنها مى خواستند، تحميل مى كردند. اين مطلب هم در ايران شكسته شد، اين معنا كه يكى برود در سفارت آمريكا و يك تعرضى بكند به سفارت آمريكا، در سابق و در زمان رژيم سابق ، جزء تخيلات و شعرها به نظر مى آمد، چطور امكان دارد كه ملتى كه هيچى ندارد، جوان هايى كه دستشان چيزى نيست بروند و سفارت آمريكا را يك تعرضى به آن بكنند، يك سنگى حتى بيندازند، اگر يك همچو چيزى بشود اصل املّت و دولت ايران به باد فنا خواهد رفت . اين ها چيزهايى بود كه با شيطنت و تبليغات تو مغز مردم كرده بودند و مردم را از آن قدرت ملى و انسانى و اسلامى كه داشتند غافل كرده بودند. ما ديديم كه جوان هاى ما به واسطه آنهمه ناراحتى هاى كه ملّت ما از اين قدرت فاسد كشيده بود عكس العمل نشان دادند و رفتند و ريختند و آن اعضاى آنجا را گرفتند و اين ها و هيچ آسمان به زمين نيامد. ويژگى اين عمل ، اين بود كه اين قدرت آمريكا و اين ارعابى كه كرده بودند اين ها كه اگر چنانچه يك تعرضى بشود، به ديوار سفارت آمريكا كسى يك خطى بكشد چه ها خواهد شد، اين از بين رفت .(11)
ط - عنايت الهى به ملّت ايران
خداى تبارك و تعالى بر همه ما، بر همه ملّت ما و بر مسلمين منت گذاشت و عنايت كرد، الطاف خودش را در اين كشور عنايت كرد، جلوه داد و اين كشور را سرتاپايش را بيدار كرد با اين كه اين مسائل كه من عرض مى كنم ، شايد اكثر مردم نسبت به آن بى تفاوت بودند و توجهى نداشتند، لكن يك مطلب را همه يكدفعه متوجه شدند كه آمريكا مى خواهد ما را از بين ببرد اين مطلبى بود كه سرتاپاى اين كشور توجه به آن كرد به اين كه آمريكا مى خواهد ما را مستعمره خودش بكند و تمام حيثيت ما را، حيثيت اسلامى ما را، حيثيت ملى ما را و ذخاير ما را مى خواهد از بين ببرد اين يك مطلبى بود كه در سرتاپاى اين كشور منعكس شد و مردم باورشان شد و باوركردنى هم بود براى اين كه همه چيز را مى ديدند اين روحيه اى كه در اين كشور پيدا شد، به عنايت خدا پيدا شد اين را هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه من اين كار را كرده ام امكان نداشت كه بشر بتواند، از بچه اى كه تازه زبان درآورده تا پيرمردى كه در بيمارستان خوابيده و دم مرگش هست ، اين كشور را اين طور توجه بدهد به اين كه ما مى خواهيم مسلمان بشويم و ما مى خواهيم مملكت مان مملكتى آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامى باشد، اين يك دست غيبى ، يك عنايت غيبى بود كه به سر اين كشور انعكاس پيدا كرد، كشيده شد و اين كشور را بيدارش كرد.(12)
ى - واژه نامه دولتمردان آمريكا
1 - آزادى
آن آزادى كه كارتر مى گويد كه چون شاه يك آزادى خيلى صريح و خيلى تندى به مردم داده ، از اين جهت با او اختلاف مى كنند به منطق كارتر اين همه فريادى كه دارند مردم مى زنند از اين است كه تخمه كردند براى آزادى ، آزادى اين قدر به آنها دادند كه آنها ديگر نميتوانند هضمش بكنند فرياد مى زنند.(13)
به منطق آقاى كارتر. آزادى عبارت از اين كشتارهايى است كه الآن در ايران دارد مى شود كه هر روز دنبال هم دارد واقع مى شود.(14)
2 - ملّت
ملّت اين است كه آمريكا بشناسد كه او ملّت است ، اگر آمريكا تثبيت كرد مليت يك كسى را، آن هم تثبيتش به اين است كه منافع او را تاءمين بكند ... آن ملتى كه بايد در نظر آمريكا و عمال آمريكا باشد، اين ها نيستند. اين ملّت آنهايى هستند كه مى گويند بايد همه چيز را داد به آمريكا.(15)
3 - تروريست
كاخ سفيد ميزان تروريست و ضد آن را، مخالفت با جناياتش در سراسر جهان و موافقت با آن مى داند.(16)
اين قدر هياهو راه انداختند براى جلوگيرى از تروريست ، آن قدر تبليغات كردند كه ايران / درش / تروريست پرور است و ايران چطور و جزء تروريست . عراق از جرگه تروريست ها خارج شد چون سجده كرد به آمريكا!! و ايران وارد شد براى اين كه اعتنايى به آنها نكرده !! ميزان تروريستى همين است پيش آنها.(17)
4 - وحشى
آنها فكر مى كنند كه هر كس كه مصالح ما را در نظر گرفت و هر كس كه گاو شيرده ما شد، اين وحشى نيست !! و اما آن كه سركشى كرد از اين فرمان ، اين وحشى است !! اين منطق امثال ريگان است .(18)
اخيرا شنيديد كه رئيس جمهور آمريكا گفته است كه اين كشور ايران يا رژيم ايران وحشى هستند. اگر مقصود از وحشى اين است كه رام نيستند در مقابل آن چيزهايى كه شما مى خواهيد، گاو شيرده نيستند، اين را شما اسمش را وحشى مى گذاريد، بگذاريد... در منطق آنها وحشى اين است كه رام آنها نباشد.(19)
5 - صلح
آن كه مى گويد ما براى صلح قيام كرديم و مى خواهيم صلح در دنيا باشد، همه جنگ ها را اين ها راه مى اندازند توى همين جنگى كه ما الآن مبتلا به آن هستيم و كشور عراق هم مبتلا به آن هست ، همين را آنها راه انداختند، لكن آقايان اين جنگ ها را راه انداخته اند كه صلح در دنيا پيدا بشود.(20)
6 - حقوق بشر
[كارتر] با صراحت لهجه گفت كه ((اين جاهايى كه پايگاه نظامى ما داريم اين جا ديگر بساط حقوق بشر چيزى نيست ، ديگر صحبت از حقوق بشر نبايد بكنيد... احترام به حقوق بشر مال آنجاهايى است كه ما در آن پايگاه نداريم ))اين آمريكايى كه اين قدر حقوق بشر مى گويد، در خود آمريكا، در آمريكاى لاتين چه بساطى سر اين مردم دارد در مى آورد.(21)
7 - انسان دوستى
انساندوستى سران آمريكا اين است كه كسى كه پنجاه سال يا سى و چند سال مملكتى را به خرابى كشيده است و يك انسان هاى بزرگ را كشته است يا از بين برده است يا حبس كرده است يا تبعيد كرده است يا خانمان هاشان را خراب كرده است ، اين انسان را آنها انسان حساب مى كنند و انساندوستيشان هم اين است كه يك همچو جانى درجه اول را ببرند و معالجه كنند و به اسم معالجه ببرند و بخواهند نوازش كنند و توطئه كنند.(22)
فصل دوم : ملّت آمريكا
الف - تفاوت ملّت آمريكا با دولت آمريكا
1 - مفهوم شعار ((مرگ بر آمريكا))
ما اول بايد حساب ملّت آمريكا را از دولت آمريكا جدا كنيم ما به هيچ وجه مقابل با ملّت آمريكا نيستيم آقاى كارتر است كه به اين ناراحتى دامن ميزند از طريق جنگ اعصاب و ممكن است به دخالت نظامى منجر شود و ما به هيچ وجه ملّت آمريكا را تحقير نكرده ايم (23) .
اين ملتى كه الآن دارند فرياد مى زنند((مرگ بر آمريكا))مقصودشان كارتر است ، ملّت آمريكا كه به ما كارى نكرده ، ملّت آمريكا اگر بفهمد مطلب را، اگر بفهمد، اگر بفهمد مطلب را ملّت آمريكا، به حسب وجدان انسانيش با ما موافق است .(24)
2 - صلح دوستى با ملتها
ما ملتى هستيم كه مسلم هستيم و سلم را براى همه ملّت ها آرزو داريم ، لكن آقاى كارتر نمى گذارند اين سلم باقى باشد بقاء اين سلم براى ما و براى ملّت آمريكا و براى ملّت هاى منطقه به اين است كه آقاى كارتر اين انساندوستى شان را يك قدرى كنار بگذارند و شاه كار نيست و ما با ملّت آمريكا ابدا خلافى نداريم ، نزاعى نداريم ، ملّت آمريكا هم مثل ساير ملّت ها پيش ما هستند و ما در سلم هستيم با همه ملّت ها(25) .
راجع به ملّت ها، حتى ملّت آمريكا و هر ملّت ديگرى ، ملّت ما و ما هيچ ابدا مخالفتى با آنها نداريم و از آنها هم به ما ظلمى نشده است كه ما مخالفت با آنها داشته باشيم .(26)
ب - افكار عمومى ملّت آمريكا
1 - مخالفت با عمليات نظامى
در خود آمريكا هم ملّت آمريكا كم كم بيدار مى شوند، خواهند شناخت اين ابرقدرت هايى كه تحميل مى كنند خودشان را بر ملّت ها، قبلا اين طور نبود كه ملّت آمريكا با ما باشد، حالا بسيارى از آنها با ما شده اند، حالا وقتى كه خودشان اقرار كردند كه وقتى كه آراء ملّت را شمارش كردند، به يك ارزيابى فهميدند كه پنجاه و پنج درصد اجازه نمى دهند كه آمريكا دخالت نظامى بكند.(27)
2 - حمايت از مظلومين
بايد ديد كه مظلوم ها چه مى گويند، بايد ببينيم كه ملّت آمريكا چه مى گويند، دولت آمريكا معلوم است شكست خورده و زخمى است مار زخمى است و شكست خورده ، سناى آمريكا شكست خورده ، او اظهار تاءسف مى كند، بايد ديد كه خود ملّت آمريكا چه مى گويند... بايد ديد مظلوم در اين مسائل چه مى گويد، نه ظالم ، ظالم هميشه مى خواهد كه ظلم بكند، عمالش ظلم بكنند، مظلوم هاى عالم يا آنهايى كه انسانند چه مى گويند.(28)
4 - طرفدارى از انقلاب اسلامى
فيلسوفشان آنجا كاغذ به من مى نويسد، يعنى آن كس كه از علمايشان است ، كاغذ به من مى نويسد و اظهار تشكر از كارها و اين كه طرفدارى از ملّت ايران و اين ها. اين طور نيست كه آمريكاييها خودشان مخالف با اين مصالح ما باشند؛ آنها موافق اند با ما؛ آنها هم متاءسفند از كارهايى كه مى كنند آنجا. اين دولتها هستند كه فاسد هستند.(29)
اگر ملّت آمريكا هم بفهمند ما چه مى گويم و كارتر و امثال كارتر در مملكت ما چه كردند در عرض اين چندين سال ، در عرض اين پنجاه سال چه كردند با اين مملكت ما، آنها هم با ما موافق مى شوند.(30)
ج - خيانتهاى دولت آمريكا به ملّت آمريكا
1 - مشوه جلوه دادن چهره ملّت ايران
دارند منعكس مى كنند در آمريكا كه ملّت ايران با ملّت آمريكا مخالف است و اين هم يكى از جناياتى است كه دارد واقع مى شود در، تاريخ ... ما با ملّت ها به هيچ وجه مخالفت نداريم بلكه ما با مظلوم ها كه ملتها هم از طبقه مظلومين هستند موافق هستيم .(31)
ملّت آمريكا را مى گويند بر ضد ما تجهيز كردند در اين عيدى كه بايد عيد صلح باشد و رئيس جمهور آمريكا در همه جا در بين مظلومين جنگ راه انداخته است ، مظلومين را دارد مى كوبد.(32)
2 - لطمه به حيثيت سياسى مردم آمريكا
ما مى خواهيم بفهمانيم به خود ملّت آمريكا كه نسبت به ملّت آمريكا اين ها چه كردند تا حالا، اين ها چه جناياتى كردند كه ملّت آمريكا را هم از نظر مردم دارند از بين مى برند، اين ها چقدر به خود آمريكا لطمه وارد كردند، لطمه حيثيتى ، لطمه انسانى و چقدر به ساير كشورها و ملّت ها و اين ها.(33)
3 - سياست تبعيض نژادى
ملى گرايى بر خلاف اسلام است . اسلام آمده است كه همه را يك نحو به آن نظر بكند، همه جوامع را. ملى گرايى اين است كه الآن در آمريكا بين سياه و سفيد دارد واقع مى شود و اين كارترى كه دعوى اين را مى كند كه من طرفدار بشر هستم اين سياهان را اين طور ميكشد و اين طور آزار مى دهد.(34)
4 - ايجاد بدبينى جهانى به ملّت آمريكا
همه تشبث اش اين است كه رئيس جمهور بشود، اصلا تمام نظرش ‍ آنجاست و من به او قول مى دهم كه نشود انشاء الله ، رئيس جمهور شدن راه دارد حال ما فرض هم مى كنيم دو سال ديگر هم ، پنج سال ديگر هم بخواهى رئيس جمهور بشوى ، آخر ارزش دارد كه يك انسانى ، يك ملتى را، ملّت دويست و چند ميليون در نظر مردم اين طور جلوه بدهد ارزش دارد، براى پنج سال ديگر جنايت كردن ، خوب ، رياست كردن اين ها، همان جنايت كردن ارزش دارد. براى رياست كردن كه مساوى با جنايتكارى است پنج سال ، اين كه اين قدر يك ملّت آمريكا را آنها كه تقصيرى در اين باب ندارند اين قدر آنها را آلوده كند و مردم دنيا را هم به ملّت آمريكا بدبين كند.(35)
كارتر مى رود. اما ميزان ، ملّت آمريكاست ، ما مى خواهيم تمام بشر زندگى در صلح كند. و ما با ملّت حسن ظن داشته باشيم . كارهاى كارتر ملّت ما را به بدبينى به ملّت آمريكا مى كشاند. شما بايد چاره اى بينديشيد. تنبهى به دولت بدهيد.(36)
5 - مخالفت با افكار عمومى
وضع الآن اين طور شده است كه اصلا گرفتار شده ايم مابين قوه هاى مقتدرى كه برخلاف نظر حتى ملّت خودشان عمل مى كنند. گمان نمى كنم كه ملّت آمريكا راضى باشد كه از كه دولت آمريكا از هر سوراخى سرش را بيرون بياورد و جوان هاى خودشان را به كشتن بدهد.(37)
6 - فريب ملّت آمريكا
شما خيال مى كنيد كه براى اين پنجاه نفر كه در اين جا هستند، پنجاه و چند نفر جاسوسى كه در اين جا هستند، اين ها دلشان سوخته و انساندوستى شان و حب به اهل ملتشان اسباب اين شده ، شما مطمئن باشيد كه مساءله اين نيست ، اين ها فوج فوج سربازهاى خودشان براى اين كه خدمت به آنها بكنند مى فرستند به جبهه ها كه بريزند در جبهه ها بكشند و كشته بشوند. هزاران افراد را از خود ملتشان به كشتن مى دهند، براى اين كه يك صدايى در خود آمريكا پيدا بشود كه اين رئيس جمهور ما چه آدم كذايى است ، وضع اين ، روحيه اين ها اين طورى است ، اين ها وضع روحشان ، روح الآن ديگر آن روح اولى كه فطرت انسان و فطرت اولى است ، اين ها از دست دادند، همه انسان ها به فطرت صحيح موجود مى شوند، اين ها عوض ‍ شدند.(38)
د - پيام به ملّت آمريكا
1 - انتخاب رئيس جمهور
اى ملّت آمريكا به تبليغات رؤ ساى جمهورى كه جز نيل به قدرت فكرى ندارند گوش فرا ندهيد و بدانيد كه جوانان ما با جاسوسان رفتارى خداپسندانه دارند، كه دستور اسلام رحمت بر اسيران است گرچه ظالم و جاسوس باشند.(39)
آمريكا بايد كارتر را از صحنه سياست خارج كند كارتر بد سياستمدارى بود براى آمريكا، بد رئيس جمهورى بود براى آمريكا، آمريكا را بدنام كرد در دنيا، مسلمين را بر ضد آمريكا مجهز كرد كارتر و اين كارتر لايق اين نيست كه رئيس جمهور آمريكا باشد ملّت آمريكا بايد بدانند كه كارتر را نبايد راى به او بدهند براى اين كه كارتر خيانت كرده است به آمريكا و الآن مشغول خيانت به آمريكاست ، مشغول دسيسه است و برخلاف مصالح آمريكا دارد عمل مى كند، چنانچه دانشمندان خود آمريكا اين مطلب را دارند مى گويند و بعدها هم خواهند گفت (40)
به ملّت آمريكا از اين كه عنان عقل و اراده خويش را در مهمترين مسايل سياسى و بين المللى و نظامى به دست افرادى چون ريگان بسپارد نصيحت مى كنم . چرا كه ريگان در كارها و خصوصا در مسايل سياسى و و تصميم گيرى ها ناتوان شده است و به كمك عقلا و انديشمندان نيازمند شده است كه مردم آمريكا را به ورطه سقوط نكشاند(41) .
2 - استيضاح رئيس جمهور
ما از ملّت آمريكا مى خواهيم كه به اين آقاى كارتر بگويند كه ملتى كه مظلوم است ، ملتى كه تحت فشار است ، ملتى كه آزادى و همه آزادى ها از او سلب شده ، ملتى كه استقلال ندارد، ملتى كه كشته ميدهد، ملتى كه ظالمين بر او غلبه كرده اند، اين ها ميخواهند براى خود احقاق حق بكنند، فرياد مى زنند ما آزادى مى خواهيم ، ما استقلال مى خواهيم ، آيا يك همچنين چيزى پستى و رذلى است كه كارتر تعبير مى كند؟ ما اميدواريم كه رؤ ساى خودشان را مواخذه كنند، ما ميل نداريم كه در بين ملّت هاى مسلمان ، ملّت آمريكا به نحوى بشود كه از نظرها بيفتد و ملّت آمريكا را يك ملّت ظالم بدانند، در صورتى كه اگر ملّت آمريكا با ما همراهى كند، از آنها تشكر هم خواهيم كرد(42) .
من هيچ گونه رابطه اى با آقاى كارتر ندارم و اصولا با هيچ رئيس جمهور و يا رئيس دولتى رابطه ندارم من از مردم آمريكا مى خواهم كه هر چه زودتر به نفع مردم مظلوم ايران اقدام كنند و از آقاى كارتر و دولت آمريكا بخواهند تا از شاه پشتيبانى نكنند و افكار عمومى جهان را عليه مردم آمريكا نشورانند پشتيبانى دولت آمريكا از رژيم شاه بالمال به مصلحت مردم آمريكا نخواهد بود(43)
بر ملّت آمريكاست كه كارتر و دولت او را استيضاح كنند و از وى بخواهند كه بيش از اين با حمايت از شاه آدمكش حيثيت ملّت آمريكا را در نظر مردم ايران متزلزل نسازد ملّت ايران تصميم گرفته است كه خود را از چنگال استعمار و استبداد نجات دهد و مستقل و آزاد باشد و سياستهاى خود را بر اين دو پايه نيز طرحريزى مى كند و براى او مهم نيست كه چه كسى اين سياست ها را ميپسندد و يا نمى پسندد.(44) .
بر ملّت آمريكاست كه رئيس جمهورى خود را وادار كنند روش خود را تغيير دهد(45)
فصل سوم : آمريكا و رژيم پهلوى
(دخالتها و فعاليتهاى آمريكا در دوران رژيم پهلوى )
الف - گستردگى ابعاد دخالتهاى آمريكا
ساليان دراز است كه آمريكا برخلاف همه موازين بين المللى و انسانى ، در امور داخلى كشور ايران دخالت مستقيم دارد، به طورى كه امروز مى بينيم وقتى شاه در پرتگاه سقوط قرار گرفته و ملّت ايران براى به دست گرفتن سرنوشت خود به پا خاسته است ، مستقيما رئيس جمهور آمريكا و نيز بعضى از ساير مقامات عاليرتبه آمريكايى رسما دخالت مى كنند و على رغم اراده قاطع ملّت ايران اعلام مى كنند كه ما از شاه حمايت مى كنيم و بايد حمايت بكنيم چون بهترين دوست و حافظ منافع ما در منطقه است در ساليان دراز مى بينيم كه اكثر و بلكه تمامى سياست هاى شاه در زمينه هاى مختلف در جهت تاءمين هر چه بيشتر منافع آمريكا و همدستان آمريكا بوده است كشاورزى ايران را به نفع آمريكا نابود كرده است ، مخازن زير زمينى و مخصوصا نفت را به غارت آمريكا داده است و ايران را با پول نفت ، انبار اسلحه ساخت آمريكا و همدستانش قرار داده است كه گذشته از اين كه اين سلاحها به هيچ كارى جز كشتن فرزندان ملّت در شهرها و دهات نميخورد، بيش از چهل هزار مستشار نظامى آمريكايى را بر ما تحميل كرده است كه علاوه بر اين كه در هر سال بابت حقوق آنان هزينه كمرشكنى بر ما تحميل مى شود، اصولا همين مستشاران زير نظارت سفارت آمريكا تمامى اوضاع كشور را براى حفظ منافع آمريكا كنترل مى كنند و قدرت هر گونه آزادى عمل را از ارتش ايران سلب كرده اند و ارتش را على رغم خواست آنان در جهت حفظ شاه بسيج نموده اند آمريكا به دست شاه ، ايران را به يك پايگاه نظامى در برابر ژ رقيب خود درآورده است شاه با زور سرنيزه حق كارگران و زحمتكشان شريف و محروم ايران را به باد داده است سرمايه داران آمريكايى ، ايران را بهترين نقطه براى استثمار ميدانند و سرمايه هاى خود را به اشكال مختلف به ايران سرازير كرده اند و بايد بگويم كه ابعاد دخالت آمريكا در ايران به قدرى وسيع است كه در اين فرصت ، امكان شمردن آنها نيست .(46)
ب - تحميل رژيم پهلوى
دولت هاى آمريكايى ، بزرگترين خيانتى كه به ما كردند اين است كه اين دودمان پهلوى را به ما تحميل كردند و مخازن ما را به دست اين دودمان برده اند و به جاى آنچيزى كه به درد ملّت بخورد نداده اند. ارتش ما را در تحت حمايت خودشان قرار داده اند كه بر ضد ملّت قيام كنند و پايگاه هايى درست كرده اند در ايران كه مخالف با استقلال ما بوده است و ما با بودن حكومت اين شاه هيچ وقت نمى توانيم زندگى بكنيم و آمريكاست كه از او پشتيبانى مى كند و الآن هم رئيس جمهور آمريكا پشتيبانى خودش را مكرر اعلام مى كند. يك ملتى كه براى احقاق حق خودش ، براى آزادى و استقلال قيام كرده است .(47)
ج - مجرم اصلى
يك وقتى كه ما مى خواستيم يك صحبتى بكنيم يك نفر را فرستادند كه شما از آمريكايى ها صحبت نكنيد ولو از شاه هم بگوييد مانعى نيست من گفتم ما همه اشكالمان در آمريكايى هاست ، همه گرفتارى كه ما داريم از دست آمريكا داريم ، ما آن مجرم اصلى را بگذاريم و برويم سراغ اين هايى كه تبع هستند و آلت هستند؟ حالا در ايران البته مجرم دست دوم مجرم دست اول عبارت از آمريكاست ، مجرم دست دوم عبارت از اين شاه است .(48)
د - ايجاد وابستگى
يك اشخاص ، اشخاص وابسته ، اين ها مانع بودند از اين كه اين مملكت سروسامان پيدا بكند. كه در راءس آنها از داخلى ها محمدرضا بود و از خارج هم آمريكا، ديگران هم بودند لكن اين دو تا بيشتر، اين ها مانع بودند از اين كه نيروهاى انسانى ما رشد بكنند، اين ها نمى گذاشتند كه فرهنگ ما يك فرهنگ صحيح باشد( آنها با نقشه و اين هم كه بى چون و چرا سرسپردگى داشت با آنها، هر چه آنها مى گفتند عمل مى كرد) و نگذارند به اين كه اين مملكت يك سر و سامانى خودش داشته باشد. مقصد آنها اين بود كه اين جا را يك بازارى براى آمريكا درست كنند و همه چيزش وابسته به آنجا باشد و اين آدم هم از باب اين كه مى خواست خودش را حفظ كند و مى ديد كه حفظش به اين است كه تبعيت كند از آنها، بى چون و چرا تسليم آنها بود.(49)
ايران چنانچه مى دانيم و مى دانيد دست بسته تسليم آمريكا بود و شاه مخلوع خائن ، اين كشور را در تمامى ابعاد وابسته به آمريكا كرده بود و ايران يكى از پايگاه هاى نظامى آمريكا بود. ارتش در دست مستشاران آن و فرهنگ در دست جيره خواران و شاه و دولت و مجلس از نوكران و سرسپردگان بودند. اقتصاد در وابستگى از آنها بدتر و شاه مخلوع در منطقه نيرومندترين ژاندارم بود و پشتيبان او آمريكا و ديگر كشورهاى وابسته به آن بودند.(50)
ه‍‍- ماءموريت شاه
ايشان مى گويد كه كتابى نوشته است : ((ماءموريت وطنم ))درست ميگويد كه براى وطنش ماءموريت دارد، از طرف آمريكايى ها ماءموريت دارد. اما ماءموريت دارد اين وطن را، اين جوان هاى وطن را ضايع بكند، اين ها را عقب بنشاند، مملكت را به حال عقب ماندگى نگه بدارد كه در آن رشد حاصل نشود. در طبقه جوان رشد حاصل نشود كه در مقابل آمريكا بايستند و بگويد: آقا چه مى گوييد به جان ما.(51)
و - انقلاب آمريكايى
آمريكا با كودتاى نظامى ، مجددا شاه را بر ايران تحميل كرد و به نام مدرنيزه كردن مملكت ، انقلاب آمريكايى شاه را به راه انداخت و ديديم كه نتيجه تمام اين انقلاب به سود آمريكا و خرابى ايران بود كشاورزى مملكت نابود شد و ايران بازار مصرف مواد غذايى آمريكا شد، مخازن زيرزمينى از نفت گرفته تا مس و ساير مخازن ، همه به نفع آمريكا تاراج شده و مى شود و در عوض سلاح هايى به ايران داده شد كه به درد مملكت نميخورد و زيان ديگرش هم تحميل بيش از چهار هزار مستشار نظامى با هزينه هاى سرسام آور آن است كه گذشته از اين كه ارتش ما را از حيثيت انداخته است ، تمامى مقدرات كشور را هم به دست آنها سپرده است و به دست همين شاه ، ايران را پايگاه نظامى آمريكا كرده و نيز با پول همين ملّت ، شاه را ماءمور و ژاندارم منطقه در خليج كرده و اين ها همه بخشى از ظلم هايى است كه آمريكا به ملّت ما كرده است .(52)
اين انقلاب سفيد انقلاب شاه و ملّت است ؟! ملتى است را كه خودتان ملّت هستند!! به ملّت كارى ندارد، شاهش هم به شاه كارى ندارد، انقلاب آمريكا بود يك طرفه . اين انقلاب براى اين بود كه اين مملكت را از اين مقدار زراعتى كه دارد كه به واسطه اين مقدار زراعت استغنايى از مملكت هاى ديگر دارد، اين هم از دستش بگيرند. مگر تسلط آمريكا بر ما غير از اين است كه منافعى كه ما داريم ، مخازنى را كه ما داريم ، چيزهاى زير زمينى را كه ما داريم ، روى زمينى را كه ما داريم ، اين ها سلطه پيدا كنند و ببرند؟(53)
ز - قانون اساسى آمريكايى
... رفراندم اين طور بوده يك صندوق براى مخالف و يك صندوق براى موافق مى گذاشتند و پاى صندوق مخالف ، يك دسته از اشرار بودند و جزء مخالفين يك الاغ را آورده بودند كه راءى بيندازد. چنين رفراندمى را شكل دادند و قانون اساسى را آمريكايى درست كردند.(54)
ح - اصلاحات آمريكايى
قضيه اصلاحات ارضى هيچ نبود الا اين كه بازارى براى آمريكا درست كند و نگذارند ما زراعت داشته باشيم . همانطورى كه خود آن مردك از عمال آمريكا بود و براى بازار درست كردن آمريكا اين كار را كرد و نقشه از آنها بود و او اجرا مى كرد.(55)
اصلا برنامه اين بوده است كه خرابى بكنند. كشاورزى را با اسم اصلاحات ارضى بكلى از بين ببرند و بازار درست كنند براى آمريكايى ، براى آمريكايى كه گندم هايش زياد است . آمريكا مى خواهد كه ايران با ساير كشورهايى كه تحت نفوذ است كشاورزيش به هم بخورد تا محتاج به او شوند چنانچه ما الآن محتاج هستيم همه چيزمان از خارج بايد بيايد. دامدارى را از بين نبردند تا اين كه در گوشت محتاج به خارج باشيم و همين طور در اين پنجاه سال همه چيزمان را با اسم هاى بسيار فريبنده و اغفال كننده خراب كرده اند و از بين بردند.(56)
كشاورزى را به صورت اين كه ما مى خواهيم ، به اسم اين كه ما مى خواهيم صنعتى كنيم مملكت را، اول كشاورزيش را از بين بردند. كشاورزى كه از بين رفت اشكالاتى پيدا شد. يكى اين كه ما شديم براى آمريكا يك بازارى براى خريد كالاهاى آمريكا، يعنى گندم ها و ساير حبوباتى را كه آنها زيادى داشتند و بايد بريزند به دريا يا بسوزانند، به ما به قيمت اعلا مى فروختند و پول ما را ميگرفتند يكى ديگر اين كه اين كشاورزها را از اطراف ايران كوچ داد، اين طرح را آورد اطراف تهران و اطراف شهرهاى ديگر، بيشترش در تهران .(57)
...
كشاورزى را ديديد كه چگونه با اسم اصلاحات ارضى بكلى از بين بردند. ايران كه بايد در كشاورزى صادرات داشته باشد، يك استان ايران مثل استان آذربايجان يا خراسان كه قادر به تاءمين محصولات كشاورزى كشور مى باشد ولى اين ها كارى كردند كه ايران بازار براى آمريكا شد و هر چه ما بخواهيم بايد از آمريكا يا كشورهاى ديگر وارد كنيم .(58)
ط - تعيين نمايندگان مجلس
همه ما مى دانيم همه شما هم ميدانيد كه هيچ ابدا وكيل ملى ما نداشتيم كه يك نفر، يك نفر از اين هايى كه الآن در مجلس هستند يا بودند اين ها از طرف ملّت نبودند، هيچ كدامشان از طرف ملّت نبودند، اين ها همه را از طرف دولت بود و نصب دولت بود و حالا يا ليستش را از سفارت آمريكا مى آوردند و ميدادند كه اين ها وارد كنند يا به قول شاه ، زمان پدرش ليست را آنها [انگليس ها] مى دادند... ليست هايى از طرف (به طورى كه شاه ) مى گويد سفارتخانه ها مى آوردند و مى دادند و همين ليست تعيين مى كرد كه كى وكيل كجا، كى وكيل كجا، اين ها را هم ماءمورها مى رفتند و وكيل مى كردند يك عده اى از وكلايى كه انتصاب ابتدايى از سفارتخانه ها بو( زمان رضاخان سفارت انگلستان مهم بود و زمان ايشان هم سفارت آمريكا حالا مهم است ) ليست ها را آنها ميدادند، افراد را آنها تعيين مى كردند، منصوب از قبل آنها به حسب واقع بود و منصوب از قبل رضاخان و محمدرضاخان در آن زمان در دست دوم و به حسب ظاهر بود، اما مردم چه دخالتى داشتند؟(59)
چنانچه خود محمد رضا گفت كه ما ليست وكلا از سفارت مى آمد و ما بايد اين ليست را همانطورى كه آنها نوشتند عمل بكنيم .(60)
افرادى كه آن وقت در اين مجالس بود چه اشخاصى بودند. افرادى بودند كه با ليست سفارت آمريكا يا با ليست سفارت شوروى تحميل مى شدند، اين حرفى است كه محمدرضا گفت كه ليستها را مى فرستادند.(61)
ى - كاپيتولاسيون
تحميل كاپيتولاسيون بر ملّت مظلوم ما به وسيله شاه مخلوع سابق از بزرگترين جنايات آمريكا بود كه با مخالفت روحانيون و ملّت متدين مواجه گشت و از آن پس چه ستم ها و چه جنايات كه بر ملّت ما وارد نشد.(62)
در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائى كردند، مخالفت هائى شد، بعضى از وكلا هم مخالفت هائى كردند، صحبت هايى كردند لكن مطلب را گذراندند، با كمال وقاحت گذراندند، دولت با كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفدارى كرد ملّت ايران را از سگ هاى آمريكا پست تر كردند، اگر چنانچه كسى سگ آمريكائى را زير بگيرد باز خواست از او مى كنند، اگر شاه ايران يك سگ آمريكائى را زير بگيرد باز خواست مى كنند و اگر چنانچه يك آشپز آمريكائى شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگتر مقام را زير بگيرد هيچ كس حق تعرض ندارد، چرا؟ براى اين كه مى خواستند وام بگيرند از آمريكا، آمريكا گفت اين كار بايد بشود لابد اين جور است بعد از سه چهار روز وام 200 ميليونى ، 200 ميليون دلارى تقاضا كردند، دولت تصويب كرد كه در ظرف 5 سال مبلغ مزبور به دولت ايران بدهند و در عرض 10 سال 300 ميليون بگيرند.(63)
آيا ملّت ايران مى داند در اين روزها در مجلس چه گذشت ؟ مى داند بدون اطلاع ملّت و به طور قاچاق چه جنايتى واقع شد؟ مى داند مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگى ملّت ايران را امضاء كرد؟ اقرار به مستعمره بودن ايران نمود؟ سند وحشى بودن ملّت مسلمان را به آمريكا داد، قلم سياه كشيد بر جميع مفاخر اسلامى و ملى ما، قلم سرخ كشيد بر تمام لاف و گزاف هاى چندين ساله سران قوم ، ايران را از عقب افتاده ترين ممالك دنيا پست تر كرد؟ اهانت به ارتش محترم ايران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ حيثيت دادگاه هاى ايران را پايمال كرد؟ به ننگين ترين تصويب نامه دولت سابق با پيشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملّت با چند ساعت صحبت هاى سرى ، راى مثبت داد؟ ملّت ايران را در تحت اسارت آمريكائى ها قرار داد؟ اكنون مستشاران نظامى و غير نظامى آمريكا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتى بكنند، هر خيانتى بكنند، پليس ايران حق بازداشت آنها را ندارد دادگاه هاى ايران حق رسيدگى ندارند، چرا؟ براى آنكه آمريكا مملكت دلار است و دولت ايران محتاج به دلار.(64)
ك - تبعيد رهبر انقلاب
شاه قصد داشت به دستور آمريكا لايحه مصونيت مستشاران آمريكايى را به تصويب مجلسين برساند، من اين خيانت شاه را نسبت به ملّت ايران ، در طى يك سخنرانى و صدور يك اعلاميه محكوم نمودم و ملّت ايران را از اين سياست استعمارى آمريكا مطلع ساختم كه پس از چند روز مرا از ايران پس از آنكه شبانه به منزلم در قم حمله كردند، دستگير و سپس به تركيه تبعيد نمودند.(65)
...
در اين مدت طولانى كه به جرم مخالفت با مصونيت آمريكائى ها كه اساس استقلال كشور را در هم شكست ، از وطن دور هستم و برخلاف قانون شرع و قانون اساسى در تبعيد به سر مى برم ، مراقب مصيبت هايى كه به ملّت مظلوم و بى پناه ايران وارد مى شود، بوده ام و از آنچه به اين ملّت اصيل از ظلم دستگاه جبار مى گذرد كم و بيش مطلع شده و رنج برده ام .(66)
ل - غارتگرى
اين سدها را شكستند و آزادنه آمدند مشغول شدند به بردن چاپيدن اموال مسلمين و شما ايرانش را مى دانيد، چاپيدن نفت كه الآن دارند مى برند الآن نفت هاى ما را به قدرى دارند زياد نفت مى برند، آنها مى برند انبار كنند، نفت هاى ما را از زيرزمين هاى ما براى اين كه مبادا يك وقتى پيدا بشود كه جلويش را بگيرد، از حالا همه اش را مى برند آنجا در انبارهاى خودشان انبار مى كنند.(67)
دولت و رئيس جمهورى آمريكا تاكنون درست مانند يك دشمن با ملّت ايران رفتار كرده اند، سال ها غارت منافع كشور ما و تحميل هزينه هاى سنگين مستشاران نظامى و پايگاه هاى نظامى از يك طرف و از طرف ديگر، سرمايه گذارى هاى سنگينى كه حداكثر سوءاستفاده ها را از تمامى امكان وسيع كشور و ملّت ما كرده است .(68)
كارشناسان و سرمايه داران بزرگ آمريكا به اسم عظيم ترين سرمايه گذارى خارجى براى اسارت اين ملّت مظلوم به ايران هجوم نموده اند، سرمايه دارانى كه بنا به نوشته بعضى از روز نامه ها هر لحظه از عمرشان ده ها هزار دلار قيمت دارد، بايد ديد براى چه منظور در تهران اجتماع مى كنند؟ آيا براى غمخوارى و انسان دوستى ؟! كسانى كه دنيا را به خاك و خون كشيده اند و ده ها هزار انسان را براى شهوات به زير خاك كرده اند در اين جا دوست صميمى ما هستند؟!! يا نفوذ دولت ايران و عظمت شاه موجب اين امر است ؟!( اين را هم همه مى دانند) يا سودجوئى سياسى و اقتصادى با دامنه وسيع آن كه پايگاهش ايران به دنبال آن ساير ممالك اسلامى و ديگر ممالك شرقى است از يك طرف و خود باختگى دستگاه ننگين ايران در مقابل استعمار چپ و راست از طرف ديگر موجب اين بدبختى هاست ؟(69)
در هر قطرى از ممالك مسلمين فتنه ها به دست عمال اجانب برپاست ، فتنه هايى كه با اساس اسلام و استقلال ممالك مخالف است ايران مركز تاخت و تاز اجانب خصوصا آمريكا و ايادى خبيثه آن است و بازيگران و كارشناسان خارجى هر روز نغمه اى ساز مى كنند براى تضعيف ملّت و اسلام عزيز، نغمه هاى شومى كه هستى كشور را پس از چندى ساقط مى كند مخازن بزرگ اين كشور زرخيز در مقابل مشتى اسلحه كه براى ايران هيچ مصرف ندارد و طريق به كار بردن آن را نمى دانند از دست مى رود.(70)

م - ايجاد پايگاه نظامى
ما فريادمان اين است كه بايد اين ملّت هر چه دارد مال خودش باشد و خودش اداره خودش را بكند، ما مستشار نمى خواهيم از آمريكا، شصت هزار مستشار كه اين قدر بودجه دارد كه من و شما تصورش را نمى كنيم ، اين بودجه مملكت را صرف مستشارها ديگر نكنيد اين خيلى عجيب است ، پايگاه براى آنها درست مى كنند، مستشاران مى آورند خرجش را ما بايد بدهيم نفتمان را مى دهيم براى درست كردن پايگاه آخر شما حساب بكنيد اين را و بعد مطالعه كنيد در اين امور، يك اسلحه هايى كه ايران به دردش به هيچ وجه نميخورد.(71)
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غير دادند، به آمريكا و غير از آمريكا دادند، آنى كه به آمريكا دادند عوض چه گرفتند؟ عوض ، اسلحه براى پايگاه درست كردن براى آقاى آمريكا ما، هم نفت داديم و هم پايگاه براى آنها درست كرديم آمريكا با اين حيله كه اين مرد هم دخالت داشت ، با اين حيله نفت را از ما برد و براى خودش در عوض پايگاه درست كرد يعنى اسلحه آورده اين جا كه ارتش ما نمى تواند اين اسلحه را استعمال بكند، بايد مستشارهاى آنها باشند، بايد كارشناس هاى آنها باشند.(72)
با اين وضعى كه الآن هست ، قيامى كه ملّت كرده است ، معلوم نيست ارتش ‍ وفادار به شاه باشد، چون ملّت از خود آنهاست و آنها هم از ملتند و ملّت به واسطه همبستگى كه به هم دارند، قدرتى دارند كه بالاخره ارتش را جذب مى كنند. اين آمريكائى ها هستند كه به واسطه نفوذى كه در ارتش دارند، ارتش را نگه داشته كه از شاه محافظت كنند، والا خود ارتش معلوم نيست كه وفادار باشند و اگر هم فى الجمله وفادارى باشد، ملّت آنها را جذب خواهند كرد.(73)
ن - تشكيل ژاندارم منطقه
استعمار امريكا از ذخاير هنگفت نفت خود استفاده نمى كند و از ديگران مى خرد كه براى مصالح كشورش محفوظ باشد ولى شاه ايران اين طلاى سياه را مى فروشد و خزانه ايران و ملت را تهى مى كند و درآمد آنرا به جاى اينكه صرف اين ملت پا برهنه و گرسنه نمايد، به اربابان استعمارگرش وام مى دهد و يا اسلحه هاى خانمانسوز و مخرب مى خرد تا از منافع و مطامع استعمارگران در ايران و منطقه نگهبانى كند وبه خونريزى و سركوبى جنبش ‍ هاى ضد استعمارى ادامه دهد.(74)
ق - كشتار مخالفان و مبارزان
وقتى كه فرياد اسلامخواهى مردم كشور ما در پانزده خرداد به گوش آمريكا رسيد و وقتى كه براى اولين بار غرور آمريكا و اقتدار و ابرقدرتى او در اعتراض به مصونيت كارگرانش در ايران شكسته شد و آمريكا متوجه اقتدار و رهبرى علما و روحانيت اسلام و عزم جزم و اراده پولادين ملت ايران براى كسب آزادى و استقلال و رسيدن به نظام عدل اسلامى گرديد، به نوكر بى اراده و وطن فروش و فرومايه خود محمدرضا خان دستور داد كه صداى اسلامخواهى ملت ما را خاموش كند و از او پيمان گرفت تا همه افرادى كه در برابر آمريكا قد علم كرده اند را نابود كند و همه ديديم كه اين خاء نان و سرسپردگان در اين ماموريت شوم لحظه اى درنگ ننمودند.(75)
ر - پشتيبانى از جنايات شاه
آمريكا تا حال از شاه دفاع كرده است و به همين جهت دشمن شماره يك ملّت ايران است . ما دخالت آمريكا را در ايران محكوم مى كنيم . آمريكا براى اين كه در ايران پايگاه داشته باشد و منابع ما را به يغما ببرد هيچ كس را بهتر از شاه ندارد تا آنچه را كه آمريكا مى خواهد، بكند و به همين دليل است كه از شاه دفاع مى كند. ما به اميد خدا ايران را مستقل خواهيم كرد. ملّت ايران با مجاهدت هاى بيدريغ خود و كشته دادن هاى بيشمار خود بالاخره شاه را از ايران بيرون مى كند و نظام شاهنشاهى را برچيده و حكومت عدل اسلامى را جايگزين آن خواهد كرد.(76)
جنايات شاه مخلوع چيزى نيست كه از ياد ملّت رفته باشد و يا بشود از ياد برد. بر همه روشن است كه محمدرضا پهلوى ما را از هر جهت وابسته به آمريكا كرده بود، چه از نظر اقتصادى و سياسى و چه از نظر فرهنگى و نظامى و چه از نظر معنوى و خصلتهاى انسانى و اگر مهلت مى يافت ، به اسلام ضربه جبران ناپذير مى زد. همه مى دانند كه دست او و پدرش به خون بزرگ و كوچك اين مرز و بوم آغشته است . كشتار دست جمعى و زندان و شكنجه و تبعيد از امور رايج رژيم اين پليد بود. شاه به حمايت و پشتيبانى دولت آمريكا دست به اين جنايات وحشيانه زد و ملّت ما را از هستى ساقط كرد.(77)
ببينيد در اين زندان ها به علماى اسلام ، به روشنفكرهاى ايران ، به محصلين ايران ، به دانشگاهى هاى ايران چه مى گذرد. ببينيد كه در اين بيغوله هايى كه در زيرزمين ايجاد كرده بودند و جوان هاى متعهد ما را براى اين كه آزادى مى خواستند، براى اين كه استقلال مى خواستند، در اين بيغوله ها با آنها چه رفتار كردند. من اگر بخواهم براى شما كليات مسائل را هم بگويم وقت ضيق است لكن بدانيد با اين ملّت همچو رفتار كردند كه هيچ وحشى اى با هيچ وحشى عمل نمى كند. پاهاى بعضى از جوان هاى ما را با اره بريدند، بعضى از جوان هاى ما را روى تابه گذاشتند و سرخ كردند، در حضور پدرها، پسرها را دست بريدند، پسرهاى كوچك را براى اقرار گرفتن از پدر، كارهايى كردند كه خجلت آور است گفتنش و كارهايى كردند كه به استناد اين كه ما ماءمور هستيم از طرف دولت هاى بزرگ و ماءمور براى وطن مان هستيم و مستند مى شد همه اين ها به رؤ ساى جمهور آمريكا و امثال آنها كه ما مبتلاى به آن هستيم .(78)
اين مصيبت ها كه ما مبتلاى به آن هستيم از آمريكا و اذناب آن است برخوردارى شاه از پشتيبانى رئيس جمهور آمريكا اين كشتارهاى بيرحمانه را به بار آورد و ملّت مسلمين را سوگوار كرد، برخوردارى از آمريكا تبريز را به خاك و خون كشيد.(79)
آمريكا بايد بداند كه اگر بخواهد با فشار خود دولت نظامى را سرپا نگاه داشته و مردم بى پناه ما را هر روز و هر شب زير رگبار گلوله مزدوران خود قرار دهد و اگر بخواهد با تهديد و ارعاب ، هر چه بيشتر كارمندان محترم و كارگران محروم شركت نفت را كه خواستار رفتن شاه شده اند، زير فشار قرار دهد، طرحهائى براى چاه هاى نفت داده مى شود تا مخازن پر بهاى ما براى نسل هاى آتيه باقى بماند. آمريكا بايد در پشتيبانى از شاه تجديد نظر كند سياستمداران آمريكا، دولت خودشان را از اين سياست ظالمانه و مخالف حقوق بشر كه بالمال مخالف مصالح مردم آمريكاست ، برحذر كنند.(80)ش - حمايت از دولتهاى وابسته به رژيم
حالا هم بعد از اين كه اين آدم اين حرف را زد و قبلش هم همين طور حكومت آشتى درست كرد، دولت آشتى ، دولت آشتى او همان بود كه آنقدر جمعيت جوان هاى ما را به خون و خاك كشيدند، اين آشتى آنها حالا هم يكى ديگر را آوردند توى كار، نه او آورده ، آمريكاست آقا همه بدبختى ما از اين آمريكا.(81)
همان اشخاص پشتيبانى مى كنند از اين آقا، ميفرستند كه اين را كه مى گويند كه ما پشتيبان اين هستيم . آدم فرستادند اين جا، به ارتش گفتند كه شما بايد حتما پشتيبانى بكنيد از دولت . و اگر ملى هست كه محال است ( آمريكا مليت را اصلا زير پا دارد مى گذارد و گذاشته است ) اگر ملى بود كه محال بود كه آمريكا تاءييدش بكند.(82)
من مطلع بودم دنيا ايستاده بود پشتيبان ، پشتيبان خودش اول ، پشتيبان وارث آن ، كه اين شخص بختيار باشد ثانيا، ايستاده بودند دنبال او كه نگهشان دارند. دو دستى آمريكا چسبيده بود كه شاه را نگه دارد. وقتى او فرار كرد دو دستى چسبيده بودند بختيار را نگه دارند، مى فرستادند پيش ما كه اين از ماست اين مال ماست .(83)
ت - رواج فرهنگ استعمارى
آنها آزاد آمدند نفت ها را بردند و هيچ كس هم نتوانست حرف بزند. هيچ كس هم حرف نزد فرهنگ ما هم كه برايش خطر قائل بودند، فرهنگ ما را هم در تحت قبضه گرفتند و يك فرهنگ استعمارى درست كردند.(84)
س - اثرات زيانبار فرهنگ آمريكايى
اشخاصى كه در اطراف اين پدر و پسر بودند، اين ها از همان تحصيلكرده هايى بودند كه در اروپا و آمريكا تحصيل كرده بودند لكن فقط آموزش بود، پرورش اسلامى ، پرورش انسانى نداشتند و لهذا آن ضررى كه به كشور ما از ناحيه دانشمندان اين كشور وارد شده است ، آن ضرر از ناحيه ديگران وارد نشده است ، حتى ساواكى هم مثل آنها به ما ضرر نزده است . آنها افكار را ضايع كردند، آنها جوانهاى ما را فاسد كردند.(85)
در روزنامه يا در مجله اى كه آنوقت منتشر شد به صراحت به رسول اكرم (ص ) جسارت كرد، يك نفر جواب نداد به صراحت ، شعراى آنوقت ، نويسنده هاى آنوقت ، روشنفكران آنوقت ، همه اين ها دست به هم داده بودند كه اسلام را بكوبند البته استثناء داشت ، اما آنها در اقليت بودند، نمى توانستند چيزى بگويند. مجلات آن روز، خدا مى داند كه آن مجلات با اين جوان ها چه كرده است . سينماهاى آن روز، تئاترهاى آن روز، هنرهاى آن روز، اين ها همه دست به هم داده بودند كه اسلام را از اين جا بيرون كنند و آمريكا را وارد كنند خدا به ما تفضل كرد، ترحم كرد و اين تحول حاصل شد و تا اين مطلب هست ، اين تحول هست و باقى هست ، شما از هيچ چيز نترسيد كسى كه از خدا مى ترسد از كس ديگرى نبايد بترسد بين شما و آنها، همين بود كه شما براى خدا، فى سبيل الله داريد جهاد مى كنيد آنوقت ، اصل صحبت از خدائى در كار نبود((اعليحضرت فرمودند، چه فرمان يزدان چه فرمان شاه ))اين منطق اين ها بود. اين كه روحانيون فرياد مى زنند به اين كه اسلام را بايد تقويت كرد در يك كشورى ، بايد ايمان مردم را تقويت كرد، اين ها براى همين است كه ديدند كه كجاهائى كه ايمان هست ، جاهائى كه ايمان هست چى هست و جاهائى كه ايمان نيست چى هست حالا شما خودتان لمس كرديد اين را. همين جوان هائى كه الآن هستند، نظير آنها سابق هم بودند سابق اين طور نبود كه ما جوان نداشته باشيم به همين مقدار يك خرده كمتر البته ، چون جمعيت زياد شده ، جوان آنوقت بود و همين مقدار اشخاص بودند، مردم بودند، جمعيت همين طور بود، اما چى بود؟ خيابانش را وقتى مى گشتيم همه فساد، اين فرهنگ اجنبى است در خيابان ها كسى وارد مى شد مى ديد سر تا ته خيابان ها يا مشروب فروشى است يا بساط زدن و چه كردن است ، يا زن هاى لخت در بين مردم راه افتادن است بازارش را مى ديدى همين بود، همين مسائل بود توى مدارسش ‍ مى رفتى ، توى مدارس دانشگاهى و چيزيش همين مسايل بود در ديوارهاى دانشگاه بدگويى بود به اسلام و به قرآن كريم حتى بعد از انقلاب ، آنوقتى كه دانشگاه در قبضه منافقين و امثال منافقين بود، در ديوار دانشگاه به اسلام جسارت مى كردند وقتى كه ما دست مان را دراز كرديم كه هر چه آمريكا مى دهد بخوريم و هر چه هم خط مى دهد عمل بكنيم و خودمان گوش و چشمها را ببنديم نبينيم ، وقتى اين طور مى شود، آن حال مى شود كه ديديم و ديديد.(86)
فصل چهارم : آمريكا و سازمانهاى بين المللى
الف - معيار حقوق بشر در آمريكا
آيا كارتر واقعا مدافع حقوق بشر است يا اين شعارى است كه براى انتخاب شدن براى رئيس جمهورى آمريكا مطرح كرده است ؟ و يا شعارى است عليه چند زندانى شوروى ؟ آيا او مدافع حقوق بشر است ؟ حال آنكه در ايران ، شاه دست نشانده خائن او حمام خون به راه انداخته است و او شاه را پشتيبانى مى كند، آيا كشتار بيحد و حصر شاه را در سرتاسر ايران نمى بيند و نميداند؟ لابد آقاى كارتر پشتيبانى از اين جنايتكاران تاريخ را كه روى جلادان تاريخ را سفيد كرده است ، دفاع از حقوق بشر مى دانند كارتر چندى پيش گفت كه منافع آمريكا بر حقوق بشر مقدم است و ما كه ميگوييم اين خونريزى ها نباشد و شاه برود تا مردم سرنوشت خويش را به دست بگيرند حمام خون درست كرده ايم ؟ قضاوت آن با مردم جهان است آيا وقت آن نرسيده است تا كارتر دست از حمايت شاه بكشد و بيش از اين دستش را به خون مردم بيگناه و بى پناه ايران آلوده نكند؟(87)
ب - اغفال ملتهاى جهان
از اول مسلمين ، بلكه همه بشر، از اول گرفتار اين هايى بوده اند كه امضاء كردند و تصويب كرده اند اين اعلاميه حقوق بشر را. آمريكا يكى از آنهاست كه تصويب كردند اين را و امضا كردند اين مطلب را كه حقوق بشر بايد محفوظ بماند و يكى از حقوق بشر آزادى است . اين آمريكايى كه اعلاميه حقوق بشر را به اصطلاح امضا كرده است شما ببينيد چه جناياتى بر اين بشر واقع كرده است در همين چند سالى كه ماها يادمان است و يكقدر زيادترش را من و يكقدر كمترش را بر حسب جوانى كه داريد شما مشاهده كرديد، چه گرفتارى هايى از براى بشر هست به دست آمريكا كه يكى از اشخاصى است كه يكى از دولت هايى است كه قضيه حقوق بشر را امضاء كرده اند در هر مركزى از مراكز مسلمين و غير مسلمين يك ماءمورى نصب كرده اند كه سلب آزادى از همه آن اشخاصى كه در آن محيط هستند، كرده اند اين ها مى گويند كه ((آزادند بشر))براى تخدير توده هاست كه حالا ديگر نمى شود تخديرش كرد قضيه اين چيزهايى كه مى گذرانند كه يكى اش هم همين اعلاميه حقوق بشر است ، اين براى اغفال است نه اين كه يك واقعيتى دارد يك چيز خيلى خوش نماى با زرق و برقى را مى نويسند، سى ماده مى نويسند كه همه اش موادى است كه خوب ، به نفع بشر است و يكى اش را عمل نمى كنند، در مقام عمل ، يكى اش عمل نمى شود اين اغفال است ، افيون است اين براى توده ها، براى مردم .(88)
ما تا كى بايد خواب باشيم ؟ ما تا كى ساده انديش باشيم ؟ شما آقايان چرا ساده انديشى مى كنيد؟ در بلاد خودتان كه مى رويد، بگوييد به مردم ، بگوييد به دنيا، كه با دنيا دارند چه مى كنند اين قدرتمندها، اين ها با ضعفا دارند چه مى كنند. اين ها، اتيوپى كه آن همه بيچاره ها دارند رنج مى برند، مى ميرند از گرسنگى ، گندم هايشان را مى ريزند در دريا خرج سلاح هايى مى كنند كه همه عالم را از بين ببرند.(89)
ديروز يا پريروز (كه مثل اين كه ديروز بوده است ، يا پريروز بوده است ) كه روز حقوق بشر بوده ، حرف هايى زده اند. آنهايى كه بشر را پايمال مى كنند، دم از حقوق بشر مى زنند. آنهايى كه از آن ور دنيا آمده اند و اين ور دنيا را به آتش كشيده اند، صحبت از حقوق بشر مى كنند. آنهايى كه قضيه اختلاف نژادى مبداء امرشان است ، حتى نژادسفيد را هم قبول ندارند، فقط يك نژاد و آن نژاد خودشان را قبول دارند، آنها از وحدت نژاد صحبت مى كنند، آنها از اين كه نبايد نژاد مختلف باشد. دنيا، وضعش اين طور شده است كه ظالم بيشتر كانه داد رحمت مى دهد از مظلوم . آن كسى كه مردم را پايمال دارد مى كند.(90)
ج - توجيه جنايات
اين قضيه اعلاميه حقوق بشر و اين حرفها، اين براى اين است كه دولتهاى ضعيف را اين ها با مواجه كردن كار خودشان ببلعند. گمان نشود كه اعلاميه حقوق بشر يك واقعيتى دارد، و اين حقوق بشر را اين قدرتهاى بزرگ اصلا احترام برايش قايل هستند؟ ما از اعمالشان اين معنا را مى توانيم بفهميم كه آيا اين هايى كه اعلاميه حقوق بشر را امضا كردند و طرفدارى كردند، اين ها خودشان تا چه اندازه عمل كردند به اين حقوق بشر.(91)
...
ما در عصرى هستيم كه جنايتكاران به جاى توبيخ و تاءديب ، تحسين و تاييد مى شوند. ما در عصرى بسر مى بريم كه سازمان هاى به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنايتكاران و مدافع ستمكارى آنان و بستگان آنان هستند.(92)
د - خدمت به ابرقدرتها
اين جمعيتى كه صدا مى كنند كه حقوق بشر، حقوق بشر، اين ها عمال استعمارند. اصل اين جمعيت هائى كه در آمريكا يا در جاهاى ديگر درست شده است به عنوان جمعيت حقوق بشر، جمعيت كذاوكذا اين ها را همه آنها درست كرده اند براى اين كه حقوق بشر را ضايع كنند.(93)
مقتضى است براى رسيدگى به جرائم آمريكا در حمله نظامى به ايران ، از گروه هاى مختلف كشورهاى جهان دعوت شود كه مشاهده كنند آمريكاى جهانخوار با ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر و صلح دوستى و انساندوستى با يك ملّت مستقل چه معامله اى كرده است و مى كند تا مشاهده كنند آثار جرم اين رژيم آدمخوار را كه مع الاءسف دولت هاى غربى ، جمعيت هاى طرفدار حقوق بشر و سازمان ملل متحد و شوراى امنيت سازمان ملل متحد همگى طرفدارى از او مى كنند و به عيان ببينند تا آنچه اينجانب مكرر گفته ام كه تمام اين سازمان ها و گروه ها براى طرفدارى از قدرتمندان به وجود آمده است و اين جمعيت ها به دست قدرتمندان براى سلطه بر ضعيفان و مكيدن خون محرومان جهان بوجود آمده است ، تا ببينند كه به بهانه نجات جاسوسان چه نقشه اى براى ملّت مظلوم ما طرح كرده اند، تا ببينند و باور كنند كه سازمان هاى كذائى آنجا كه به نفع قدرتمندان و سرمايه داران بين المللى است حقوق مستضعفين را ناديده گرفته و جز براى سلطه آنان عملى انجام نمى دهد. دولت غاصب عراق به دستور آمريكا مدت هاست به ايران تجاوز مى كند و ما نديديم اين جمعيت ها و سازمانها ولو براى يك مرتبه هم كه شده است اعتراض كنند، لكن براى 50 نفر جاسوس كه با كمال انسانيت با آنها عمل مى شود هر روز اعتراضات و فرياد نقض حقوق بشر از حلقوم آنان طنين انداز است . ما نديديم كه طرفداران حقوق بشر از حق دولت ضعيف و ملّت مظلوم ما دفاع كنند.(94)
مجامع بين المللى و حقوق بشر، اين دست نشاندگان آمريكا و ابرقدرت ها، از اين جناياتى كه به بشريت وارد شده است ، مى گذرند...
اصلا مجامع بين المللى لفظى است در خدمت قدرت هاى بزرگ ، نه در خدمت مظلومين و محرومين . هر ملتى بايد خودش در مقابل جنايات بايستد.(95)
ه‍ - بازيچه سياسى
حريف ما الآن در آمريكا اين طورى است كه با عدالت اصلش مخالف است ، با حقوق بشر مخالف است ، مى گويد حقوق بشر، ادعا زياد است لكن وقتى كه انسان بررسى مى كند در حالاتشان ، بررسى مى كند در برنامه هايشان مى بيند كه آن قضيه سازمان حقوق بشر و- نمى دانم - شوراى امنيت و اين ها يك چيزهايى است كه قدرتمندان درست كردند كه اين ضعفا را هر كارى مى خواهند بكنند- سرشان - و هر بلايى مى خواهند سرشان درآورند و بعد آنهايى كه آنجا نشسته اند به اسم حقوق بشر و چه ، وقتى كه مطالبشان آنجا برود آنها را محكوم كنند و آنها را حاكم كنند.(96)
و - موضعگيرى چندگانه
اسرائيل مى آيد جولان را براى خودش قرار مى دهد و ملحق مى كند به ساير ملك هاى غصبى اش ، آنوقت اين سازمان هايى كه خود، ساخته خود نيستند و از ملّت ها نيستند، بلكه چند تا دولت بزرگ اين ها را درست كرده اند و يك وقت مى بينى كه همه بساطى درست مى كنند، يك صورتى درست مى كنند، با هم چه مى كنند و يك دسته زيادترى راى به آن طرف مى دهند و بعد هم آمريكا مى آيد وتو مى كند اين از آن حكومت جنگل بدتر است حكومت جنگل باز جنگلى است ، حكومت جنگل حكومت قلدرى است لكن اين ها حكومت مى كنند و بدتر از جنگل عمل مى كنند و به خورد ملّت ها مى خواهند بدهند كه سازمان حقوق بشر ما داريم ، سازمان ملل متحد داريم همان معنايى كه در جنگل بايد حاصل بشود بدتر از آن را در آمريكا و شوروى مى كنند و بعد سازمان بين المللى هم مى آيد يك مانورى مى دهد و يك بساطى درست ميكند، راى هم يك عده اى برخلاف مى دهند، همه هم برخلاف مى دهند لكن همه هم مى دانند كه اين راى برخلاف ، اثرى ندارد وقتى همه اين ها مى دانند راى برخلاف ، اثر ندارد براى اين كه آمريكا ايستاده و با يك نه تمام مى شود، اين كار لغوى نيست كه اين ها مى كنند؟ كى را مى خواهند بازى بدهند؟ اصل اساس اين را خود اين ها درست كرده اند، اساس اين سازمان ها ساخته خود اين هاست اگر ساخته خود اين ها نبود، به چه مناسبت بايد يك كشورى يا چند تا كشور قلدر حق وتو داشته باشند؟ اين را هم از اول خودشان درست كرده اند و اين را هم درست كرده اند براى بازى دادن ملّت هاى كوچك ، مستضعفين جهان بدتر از اين جنايت و بدتر از اين وحشيگرى در عالم نيست .(97)
ز - جعل سند عليه انقلاب اسلامى
ما ديديم كه راءس جمهور آمريكا با اين شاه سابق ظالم بدبخت همراهى مى كرد و پشتيبانى مى كرد. پشتيبانى از دژخيمى كه تمام هستى ما را به باد داد و نديديم كه مدعيان جامعه حقوق بشر استنكار كنند بر رئيس جمهور آمريكا، لكن حالا كه اين دژخيمان به دام ملّت افتاده اند و ملّت مى خواهد از آنها انتقام بكشد فرياد و ابشراى اين ها بلند شده است . نمى توانم من جز اين بدانم كه اين ها دست نشانده دژخيمان هستند. اين ها دست نشانده ابرقدرتها هستند، نه اين كه اين ها براى حقوق بشر فعاليت مى كنند. من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مى گويد و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اين ها را چرا نگاه داشتيد. اين دژخيمان را بايد همان روز اول كشته باشيم ، نه اين كه آنها را ما نگاه داشتيم .(98)
شما مى دانيد كه دنيا امروز وضع خاصى پيدا كرده است و سازمان عفو بين الملل اسم يك مشت از ممالك را رديف كرده كه اين ها حقوق بشر را نقض نموده اند، كه در ميان آنها از آمريكا و فرانسه و شوروى خبرى نيست و هيچ اسمى به ميان نيامده در حالى كه شوروى در افغانستان ، و آمريكا در بيروت چه بساطى درست كرده اند و اسم آن را صلاح حال مردم گذاشته اند. صلاح حال مردم به شما چه ؟ آنوقت درباره ايران كه چند نفرى را با آنهمه فساد قصاص نموده است ، آنقدر هياهو به راه انداخته و همه رسانه هاى گروهى ، ايران را مورد حمله قرار داده اند. البته آنها خوب مى دانند كه انقلاب ايران اگر به همه جا برسد فاتحه آنها خوانده مى شود و دست آنان كوتاه مى گردد. مع الاءسف حكومت هاى اسلامى يا توجه ندارند يا توجه دارند ولى براى حكومت چند روزه خود سكوت نموده و با آنان همكارى مى كنند، كه بايد در مقابل آنها بايستيم تا انقلاب و اسلام به همه جا صادر شود.(99)
ز - جعل اسناد عليه انقلاب اسلامى
همه رسانه هاى گروهى در دست دشمنان ماست و هر روز هم تبليغ مى كنند و هر روز هم ايران را محكوم مى كنند اين سازمان هايى كه همه شان نوكر آمريكا و امثال او هستند سازمان عفو بين المللى - نمى دانم - شوراى امنيت و امثال اين ها كه ملاحظه مى كنيد در طول اين جنگى كه صدام و صداميان به ما تحميل كردند و آنقدر از شهرهاى ما را كوبيدند و آنقدر جوان هاى ما را كشتند و آنقدر صغير و كبير و مرد و زن را زير آوارها دفن كردند، يك كلمه راجع به اين مسائل ذكر نكردند و كاش ذكر نمى كردند، امروز ما را محكوم مى كنند، امروز به ما نسبت ها مى دهند و روى همان نسبت ها محكوم مى كنند، قول دشمن هاى ما سند اين سازمان هاست و گاهى هم خودشان سند درست مى كنند، اگر چيزى ندارند، يا در مطبوعاتشان يا در راديوهاشان يك مصاحبه درست مى كنند، مصاحبه با كى ؟ مصاحبه با آن كه اين جا را چاپيده و فرار كرده ، اين را سند قرار مى دهند و بر ضد ما تبليغ مى كنند.(100)
فصل پنجم : آمريكا و جهان اسلام
الف - شناسايى منابع
شما غافل از اين شياطين نباشيد كه اين ها مطالعه كرده هستند، ماها تازه وارد اين ميدان ها شديم ، شماها تازه وارد اين ميدان ها شديد و بر حسب آن حس انسانى هم كه داريد آن شيطنت ها كه در آن هستند كمتر وارد هستيد، اين ها مطالعه كردند، نه ده سال و نه سال ، در طول تاريخى كه راه پيدا كردند مطالعه كردند، نه مطالعه فقط كشورها را، يعنى مخازن اين جاها را، اين هم يك مطالعه طولانى در آن شده ، قبل از اين كه اتومبيل و طياره و اين طور مسائل پيدا بشود، اين ها كارشناس هاشان را مى فرستادند در شرق و وجب به وجب اين مملكت ها را گردش مى كردند، با شتر مى رفتند اين بيابان ها را، با قافله ها مى رفتند اين بيابان ها را گردش مى كردند و هر جائى كه يك چيزى پيدا مى شد يادداشت مى كردند، نقشه برمى داشتند، اين يك سرى كارشان كه بفهمند در كشور شما چه دارد، مخازن شما چى هست ، اين مال حالا نيست ، اين مال ، از سابق كه راه باز كردند دنبال اين قضيه هستند. و يك مطلب ديگرى كه شايد به آن بسيار اهميت مى دادند اين بود كه مطالعه در حال مردم ايران بكنند يا مردم شرق بكنند.(101)
دولت هاى قدرتمند خصوص آمريكا نقشه هايشان را از سالهاى بسيار طولانى كشيدند و قبل از اين ها هم ، قبل از آمريكا انگلستان كسى بود كه نقشه كش بود. اين ها مطالعاتشان را در همه كشورهائى كه در دنيا هستند خصوصا كشورهائى كه مورد نظر است از حيث مخازن و از حيث محلى كه ، جغرافيائى كه دارد، نقشه هاى بسيار دقيق كشيده اند و حتى كشور ما و ساير كشورهائى كه نظير ما هستند، آنها از مخازن و از جاهائى كه مورد نظرشان هست از ما بهتر مطلعند، آنها كارشناس هاى خودشان را آنوقتى كه ماشين و اتومبيل و اين ها نبود، مى فرستادند و با شتر همراه كاروان ها مى رفتند و همه جا را گردش مى كردند و با آن ابزارى كه داشتند، آنجاهائى كه ما مخازن زيرزمينى از هر حيث ، چه نفت و چه طلا و چه ساير چيزها داشتيم ، شناسائى كردند.(102)
ب - سيطره سياسى اقتصادى
آمريكا مى خواهد كه همه كشورها را زير نفوذ خود داشته باشد ولى ما چنين تصورى را نمى توانيم بپذيريم و ملّت از آن خسته شده است ملّت هاى ديگر نيز با پيروى از ملّت ما خود را از دست اندازى استثمار رهائى خواهند داد.(103)
يكى از مسايل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است ، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياست هاى اقتصاد سرمايه دارى و اشتراكى در جامعه است ، هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملتهاى جهان گرديده است و عملا بردگى جديدى بر همه ملّت ها تحميل شده و اكثريت جوامع بشرى در زندگى روزمره خود به اربابان زر و زور پيوند خورده اند و حق تصميم گيرى در مسايل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمين هاى حاصلخيز جهان و آب ها و درياها و جنگل ها و ذخاير، به فقر و درماندگى گرفتار آمده اند و كمونيست ها و زراندوزان و سرمايه داران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران ، حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كرده اند و با ايجاد مراكز انحصارى و چندمليتى ، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه هاى صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخگذارى و بانكدارى را به خود منتهى نموده اند و با القاى تفكرات و تحقيقات خودساخته ، به توده هاى محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده والا راهى براى ادامه حيات پابرهنه ها، جز به تن دادن به فقر باقى نمانده است و اين مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهى اندك هم از پرخورى و اسراف و تعيش ها جانشان به لب آيد. به هر حال اين مصيبتى است كه جهانخواران بر بشريت تحميل كرده اند و كشورهاى اسلامى به واسطه ضعف مديريت ها و وابستگى ، به وضعيتى اسف بار گرفتار شده اند كه اين به عهده علماى اسلام و محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام ، طرح ها و برنامه هاى سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به درآورند.(104)
ج - اغفال و حفظ برترى
جهانخواران كه با نام هاى پرزرق و برق و شعارهاى طرفدارى از حقوق بشر و صلح دوستى و آرامش جهان و طرفدارى از توده هاى كارگر و كشاورز به جان جهانيان مظلوم افتاده و فساد و ترور و قتل و غارت را در صحنه گيتى روزافزون مى كنند و از بيدارى مظلومان و ستمديدگان جهان در طول تاريخ خطر را از نزديك مى بينند، به فكر اغفال آنان افتاده اند و رفت و آمدها براى برچيدن سلاح هاى مخرب كه جهان را تهديد مى كند جز شعارى بيش نتوان بود كدام عاقل است كه باور كند كه اينان از اين گونه مسائل صرف نظر نمايند و به حال بشريت رحم كنند! بعيد نيست كه آمريكا از اين ملاقات ها و مذاكره ها دو مقصود داشته باشد: يكى اغفال جهانيان و جلب نظر آنان و به خاموشى كشاندن شعله هايى كه در دل مظلومان جهان بر ضد منافع نامشروع اين ابرمتجاوز افروخته شده و رو به افزايش است و ديگر اغفال شوروى و همدستان و همداستانانش تا برترى اتمى خود را حفظ كند.(105)
د - كودتا و تهاجم فرهنگى
آنچه دو ابرقدرت جهان و قدرت هاى تابع اين قدرت ها با هم اتفاق دارند و هيچ گاه از اين اتفاق دست بردار نيستند عقب نگه داشتن كشورهاى جهان سوم ،خصوصا كشورهاى پهناور و غنى اسلامى در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى و نظامى است و تحميل جهات استعمارى در تمامى امور مذكوره بر جهان سوم مى باشد و براى اين مقصد كه در نظر آنان بسيار داراى اهميت است ، زحمت ها متحمل شدند و وقت ها و پول هاى بسيارى صرف نموده اند و مى نمايند در سابق ، سردمداران اين توطئه ها، بريتانيا و فرانسه بودند و پس از آن آمريكا و شوروى ، اينان براى مقاصد شوم خود، كودتاها به راه انداختند و رژيم هايى را برچيده و رژيم هاى وابسته به خود را به روى كار آوردند و بعيد به نظر مى رسد كه اين دو ابرقدرت در صدد براندازى رقيب باشند چه ، كه از آن مايوسند. اختلاف بر سر تقسيم طعمه ها و كشورهاى جهان سوم است و براى به دست آوردن سلطه استعمارى نو، بهترين راه را در حمله به فرهنگ هاى ملّت ها دانسته و دانشگاه ها را به خدمت گرفتند و با به دست آوردن اين مراكز، از ره آوردهاى آنها مجلس هاى فرمايشى ساخته و حكومت هاى دلخواه به دست آوردند و نظام ها را، سر تا قدم ، غربى يا شرقى كردند و آنان كه در اين كشمكش ها از همه بيشتر صدمه ديدند و رنج كشيدند، كشورهاى اسلامى بوده و هستند.(106)
ه - - غارت منابع
مهمترين و درد آورترين مساءله اى كه ملّت هاى اسلامى و غير اسلامى كشورهاى تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست . دولت آمريكا به عنوان قدرتمندترين كشورهاى جهان براى بيشتر بلعيدن ذخاير مادى كشورهاى تحت سلطه ، از هيچ كوششى فروگذار نمى كند. آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريكا براى سيطره سياسى و اقتصادى و فرهنگى و نظامى خويش بر جهان زير سلطه ، از هيچ جنايتى خوددارى نمى نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش ‍ كه به وسيله صهيونيسم بين چ سازماندهى مى گردد، استثمار مى نمايد. او با ايادى مرموز و خيانتكارش ، چنان خون مردم بى پناه را مى مكد كه گوئى در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند.(107)
من فكر مى كردم كه اگر ما بتوانيم يك ديوارى مثل ديوار چين بين شرق و غرب بكشيم ، بين ممالك اسلامى و چه بكشيم ، ديوار زمينى و هوايى كه مملكت ما از دست آنها نجات پيدا كند و حتى ترقياتشان را هم ما عذرش را بخواهيم به نفع ما بيشتر است ، حتى آنهائى كه به اسم ترقى به ما مى دهند... شما تصور نكنيد كه اين ها براى ما و براى صلاح ما يك قدم بردارند هر كه اين را تصور بكند اين جاهل است ، كه اين ها بخواهند ممالك شرق يك قدم رو به ترقى برود اين ها نمى خواهند ممالك شرق بايد فكر خودشان باشند، نسيان كنند غرب را و خودشان مشغول بشوند به اصلاح حالشان اگر ما مى توانستيم كه بكلى منقطع بشويم از اين ها، اجازه ميداد اين مسائل كه بكلى منقطع بشويم از اين ها، به صلاحمان بود.(108)
ز - ايجاد قرنطينه سياسى
واقعيت اين است كه دول استكبارى شرق و غرب و خصوصا آمريكا و شوروى عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينه سياسى تقسيم كرده اند در بخش آزاد جهان ، اين ابرقدرت ها هستند كه هيچ مرز و حد و قانونى نمى شناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگى ملّت ها را امرى ضرورى و كاملا توجيه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازين خودساخته و بين المللى مى دانند. اما در بخش قرنطينه سياسى كه متاءسفانه اكثر ملل ضعيف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانى شده اند، هيچ حق حيات و اظهارنظرى وجود ندارد، همه قوانين و مقررات و فرمول ها همان قوانين ديكته شده و دلخواه نظام هاى دست نشاندگان و دربرگيرنده منافع مستكبران خواهد بود و متاءسفانه اكثر عوامل اجرايى اين بخش همان حاكمان تحميل شده يا پيروان خطوط كلى استكبارند كه حتى فرياد زدن از درد را نيز در درون اين حصارها و زنجيرها جرم و گناهى نابخشودنى مى دانند، و منافع جهانخواران ايجاب مى كند كه هيچ كس حق گفتن كلمه اى كه بوى تضعيف آنان را بدهد يا خواب راحت آنان را آشفته كند ندارد و از آن جا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس ‍ و اعدام ، قدرت بيان مصيبت هايى را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحميل كرده اند را ندارند، بايد بتوانند در حرم امن الهى مصايب و دردهايشان را با كمال آزادى بيان كنند تا ساير مسلمانان براى رهايى آنان چاره اى بينديشند.(109)
راستى چه شده است كه استكبار جهانى و در راءس آن آمريكا اين قدر طرفدار ملّت ها شده است و جنگ افروزان و آتش بباران معركه ها و جلادان قرن به شرف انسانيت و همزيستى مسالمت آميز اعتقاد پيدا كرده اند و از عطش سيراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود كه طبيعت فرهنگ سرمايه دارى و كمونيزم است ، منصرف شده اند و شمشيرها و خنجرها و قداره هاى فرو رفته در قلب و جگر ملّت ها را به غلاف كشيده اند آيا اين حقيقت است يا فريب و آيا اين همان جلوه هاى ديگر شبيخون ها و بى انصافى هايى نيست كه روزى سكوت را مصلحت خويش مى ديد و امروز صلح طلبى را؟ آيا به راستى از اين طريق جهانخواران نمى خواهند از ضربه آخر ما جلوگيرى كنند و براى حفظ منافع خويش سياست جنگ و صلح جهانى را به تصميمات و فكرهاى پوسيده و شيطانى خود گره بزنند و عملا جان و مال و مملكت و امنيت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند كه به طور قطع و يقين ، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحميل صلح بر ملّت ايران
، نشاءت گرفته از همين تفكر است .(110)
ط - فريب ملّت هاى جهان سوم
رئيس جمهور آمريكا گفته است كه ، يعنى اعلام كرده است يك هفته براى ملّت هاى زير بند و از مردم ، ملّت ها خواسته است كه شماها بايد براى آزادى خودتان از اين كسانى كه شما را در بند كشيدند جديت كنيد و رئيس جمهور گفته من هم با شما موافقم . من نمى دانم كه اين مطلب را براى كى مى گويد. براى اين ملّت هايى كه همه در بند خودش هستند مى گويد؟ او كه مى داند مطلب را، مى خواهد كى را اغفال كند؟ مى خواهد ملّت آمريكا را اغفال كند؟ ملّت آمريكا مى داند از پيش كه شما چه كرديد با دنيا مى خواهد بلوك شرق را فقط اشخاصى بايد كه مردم را به بند مى كشند معرفى كند؟ همه مى دانند كه هر دو هستيد مى خواهد اين ملّت هايى كه در تحت بند هستند بگويد كه به من ربطى ندارد كه اين ملّت ها شايد اكثرا زير بند آمريكا هستند، در بند آمريكا هستند؟ مى خواهد چى بگويد اين آدم ؟(111)
ى - آزمايشگاه طبى
غرب به ما يك چيزى كه مفيد به حال ما باشد نخواهد داد و نداده است غرب هر چه به اين طرف فرستاده آنهائى بوده كه براى خودش مفيد بوده است حالا مضر به حال ما باشد يا نباشد مطرح نيست من اين را مكرر گفته ام و از بس متاءثر شده ام اين را باز مكرر مى كنم كه در چند روز پيش از اين ، چند وقت پيش از اين در مجله ، در روزنامه خواندم كه دواهايى در آمريكا قدغن شده است كه استعمال بكنند آنجا، لكن مجازند كه به دنياى ثالث بفرستند شما ببينيد اين ها چه نظرى به ما مى كنند ما را مثل يك موجود زنده شايد فرض نمى كنند، و الله براى هر موجود زنده هم انسان اين طور حاضر نيست كه يك دوايى كه مضر است ، بفرستد كه به حيوان بدهد شما ببينيد كه ما با چه موجوداتى مقابل هستيم ، با چه موجودات كثيفى در آمريكا ما مواجه هستيم آمريكا ملّت را نمى گويم دولت را مى گويم دولت هاى ابر قدرت با ما چه معامله مى كنند و ما باز خاضع آنها هستيم باز براى آنها كار مى كنيم بشكند قلم هايى كه براى اين ها دارد كار مى كند و بشكند زبان ها و ببرد زبان هايى كه به نفع اين ها دارد صحبت مى كند و باز ملّت را مى خواهد تباه كند.(112)
ما با كى ملاقات كنيم ؟ با چه جمعيتى ملاقات كنيم ؟ با آنهائى كه اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند لكن دوائى اگر چنانچه ببينند كه بخواهند تجربه كنند كه آيا ضرر دارد يا ندارد مى فرستند در طرف هاى ، همانطورى كه شما، دكترهاى شما وقتى كه بخواهند امتحان كنند يك دوائى را به خرگوش ‍ مى زنند با به موش مى زنند، اين ها به دنياى سوم مى فرستند، ما با اين ها مى توانيم بنشينيم صحبت كنيم ؟ ما با اين ها مى توانيم كه ، مملكتى را كه آنها اين طور ما را حساب مى كنند، مثل خرگوش ما را حساب مى كنند يا بدتر، امتحان دواهاشان را روى جوان هاى ما مى كنند.(113)
فصل ششم : آمريكا و منطقه خاورميانه
الف - علت حضور آمريكا در منطقه
1 - وحشت از قدرت اسلام
مسلمانان بايد بدانند كه پس از انقلاب اسلامى و توجه به قدرت خارق العاده اسلام ، توطئه هاى و نقشه هاى آمريكا از ايجاد تفرقه بين برادران اهل سنت و تشيع و هجوم به ايران كه مركز ثقل نهضت اسلامى است ، تا نقشه عميق و گسترده هجوم به لبنان و آن جنايات عظيم ، همه و همه براى اسلام زدائى و تضعيف اين قدرت الهى است بايد بدانند نقشه آمريكا كه به دست خبيث اسرائيل در جريان است ، به بيروت و لبنان خلاصه نمى شود، كه اسلام در همه جا، در كشورهاى اسلامى خصوصا منطقه خليج فارس و حجاز مركز وحى الهى ، هدف است هدف اول آن است كه حكام منطقه گوش و چشم بسته در فرمان آمريكا و از آن دردناكتر اسرائيل باشند و ننگ هر تحقير و نوكرى را بپذيرند در چنين جو و فاجعه عظيمى ، ملّت هاى اسلامى نبايد بى تفاوت باشند و از هيچ كوشش در راه حفظ اسلام و كشورهاى اسلامى نبايد دريغ كنند.(114)
...
امروز غير از ديروز است . ديروز نفهميده بودند قدرت اسلام را، امروز فهميده اند كه در جاى كوچكى مثل كشور ايران وقتى كه صداى اسلام بلند شد، حتى در آمريكا هم اين صدا بلند شد، اين را فهميده اند. امروز منافعشان هم در خطر است ، ما شكى نداريم . براى اين كه آنها مى خواهند بيايند خليج فارس را هم بگيرند، نفت هاى همه را ببرند، اسلام مانع از اين است . آمريكا مى خواهد قدرتش را بر همه دنيا تحميل كند.(115)
ما امروز ملاحظه مى كنيم كه به واسطه بيعرضگى اين حكومت ها، آمريكا از آن ور دنيا دارد حكومت مى كند به اين جاها. اين جا ما دستش را قطع كرديم كه نفس نمى تواند بكشد، و خليج دست ماست كه آمريكا تا آمده است بجنبد ديگر نفتى براى آنها نمى گذاريم بماند، لكن بى توجهى اين حكومت ها اسباب اين شده است كه آمريكا از آن ور دنيا دستش را دراز كرده و اين جا زمام امور اين حكومت ها را به دست گرفته ، قدرت دست اين هاست ، لكن قدرتى كه عقل اداره اش را ندارند، قدرت دارند، لكن اداره نمى توانند بكنند. ايران در اول قدرتى نداشت ، هر چه قدرت بود مال شاه معدوم و بستگان آمريكا بود، ارتش دست آمريكائى ها بود و همه چيز دست آنها بود، لكن ملّت ما هوشيار بود و سران اين مملكت عاقل بودند، توانستند اين مردم را توجه بدهند و بيدار كنند و كردند آن كارى كه شايسته يك ملّت بود. كشورهاى ديگر مردمش خوبند، لكن مديرى كه بتواند آنها را اداره بكند و وادار كند به اين كه نگذارند سلطه آمريكا به اين طورى كه هست باقى بماند و هر روز زيادتر بشود.(116)
ب - شيوه هاى حضور در منطقه
1 - مانور نظامى و اعراب
بيدار باشند ملّت ها و بيدار كنند دولت ها را و مخالفت كنند با اين طرح كافر فاجر. اين طرح را كه مى خواهند بريزند، آمريكا چنگ و دندان نشان داده براى اين كه تسليم كند اين ها را، كماندوهاى خودش را پياده كرده است در منطقه و لشكرهاى خودش را در منطقه پياده كرده است ، مانورها را نمايشگرها را آورده است نمايش بدهند، بترسانند اهل منطقه را. اگر دولت ها بترسند، ملتها زنده باشند و نترسند. اگر ما همه از بين برويم ، بهتر است از اين كه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم و زير دست آمريكا. و اين يك قدم بلندى است كه به دستور آمريكا اين قدم بلند برداشته شده است براى ذلت عرب و ذلت مسلمين . ننگ بر آن اعرابى كه براى خاطر سلطه كمى كه به كشورى پيدا كنند و براى خاطر استفاده هائى كه پيدا كنند تن به يك همچو ذلتى بدهند و ننگ بر همه ما اگر چنانچه ساكت بنشينيم . و اگر چنانچه دولتها هم ، دولت هاى بى توجه به مسائل يا متعمد در اين كه خيانت به اسلام بكنند و به ملّت عرب بكنند و به مسلمين بكنند، اين طرح را بگذرانند.(117)

2 - تشكيل دولتهاى وابسته
دولت آمريكا با پشتيبانى از اين عناصر در نظر مسلمين در راءس ستمكاران و جنايتكاران تاريخ است دولت آمريكا براى استفاده رايگان از منابع زرخيز مسلمين مليون ها مردم شريف را به چنگال عناصرى كثيف و دور از انسانيت گرفتار كرده و اگر رئيس جمهور فعلى تجديد نظر نكند و راه خود را از سلف ناصالح جدا نكند مسئوليت همه جنايات كه بدست مشتى از خدا بيخبر و دور از انسانيت مى شود به عهده اوست .(118)
ما ديديم كه قبل از اين كه سادات ساقط بشود، آمريكا جانشين براى او معين مى كرد. سادات باز زنده بود و داشت مثل حيوانات راه مى رفت لكن آمريكا پيش بينى كرد كه بايد به جاى او كه باشد. آن نوكرى كه همه حيثيت خودش ‍ را به باد داد در خدمتگزارى به آمريكا، آن روزى كه كشته شد و آنطور بساط در مصر پيدا شد. اين رئيس جمهور تحميلى ثانى كه خيال دارد در مصر مثل آن حكومت كند و دربست خودش را در اختيار آمريكا گذاشته است ، قبل از اين كه به رياست برسد اعلام همبستگى خودش را با اسرائيل و ريكا كرده است .(119)
ج - سياستهاى آمريكا در منطقه خاورميانه
1 - احياى نظام بردگى
... آمريكا باز ازطرحها دست بردار نيست . آمريكا مى خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد. شما ببينيد كه در اين طرحى كه اخيرا دادند، بين طوايفى از مسلمين ، بين حكومتهاى مسلمين اختلاف واقع شد و بيشتر خواهد شد و اگر اين طرح هم شكست خود و شكست خورده است ، طرح ديگر خواهد داد و بايد مسلمين توجه داشته باشند كه طرح آمريكائى براى شرق و براى ملل اسلامى و دولت هاى اسلامى صرفه ندارد. بايد همه مسلمين توجه كنند و به حكومتهاى خود تذكر دهند كه زير بار طرحهاى آمريكائى كه از اين بعد، يكى بعد از ديگرى خواهد آمد نروند وبازى نخورند از اين شياطين . اين ها مى خواهند شما را آلت دست قرار بدهند وذخاير شما را بچاپند. آمريكا نظر سوء به شما دارد. شما را براى مصالح خودش مى خواهد استخدام كند و استخدام كرده است . چرا شما ذخاير خودتان را در راه مقاصد شوم وپليد آمريكا صرف مى كنيد؟ و چرا در مقابل اسلام ايستاده ايد و در مقابل مسلمين ؟ شما مى بينيدكه دولت مصر، دولت غاصب مصر به صراحت مى گويد كه ما كسانى كه از اسلام اسم مى برند سركوب مى كنيم . آمريكا به شما به نظر يك بنده نگاه مى كند، به نظر يك برده نگاه مى كند و شما را از هر طرف كه مى خواهد مى كشاند.(120)
ما چقدر به اين كشورهاى منطقه بايد بگوئيم كه بابا، ما به شما كار نداريم ، شما بيائيد و با ما برادرى كنيد تا همه با قدرت هاى بزرگ مقابله كنيم و كشورهاى خودمان را نجات بدهيم شماها خيال مى كنيد كه آلمان ، انگلستان و در راءس همه آمريكا صلاح شما را مى خواهد؟... آنها صلاح خودشان را مى خواهند، آنها شماها را به بند مى كشند تا از شما استفاده كنند آن روزى كه ببينند استفاده نمى توانند بكنند، شما را دور مى اندازند و همراهى با شما نمى كنند.(121)
2 - غارت مخازن مسلمين و حمايت از اسرائيل
چه شده است مسلمين را و چه شده است سران مسلمين را كه همه حيثيت و آبروى خودشان را نثار آمريكا كرده اند؟ چه شده است اين ها را كه خزاين بزرگ اسلامى را كه مال ملّت هاى پابرهنه ضعيف است به آمريكا تقديم مى كنند آمريكا در مقابل اين تقديم از اسرائيل طرفدارى مى كند و مى گويد كه اسرائيل را ما به اين ها نمى فروشيم ؟(122)
آمريكا كه مى گويد من اسرائيل را به هيچ كس نمى فروشم ، از شما آنهمه ذخاير مى گيرد و مى گويد من اسرائيل را به شما نخواهم فروخت ، ارزش ‍ دارد اين آمريكا كه شما براى خدمت به او تمام حيثيت خودتان را پيش ‍ ملتتان ، پيش ملّت هاى عالم ، پيش نسل هاى آينده از بين ببريد؟(123)
اميد آن است كه دولت هاى پيرو آمريكا كه خزائن گران و سرمايه ملّت ها را با روى گشاده در پاى آمريكا نثار مى كنند و در راه تقرب به آن چپاولگر، با اسلام و جمهورى اسلامى به جنگ تسليحاتى و تبليغاتى برمى خيزند از خواب گران بيدار شده و با ملّت هاى خود همصدا شوند و از زير ننگ وابستگى خارج شوند اين دولت هاى وابسته مگر نديدند كه كاخ سفيد با كمال بى اعتنائى اعلام كرد كه به خاطر آنان و نفت آنان از منافع اسرائيل نمى گذرد؟ و مگر متوجه نشدند كه آمريكا با اعمال وتو و تهديد سازمان ها بى اعتنائى خود را به آنان ثابت نمود؟(124)
3 - طمع ورزى به منابع مسلمين
وقتى مطلبى پيش مى آيد كه مخالف با منافع آنهاست اعلام مى كنند كه دوستانى داريم و منافعى داريم ؟ آمريكا چه منافعى مى تواند در اين جا داشته باشد جز منابع زرخيز شما؟ و چه دوستانى مى تواند اين جا داشته باشد جز آنهائى كه به عنوان دوستى خدمتگزار هستند؟ آمريكا دوست نمى خواهد، آمريكا خدمتگزار مى خواهد، آمريكا خدمتگزارانى مى خواهد كه منافع ملّت شان را تقديم بكنند و در عين ذلت را به خودشان بار بياورند تحمل كنند ما، ملّت ما و دولت ما ايستاده ايم و در مقابل هر سلطه جوئى ايستاده ايم و تا آنوقت كه توان داريم مخالفت مى كنيم .(125)
اين كه دولت آمريكا در اين وقت از زمان مى گويد كه ما دوستانى داريم در منطقه و منافعى داريم ، بايد ديد كه او چى مى گويد، دوستان آنها كى هستند و كى بودند و منافع آنها در اين منطقه چى هست و چى بود و چى خواهد بود آنها دوستانى دارند و دوستان ، آنقدر دوستى دارند كه علاوه بر اين كه مزدور بى مزد هستند، مزدور مزد بده هستند آنهائى كه منافع كشور خودشان را، سرمايه هاى انسان هاى مظلوم را به پاى قدرتمندان مى ريزند و منافع آنها را تامين مى كنند، مراد از منافع اين طور منافع است ، منافعى كه شريان حيات آنها را در صورتى كه قطع بشود، قطع مى كند و دوستان آنها دوستانى هستند كه اگر آنها كنار بروند، حيات آنها را هم سلب مى كند و ما به همه كشورهائى كه همسايه ما هستند، اسلامى هستند، به دولتمردان آنها كه به خيال خودشان اسلامى هستند، تذكر مى دهيم كه مقصود آمريكا از اين كه ما دوستانى داريم و منافعى داريم و دنبال او و دوستان منافع خودشان را به واسطه اسلام و ايران اسلامى در خطر مى بينند، آن منافع ، همان منابع سرشار كشورهاى اسلامى است و همان منابع زير زمينى در كشورهاى اسلامى و مناطق مهم براى آنها هست و آن دوستان شماها هستيد كه بعضشما هست كه براى آنها خدمت مى كنيد و در ازاء اين خدمت ، ذخاير خودتان را هم تقديم مى كنيد.(126)
4 - استفاده ابزارى از دولتهاى منطقه
آمريكا از جهالت و غرور و بلندپروازى صدام استفاده كرد و او را به هجوم به ايران واداشت و به منطق آمريكا شكست عراق و ايران و از پا درآمدن هر دو يا ايران ، در هر صورت به نفع اوست و صدام بدبخت پيش خود حساب ها كرده بود، ژاندارمى منطقه و سردارى بزرگ قادسيه را در مغز پوك خود مى پروراند و آنچه نمى دانست و نخواهد فهميد قدرت اسلام بزرگ و جانبازى سربازان فداكار اسلام بود و در اثر اين جهالت و حماقت خود را در دامى افكند كه هيچ قدرتى نمى تواند او را نجات دهد. و ما مجددا به دولت هاى منطقه هشدار مى دهيم كه بيش از اين براى نجات يك سبع جنايتكار كه اگر فرصت يابد منطقه را به آتش مى كشد، زحمت نكشيد و خود را به غرقاب هلاكت دچار نكنيد و وعده هاى آمريكا و ديگران شما را غافل نكند كه با ادامه كمك به دشمن اسلام ممكن است براى ملّت و دولت ايران تكليفى پيش آيد كه ما ميل به آن نداريم و تا وقت نگذشته است به اسلام و دستورات حياتبخش آن گردن نهيد و كشور خود را از شر قدرت هاى اغفال كننده نجات دهيد و بدانيد كه روآوردن به اسلام و مسالمت با جمهورى اسلامى به صلاح شماست و دولت و ملّت ايران براى شما بهتر از آمريكا و صدام و مصر و ديگر دغلبازان است . شماها بايد احساس و لمس كرده باشيد كه قدرت مجموع منطقه كمتر از نيمى از قدرت شاه مخلوع و معدوم است و قدرت امروز ايران به بركت اسلام و حضور ملّت چندين مقابل آن رژيم است و آمريكا همانطور كه در موقع سختى به شاه مخلوع نتوانست و نخواست كمك كند، به شما كه از شاه معدوم پيش او بى ارزشتريد كمك نخواهد كرد آمريكاو ديگر قدرتمندان ، شما را آلت دست قرار داده اند كه منافعشان در منطقه تامين گردد و اگر شما به دام افتاديد، براى نجاتتان به خود زحمت نمى دهند.(127)
به وضوح ثابت شده است كه آمريكا و ديگر قدرتمندان در موارد گرفتارى دولت هاى وابسته ، تنها به اظهار پشتيبانى لفظى و احيانا به فروش سلاح هايى ابتدايى با قيمت هاى بالااكتفا نموده وهرگزمشكلى از آنان را نمى گشاين د، كه نمى توانند بگشاين د، چرا كه تصادم قدرت ها در جهان بيش از اين اجازه دخالت آشكاراى آنان را نمى دهد. با تمام اين اوصاف ما هميشه دست برادرى خود را براى از بين بردن نفوذ ابرقدرت ها به سوى كشورهاى اسلامى دراز كرده ايم . شما حكومت هاى منطقه ديديد كه صدام را آمريكا و همقطاران آن به چه بليه اى دچار كردند، در حالى كه ايران در انقلاب و آشفتگى بسر مى برد، او را به نويد سردارى قادسيه وادار كردند تا از زمين و دريا و هوا به كشور ما هجوم آورد و خيانت بعضى از دست اندركاران آن وقت نيز فرصتى بيشتر به او داد.(128)
اين ها خيال مى كنند كه اگر اين ها گرفتار شدند، آمريكا مى آيد و جلوى اين را مى گيرد كه مبادا به آنها صدمه اى وارد بشود. آمريكا شماها را براى نفت تان مى خواهد، آمريكا شما را براى اين مى خواهد كه بازار درست كند كه نفتتان را ببرد و بنجل ها را بياورد به شما بفروشد به قيمت گران ، چه كار دارد آمريكا به اين كه شما چه حال داريد. شما هر حالى مى خواهيد داشته باشيد، ملّت هاى شما هر چهمى خواهند گرسنه باشند، ملّت هاى شما هر چه مى خواهند تشنگى بكشند الآن ، او چه كار به اين كارها دارد او مى خواهد كه از شما استفاده ببرد، نه استفاده اى كه يك انسان از انسان مى برد، نه استفاده اى كه يك انسان از يك عبد مى برد، استفاده اى كه حتى از حيوانات هم پست تر ما را حساب مى كنند و مى خواهند استفاده ببرند.(129)
من به سران كشورهاى خليج فارس سفارش مى كنم كه به خاطر يك عنصر ورشكسته سياسى ، نظامى اقتصادى بيش از اين خود و مردم كشورتان را تحقير نكنيد و با توسل به دامن آمريكا ضعف و ناتوانى خود را برملانسازيد و از گرگ ها و درنده ها براى شبانى و حفظ منافع خود استمداد نطلبيده ابرقدرت ها آن لحظه اى كه منافع شان اقتضا كند شما و قديميترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مى كنند و پيش آنان دوستى و دشمنى و نوكرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد، آنان منافع خود را ملاك قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن مى گويند. (130)
د - مشكل اساسى برخى از دولتهاى منطقه
1 - ترس و غفلت
مصيبت عظيم آن است كه آمريكا كه قريب نيم قرن بر مسلمانان جهان بخصوص منطقه ، هر چه خواسته است ستم كرده و مخازن آنان را غارت نموده است ، دولت ها نه تنها از ترس آمريكا نمى توانند اظهار مظلوميت مظلومان را حتى در كشورهاى خودشان بشوند، بلكه چنانكه ديديم با ملّت غارتزده ايران كه با نهضت اسلامى خود مى خواهد فرياد مظلومانه سردهد و به ملّت هاى مظلوم جهان داد خود را برساند، چه ها كرده و در مخالفت با ايران حتى از آمريكا و اسرائيل گوى سبقت را ربودند و براى تقرب به ستمكاران ، با تمام قواى تبليغاتى و تسليحاتى به متجاوز به ايران كمك نمودند به جاى آنكه به ملّت و دولت برادر خود دست اخوت و وحدت دهند، به آمريكا و اسرائيل دست عبوديت و ذلت دادند و به توطئه عليه ملّت ايران برخاستند.(131)
اسحاق شامير، مهره تازه آمريكا به مجرد نامزدى نخست وزيرى به جاى بگين ، مهره ديگر، قبل از هر چيز نقشه اسرائيل را فاش نمود. او گفت سازمان آزاديبخش فلسطين بايد محو شود و تصريح كرد كه به عنوان طرفدار يك اسرائيل بزرگ باقى خواهد ماند اكنون جاى تاءسف نيست كه سران كشورهاى عرب در مقابل اين مصيبت يا ساكت نشسته اند. و راه را براى اين نقشه شوم باز گذاشته اند. و يا براى خوشامد آمريكا و يا جاه و مقام آنى خويش حامى اسرائيل شده اند؟ اين جانب براى اداى وظيفه اسلامى ، در هر فرصت فرياد دل محرومان و مظلومان منطقه را به جهانيان از آنجمله دولت هاى كشورهاى اسلامى رسانده ام و پس از اين نيز اگر فرصتى رخ دهد انشاء الله خواهم رساند، شايد در حكومت هاى اين كشورها كه بعضى سرگرم عياشى و بعضى نزاع و جدال بابرادران خويش و بعضى ازترس ‍ آمريكا خود را باخته اند اثر كند و اين خواب غفلت ، به يك بيدارى اسلامى انسانى تبديل گردد تا به اين وضع فلاكت بار خويش خاتمه دهند و همانند ايران قهرمان ، دست رد به سينه تمام ابرقدرت ها زنند.(132)
2 - تسليم در برابر آمريكا
من از انحطاطى كه در بعضى از سران دولت ها در عصر ما حاصل شده است تعجب مى كنم و نيز متعجم از فكر حكومت هاى منطقه كه چرا اين قدر ذليل اند و همه چيزشان را تقديم نموده و علاوه بر ذلت در مقابل آمريكا، در برابر اسرائيل هم ذلت را به جان مى خرند آن چيزى كه دنياى متزلزل از آن مى ترسد، اسلام است اين ها از حكومت جمهورى اسلامى مى ترسند و ما بايد محكم بايستيم و خودمان را براى مقابله با مشكلات احتمالى _ آينده يا كنيم ما نمى توانيم شرافت اسلامى انسانى خود را از دست بدهيم .(133)
3 - فريب وسوسه هاى آمريكا
اين ابرقدرت ها مى خواهند به همه جا مسلط بشوند و اين بدبخت هاى خليج هم مثل كويت گرفتار اين وسوسه شده است ، خيال ميكند كه اگر در دامن آمريكا برود خلاص مى شود، اين اشتباه است . آمريكا مى خواهد همه چيز شما را از بين ببرد و مسلط بر همه حيثيت ملّت شما بشود، با همين بازى ها. توجه به عواقب امر خودتان بكنيد شما فردا كه آمريكا دست از روى سرتان برداشت ، باز ايران همراه هست ، هستش ! آن روزى هم كه دستش روى سر شماست ، هستش ، هيچ ترس از اين كه او چه مى كند ندارد(134)
4 - وابستگى سياسى
گرفتارى هاى مسلمين همه از اين قدرت هاى بزرگ و تزريق كردن آنها و تلقين كردن آنها به نوكرهاى خودشان در منطقه ها و تمام گرفتارى هايى كه مسلمين دارند از دست اين هاست و تا از دست اين ها نجات پيدا نكنند گرفتارى ها رفع نمى شود بايد ديد با چه حقى آمريكا از آن طرف دنيا دستش ‍ را دراز مى كند به اين طرف دنيا و در كشورهاى اسلامى دخالت مى كند و مى خواهد مقدرات كشورهاى اسلامى را او تعيين كند اين ننگ براى مسلمين نيست كه يك كشورى كه دشمن خدا شمرده مى شود، يعنى سرانش ، يك دولتى كه دشمن اسلام شمرده مى شود و دشمن بشريت شمرده مى شود، از آن طرف دنيا دستش را دراز كند با يك ميليارد جمعيت مسلم مقدرات كشورهاى اسلامى را او تعيين كند؟ و نگويند تو چكاره اى كه در لبنان دخالت مى كنى ؟ تو چكاره اى كه در مصر دخالت مى كنى ؟ ما دست او را شكستيم و قطع كرديم و از كشور خودمان بيرونشان كرديم . آمريكا مى گويد كه ما در منطقه منافع داريم ! چرا بايد او در منطقه ما منافع داشته باشد؟ چرا بايد منافع مسلمين منافع آمريكا باشد و او در منطقه منافع داشته باشد و يكى سوال نكند اين را، يكى از كشورها سوال نكند اين را از آمريكا كه شما چكاره هستيد كه آمديد مى خواهيد مقدرات اين منطقه را درست كنيد؟ شما چكاره ايد؟ شما چرا آمديد؟ همه اين مجالسى كه به دست خود اين قدرت هاى فاسد ايجاد شده هم ، ساكت نشستند، با اين كه دخالت دولتى در دولت ديگر اين مسائل عمومى دنياست كه نبايد بشود لكن او به صراحت دخالت ميكند و دولت هاى مرتجع بسيار كثيف هم با صراحت از او مى خواهند كه دخالت بكند.(135)
ملّت هاى مسلمان بدانند كه با اين سكوت مرگبار بعضى از دولت هاى منطقه و اين تسليم بى چون وچراى آنان درمقابل آمريكا و اسرائيل ، امروز لبنان عزيز در حلقوم اين جهانخوار و تفاله او فرو مى رود و فرداى نزديك كشورهاى عزيز ديگر و اگر امروز دولت هاى منطقه با سلاح نفت و سلاح گرم در مقابل اين جنايتكاران بايستند، مساله اسرائيل و پس از آن آمريكا و هر قدرتمند چپاولگر ديگر حل مى شود ما تاءسف شديد خود را از اين كه بعضى از دولت هاى اسلامى دست خود را به سوى آمريكا كه جنايتكار اصيل و توطئه گر دست اول است دراز كرده اند و از گرگ آدم در، نجات خود را مى خواهند، ابراز ميداريم و شديدا آن را محكوم مى كنيم و ملّت سلحشور و دولت انقلابى ايران اگر مساله جنگ عراق و توطئه براى اغفال ما از آنچه به آن مبتلاهستيم و نقشه براى شكست ما در دو جبهه نبود، به گونه اى ديگر عمل مى كرد و ما براى چندمين بار به دولت هاى اسلامى ، خصوصا دولت هاى منطقه روى آورده و از آنان مى خواهيم و قاطعانه به آنان تذكر مى دهيم كه براى حفظ شرف و جان و ناموس و مال ملّت هاى اسلامى بپاخيزند.(136)
يك كشورى كه بيست و چند سال است با اسرائيل مخالفت كرده ، دست اسرائيل را از نفتش كوتاه كرده ، روابط بكلى قطع است و او را غاصب مى داند و مسلمين را دعوت به اتحاد مى كند كه اين را بايد بيرون بكنيد و او به ريش مسلمين دارد مى خندد و آمريكاى فاسد هم همين طور، باز اين مسلمين از اسرائيل دست برداشتند و مى خواهند با او مصالحه كنند بعضى از آنها به تبع امر آمريكا و همه تبليغات خودشان را متمركز كردند به ضد ايران ، يك دفعه از خودشان نمى پرسند كه آخر قضيه چيست اين قدر سرسپردگى به آمريكا، اين قدر سر سپردگى و ترس ، ذخاير خودتان را تقديم آمريكا مى كنيد و از او هم با او هم روابط داريد و از او هم عذر مى خواهيد و خوش خدمتى و خوش رقصى هم مى كنيد ما با اين كه ملّت ضعيف هستيم و به حسب افراد، افراد ما حدود سى و پنج ميليون يا چهل ميليون است و ابزار جنگى ما يك ابزار محدودى است بسياريش هم غارتگرها در وقتى كه انقلاب بود، غارت كردند و آن بدبخت كه آن طرف دنيا نشسته ، نمى تواند كلاه خودش را نگه دارد، آن هم مى گويد كه ، آن نميرى مى گويد كه ما كمك مى كنيم به اسرائيل آن مردك در داخل خودش به هم ريخته است ، نمى داند چه بكند، اين معنا را مى گويد ما كمك مى كنيم . اين ها همه عروسك هاى ى هستند دست آمريكا، آمريكا مى گويد اين طور بگو، مى گويد.(137)
5 - اختلافات حكومتها و دورى از قوانين اسلام
اختلافاتى كه در عراق ، در ايران ، درساير ممالك اسلامى ايجاد مى كنند، بايد سران دول اسلامى توجه داشته باشند به اين معنا كه اين اختلافات اختلافاتى است كه هستى آنها را به باد ميدهد بايد با عقل ، با تدبير توجه داشته باشند به اين معنا كه به اسم مذهب و به اسم اسلام مى خواهند اسلام را از بين ببرند دست هاى ناپاكى كه بين شيعه و سنى در اين ممالك اختلاف مياندازند اين ها نه شيعه هستند و نه سنى هستند، اين ها دست هاى ايادى استعمار هستند كه مى خواهند ممالك اسلامى را از دست آنها بگيرند، ذخائر را از دست آنها بگيرند، بازار سياه درست كنند براى ممالك به اصطلاح مترقى ، مى خواهند آن چيزهائى كه آنهازياد دارند و به دريا مى ريزند، دور مى ريزند، بازار درست كنند در شرق و اين ها به قيمت هاى خوب ، به قيمت هاى مناسب بخرند همين چند روز در روزنامه اطلاعات بود كه غذاى سه روز آمريكا كه دور ريخته مى شود، به اندازه تمام غذاى ملّت چين است كه 650 ميليون است ، مال يك روز، سه روز فضلات غذاى آمريكا به اندازه 650 ميليون جمعيت استفاده بكند يك روز، آن تفاله هائى كه آنها بناست دور بريزند، چرا شرق را تحت قدرت نياورند، تحت اسارت نياورند، تا به شرق با قيمت هاى مناسب بفروشند و طلاكنند و طلارا ببرند؟ چرا اين كار را نكنند؟ دولت هاى ما، دولت هاى اسلامى كه توجه به اين معانى ندارند، آنها كه ملتفت نيستند كه به سرآنها چه ميآيد از دست برداشتن از قرآن كريم ، اتكا نداشتن بر قواعد اسلام اين ضررها پيش ‍ مى آيد تضعيف ميكنند دول اسلامى را با ايجاد اختلاف مذهبى تا هم مذهب را ببرند و هم دين را ببرند.(138)
ه - نصيحت به دولتهاى منطقه
... به شما اطمينان ميدهم كه اگر از اطاعت بى چون و چراى آمريكا و بستگان آن دست برداريد و با ما به حكم اسلام و قرآن كريم رفتار كنيد، از ما جز خير و پشتيبانى نخواهيد ديد قدرت هاى بزرگ بيش از آنچه از شما استفاده نماين د از شما طرفدارى نمى كنند.(139)
و - هشدار به دولتهاى منطقه
اين جانب به شما دولت هاى منطقه هشدار مى دهم كه با مشورت با عقلاو تفكر در آينده خود بدون توجه به وعده هاى آمريكا و دوستانش كه ميخواهند شما را گرفتار كنند و با تخيلات نابجا همچون صدام عفلقى شما را به دام مى اندازند تا خود را در منطقه هر چه بيشتر حاضر كنند و سرنوشت منطقه را به دست گيرند، خود را از اين مهلكه كنار گيريد و مطمئن باشيد كه دولتى چون دولت ايران كه متعهد به اسلام است و از فرامين الهى تخطى نمى كند، اگر دست برادرى او را فشار دهيد هرگز ضرر نمى بينيد و چه بهتر كه دولت هاى منطقه تمام نيروى خود را براى محو اسرائيل از جغرافيا تجهيز كنند. اسرائيل مفسدى كه فلسطينيان مظلوم را بدين روز انداخته و به لبنان قهرمان آن همه ظلم كرده و به كشورهاى منطقه تعدى و تجاوز نموده است . چه چيز بهتر از اين كه دولت هاى منطقه دست در دست هم نهند و منطقه را از شر اسرائيل و آمريكاى طرفدارش نجات دهند.(140)
فصل هفتم : عوامل آمريكا
الف - ضرورت شناخت عوامل آمريكا
ما بايد هوشيار باشيم ملّت ما بايد هوشيار باشند، توجه داشته باشند كه امروز كار مشكلتر است از آن روزى كه ما مواجه بوديم با محمدرضا آن روز كه ما مواجه بوديم با محمدرضا، همه ملّت دشمن خودشان را فرياد مى زدند كه نه ، آنهائى هم كه دوست بودند با او آن وقت نمى توانستند اظهار كنند اما امروز ما مواجهيم با يك اشخاصى كه اين ها داخل هستند، از خود ملّت مى گويند هستيم و برخلاف مسير ملّت دارند حركت مى كنند و تحريكات مى كنند، ما از تحريكاتشان مطلعيم ما امروز كارمان مشكل است از اين باب كه ما از يك طرف مواجهيم با آمريكا و مى خواهيم حساب او را بكشيم كه ملّت ما را چه كرده است تا حالايك طرف آمريكا ايجاد كرده است يك دستجاتى را براى اين كه نگذارد اين كار بشود، همه مقصد اين است كه نگذارند اين دادگاهى كه ما از تمام ملّت ها مى خواهيم در اين جا تشكيل بدهيم و آمريكا را ببينيم ، بررسى كنيم كه در اين چندين سال چه كرده است .(141)
ب - فعاليتهاى سياسى نظامى عوامل
1 - استمرار فعاليتهاى آمريكا
آمريكا از آن قدم اول با وضع ما مخالف بود، تا توانست براى حفظ شاه فعاليت كرد، دست و پا كرد، براى من پيام فرستاد و بعد از اين كه شاه بيرون رفت و بختيار آمد، باز كوشش مى كرد و تعقيب كردند كه بختيار باقى باشد بعد از اين كه بختيار رفت ، اين ها مشغول فعاليت شدند براى اين كه نهضت ما به ثمر نرسد و قدم به قدم دنبال كردند آنهائى كه دنبال او بودند، از عمال آمريكا بودند، از ريشه هاى فاسد رژيم سابق بودند، غائل ه ها بپا كردند كه از اول رفراندم براى جمهورى اسلام نشود و بعد كه در اين قدم شكست خوردند، قدم دوم پيش آمد و براى انتخابات مجلس خبرگان باز كارشكنى كردند عمال خبيث آمريكا و بعد كه در آن قصيه هم شكست خوردند، راجع به رفراندم قانون اساسى مشغول شدند به كارشكنى ، صندوق ها را شكستند، مردم را بازداشتند از راى دادن ، ولى مردم ايران بحمدالله در اين قدم فاتح شدند و راى قريب صددرصد به اين قانون اساسى دادند در عين حال كه بعد از اين كه مردم هم نماين دگانشان رفت و نماين دگانشان را تعيين كردند براى بررسى قانون اساسى و همان نماين دگان مردم بودند كه قانون اساسى را بررسى كردند و تصديق كردند و بعد هم به رفراندم گذاشته شد، مردم قريب به اتفاق راى دادند بر قانون اساسى معذلك آمريكا از پا ننشسته است و غائل ه ها بپا مى كند و عجيب اين است كه اشخاصى كه مدعى اين هستند كه روى اساس آزادى ، رو ى اساس دموكراسى عمل مى كنند و هيچ دموكراسى بالاتر از اين عملى كه ما انجام داديم كه دو مرتبه به آراء عمومى قرار داده شده است ، نيست معذلك حالامتوسل به چماق شده اند و با چماق مى خواهند قانون اساسى را نقض كنند و قانون اساسى را تغيير بدهند غافل از اين كه ملّت همان ملتند و مردم همان مردمند و ايمان مردم همان ايمان مردم است .(142)
2 - توطئه هاى مخفى
امروز روزى است كه ما مواجه با قدرت هاى شيطانى بزرگ هستيم و آنها هم از توطئه ها ننشسته اند، مشغول توطئه هستند، توطئه هاى زيادى در داخل دارند، مهم آن توطئه هاى داخلى است ، آن حرف هاى خارجى كه مثلاانحصار اقتصادى ، مداخله نظامى ، اين ها مهم نيست خيلى ، چيزى نيست كه قابل اعتنا باشد و آمريكا هم در اين اعلام كردند كه شكست خورد. لكن توطئه هاى داخلى كه عمال اجانب و بيشتر از همه عمال آمريكا در داخل مشغول توطئه هستند، آنها هستند تا حالاآن شكست نهائى را نخوردند، آن مقدارى را كه ملّت ما شكست داد آنها را، اين است آن عمال ظاهريشان را كه در راسشان محمد رضا بود، آنها را دستشان را كوتاه كردند و از ايران راندند و دست هاى خيانتكار اجانب هم آنها كه ظاهر بود قطع شد، لكن ريشه هاى زيرزمينى ، توطئه هاى دامنه دار همه جانبه در همه قشرها مشغولند. ملّت ما گمان نكند كه پيروزى نهائى را پيدا كرده است . بين راه هستيم ، در حال انقلابيم ، تا تمام اين قشرها، تمام اين ريشه هاى فاسد از اين مملكت قطع نشود ملّت ما نبايد آرام بگيرد. همان نهضت را كه بحمدالله با قدرت تا اين جا رسانده است ، بايد با قدرت هم پيش ببرد.(143)
3 - رخنه در سازمانهاى دولتى
هشيار باشيد كه بسيارى از اين اشخاصى كه بين مردم افتادند و تبليغات سوء مى كنند، ميخواهند اين نهضت ما را به شكست برسانند. شما دوستان ، شما برادران من آگاه و بيدار باشيد و نگذاريد اخلالگران بين شما رخنه كنند. اين هابنا دارند كه باز مسائل را به سال هاى قبل برگردانند، اين ها عمال اجانب هستند اين ها به نظر من مى آيد كه عمال آمريكا هستند و مى خواهند كه همان مسائل را، همان چپاولگرى را، همان سلب آزادى و سلب استقلال را دوباره به ايران برگردانند.. اگر شما دوستان وهمه اقشار ملّت بيدار نباشند، من خوف آن دارم كه خداى نخواسته به شكست برگرديم .(144)
4 - مخالفت با انقلاب فرهنگى
بعد از انقلاب هم آنهايى كه به كشور خودشان علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند آنها هم انگشت را روى همان نقطه حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگى را و انقلاب دانشگاهى را خواستند و شما ديديد كه از همان روز اول آنهايى كه قبله شان يا مسكو بود و يا آمريكا، آنها شروع به مخالفت كردند اين را يك عمل ارتجاعى حساب كردند آنوقت تهمت ها هم زدند كه ((اين ها مى خواهند اصلاعلمى توى كار نباشد و تخصص توى كار نباشد و لابد اين ها مى خواهند تيمم و وضو را در دانشگاه ياد اين ها بدهن))غافل از اين كه اين تبليغات اگر سابق عمل خودش را زياد انجام داد بعد از انقلاب و بيدار شدن قشرهاى ميليونى ايران اين حرف ها ديگر در آنها اثر ندارد. آنها مى دانند كه شما وقتى مى گوييد((مرتج))مقصودتان اين است كه بگذاريد ما دستمان باز باشد تا اين كه مترقى باشيم و مملكت خودمان را در آغوش غرب بكشيم كه مترقى است و يا در آغوش شرق و بلوك كمونيستى كه آنها هم مترقى هستند. مقصود از مرتجعين مسلمان ها و علاقه مندهاى به اسلام و علاقه مندهاى به كشور بود و مقصود از مترقى آنها بودند كه مى خواستند و مى خواهند كشور را به طرف شرق و غرب بكشند و راهى جز كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب نداشتند از آن روز اولى كه صحبت انقلاب دانشگاه پيش آمد مخالفت ها شروع شد.(145)
5 - سوءاستفاده از آزادى
اين ها مقصودشان اين نيست كه آزاد باشيم ، اين ها مقصودشان آن نقشه اى است كه طرح شده است برايشان و مرتب مى خواهند پياده كنند آن را. آزاد باشيم كه به هر چيزى از اشعار اسلامى كه هست بتازيم ، آزاد باشيم كه در دانشگاهها آن شعارهايى كه همه اش به ضد قرآن است بنويسيم ، آزاد باشيم كه با همه شعائر اسلامى مخالفت كنيم ، آزاد باشيم كه هر چه دلمان مى خواهد به ضد ارتش ، به ضد روحانى ، به ضد مومنين ، متدينين بگوئيم ، بعد اجتماعى درست بكنند و جدا كنند يكى يكى طواء ف را از هم ، امروز طرزشان اين است كه روحانيين بايد بروند و دعا بكنند و عرض مى كنم كه اين ها، اين همان طرزى است كه آمريكا نقشه اش را دارد و انگلستان هم از سابق داشته است و الآن هم همه دولت هايى كه ، ابرقدرت هايى كه مى خواهند ايران را بچاپند و شرق را بچاپند و ا زاسلام مى ترسند و از مظاهر اسلامى مى ترسند. اين همان طرح است .(146)
6 - جنجال آفرينى
اين ها با تبليغات سوء خودشان ، با طرفدارى از بعض اشخاصى كه خود آن آقا هم با آن مسائل موافق نيست ، با اين مردم ساده را اغفال مى كنند و غائل ه درست مى كنند هر روز در يك جائى غائل ه اى درست مى كنند و تمام مقصد اين است كه ملّت ايران را از اين راهى كه دارد مى رود، از اين مواجهه اى كه الآن پيدا شده است ما بين ملّت ايران و آمريكا، از اين بازدارند تمام كوشش هاى اين جمعيت ها اين است كه ما از اين توجهى كه الآن پيدا كرديم و داريم ، ساير مملكت ها را، حتى بعضى ممالك غربى را، متوجه به اين مقصد بكنيم و آمريكا از اين باب وحشت زده شده است مى خواهند ما را به خودمان مشغول كنند و غائل ه درست كنند، در همين جاها جاروجنجال پيدا بشود، حتى در قم جاروجنجال پيدا بشود، در آذربايجان جاروجنجال پيدا بشود، در كردستان بشود، در هر جا، و ما مشغول بشويم به خودمان و از دشمن غافل بشويم بايد همه قشرهاى ملّت بيدار بشوند، متوجه باشند.(147)
7 - اجراى نقشه هاى آمريكا
ملّت بايد توجه داشته باشد، البته اين ها حرف هاى لاطائل ى است كه گفته مى شود، لكن معذلك ملّت بايد بيدار باشد. از كيد آمريكا غافل نباشد. اين ها خودشان قابل آدم نيستند. اگر اين ها قابل آدم بودند وضعشان اين طور نمى شد. اين ها از ملّت بريده بودند و نمى دانستند چه بكنند وفرار كردند، رفتند. اما آمريكائى كه سيلى خورده است از شما، آمريكائى كه دل بسته بود به ايران و نفت ايران و ذخائر ايران ، اين آمريكا را شما بيرونش كرديد. غافل نباشيدكه يك قدرتى است و دارد، يك بست و بندهائى هست و يك همچو كارهائى يك وقتى مى خواهد بكند، لكن تا شما بيداريد و زنده ايد و ايستاده ايد كارى نمى توانندبكنند. اين طور نيست كه آمريكا يك لشگرى از آمريكا راه بيندازد بيايد ايران بخواهد خرابكارى بكند. آمريكا با دست همين ها مى خواهد كار بكند. نقشه اش هم اين است كه با همين هائى كه در پاريس و در جاهاى ديگر جمع شدند، يك همچو كارهائى راه بيندازد. بايد ملّت ما توجه داشته باشد باهمان قدرت ايمانى كه داشت ، با همان قدرت اسلامى كه داشت كه خودش را براى خدا مى داند وخودش را فداى اسلام مى كند بايستد.(148)
8 - آشوب و جنگ افروزى
مع الاسف در بين قشرهايى از مردم اشخاص مفسدى اشخاصى كه الهام مى گيرند از آمريكا، از اجانب هستند و مشغول مفسده هستند لابد آقايان غائل ه اى كه بوجود آوردند در تبريز شنيده ايد، اين ها تبريزى نيستند، اهل تبريز فكرشان اين فكر نيست كه با اسلام مبارزه كنند، تبريزى هميشه مثل ساير مسلمينى كه در ايران هستند، مى باشند اين ها كه اين غائل ه را به راه انداخته اند از خدمتگزارهاى اجانب هستند و پرونده بعضى از آنها هم در همين لانه جاسوسى پيدا شد از سران همين ها كه رفتند و راديو و تلويزيون تبريز را گرفتند و بعد هم بيرونشان كردند، پرونده بعضى از اين ها پيدا شد كه مستقيما با آمريكا در رابطه بودند و از جاسوسان آنها بودند.(149)
هر روزى كه بخواهد اين نهضت ، يك قدم بردارد، مجلس شورا مى خواهد مفتوح بشود، مى بينيم كه يك بساطى در امجديه پيش مى آيد، يك غائل ه درست مى شود و مع الاسف جوان هاى ما معطل نيستند كه اين ها چه دارند مى كنند، اين اشخاص چه دارند مى كنند و بعضى از اشخاصى كه با من هم مربوط هستند اين ها هم ملتفت نيستند كه مسائل عمقش چى هست خيال مى كنند كه مساله چماقدار است و تظاهر كننده ، مساله اين است . نه ، مساله اين نيست ، اين يك ظاهرى است براى آشوب درست كردن ، مساله عمق دارد، مساءله آمريكاست ، مساله اين است كه بايد آمريكا بيايد اين جا و مقدرات كشور ما را به دست بگيرد، نه مساله ، مساله اين است كه يكى مى خواهد تظاهر كند، يكى مى خواهد ضد تظاهر، اين ها مساله نيست ، اين هاغائل ه ايجاد كردن است براى اين كه نگذارند اين مملكت به حال خودش باشد و روى ميزانى كه دارد حركت مى كند، حركت بكند.(150)
ما الآن مى خواهيم يك همچو معنائى را متحقق بكنيم كه تمام طواء ف على السواء باشند ما با كرد هيچ اختلافى نداريم ، كردها هم با ما اختلافى ندارند اين ها كه قضيه كردستان را ايجاد كردند دسته اى هستند كه از خارج ارتزاق مى شوند و الهام مى گيرند كه از اين طرف يا از آن طرف ، اكثرا از آمريكا، چنانكه بعضى نوشتجات هم كه اخيرا به دست آورده اند مويد آن است و معلوم شده كه در قضاياى خرمشهر و خوزستان و قضاياى كردستان آمريكا دست داشته است ، اين مطلبى است كه آنها پيش آوردند.(151)
اين سوداگران در اعمال فتنه انگيز بچگانه خود، چهره قبيح خود را به ملّت و خصوص طبقه مستضعف كه مى رفت پشتيبانى آنان را باور كند، آنچنان ناشيانه نشان دادند كه براى كسى نبايد جاى شك و ترديد باقى باشد كه اين ان جيره خواران كاخ سفيد و كرملين مى باشند و دشمن درجه يك كارگران و كشاورزانند. برادران عزيز كارگر كه براى خودكفائى كشور با جان و دل و كار طاقت فرسا به خدمت به كشور اشتغال داريد! اين ان به خيال خام خود مى خواهند شما عزيزان را آلت مقاصد شوم خود قرار داده و در نفع ابر قدرت ها از شما استفاده نماين د. بهوش باشيد كه اين ان كسانى هستند كه دانشگاه را سنگر جنگ عليه اسلام و ايران كردند و اصرار آنان و هوادارانشان براى باز شدن دانشگاه به منظور مقاصد شوم آمريكاست . اين انند كه در كردستان و ديگر جاها بر ضد جمهورى اسلامى با دشمنان اسلام پيوند بسته و به جنگ افروزى برخاسته اند و اين ان هستند كه در هر فرصت جوانان متعهد ما را با اسلحه گرم و سرد مورد حمله قرار داده و مى دهند و اين ان هستند كه پس از هر پيروزى چشمگير از طرف قواى مسلح در جبهه ، در پشت جبهه و در شهرهاى مختلف به جنگ افروزى و افساد مى پردازند تا اذهان را از جبهه ها معطوف كنند و اين انند كه در توطئه ها عليه جمهورى اسلامى دست دارند. برادران و خواهران بهوء ش ‍ باشيد كه خدمت هاى ارزنده شما در راه كشور عزيز اسلامى با دست جنايتكار اين گروهك ها به خدمت آمريكا كشيده نشود.(152)
9 - ترور شخصيتها
حس كردند توجه ملّت را به اسلام ، لمس كردند شكست خودشان را، به كارهاى مذبوحانه ، به جنبش هاى مذبوحانه دست زدند، بزرگان ما را ترور مى كنند و گمان مى كنند با ترور كارآنها درست مى شود. اين ترور ثابت كرد كه ملّت ايران هر چه خون ببيند و هر چه رنج ببيند قويتر مى شود. اراده آهنين ملّت ماآنطور نيست كه بتوان بااين حركات مذبوحانه به او شكست داد. ملّت ما راه خودش را يافته است واز پا نمى نشيند تا اين كه اسلام عزيز را پياده كند، تا آنكه دست همه خائنان را قطع كند، تا آنكه مفتخواران را از مفتخوارى منع كند. شما اى برادران ! اى برادران عشايرى من ! آگاه باشيد، نگذاريد تبليغات سوء اين هادر جوانان شما تاثير كند، اين ها را راه ندهيد در بين خودتان كه با تبليغات خودشان بخواهند باز مسائل سابق را برگردانند و آمريكا را بر خزاء ن ما مسلط كنند. اين ها پيوستگان به آمريكا هستند با هر صورتى كه هستند.(153)
10 - ايجاد تفرقه در نيروهاى مسلح
در سال 60 با فعاليت زياد خائنان و وابستگان به آمريكا مى رفت تا ميان سپاه پاسداران ، اين جوانان متعهد فداكار با ارتشيان رزمنده عزيز كه فداكارى همگان را در جبهه ها مشاهديم با دست پليد جنايتكارانى سياست باز و تروريست هائى جنايت پيشه با حيله هائى شيطانى شكاف پيدا شود و خداوند ميداند كه كشور مظلوم ما با اين نقشه شوم به كجا كشيده مى شد.(154)
ج - كمونيستهاى آمريكايى
اين گروه ها كه دردانشگاه و در رسانه ها و در سطح كشاورزى و در ساير جاها مشغول سمپاشى هستند و با اسم ملّت دوستى و ملّت خواهى و به اصطلاح خودشان كمونيست مشغول فعاليت هستند، من گمانم اين است كه آمريكائى هستند. آمريكائى ها در هر جا يك چيزى درست مى كنند و دراين ممالك اسلامى ، صورت كمونيست و شبيه ماركسيست درست مى كنند. دست آنها پشت سر اين هاست . (155)
د - فعاليتهاى كمونيستهاى آمريكايى
1 - ايجاد تفرقه
همين هائى كه به اسم فدائى خلق و نمى دانم چه توى مردم افتاده اند، همين ها مانع مى شوند از اين كه براى اين خلق يك زندگى درست بشود، براى اين كه اين ها شلوغ مى خواهند بكنند ودستور دارند از بالاترها كه من بيشترش اعتقادم هست كه از آمريكاست . اين هادستور دارند كه با اين صورت بين مردم تفرقه بيندازند.(156)
دوستان من ! اين اجتماع را، اين وحدت را حفظ كنيد. شياطين در صدد اختلاف انداختن هستند، اين وحدت كلمه را حفظ كنيد. اين قيام لله را حفظ كنيد. تا قيام شما براى خداست پيروز هستيد. آنان كه به عناوين مختلف در صدد تفرقه هستند خيانت به ملّت مى كنند، خيانت به كشور مى كنند، خيانت به اسلام مى كنند، با هوشيارى فعاليت و توطئه هاى آنها را خنثى كنيد. اين ها كه بين اقشار ملّت در اطراف مملكت آشوب مى كنند و در صدد اختلاف انداختن هستند، عمال خارجى هستند، عمال آمريكا هستند، جيره خوار آنها هستند، از آن طرف مرزها پول مى آيد پيش اين ها و اين ها بين كارگرها تقسيم مى كنند كه كار نكنيد كه كارخانه ها راه نيفتد، كشاورزها را مانع مى شوند از اين كه به شغل خودشان ادامه دهند. اى كارگران محترم ! اى كشاورزان عزيز! به كار خود ادامه دهيد، از اختلاف كلمه دست برداريد. امروز روزى است كه همه بايد براى اسلام و براى كشور خودتان كار كنيد، همه مكلف هستيد. اين ها كه جلوگيرى از كار شما مى كنند، مى خواهند براى ارباب هاى خودشان راه باز كنند مى خواهند ما را باز به آن ذلت زحمت بكشند.(157)
2 - انهدام محصولات كشاورزى
به نظر آدم مى آيد كه بعضى از اين احزابى كه چپگرائى مى كنند، خودشان را مى چسبانند به چين و يا مى چسبانند به شوروى ، به نظرآدم اين طور مى آيد كه نه ، اين ها يك اشخاصى هستند كه آمريكا درست كرده براى ما كه شلوغ بكنند اين جا وصدا ايجاد كنند ودوباره آنها برگردند، دليل من بر اين مطلب اين است كه اين ها يكى از كارهاشان ، قضيه رفتن در پيش كشاورزها، اول مى رفتند و مى گفتند كه كشاورزى را جلو مى گرفتند كه كشاورزى نكنند، اين جا زورشان نرسيد، بعد مى رفتند كه نگذارند اين هاجمع بكنند، آنجاهم كه مايوس شدند و مردم جمع كردند، بعد شروع كردند خرمن ها را آتش ‍ زدند اين طايفه اى كه ادعا مى كنند ما طرفدار خلق هستيم ، طرفدار مردم هستيم ، توده را چه داريم ، خلق را چه ، ما از ايشان مى پرسيم كه آتش زدن خرمن ها اولاچه منفعتى براى توده ها دارد، اين ضعفاين د كه خرمن درست كردند، يك سال اين بيچاره زحمت كشيده يك عده اى يك خرمن درست كرده ، اين خرمن آتش زدن طرفدارى از اين ضعفاست ؟ بعد هم مى گوئيم كه كى منفعت از اين مى برد! يكى از طرقى كه براى كشف بعضى از جراء م است اين است كه يك جرمى كه واقع مى شود ببينيم كى از اين جرم منفعت مى برد كه بگوئيم زير سر اوست . اگر ما گندم نداشته باشيم ، از كجا گندم وارد مى كنيد؟ از آمريكا، اگر ما فرض كنيم جو نداشته باشيم ، باز هم آمريكا ، زراعت هر چه نداشته باشيم آن كس كه صادر كننده است براى ما، آمريكاست ، نه چين ما زراعت مى تواند بدهد نه شوروى ، خود شوروى هم از آمريكا مى گيرد، او هم ندارد، منفعت به جيب آمريكا مى رود! پس شما عمال آمريكا هستيد.(158)
3 - اخلال در توسعه و توليد
اگر راه بيفتد اين برخلاف مصلحت مملكت ماست ؟! برخلاف مصلحت ملّت ماست اين ؟ چرا مى آيند مى افتند در بين كارخانه دارها تبليغات سوء كنند و نمى گذارند كه راه بيفتد. همه اين مسائل به ما اين مطلب را نشان مى دهد كه يك عده اى ماءمورند از طرف خارجى ها (و من بيشتر احتمال مى دهم آمريكا باشد) ماءمورند از طرف اين ها كه نگذارند ايران سالم باشد، نگذارند آرام باشد. اين ماءموريت را اگر بتوانند دركارخانه ها انجام مى دهند، اگر بتوانند در كشاورزى انجام مى دهند، بتوانند در دانشگاه ها و در اين ها كه يك مردم ساده اى هستند ولو تحصيل كرده اند و مشغول تحصيلند، لكن جوانند و زود تحت تاثير واقع مى شوند چهار تا كلمه عرض مى كنم چيزى كه به آنها مى گويند، زرق و برق دارى كه مى گويند، بازى مى خورند.(159)
مى خواهند نگذارند مملكت آرامش پيدا بكند، تا اين كه دولت بتواند كارهاى خودش را، كارهاى اصلاحى خودش را انجام دهد، مى خواهند نگذارند كشاورزى ما رشد پيدا بكند مى خواهند ما را هميشه جيره خوار آمريكا قرار بدهند كه همه چيز ما از آمريكا بيايد، مى خواهند نگذارند فرهنگ ما رشد پيدا بكند و آدم پيدا بشود در ايران تا اين كه كيد آنها را خنثى كند، مى خواهند نگذارند اقتصاد ما سالم بشود، مى خواهند نگذارند ارتش ‍ ما مستقل بشود، اين ها كيدهائى است كه به الهام از آمريكا و امثال آمريكا در ايران مشغول توطئه است . شما بايد بيدار باشيد، فقط راى به جمهورى اسلامى كفايت نمى كند، اين ها خودشان را در رفراندم همچو ضعيف ديدند، همچو وحشتناك شده اند كه به خيال توطئه هاى دقيق تر افتاده اند، شما بايد توطئه هاى آنها را با كمال دقت ملاحظه كنيد. جوانان دانشگاهى ما گول اين قشر مفسد و فاسد رانخورند، از حرف هاى زرق و برق دار آنها گول نخورند، تحت تاثير حرف هاى به ظاهر صحيح و در واقع توطئه گر واقع نشوند، تمام جوانان ما موظفند كه اين نهضت را حفظ كنند و كيد خائنين را خنثى كنند.(160)
ما هر يك ازكارهاى اين هارا وقتى بنشينيم حساب بكنيم ، آنها به نفع آمريكا بيشترش مى شود. پس بنابراين شما به اسم كمونيست ، به اسم ماركسيست به اسم توده ، براى آمريكا كار مى كنيد. آدمهاى غير عاقلى نيستيد كه بيخودى براى آمريكا كار كنيد، نخير آدم هاى عاقلى هستيد جيبتان را آنها پر مى كنند. كى به شما پول مى دهد كه برويد جلوى كارخانه ها بايستيد و بگوئيد تعطيل كنيد ما بيشتر از آنها به شما پول مى دهيم ؟ اين پولها از كجا مى آيد كه مى رويد دم كارخانه ها مى ايستيد و به كارگرها مى گوئيد كه ما بيشتر پول به شما مى دهيم ، شماكار نكن ما مزدتان را مى دهيم . اين پول از كجا براى شما ميآيد؟ شما كه از خودتان كه چيزى نداريد بدهيد، بى چيزيد، شما اگر چيزدار بوديد كه اين كارها را نمى كرديد. اين پول ها را كى به شما مى دهد كه نگذاريد كارخانه ها به راه بيفتد؟ اگر روس ها مى دهند، پس شما تابع او هستيد، پس شماعمال اجنبى هستيد، اگر انگليس ها مى دهند همين طور، و به گمان من آمريكائى ها مى دهند.(161)

4 - ترويج مفاهيم غلط
ملّت از روحانى تا دانشگاهى تا بازارى تا كارگر تازارع ، همه اين ها اگر چنانچه منسجم بشوند به هم ،- با عين - در عين حالى كه مراتب محفوظ است بين خودشان ، لكن منسجم باشند با هم ، مجتمع باشند با هم ، يك بدن ، حال يك بدن پيدا كنند، همانطورى كه بدن انسان جامعه توحيدى است ، جامعه هم يك بدن بشود، اگر اين طور بشود، آسيب ديگر بر نمى دارد اين ، اين معناى جامعه توحيدى ، به اين معنا صحيح است ، اين معناى صحيح جامعه توحيدى است . اگر در يك كلامى ، براى آدمى كه ملتفت بوده است مسائل را، يك كلمه جامعه توحيدى واقع شده است مقصود اين است ، و اما مطلب غلطش راانداخته اند توى اذهان جوان هاى ما، در عين حالى كه حسن نيت دارند، در عين حالى كه صفاى باطن دارند، ولى بازى مى خورند. مى خواهند زمينه را اين شياطينى كه افتاده اند، توى هم ارتش هست ، هم ژاندارمرى هست ، هم شهربانى هست ، هم بازار و هم كوچه هست ، اين ها شياطينى هستند كه مى خواهند زمينه را فراهم كنند براى حكومت طاغوتى من حالا به شما مى گويم ( سنم هم اين قدرها نيست ، ممكن است كه قبل از اين حرف ها بروم از اين جا) لكن شما يادتان باشد اين مطلب كه اين برنامه اى كه الآن دارند بعضى از مغرضين مى ريزند و جوان هاى ما را گول مى زنند اين برنامه اين است كه آمريكا را به ما مسلط كنند.- آمريكا بفهمان- همه مطبوعات آمريكا شروع كنند و غرب ، همه اين هايى كه با شما دشمنند، شروع كنند به اين كه يك مملكت هرج و مرجى است ، نظام ندارد اين مملكت ، بالاو پائى ن ندارد، مثل حيوانات همه به جان هم ريخته اند، همه مخالف هم هستند، همه از هم تخلف مى كنند، هيچ يك از هيچ كس حرف نمى شنود يك همچو جامعه اى محتاج به قيم است . دنيا حكم مى كند كه ايران محتاج به قيم است ، قيم برايش پيدا بكنيد، راه را باز مى كنند براى اين كه يك قيمى مثل محمدرضا بالاى سرما بياورند، يك قيمى مثل رضاخان - بالاس- بالاى سر ما بياورند. حريف ما يك حريف عادى نيست ، حريف ما يك حريفى است كه كارشناس هاى آنها تمام اوضاع همه ممالك تحت بررسى قرار داده اند و همه آنجاها مضبوط است پيش شان كه بايد چه كرد يك همچو انقلابى كه ضربه به آنها زد، اين انقلاب را چه جورى بايد از بين برد، با دست خود ارتش ، ارتش را از بين برد، با دست خود ملا، ملارا از بين برد، با دست خود متدين ، ديانت را از بين برد. اين ها نقشه است آقا، اين ها همين طور نيست قضيه ، نقشه اند اين ها. اگر يك جامعه اى - سلسله - ارتشش سلسله مراتب نداشته باشد آن ارتش كه منحرفين اين طور القا مى كنند، مى روند درجه شان را مى كنند كه نه ، نبايد باشد اين ، نمى فهمد.(162)
5 - تزريق روحيه بى نظمى در نيروهاى مسلح
اين جوان هائى كه در بين چيز هستند، در بين ارتش هستند، توجه داشته باشند، اين ، يك خطرى دارد براى كشور شما پيش مى آورد، اين كار به دست ديگران دارد واقع مى شود، و شماها گول مى خوريد. قبل از اين كه شروع بشود به يك تصفيه اى و من آنطور قاطع كه مى توانم عمل كنم ، عمل كنم ، خودتان را، اصلاح كنيد خودتان را والا ما اين ها را تصفيه خواهيم كرد. آنهائى كه رفتند و كندند چيز خودشان را، آنطورى كه براى ما نقل كردند و به آنها هم گفتند شما هم بكنيد، ديگر سربازى و نمى دانم چى چيز نيست ، اين بزرگترين خيانتى است كه به مملكت ما داريد مى كنيد، قبل از اين كه ما دخالت در امر كنيم خودتان اصلاح بكنيد. اين هم يكى از گرفتارى هائى است كه ما داريم مواجه با او هستيم ، از آن طرف با آمريكا ما مواجهيم ، از اين طرف با اين جوان هائى كه دارند كمك به آمريكا مى كنند، نمى فهمند اين ها كه ما اگر آمريكا يك روزى بنايش بر اين شد كه بيايد اين جا شلوغى بكند، ما ارتش لازم داريم ، ژاندارمرى لازم داريم ، جوان هاى پاسدار لازم داريم ، خودمان هم بايد برويم ، نمى فهمند اين معنا را، گول خوردند از اشخاص ، اين اشخاصى كه اين توطئه را براى شما مى كنند و مى آيند به شما مى گويند و شما را به خيال خودشان مى خواهند كه جامعه توحيدى برايتان درست كنند، اين ها را معرفى كنند تا طرد بشوند. خودتان طردشان كنيد، خود اين جوان هائى كه در آنجا هستند طردشان كنند. اين مسير برخلاف اسلام است ، بر خلاف ملّت ايران است ، برخلاف كشور است ، برخلاف مصالح مسلمين است . يك همچو كار غلط را نكنند. همه قواى لشكرى و هم ارتش و هم ژاندارمرى و هم پاسداران نبايد هرج و مرج باشد.(163)
ه - جنگ روانى عوامل آمريكا
1 - تهمت به رهبران مبارزه
ايادى پنهان و آشكار آمريكا و شاه به شايعات و تهمت ها متوسل شدند حتى نسبت تاركالصلوه و كمونيست و عامل انگليس به افرادى كه هدايت مبارزه را به عهده داشتند مى دادند. واقعا روحانيت اصيل در تنهايى و اسارت خون مى گريست كه چگونه آمريكا و نوكرش پهلوى مى خواهند ريشه ديانت و اسلام را بركنند و عده اى روحانى مقدس نماى ناآگاه يا بازى خورده و عده اى وابسته كه چهره شان بعد از پيروزى روشن گشت ، مسير اين خيانت بزرگ را هموار مى نمودند. آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است ، از هيچ قشر ديگر نخورده است .(164)
2 - افتراء به مسؤ ولان نظام اسلامى
مسوولين نظام ايران انقلابى بايد بدانند كه عده اى از خدابى خبر براى از بين بردن انقلاب ، هر كس را كه بخواهد براى فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا او را كمونيست و التقاطى مى خوانند. از اين اتهامات نبايد ترسيد، بايد خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتى نترسيد. آمريكا و استكبار در تمامى زمينه ها افرادى را براى شكست انقلاب اسلامى در آستين دارند در حوزه ها و دانشگاه ها مقدس نماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشز كرده ام ، اين ان با تزويرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مى كنند، اين ها با قيافه هاى حق به جانب و طرفدار دين و ولايت ، همه را بى دين معرفى مى كنند، بايد از شر اين ها به خدا پناه بريم و همچنين كسانى ديگر كه بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است حمله مى كنند و اسلام آنها را اسلام آمريكايى معرفى مى نمايند، راهى بس ‍ خطرناك را مى پويند كه خداى ناكرده به شكست اسلام ناب محمدى منتهى مى شود. ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد.(165)
3 - تضعيف روحيه ملّت
بيخود اين را مى گويند كه انقلاب شد و چيزى نشد، مى دانند هم ، بعضى از اين ها شياطينند مى دانند، لكن مى خواهند اين طورى بگويند براى اين كه شماها را، مردم را سست كنند جوان هاى ما بايد متوجه اين معنا باشند كه اين شياطين را بشناسند و اين وسوسه ها، وسوسه هاى خناس است ، اين ها را بشناسند و به خدا پناه ببرند از وسواس خناس كه در راسشان آمريكاست و اذناب او تا برسد به آنهائى كه در بين قشرهاى ما هم از اذنابشان موجود است .(166)
اين بى انصاف ها مى نويسند كه در حبس بدتر مى گذرد از آنوقتى كه در آنجا در آن حبس ها، آن حبس ها پاى يكى از علماى ما را اره كردند اين طورى كه نقل كرده اند اين حبس هاى حالا بدتر از آن حبس ها هست ؟ اين ها همه همان شياطينى هستند كه به فرياد كارتر دور خودش جمع شده است براى اين كه از اين ، همانطور كه آن شيطان بزرگ از قرآن و اسلام مى ترسيد، حالا اين ها هم از اين نهضت كه يك نهضت اسلامى است مى ترسند و دنبال همان شيطان بزرگ مشغول شيطنت هستند و تضعيف مى كنند روحيه ملّت ما را بايد ملّت ما، جوان هاى برومند ما بايد با كمال قدرت پيش بروند و از اين توطئه ها اصلا نترسند، اين ها قابل آدم نيستند كه انسان ازشان بترسد و اين شلوغيها هم كه گاهى وقت ها همين شياطين ايجاد مى كنند و همين طرفدارهاى اين فاسدها ايجاد مى كنند، اين ها هم حلش اشكالى ندارد.(167)
هشيارى مردم در وضع فعلى يكى از عوامل پيروزى آنان بر باطل است و مردم تصور نكنند ايادى نفوذى استكبار و آمريكا دست از شيطنت برداشته اند، در هر جا و در هر مقوله اى احتمال حضور و كارشكنى آنان هست . بايد با دقت مراقب بود كه نكند دستى در كار باشد كه تبليغ كند جنگ تمام شد و وضع كشور فرق نكرد. مگر آثار جنگ ظرف يكى دو سال تمام مى شود؟ من دست و بازوى همه كسانى كه بى ادعا و مخلصانه در صدد استقلال و خودكفايى كشورند، مى بوسم . باز سفارش مى كنم كه به خدا متكى باشيد و براى هميشه زير بار شرق و غرب نرويد.(168)
4 - شايعه پراكنى
اين ها چه كردند و چه جناياتى در اين مملكت كردند با چه اسماء فريبنده مع الاءسف از اين تبليغات همه جانبه اى كه اين ها كردند بعضى از افراد باورشان آمده است و بعضى ها هم كه شريك جرمند با آنها و حالا هم مشغول فعاليت هستند اين ها همان شياطينى هستند كه حالا به فرياد آمريكا مشغول انجام عمل هستند، مشغول شيطنت هستند و بايد ملّت ما با هوشيارى ، با بيدارى اين توطئه ها را خنثى كند و مهم توطئه ها اين دروغ پراكنى هائى كه ، شايعه سازى هائى است كه الآن متعارف است ، شايعه هاى زياد براى تضعيف روحيه ملّت ، فرض كنيد كه چند تا دزد در يك جايى چند نفر را مى كشند، يك وقت مى بينيم كه خبر مى رسد كه صد نفر را كجا كشتند، 25 نفر را سر بريدند، در خبر دومش چهارصد نفر آنها را كشتند و حال آنكه اين ها نبوده است اين ها مى خواهند شايعه درست كنند براى تضعيف تمام پاسگاه ها از بين رفت ، تمام چه شد همه اش براى اين است كه يك شيطنتى بكنند و تضعيف كنند روحيه شما را، روحيه ما را از جمله حرف هايى كه هى زده مى شود و هى پراكنده مى شود از اطراف كه يك انقلابى شده است اما چيزى نشده است فقط يك انقلابى شده است و از فرم شاهنشاهى به فرم آخوندى برگشته است اصلا چيزى نشد.(169)
5 - سانسور نهادهاى مقدس نظام اسلامى
اگر كسى بخواهد يك عملى بكند كه براى كشورش مفيد است ، براى آتيه كشورش مفيد است ، بيمه مى كند استقلال كشور را، صدايشان درمى آيد كه چرا بايد اين طور بشود مى خواهند سانسور كنند اشخاصى هستند كه سانسورچى هستند با قلم هاى خودشان ، منتها زورشان نمى رسد كه با عمل بروند جلو بگيرند، با قلم هاى خودشان مى خواهند سانسور كنند حتى مجلس خبرگان را مى خواهند سانسور كنند، انتقاد مى كنند، وقتى ريشه انتقاد را بررسى بكنيد مى بينيد كه ريشه انتقاد برمى گردد به اينكه اگر اين درست بشود، بر خلاف امپرياليسم است ، برخلاف مقاصد آنهاست ريشه اين است لكن در لفظ جور ديگر جلوه مى دهند الآن ما گرفتار يك همچو مسائل هستيم و جوان هاى ما هم گرفتار، اين وابستگى به غرب را دارند ما بايد همه دست به دست هم بدهيم و اين گرفتارى را بيرون كنيم غرب را فراموش كنيد.(170)
و - فعاليتهاى عوامل آمريكا در منطقه
اگر چنانچه اختلافى بين اگر چنانچه اختلافى بين ملّت ايران با ملّت هاى ديگر بيفتد، اختلافى ما بين برادرهاى اهل سنت ما با برادرهاى اهل تشيع ما واقع بشود، اين به ضرر همه مان هست ، به ضرر همه مسلمين هست و آنهائى كه مى خواهند ايجاد تفرقه بكنند. اين ها نه اهل سنت هستند و نه اهل تشيع هستند، آنها كسانى هستند كه كارگردانان دولت هاى ابر قدرت هستند. و در خدمت آنها هستند آنهائى كه كوشش دارند بين برادرهاى اهل سنت ما با برادرهاى اهل تشيع تفرقه بيندازند، اين ها اشخاصى هستند كه براى دشمن اسلام ، براى دشمن هاى اسلام مشغول توطئه هستند. و مى خواهند دشمن هاى اسلام را بر مسلمين غالب كنند، آنها طرفدار آمريكا هستند.(171)
بر ما همه و بر شما همه است كه هوشيار باشيم و اين توطئه ها را يا از بين ببريم و يا با بى اعتنائى از كنار آنها عبور كنيم . الآن اجتماعاتى هست كه به اسم شيعه و سنى بناى بر ايجاد اختلاف دارند، همانطورى كه وابستگان به قدرت بزرگ آمريكا در طائف اين مساءله را طرح كردند و براى خدمتگزارى به آمريكا كه دنبالش خدمتگزارى به شوروى هم است ، نقشه اختلاف بين برادران را ريختند و دنبال او در كشور خودمان هم اشخاصى دارند همان نقشه را پياده مى كنند، غافل از آنكه اگر خداى نخواسته اين قدرت هاى بزرگ در ايران برگردد، نه اسلامى و نه اهل سنتى و نه اهل تشيعى باقى مى گذارد. اگر اين ها اين دفعه خداى نخواسته برگردند براى اين كه از اين برادران سنى و شيعه صدمه ديدند و از اجتماعات آنها نفع هاى خودشان را، چپاولگرى هاى خودشان را از دست داده اند اين دفعه بدانيد كه خداى نخواسته اگر آنها برگردند، اساس اسلام را كه منشاء اجتماع شما برادران بود، از بين خواهند برد.(172)
2 - ترويج اسلام آمريكايى
حكومت هايى كه در عصر حاضر با دل و جان و اسم اسلام در خدمت ابرقدرت ها بويژه آمريكا هستند و عامل تاءمين منافع آنان در جهان مى باشند و آخوندهاى دربارى از خدا بى خبر كه مويد آنان و مخالف با رژيم اسلامى هستند و كوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران به سيره رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم و علم كردن اسلام شاهنشاهى و ملوكى هستند كه مسلمانان متعهد را به جرم شكايت از ظلم آمريكا و اسرائيل مى خواهند از فريضه حج محروم كنند، بايد مورد تاييد شوروى و آمريكا و اسرائيل باشند.(173)
3 - انتقام از حاميان اسلام ناب
عاشوراى جمعه خونين مكه با تو و رسول تو و زائران ما، اين رسولان مكتب رسول تو كه به خاطر دين تو هيچ گونه وسيله اى حتى براى دفاع از خود نداشتند چنان كردند كه تنها از دست آمريكا، شيطان بزرگ و اذنابش ‍ ميسر بود. آمريكا و دست نشاندگانش در اين كشتار سبعانه انتقام از اسلام عزيز و مهبط وحى و محل امن خدا باز گرفتند. اسلامى كه در آينده اى نه چندان دور مكتب تمامى كشورهاى زير يوغ شرق و غرب مى گردد. خداوندا! امروز تمامى قدرت ها و ابرقدرت ها مصمم شده اند تا ريشه اسلام ناب رسول گرامى مان صلى الله عليه و آله و سلم را قطع كنند بار الها! امروز صداميان با كينه اى كه از دين تو دارند، دست در دست تمامى شياطين جهان داده اند تا صداى اسلام محمدى را خاموش سازند از تو مى خواهم تا ما را در راهت صبورتر و شكيبايى خانواده هاى عزيز و بزرگوار شهدا، جانبازان ، مفقودين و اسرامان را بيشتر گردانى پروردگارا شهداى ما را با سيدالشهدا عليه السلام محشور فرما و جانبازان عزيز و مقتدر انقلاب اسلامى خودت را شفا عنايت فرما اسرا و مفقودين ما را هر چه زودتر به اوطانشان بازگردان خداوندا به تمام ملّت هاى اسلامى خصوصا ملّت شجاع و حماسه ساز ايران تحمل بيشتر فشارهاى نظامى استكبار از زمين و دريا و هوا و فشارهاى اقتصادى و سياسى روزافزون كانون هاى فساد را عنايت فرما. خداوندا باطن دل هاى معتقدان به دين رسول اكرم ( ص ) را تنها از رضايت خود لبريز گردان .(( انك مجيب الدعوات )).(174)
ز - هشدار به مسؤ ولان نظام اسلامى
اگر بنا باشد كه شما به جاى اين كه اقتصاد مردم را درست كنيد، به جاى اين كه اين كشور را بررسى كنيد ببينيد كجاهاست كه مخروبه است و مردم از همه چيز ساقط هستند، به جاى اين اگر چنانچه بنشينيد سر مسند و با حرف و با فحاشى به هم مسائل را غفلت از آن بكنيد، اين همان است كه قدرت هاى بزرگ مى خواهند تا اين مملكت خرابه بماند و صداى مردم در آيد، اين همان است . شما هم عمال آمريكائى هستيد منتها ملتفت نيستيد. يك عاملى داريم كه مستقيما از سفارت آمريكا دستور مى گيرد، يك عاملى داريم كه براى او كار مى كند و خودش نمى فهمد، خود آدم نمى فهمد كه براى كى دارد كار مى كند. اگر شما به مردم كار نداشته باشيد، به مصالح مردم ، به مصالح كشور كار نداشته باشيد، فقط مشغول اين باشيد كه من چطور، شما چطور، من چطورم ، شما چطوريد، مردم با من هستند، مردم با شما هستند، اگر فكر اين باشيد، اين همان است كه آمريكا مى خواهد و شما از عمال آمريكا هستيد و در عذاب با آنهائى كه از عمال آمريكا بودند با توجه ، مشترك هستيد با كم و زيادش . (175)
من مى خواهم به شما آقايان بگويم بيدار باشيد و هشيار، دشمن هاى شما پشت همين دروازه هاى تهران و دروازه هاى ايران هستند و در داخل اين كشور هم دشمن هاى ايران هستند، يك دسته دشمن نيستند، از روى نادانى كار دشمن را مى كنند.(176)
فصل هشتم : طرفداران آمريكا
الف - تفكر طرفداران آمريكا
1 - وابستگى به ابرقدرتها
تمام نگرانى هاى احتمالى ، البته احتمال ، احتمال ضعيف اما خوب است گفته بشود، اين است كه دوباره يك دستهايى در كار باشد كه بخواهند همان مسائل سابق پيش بيايد، البته مساءله شاهنشاهى ديگر مدفون شده ، آن مساءله ديگر مطرح نيست ، لكن به طور ديگر يك مسائلى فراهم بياورند. كسانى كه از آنها هستند يا افكارشان آن نحو افكار است يا به اصطلاح خودشان صلاح ملّت را مى بينند كه وابسته باشند، خوب هستند اشخاصى كه متدين هم هستند، نمازخوان هم هستند، شايد نماز شب هم مى خوانند اما افكارشان آنطورى پرورش يافته ، يعنى از بچگى به گوش اينها خوانده اند به اينكه خوب اين كشورهاى ضعيف ، بدون وابستگى يا به اين طرف يا به آن طرف ، بدون اين ، برايشان امكان استمرار حيات نيست . وقتى از بچگى ، وقتى هم وارد شدند در مدرسه ، توى مدرسه اين را به گوش شان خوانده اند، وقتى هم وارد شدند در جامعه هى اين در گوش شان خوانده شده است ، در روزنامه ها تبليغ شده است ، در مجلات تبليغ شده است ، همه جا اين مطلب پيش آمده است كه شما خودتان نمى توانيد خودتان را اداره كنيد. اگر از دامن شرق فرار مى كنيد به دامن غرب بايد پناهنده بشويد. اين اشخاص متدينى هم كه نمازخوان هم هستند، متدين هم هستند، لكن اين معنا در ذهنشان هست كه ما چون شوروى الحاد ذاتى دارد و اصلا مبدائى قبول ندارد، ما اگر از او فرار كنيم و ناچاريم كه يك جائى بايد پيوند حاصل كنيم ، بايد به طرف غرب برويم و حالا آمريكا ست . اينها نه اينكه غرضشان اين است كه مثلا صدمه اى به اسلام وارد بشود، نه ، اصلا اينطورى پرورش پيدا كرده اند،(177)
...
هر جا مى روند صحبت مى كنند، هم و غمشان اين است كه اين جمهورى اسلامى به درد نمى خورد، ما حتما بايد يا در آغوش آمريكا باشيم تا بتوانيم زندگى كنيم ، يا در آغوش شوروى و چون شوروى الحاد دارد و آمريكا موحد است و خيلى صحيح است و خوب است يا كمتر از او بد است . ما خوب است كه همراه اينها باشيم .(178)
نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى كشور ايران به آمريكا است و در اين باره از هيچ كوششى فروگذار نكرده است و حمل - به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاى جهانخوار را كه هر چه بدبختى - ملّت مظلوم ايران و ساير ملّت هاى تحت سلطه او دارند از ستمكارى اوست بهتر از شوروى ملحد مى دانند و اين از اشتباهات آنها است .(179)
2 - ملاك ايران متحول !
برادران عزيزم ! از ياوه گويى ها و تهمت ها و برچسب هاى دشمنان خدا و اسلام و ميهن اسلامى نهراسيد كه هرچه حجم دروغ پردازى ها كه از عقده هاى دل و رنج هاى شكست سياسى و نظامى بر مى خيزد افزون باشد، دليل عجز و ياس آنهاست كه بايد بر حجم سكونت خاطر و طماءنينه قلب و فعاليت هاى شما افزوده شود. آنان كه به خيال خود براى ايران دل مى سوزانند و به ادعاى واهى براى ملّت ايران غمناكند، ايرانى را مى خواهند كه مستشاران آمريكا گردانندگان آن باشند، ايران وابسته و دلبسته به اجنبى را مى خواهند، ايران زمان پهلوى را كه غرق فساد اخلاقى و بر باد ده شرف انسانى بود را انسانى بود را مى خواهند، ايرانى را كه سرپرستش مظلومان را غارت كند و جيب آنان را پر كند و سرمايه هايش در خدمت طبقات مرفه و بالانشين باشد و مستمندان و كوخ نشينان در فقر و محروميت بسوزند و هيچ كس به فكر آنان نباشد و بالاخره ايرانى را مى خواهند كه به اصطلاح شخص اولش در مقابل رئيس جمهور آمريكا چون دريوزگان گردن كج كند تا مظلومان را پايمال كند. آن روز ايران را مستقل و زنده مى دانند و امروز كه به بركت اسلام جوانان و كودكان و پيران و خردسالان از هر طبقه بيدار و متحول شدند و همه قيد و بندهاى استعمارى و استثمارى را بريدند و با مشت گره كرده آمريكا و اذناب او را از كشور راندند، ايران را مرده و وابسته مى دانند. و شما ملّت عظيم الشان هستيد كه بايد چون كوه سر به فلك كشيده در مقابل همه مشكلات بايستيد و خداوند تعالى با شماست .(180)
3 - انزواى ايران !
اين كه گاهى وقت ها مى گويند كه اى ! ايران منزوى شده است ، مقصودشان چى است ؟ مقصود اين است كه آمريكا به ما چيز ندارد، آمريكا هر آنى كه ما دست به طرفش دراز كنيم ، صد مقابل او به ما بيشتر جواب مى دهد ولى ما اعتنا به او نداريم ،(181)
4 - مخالفت با سيره ائمه معصومين (ع )
در نظر دنياگرايان و ملّت پرستان ، آنچه از اين اولياى معظم الهى صادر شده بر خلاف عقل و شرع است . قيام بدون تجهيزات كافى را عقل آنان نمى پسندد و شرع آنان اجازه نمى دهد. و نيز به عقيده آنان حركت از كشورى به كشورى ديگر كه داراى حكومت و تشكيلاتى مى باشد، مخالف با عقل و مليت بوده و بالاخره مخالف با موازين شرعى و الهى است و همچنين صلح با نمروديان و فرعونيان و ملحدان و ستمگران و سازش با ظالمان به صورت مسلمان و با زهد فروشان داغ بر پيشانى ، طريق صواب و عقل و شرع بوده و هست . و با اين انگيزه تسليم و سازش با آمريكاى جهانخوار و وابستگان به او او لزوم عقلى و شرعى دارد و تخلف از آن مخالف شرع و عقل است .(182)
ب - فعاليت هاى طرفداران آمريكا
1 - ترويج خودباختگى
اينها ماها را هميشه با اين مسائل مى ترسانند. دست به آن نزنيد كه نخواهد شد، غير از آمريكا كارى نمى تواند بكند، غير از فرانسه و نمى دانم چى نمى توانند بكنند. در صورتى كه ثابت كردند جوان هاى ما و كارمندهاى ما و همه اشخاصى كه در اين امور مربوط هستند،. به اينكه : نه ، آن كارهايى كه آنها ممتنع مى دانند، اينجا ممكن است و ما بايد اين را راهى باز كنيم براى كارهاى بزرگتر. نترسيم از مطلب كه ما نمى توانيم بكنيم . نخير ميتوانيم بكنيم .(183)
...
اينها بسياريشان از همين دانشگاه ها بيرون آمده اند يعنى با اين تربيت بيرون آمده اند كه خودتان چيزى نيستيد. عمال آنها، چه آنهائى كه قلمفرسايى مى كردند و غربزده بودند و چه آنهائى كه در مدارس ما مشغول تربيت بودند، اينها همه اين معنى را متفق الكلمه بودند كه از خود ما چيزى نمى آيد ما بايد دنباله غرب باشيم يا دنباله شرق باشيم . مصيبت بزرگ براى مسلمين همين فرهنگى است كه در بين مسلمين رواج پيدا كرده است و جوان هاى ما را مى كشاند يا به آن طرف يا به اين طرف و در ايران اكثر طرف آمريكا هستند(184)
2 - تخطئه تصرف لانه جاسوسى
آن روزى كه اين جوانهاى بيدار عزيز ما اين لانه جاسوسى را گرفتند، اين شياطين به دست و پا افتادند. يكى گفت كه اينها خط شيطان هستند و دنبال اين كردند كه ما الآن اسير آمريكا هستيم . نه اينكه نمى فهميدند كه نه ، اسير آمريكا نيستيم ، مى خواستند كه ما را از استقلال بيرون بياورند و به دامن آمريكا بيندازند و قضيه گرفتن اين محل جاسوسخانه ناگوار بود براى آنها، براى اينكه پرونده هاى اينها هم ظاهر مى شد، پيدا مى شد اين پرونده ها. اينهمه كوشش براى اينكه اينها - را رها كنيد بروند، ما در گرو آمريكا هستيم ، اينها را بگذاريد بروند اينها اين جوانهاى عزيز ما كه مى گفتند ما در خط اسلام هستيم ، مى گفتند به آنها كه شما در خط شيطان هستيد، خوف اين بود كه اين پرونده ها ظاهر بشود و اين چهره هائى كه قالب زدند خودشان را، اين چهره ها معلوم بشود كه چطور اشخاصى بودند.(185)
3 - طرح شعارهاى انحرافى
اينها مى خواستند كه اين منافقين هم آزاد بيايند توى مردم و بعد از يك سال ديگر بسيارى از جوانهاى ما را منحرف كنند آزادانه و بسيارى از كارهائى كه مى خواهند زير جلى انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند. براى اينكه آزادى است ، بى جهت نيست كه در آن نطق هاى با اجتماع زياد روز عاشورا سوت مى زنند و كف مى زنند، امام مظلوم ما به شهادت رسيده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى يك نفر آدمى كه با آنها دوست است كف مى زنند وسوت مى كشند و آمريكا را از ياد مى برند خط اين بود كه اصلا آمريكا منسى بشود.(186)
4 - تلاش براى گرايش جامعه اسلامى به آمريكا
الآن يك جريانى در كار است كه من الآن نمى خواهم اشخاص هيچ صحبتش ‍ بشود، اما جريان هست در كار كه اگر كسى توجه بكند به مسائلى كه در اين اواخر هى پيش آوردند، در روزنامه هاى مختلف پيش آوردند، يك جريانى در كار است كه آن جريان انسان را از اين معنا مى ترساند كه بخواهد به طور خزنده اين كشور را باز هل بدهد به طرف آمريكا، بخواهند از اين راه پيش ‍ برون( چون كه ...... اين است ). و اين يك مساءله اى است كه به قدرى اهميت دارد در نظر اسلام و بايد آنقدر اهميت داشته باشد در نظر شما فرماندهان و ديگران كه اگر احتمال اين را بدهيد، بايد مقابلش بايستيد(187)
ج - آرزوى طرفداران آمريكا
واقعا انسان تاءسف ميخورد به بعضى اشخاص كه مى توانستند آدم باشند، مى توانستند مفيد باشند، مى توانستند براى خودشان مفيد باشند، مى توانستند براى كشور مفيد باشند، همچو جهالت كردند، نفهمى كردند با همه ، اصلا نشناخته بودند اسلام چه هست ، قدرت اسلام را نمى دانستند چيست ، هى دم از مليت زدند و هى دم از چى زدند اسلام اينها را اينطور از خود بيخود كرده و عاشق كرده است ، اينها نشناختند، ملّت را نشناختند، ايمان ملّت را نشناختند، به خيال خودشان مى خواستند خدمت براى ديگران بكنند كه خودشان به نوايى برسند، خودشان هم به همين نرسيدند آنها گمان ميكردند كه بالاخره آمريكا مى آيد، پس ما يك جاى پايى براى خودمان بگذاريم بعضى شان هم شايد مبعوث بودند از طرف آنها، لكن آمريكايى در كار نيست تا اينها زنده اند، آمريكا تو كار نيست حالا اگر يك وقت در تاريخ خداى نخواسته يك چيزى بشود، ايران باز فراموش كند اين صحنه هاى انسانى را، آن مساءله ديگرى است ، اما انشاء الله اين مسائل هست و به قوت خودش هست و اينها باختند، بدبخت كردند خودشان را.(188)
همه عالم الآن مطلعند كه شوروى و آمريكا و ساير قدرت ها از ايران سيلى خوردند به بركت اسلام و نخواهد ديگر اين ملّت اسلامى گذاشت كه راه آنها به اين مملكت باز بشود. آنهايى كه به آرزوى اين نشسته اند كه آمريكا دوباره بيايد يا شوروى بيايد، آنها خيال باطل به خودشان راه داده اند، به اين آرزو نباشند و لااقل تا وقتى كه اينها زنده هستند، تا آنوقت آمريكا و شوروى نمى تواند به اين مملكت وارد بشود.(189)
د - اقدامات طرفداران آمريكا
از اول معلوم بود مسائل آنها اين نيست كه دلشان براى اسلام بسوزد. بايد چشم ها را باز كنيم و اشخاص را مطالعه كنيم . اينها مى خواستند اين قشر را كنار بگذارند و يك قشرى بياورند كه مسلمان باشد ولى در نظرش آمريكا باشد، ولى چون از شوروى مردم وحشت دارند، آنها را كنار بگذارند و به طرف آمريكا جذب بكنند. ما خيلى محتاج به زحمت هستيم و من اين نگرانى را داشتم و مصمم هستم كه يك وصيتى بنويسم و در آن شرح بدهم كه اينها از كجا مى خواهند شروع كنند و آنها فرصت شان نبود و خواستند از حالا شروع كنند،(190)
ه‍ - رسوايى در برابر ملّت
اين نقشه اى كه مدت هاست در كار است و نقاشان بيخبر از خدا دنبال شكل دادن آن بودند و من مطالعه مى كردم در حال آنها و در وضع آنها و بالاخره با ناشيگرى خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر كردند و ملّت فهميد كه اينها چكاره اند و با يك صورت اسلامى و حق به جانب در اين مملكت آمدند و نقشه شوم قدرت هاى بزرگ را يعنى آمريكا را مى خواستند در اين كشور پياده كنند. اينها ملّت را نشناخته بودند، اينها ملّت اسلامى را نمى شناختند، اينها با همه هوش شان و با همه علمشان ، اين علم را نداشتند كه ملّت اسلام يعنى چه و قدرت اسلام يعنى چه . اينها خواستند راه را براى آمريكا باز كنند و آمريكائيان ، همه در دور پرچم شان جمع شدند ونصيحت من را گوش نكردند و مصلحتى كه من براى آنها مى انديشيدم و براى كشور خودمان ، اينها از آن غفلت كردند و آنچه كه من مى خواستم نشود شد.(191)
و - وحشت از صدور انقلاب
... مساءله اين بود كه وحشتزده بودند كه جاى ديگر اينطور شود. اين وحشت هست كه اگر اين سرايت كند به ساير كشورهاى اسلام و حتى اين انقلاب به آمريكا و سياهان آمريكايى منتهى شد، اينها، اين وحشت را دارند و اينكه مى گفتند نمى شود بدون آمريكا نفس كشيد، ولى ما چند سال است كه بدون آمريكا نفس مى كشيم . اينها مى ترسند مبادا اين مطلب ايران در جاى ديگر برود،(192)
ز - روشنفكران منافق
امروز مردم متوجه به اسلامند، آنها هم به اسلام روى آورده اند، مردم انقلابى شده اند، يك دسته ديگر از جوان هاى شان را دادند، يك دسته ديگر اموالشان از بين رفته ، يك قشر ديگر فرياد زدند و اينها توى خانه ها نشسته بودند، اگر كمك نمى كردند، لااقل كارى نداشتند، تماشا مى كردند ببينند كى جلو مى افتد، در خارج نشسته بودند، در خارج ايران ، در داخل ايران نشسته بودند و نظر دوخته بودند كه ببينند كدام طايفه اى كه با هم دارند جنگ مى كنند اينها غلبه مى كنند، هر كدام غلبه كردند بروند زير علم آنها حالامسلمان ها غلبه كردند، آمده اند زير بيرق مسلمان ها، لكن شيطنت شان را دست برنمى دارند زير، زير، در ظاهر فرياد مى كنند و اسلام را ترويج مى كنند و رژيم سابق را طاغوت مى گويند و رژيم فعلى را جمهورى اسلامى مى گويند لكن در زير پرده مخالفت مى كنند با اسلام ، مخالفت مى كنند با جمهورى اسلامى اگر امروز كارتر پيش بيايد، اينها سينه زن براى كارترند حالا هم در زير دارند سينه مى زنند برايش ، الآن هم روابط با آمريكا، هم مستقيم هست هم مع الواسطه هر كس بيايد آنطورى است ، منافقين اينطورند، پس اين صفت منافقين است .(193)
اگر همين امروز هم مساله خداى نخواسته برگردد، خواهيد ديد كه همين قلم به دست هاى ى كه ، بعضى شان البته ، بعضى شان هم متعهدند، همين بعضى از روشنفكرها، همين بعضى از قلم به دست ها، همين بعضى چيزنويس ها خواهيد ديد كه همان مسائل سابق و باز دعاگو و ثناگوى براى همان رژيم هستند امروز چون اينجا بيشتر به آن توجه دارند، آنها براى يك كسب اعتبار به اينجا متوجه شده اند ولى قلوبشان اينجا نيست ، فردا اگر چنانچه يك ورقى ديگر پيش بيايد، آنها پاى آن بيرق سينه مى زنند اينها سينه زنند، بيرق اسلام بلند بشود پايش سينه مى زنند لكن به اسلام كارى ندارند، بيرق كفر هم بلند بشود پايش سينه مى زنند براى استفاده امروز اگر چنانچه آمريكا غلبه پيدا كند، آنها سينه براى آمريكا مى زنند الآن ، الآن كه من اينجا ايستاده ام اشخاصى هستند كه روابط با آمريكا دارند، روابط با كسانى كه با آمريكا روابط دارند، دارند اينها سينه زنند، پاى هر علمى سينه مى زنند، به نظرشان فرقى نيست ما بين علم اسلام و يا علم كفر، آن كسبش ‍ را مى خواهد بكند او مى خواهد رايج او مى خواهد اسم بلند كند، او مى خواهد مردم او را به روشنفكرى بشناسند، او مى خواهد مردم او را به - عرض مى كنم كه - آن چيزهايى كه پيش ملّت رايج است بشناسد.(194)
ح - نصيحت به طرفداران آمريكا
ايران كه دولتش و ملتش و همه با هم هستند، فقط يك چند نفر انگشت شمارند كه تبع آمريكا هستند، نميفهمند كه خودشان چه ميگويند، يك چند نفر معدودى هستند كه اينها برخلاف هستند و من عقيده ام هست كه اينها هم بيايند و با مردم بشوند و خيال نكنند كه حالاسابق است و آمريكا هر كارى دلش بخواهد بكند كه شما بترسيد از آمريكا.(195)
من صلاح شمارا مى دانم ، نگذاريد خداى نخواسته آن چيزى كه به سر ديگران آمد به سر شما بيايد. من علاقه دارم به اينكه همه شما دور پرچم اسلام با هم بايستيد در مقابل آمريكا، در مقابل شوورى ، نه در مقابل خودتان . جبهه گيرى نكنيد در مقابل هم ، با هم دست به هم بدهيد تا اين كشور را نجات بدهيد. اين اختلافاتى كه شما مى خواهيد درست كنيد و در سخنرانى هاى تان درست مى شود و در نوشته هاى تان ايجاد مى شود، اينها به صلاح اسلام ، به صلاح كشور، به صلاح ملّت نيست . شما مى خواهيد به كجا بكشانيد اين كشور را ؟ كوشش شما متدينين در اين است كه اين كشور كجا برود؟ درآغوش آمريكا برود؟! در آغوش شوروى برود؟! شما نمى دانيد كه اگر ايجاد اختلاف فرض محال بتوانيد بين گروه هاى اسلامى بكنيد اين به جز اينكه آمريكا بيايد و اين كشور را به دست بگيرد يا شوروى اين كار را بكند نتيجه ديگرى ندارد؟ شما غفلت ازاين داريد؟ شما دانشمندان هستيد، از اين معنا غافليد؟ شما همه اين ملّت را به آمريكا مى خواهيد بفروشيد؟ من باز با كمال علاقه اى كه به اين دارم كه همه با هم متحد باشيد نصيحت مى كنم به شما كه شما از اين تجربه ، نصيحت و عبرت بگيريد.(196)
ط - هشدار به طرفداران آمريكا
اين شياطين چه مى گويند به اين ملّت ما؟ اينها سلطنت طلبند و مى خواهند سلطنت را در اين جا دوباره برگردانند يا بازى خورده اند از آنهايى كه مى خواهند اين كشور را دوباره به باد بدهند و تحت سلطه آمريكا قرار بدهند؟ مى فهمند اينها چه مى كنند؟(197)
روز قدس ، روزى است كه بايد به اين روشنفكرانى كه در زير پرده با آمريكا و عمال آمريكا روابط دارند، هشدار داد، هشدار به اينكه ، اگر از فضولى دست برنداريد، سركوب خواهيد شد. ما به آنها مهلت داديم و با آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند كلمه آخر را خواهيم گفت وخواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر آمريكا نمى تواند به اينجا حكومت كند وديگر ساير ابرقدرت ها نمى توانند در اين مملكت حكومت كنند.(198)
فصل نهم : آمريكا و جنگ تحميلى
الف - علت حمله به ايران
1 - قطع رابطه با آمريكا
ايران كه خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه كند، امروز گرفتار اين جنگ هائى تحميلى است . آمريكا عراق را وادار نموده است خون جوانان ما را بريزد. او ساير كشورهاى تحت نفوذش را وادار نموده است تا ما را با حصر اقتصادى ازپاى _ در آورد، مع الاسف اكثر كشورهاى آسيائى هم با ما سر ستيز برداشته . ملّت ها ى مسلمان بايد بدانند كه ايران كشورى است كه رسما با آمريكا مى جنگد و شهداى ما، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريكا دفاع مى كنند. پس ذكر اين مساله ضرورى است كه درگيرهاى غرب كشور عزيز ما درگيريهائى است از جانب آمريكا كه گروه هاى از خدا بى خبر وابسته ، هر روز ما را با آن مواجه كرده اند و اين به محتواى انقلاب اسلامى ما مربوط مى شود كه بر پايه استقلال واقعى بنا گشته است . چه اگر ما با آمريكا و يا ساير ابر قدرت ها و قدرت ها كنار آمده بوديم ، گرفتار اين مصاء ب نبوديم ، ولى مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خوارى و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگى ننگين ترجيح مى دهند. ما براى كشته شدن حاضريم و با خداى خويش عهد نموده ايم كه دنباله روى امام خود سيدالشهدا (عليه السلام ) باشيم . اى مسلمانانى كه در كنار خانه خدا به دعا نشسته ايد! به ايستادگان در مقابل آمريكا و ساير ابر قدرت ها دعا كنيد و بدانيد كه ما با عراق جنگى نداريم و مردم عراق پشتيبان انقلاب اسلامى ما هستند، ما با آمريكا در ستيزيم و امروز دست آمريكا از آستين دولت عراق بيرون آمده است و به اميد خدا اين ستيز تا استقلال واقعى ادامه دارد كه بارها گفته ام ما مرد جنگيم و تسليم براى مسلمان معنا ندارد.(199)
اى كشورهاى بى طرف ! شما را به شهادت مى طلبيم كه آمريكا قصد نابودى ما را دارد، كمى به خود آئيد و ما در هدفمان كمك كنيد، ما به شرق و غرب و به شوروى و آمريكا پشت كرده ايم تاخود، كشور خود را اداره كنيم ، آيا حق است تا اينچنين مورد هجوم شرق و غرب واقع شويم ؟ با اوضاع فعلى جهان اين يك استثناى تاريخى است كه با مرگ و شهادت و شكست ما، مطمئنا هدف ما شكست نمى خورد.(200)
2 - تلاش براى سلطه مجدد
شما اى ارتش عراق ! از ما بهترميدانيد كه چه جوانانى را كه پشتوانه ملّت شما بوده اند از دست داده ايد و در پيشگاه خداوند قادر عظيم و ملّت هاى مسلمان جهان و ملّت شريف خودتان هيچ عذرى نداريد. آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه با چه انگيزه ، دوستان وعزيزانتان رااز دست مى دهيد؟ آيا مى دانيد با خودتان وكشور اسلامى خودتان چه مى كنيد؟ و شما از ما بهتر مى دانيد كه دراين جنگ خانمانسوز چه خسارت هاى عظيم مالى به كشورتان وارد شده است . آيا مى دانيد كه ميلياردها دينار خسارت به مخازن و ساز و برگ جنگى شما وارد شده است و اينهمه به نفع ابرقدرت ها و ضرر ملّت شماست ؟ آيا ميدانيد براى جبران ساز و برگ جنگى ميلياردها دينار ملّت ستمديده شما و كشورتان بايد به ابر قدرت ها بپردازند؟ و آيا مى دانيد كه آبرو و حيثيت شما در جهان و حتى نزد ملّت خودتان ريخته وبه باد فنا داده شده است ؟ و مى دانيد كه انگيزه اين خسارات چه بوده ؟ اگر نمى دانيد ما مى دانيم ، قدرت هاى بزرگ كه دستشان از مخازن بزرگ ايران كوتاه شده و سلطه و قدرتشان با همت ملّت ايران و قواى مسلح آن قطع گرديده اكنون به دست و پا افتاده اند تابا جنگ افروزى بين برادران ، سلطه خود را اع اده دهند و چپاولگرى خود را از سر گيرند. و شما اى ارتش عراق ! آلت دست نوكران سرسپرده ابرقدرتها و دشمنان ملّت هاى ضعيف شده ايد.(201)
3 - وسوسه عراق
از اول هم كه وارد اين هجوم شد، بازيش دادند و بزرگ منشى خودش به اصطلاح و بلند بينى خودش به اصطلاح و آن حب شيطانى نفسانى خودش ‍ هم بود. آمريكا هم بازيش داد كه ايران ديگر چيزى ندارد، خوب ارتشش كه از بين رفت و پاسدارها هم كه چيزى نيستند و ديگر مردم هم كه اصلاكارى به اين حرف ها ندارند، تو بيا برو ايران را بگير نفت ايران مال تو وقتى شد، چه خواهى كرد، چه خواهى شد، منطقه را تو بگير، همه منطقه مال تو.(202)
...
براى ملّت عراق معلوم باشد كه ما با آنها هيچ كارى نداريم بلكه اين صدام حسين است كه به واسطه تحريك آمريكا به ما تجاوز كرده است و ما اگر جوابى بدهيم هرگز به ملّت عراق كه برادر ما هستند مربوط نيست .(203)
4 - دخالت در ايران
آمريكا تشر مى زند كه ما منافع داريم بلى ، شما منافع داريد ولى ما از دستتان گرفته ايم شما از آن طرف دنيا مى خواهيد دخالت كنيد مگر دخالت چگونه است ؟ دخالت شما اين است كه صدام و منافقين را فرستاده ايد معناى دخالت اين نيست كه ريگان خودش بيايد.(204)
ب - نيرنگ براى انحراف در عمليات دفاع قدس
1 - طرح حمله اسرائيل به لبنان
توطئه ها رو به رشد است . مساءله اى كه بايد در اين جنبه اى كه مربوط به روز است عرض كنم ، اين است كه بعد از آنكه اين قدرت هاى بزرگ و خصوصا آمريكا در همه توطئه ها فلج شد و شكست خورد و مى بيند كه اين جنگى هم كه او براى ما بپا كرده است ، اين هم دارد به آخر مى رسد انشاء الله ، يك توطئه ديگرى عميق تر اجرا كرده است كه در اين توطئه ، ما هم يك قدرى بازى خورديم و آن اين است كه يك نكته اى كه پيش ما خيلى بزرگ است و ما نسبت به آن حساسيت زياد داريم ، آن غائله را پيش آورد تا اينكه ملّت ما را از آن مطلبى كه در كشور خودش مى گذرد و از آن جنگى كه در خودش مى گذرد، غافل كند، قضيه هجوم اسرائيل به لبنان آمريكا مى دانست كه ما و ملّت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم و نسبت به اسراءيل هم از آن طرف حساسيت داريم ، اين دام را آمريكا درست كرد، يعنى آن نوكر خودش را فرستاد به اينكه حمله كند به لبنان و آنهمه خسارات وارد كند و آنهمه جنايات و ما مى دانيم كه اگر ميليون ها جمعيت را از بين ببرند و يك مطلبى براى آمريكا حاصل بشود و يك نفعى برسد، مى گويد همه بروند از بين اين را ما از ابرقدرت ها شناخته ايم آنها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد اين مستمندان و بيچارگان چه مى گذرد، آنها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سر جاى خودش نگه دارند و ايران كه در نظر آنها خيلى اهميتش بيشتر از لبنان و جاهاى ديگرى است ، براى آنها محفوظ بماند آمريكا مى بيند كه ما هم مرز با شوروى هستيم ، آن هم در طول صدها كيلومتر و آن چيزى كه آمريكا را به وحشت مى اندازد، آن شوروى است و آن مى ترسد از اينكه اگر چنانچه صدام از بين برود، شوروى بتواند در اينجاها يك غلطى بكند، لكن ما مى دانيم كه نمى تواند، بعد از اينكه ملّت اينطور كه هست و در صحنه هست ، باشد، هيچ كس ‍ نمى تواند.(205)
نقشه اين است كه بگين را وادار كند به اينكه تو حمله كن به لبنان ، لبنان كه تو حمله كردى ، ايران حساسيت نسبت به او دارد و همه قوايش را متمركز مى كند در اينكه تو را از بين ببرد و اگر ايران از جنگ عراق غافل بماند، عراق كار خودش را انجام ميدهد و ايران در اينجا هم نمى تواند كارى بكند نقشه اين است بايد همه ملّت ما و همه دولتمردان ما توجه به اين معنا داشته باشند كه در عين حال كه ما لبنان را با ايران از حيث مصالح و مفاسد جدا نمى دانيم ، لكن بايد كارى بكنيم كه نتوانيم هم لبنان را و هم ايران را نجات بدهيم ، از اين كار اجتناب كنيم اگر امروز تمام نظرها متوجه به لبنان بشود و تمام قدرت ها و گويندگان از لبنان بگويند و تمام نويسندگان از لبنان بگويند، اين ، توفيقى است براى آمريكا كه ايران جنگ خودش را فراموش ‍ كرد، و هم عراق را از دست مى دهد و هم لبنان را، نه مى تواند در عراق كارى بكند و نه مى تواند در لبنان ما راه مان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم ، نه مستقلاشما ملاحظه كنيد اخيرا تمام رسانه هاى گروهى ، تمامش ، آنچه كه من ديده ام ، رسانه هاى گروهى راجع به جنگ عراق و ايران ديگر صحبتى نميكنند، شايد يك كلمه بگويند، همه رفتند سراغ لبنان ، همه راديوهائى كه قبل از اين حمله اين مرد، اين نامرد به لبنان آغاز شد، تمام حرف هاى شان ايران بود و جنگ عراق ، وقتى نقشه آمريكا اينطور شد كه ايران را از جنگ عراق منصرف كنيد و برش گردانيد به آن جائى كه حساسيت دارد و آن ، راجع به لبنان است ، از آن روز، اين راديوها و گويندگان خارجى راجع به ايران و اين حرف ها چيزى نمى گويند شما بدانيد كه اين چيزى كه از عراق در چند روز پيش ، از آن مجلس عراق صادر شد كه ما بلاد ايران را خالى مى كنيم ، اين يك مساله توطئه است نه اينكه مى خواهند خالى كنند، اينها مى خواهند تخدير كنند ما را، و جوان هاى ما را از جبهه منصرف كنند و داوطلبانى كه بايد وقتى اعلام مى كنند كه ما، ده هزار جمعيت ، بيست هزار جمعيت مى خواهيم ، صد هزار مى روند اسم نويسى كنند، سردشان كنند كه نروند وقتى نرفتند، عراق در اين مساله ممكن است خداى نخواسته پيروز از كار در بيايد اگر عراق پيروز شد، مطمئن باشيد كه شما در لبنان هم هيچ كارى نمى توانيد بكنيد بايد ما اين نقشه اى كه آمريكا كشيده است براى ما، خنثى كنيم .(206)

فصل دهم : نظام اسلامى و رابطه با آمريكا
الف - استقبال از قطع رابطه
عاليجناب پاپ ژان پل دوم !
مكتوب آن عاليجناب بر اساس نگرانى از تيرگى بين كشور اسلامى ايران و ايالات متحده آمريكا واصل گرديد. از حسن نيت آنجناب قدردانى مى كنم و خاطر محترم را متوجه مى كنم كه ملّت شريف مجاهد ما اين قطع روابط را به فال نيك گرفته و براى آن جشن عظيم بپا كرده و چراغانى ها و پايكوبى ها نمودند. از دعاى شما به درگاه خداوند متعال براى ملّت مبارز ما شكرگزارم ، لكن متذكر مى شود كه جناب شما از انگيزه هاى تيرگى هاى ديگر و مشكلات خطرناك بزرگتر كه مرقوم داشته ايد نگران نباشيد كه ملّت اسلامى ايران از مشكلاتى كه در اين قطع روابط بوجود آيد استقبال ميكند و از خطرهاى بزرگتر كه مرقوم شده است ، هراس ندارد و آن روز براى ملّت ما خطرناك است كه روابطى نظير روابط رژيم خاء ن سابق تجديد شود و با اميد به خداى متعال تجديد نخواهد شد.(207)
ب - عدم شرافت انسانى دولت آمريكا
ما اگر چنانچه بخواهيم اسلام را پيش ببريم ديگر نبايد نوكر باشيم . اگر نوكر نباشيم رابطه اش را با ما قطع مى كند، ما از خدا مى خواهيم كه رابطه قطع بشود. ما ذلت را نخواهيم پذيرفت براى خاطر اينكه يك رابطه با يك ابرقدرت داشته باشيم . شرافتى نيست رابطه داشتن با امثال آمريكا، دولت آمريكا يك شرافت انسانى مع الاسف الآن ندارد كه ما بخواهيم به واسطه آن شرافت انسانى اش با آن رابطه داشته باشيم . دولت آمريكا اين است كه داريد مى بينيد كه مظلوم را- دارد- در هر جا پيدا مى كند پوست مى كند، هر جا بتواند مى رود و بمب سرشان مى ريزد، هر چه بتواند ذخاء ر ملّت ها را مى برد، ما بخواهيم روابط با اينها داشته باشيم ؟ بهتر اين است كه ما با اينها روابط نداشته باشيم ، بهتر اين است با آنهائى كه مى خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشيم تا يك وقتى كه به خود بيايند و بفهمند شرق هم هست در عالم . آن روزى كه بفهمند كه شرق هم يك جايى هست كه تمدن از او پيش آنها رفته است و مع الاسف خود شرق هم خودش را گم كرده است .(208)
ج - ظلم و غارتگرى
ما روابط باآمريكا ميخواهيم چه بكنيم ، روابط ما با آمريكا، روابط يك مظلوم با يك ظالم است . روابط يك غارت شده با يك غارتگر است . ما مى خواهيم چه كنيم آنهاميل دارند، كه باما روابط، آنها احتياج دارندكه با ما روابط داشته باشند، ما چه احتياجى به آمريكا داريم ، آمريكا آن طرف دنياست ، آنها مى خواهند كه بازار داشته باشند اينجا، آنها باز طمع دارند كه نفت ما را بخورند. ما كه ، اسلام كه بنا ندارد كه ظلم به ديگرى بكندمظلوم هم نخواهد شد.(209)
د - قطع چپاولگرى
ملّت شريف ايران ! خبر قطع رابطه بين آمريكا را دريافت كردم اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است ، همين قطع رابطه است . رابطه بين يك ملّت بپاخاسته براى رهائى از چنگال چپاولگران بين المللى با يك چپاولگر عالمخوار، هميشه به ضرر ملّت مظلوم و به نفع چپاولگر است . ما اين قطع رابطه را به فال نيك مى گيريم چون كه اين قطع رابطه دليلى بر قطع اميد آمريكا از ايران است ملّت رزمنده ايران اين طليعه پيروزى نهايى را كه ابرقدرت سفاكى را وادار به قطع رابطه يعنى خاتمه دادن به چپاولگرى ها كرده است ، اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم كه نابودى سرسپردگانى مثل سادات و صدام حسين به زودى انجام بگيرد و ملّت هاى شريف اسلامى به اين انگل هاى خاء ن ، آن كنند كه ملّت ما با محمد رضاى خاء ن كرد و به دنبال آن براى آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن ، قطع روابط با ابرقدرت ها مخصوصا آمريكا نمايند.(210)
آن چيزى كه در اين قريب پنجاه سال بر ما گذشته است و آن چيزى كه از بيست و چند سال پيش از اين به وسيله آمريكا بر مملكت ما گذشته است ، سال هاى طولانى لازم است تا ما ترميم كنيم اينها را. ما ميخواهيم چه بكنيم روابط داشته باشيم با آنهائى كه مى خواهند ما را بچاپند؟ را بطه ما با آنها غير از اين است كه رابطه چپاولگر و چپاول بشو است ؟ براى چه ما مى خواهيم اين را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادى بكنند، ما خودمان در انيجا مملكت وسيعى داريم ، آب هم داريم ، خدا باران هم به ما مى دهد، خودمان مى كاريم و مى خوريم و هيچ احتياجى به اين مسائل نداريم . آنها نترسانند يك ملتى را كه مى خواهد خودش را به كشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بكند.(211)
ه‍ - رهايى از دام آمريكا
يك دسته اى نصيحت كنند ما را كه شما بايد صلح بكنيد، اين مال ضعف است ، آن اشخاص ضعيفى كه هميشه در دام آمريكا بودند يا امثال اينها از اين مسايل مى گويند لكن ما تازه خارج شديم از اين دام ، دوباره حاضر نيستيم وارد بشويم ، ملّت ما حاضر نيست به اين كه دوباره در اين دام وارد بشود، دوباره مستشارهاى آمريكا بيايد و هر حكومتى مى خواهد بكند. تا حالاما را عقب نگه داشتند بس است اين مى خواهند باز هم نگه دارند، عقب تر ببرند؟(212)
ملّت ايران اگر مى خواست كه صلح آمريكايى بكند، همان اول از آمريكا جدا نمى شد و قطع روابط نمى كرد و دستش را از ايران كوتاه نمى كرد و جاسوسان او را بيرون نمى كرد و امروز هم اگر دستش را به صلح آمريكايى دراز كند، صدام و امثال صدام كنار مى روند، لكن مستشارهاى آمريكايى وارد معركه مى شوند. ما نمى توانيم صلحى را بپذيريم كه طرح آمريكايى دارد.(213)
...
ما اگر امر داير بشود به اينكه برگرديم به حال سابق بشريت و با الاغ از اين طرف به آن طرف برويم و آزاديمان را حفظ بكنيم يا خير، بنده آقاى كارتر و امثال او از ابرقدرت ها باشيم و زندگانى هاى فلان و كذا داشته باشيم ، ما آن را ترجيح مى دهيم ، ملّت ما آن را ترجيح دارد مى دهد.(214)
و - محكوميت مذاكره
آقاى كارتر تفضل فرمودند كه دو نفر بفرستند با ما صحبت بكنند ما چه صحبتى با شما بكنيم ؟ صحبت با شما كى بكند؟ جواب اين زن هائى كه بچه هاشان را از دست دادند، پدرهائى كه جوان هاشان را از دست دادند، آنهائى كه در اين طول زمان از آمريكا ضربه خوردند، ممالكى كه ضربه خوردند اينقدر، ما جواب اينها را چه بدهيم ؟ ما جواب اين مملكت هاى كثيرى كه با امر آمريكا، با توطئه آمريكا، آنها را به نابودى كشيدند، وجدانا جواب آنها را چه بدهيم ؟ بنشينيم با كى صحبت كنيم ؟ رد كردم اين را كه نه ، نه ما يك همچو حقى داريم نه ديگران يك همچو حقى دارند ما تابع ملّت هستيم ، ما خدمتگزار ملّت هستيم ، ما بايد روى مسير ملّت سير بكنيم ، ما هيچ خوفى از اين نداريم كه بر بخورد به آقاى كارتر يا امثال او و توطئه زيادتر بكند يك كسى ، يك كشورى كه براى خدا قيام كرده است ، فريادش ‍ الله اكبر بوده ، او را از چه مى ترسانند.(215)
ما با اينها چه صحبت بكنيم آنها كه شبكه جاسوسى در اينجا درست كردند، توطئه درست كردند، كردستان و امثال اينها را، اينها نقشه مى كشند و راه مى دهند، ما با اينها بنشينيم صحبت بكنيم ، چى چى صحبت بكنيم ؟(216)
ز - آشتى ناپذيرى با دولتمردان آمريكا
من كرارا گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمريكا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است .(217)
با آمريكا و روابط ما با نمى دانم شوروى و روابط ما با اينها يك چيزى است كه براى ما يك صلاحى دارد اين مثل رابطه بره با گرگ است رابطه بره با گرگ ، رابطه صلاحمندى براى بره نيست اينها مى خواهند از ما بدوشند.(218)
ح - زيان رابطه (سلطه مجدد)
چه فايده اى براى ما دارد كه رابطه داشته باشيم و آنوقت محلى كه بايد سفارت باشد اين وضع را داشته باشد؟ روابط ما اين است كه اجازه بدهيم - سفارتخانه - به اسم سفارتخانه محل جاسوسى درست بكنند و اين خون هايى كه ما داديم هدر برود و باز محمدرضا را بياورند اينجا!! چون خودش ‍ حالا مفلوك است ، پسرش را!! يك نقشه اى كه مى گويند دارند اين است كه در خواب دارد آقاى كارتر براى خودش نقشه مى كشد كه با بختيار آنجاست و آن هم آنجا و بعضى از اشخاص هم اينجا و روابط هم اينجا دارند با آنها، مع الاءسف تو مغزشان دارند يك همچو نقشه اى مى كشند، تخيلاتى مى كنند براى خودشان لكن مطلب از اينها گذشته است ، ديگر حناى اينها رنگى ندارد. نه حناى آقاى كارتر رنگ دارد و نه حناى آنهايى كه در اينجا دلشان مى خواهد آنها بيايند و دوباره اينجا همان بساط پيدا بشود و همان قضايا تجديد بشود، اينها ديگر نمى شود. اگر- رابطه اى - مى گويند كه ما با دنيا رابطه داشته باشيم ، رابطه متقابل و دوستى باشد، ما بايد با همه دنيا روابط داشته باشيم . اگر اينطور رابطه باشد، ما هرگز نمى خواهيم كه رابطه با اينها داشته باشيم .(219)
ط - نتيجه سازش (دفن اسلام )
امروز دنيا، دنياى آشوب و جنگ و انفجار و هواپيما ربايى است و ايران از خيلى جاهاى دنيا آرامتر است . ممكن است بعضى ها كه اين چيزها را نديده اند، با خود بگويند با قدرت ها بايد ساخت . ولى بايد بدانند كه سازش ، امروز نابودى تا آخر است ، دفن اسلام است تا آخر دنيا. مردم بايد محكم بايستند و از اسلام و كشور دفاع كنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند كه اگر كمى عقب بنشينند، بايد دست از اسلام بكشيم و تكليف ما برخلاف اين است . مردم انقلاب كردند، بايد پاى زحماتش هم بنشينند. مردم ، پيغمبران و پيغمبر اسلام ( ص ) را و ابراهيم ( ع ) را در نظر بگيرند، ببينند كه با آنها چه مخالفت ها شد، ولى دست از هدفشان نكشيدند. اگر ما مسلمانيم ، بايد دنباله روى آنها باشيم . دنباله روى از آنان كه فقط روزه و نماز و مسجد نيست . دنباله روى از آنان مبارزه براى حفظ اساس اسلام است . بايد براى حفظ اساس اسلام تا آخر ايستاد و پيشروى كرد.(220)
ى - مزاياى قطع رابطه (شكوفايى استعدادها)
با آغوش باز اين انزوا را مى پذيريم . تا انزوا نباشد افكار شما به راه نمى افتد. مغزهاى شما از مغز آمريكايى كوچكتر نيست لكن شما را از انزوا بيرون آوردند و مرتبط كردند، تا آخر قيامت شما بايد منزوى آنوقت باشيد، وابسته ، افكارتان اصلا به راه نيفتد، مغزهايتان بخشكد آنجا و هيچ راه عمل نكنيد. اگر مغزهاى ما عمل مى كرد، حالا وضع كشور ما غير از اين بود، لكن نگذاشتند مغزهاى ما عمل بكند. همه چيز را آوردند، اموال زيرزمينى ما را دادند و همه چيز را آوردند، فراهم كردند كه مبادا شما به فكر اين بيفتيد يك صنعتى ايجاد كنيد تا ارتباطتان را از دنيا قطع نكنيد، اين ارتباطى كه شما را به انزواى حقيقى مى كشد، نمى توانيد خودتان اهل صنعيت بشويد و نمى توانيد مملكت تان صنعتى بشود، نميتوانيد مستقل باشيد و نمى توانيد آزاد باشيد. اين انزوا از نعمت هاى بزرگ خداست .(221)
ما استقبال مى كنيم يك همچو انزوايى را كه ما را وادار مى كند كه خودمان به فكر خودمان بيفتيم . وقتى اين انزوا نباشد ما متكل به غيريم ، هر چى مى خواهيم دستمان پيش غير دراز هست . گندم هم مى خواهيم از آنها بگيريم و ارزاقمان را از آنها بگيريم و صنايع مان را آنها برايمان بيايند درست بكنند، همه چيزمان دست آنها باشد. ملّت تا اينطور باشد نمى تواند خودش داراى يك چيزى باشد، در اقتصاد مستقل باشد، در جنگ مستقل باشد، در اجتماع مستقل باشد. وقتى شما منزوى باشيد مى توانيد اين كارها را بكنيد. شماى منزوى مى توانيد كه فكر بكنيد كه بايد كشاورزى مان را خودمان اداره كنيم محتاج نشويم به ديگران ، براى اينكه منزوى هستيم ديگران نمى دهند به ما. وقتى يك ملتى احساس كرد كه ارزاقش را ديگران نمى دهند به او، خودش به فكر مى افتد كه براى خودش درست كند. مادامى كه در نظرش اين است كه نه ، ما مى آورند برايمان ، مى دهند به ما، نمى تواند كار بكند. اينهايى ى كه وقتى در اطرافشان ده تا پانزده تا نوكر هست ، مى افتند و تنبل مى شوند و هيچ كار از آنها نمى آيد، وقتى مى بريشان حبس ، خودش تو حبس كارهاى خودش را مى كند براى اينكه منزوى شده . ملتى كه منزوى بشود مى تواند ترقى كند، مترقى مى شود. ملتى كه منزوى نيست نمى تواند به ترقى راه خودش را برود. ملّت غير منزوى يعنى ملتى كه اتكالش به ديگران هست ، خوراكش را از ديگران مى گيرد، اتومبيلش هم از ديگران مى گيرد، برقش هم از ديگران مى گيرد. اين ملّت تا آخر بايد اسير باشد. تا منزوى نشويد نمى توانيد مستقل بشويد. از انزوا ما چه ترسى داريم ، ما آن روزى كه منزوى نبوديم همه گرفتارى ها را داشتيم .(222)
فصل يازدهم : شرايط ايجاد مناسبات بين نظام اسلامى و آمريكا
شرايط دوران شكل گيرى انقلاب
1 - عدم حمايت از رژيم پهلوى
حالا ما اعلام مى كنيم كه اگر چنانچه اين دول به اصرار خودشان باقى باشند در پشتيبانى كردن از محمدرضاخان ، دولتى اگر تشكيل شد، ملّت ايران امر مى كند به اينكه تمام اين قراردادهائى كه كرديد ولو به نفع ما هم باشد نمى خواهيم . اگر آمريكا زياد اصرار در اين باب بكند ديگر با او قراردادى بسته نخواهد شد. از حالابايد مقام خودش را موضع خودش را احراز كند، درست كند. هر كدام از اين رئيس جمهورها و اين دولت ها از حالابايد حسابشان را درست كنند با مملكت ايران و ميزان اين است كه پشتيبانى از اين آدمى كه اين مردم را50 سال خانواده اش اختناق كرده اند و الآن در اين چند سال و در اين آخر يك سال اينهمه كشتار كردند و 15خرداد آنقدر كشتار كرده يك نفر آدم و دشمن مردم است و مردم دشمن او هستند، اگر چنانچه اينها پشتيبانى از اين بكنند و اصرار به اين پشتيبانى بكنند، ملّت ايران تمام قراردادهائى كه اينها دارند لغو مى كند و بعد از اين هم با اينها قرارداد نمى بندد.(223)
روابط ما با آمريكا و همچنين با ساير كشورهاى جهان بر اساس احترام متقابل خواهد بود ما براى آمريكا حق تعيين سرنوشت خودمان را قاء ل نخواهيم بود آنچه تا به حال دولت هاى گذشته درآمريكا و اكنون دولت آقاى كارتر انجام داد ومى دهد، نشان مى دهد كه هنوز به تمام وسايل متوسل مى شوند كه اين سلطنت را براى تامين منافع خودشان حفظ كنند و لذا هنوز حالت خصمانه نسبت به نهضت اسلامى كنونى دارند، تا وضع به اين منوال است نظر ما نيز نسبت به سياست آمريكا، نظرى منفى است و البته ما حساب ملّت آمريكا را با دولت آمريكا جدا كرده و مى كنيم و از ملّت آمريكا مى خواهيم كه از نهضت اسلامى ايران پشتيبانى كنند روابط فعلى ايران و آمريكا، روابط ارباب و نوكرى است كه قطعا بايد به يك رابطه سالم تغيير پيدا كند.(224)
ملّت ايران با دولت ايالات متحده يا هر دولت ديگرى كه از شاه و جنايات او حمايت مى كند تا زمانى كه آزادى و استقلال كشور تامين نشده است ، مذاكره اى نخواهد داشت .(225)
2 - عدم مداخله در امور ايران
اگر آمريكا به نحو صحيح رفتار كند و در امور داخلى ما مداخله نكند و مشاوران خود را كه در امور كشور ما دخالت دارند فرا خواند، ما نيز آنها را را احترام خواهيم گذاشت .(226)
مادامى كه آنها روابط حسنه داشته باشند، روابط حسنه است اگر چنانچه دولت آمريكا دست از پشتيبانى شاه بردارد و دست از دخالت در مملكت ما بكشد و ما را به حال خود بگذارد، با او روابط حسنه خواهيم داشت .(227)
ب - شرايط بعد از پيروزى انقلاب اسلامى
1 - تحويل شاه مخلوع و عدم جاسوسى
اگر چنانچه آمريكا شاه مخلوع ، اين دشمن شماره يك ملّت عزيز ما را به ايران تحويل دهد و دست از جاسوسى برضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملّت است باز مى باشد.(228)
2 - عزل يا اصلاح دولتمردان
(فالك :... سه اميد و آروز دارم ... سوم :... مردم ايران و مردم آمريكا به هم عشق بورزند تفاهم كنند، احترام بگذارند.)
امام :... اگر اين قدرتمندهايى كه در راءس ملتها واقع مى شوند كنار بروند يا اصلاح بشوند؛ تفاهم با ملتها آسان خواهد بود. اما تا زمانى كه آنها هستند تفاهم معلوم نيست بشود.(229)
3 - حفظ احترام متقابل
(سوال :... عده زيادى از مردم آمريكا فكر مى كنند كه دولت آينده ضد آمريكايى خواهد بود.)
امام : دولت جمهورى اسلامى است و در متن دولت ، ضديتى با هيچ دولتى و مملكتى نيست آمريكا اگر چنانچه با اين دولت رفتارش ، رفتار انسانى باشد و احترام را حفظ كند، اين دولت با او هم مانند ساير دول ، احترام متقابل را حفظ خواهد كرد.(230)
(
سوال : رابطه يك دولت اسلامى و دولت آمريكا در آينده چگونه خواهد بود؟)
امام : بايد ببينيم آمريكا خودش در آينده چه نقش دارد. اگر آمريكا بخواهد همانطور كه حالابا ملّت ايران معامله مى كند با ما رفتار كند، نقش ما با او خصمانه است و اگر چنانچه آمريكا به دولت ايران احترام بگذارد، ما هم باهمان احترام متقابل عمل مى كنيم و با او به طور عادلانه كه نه به او ظلم كنيم و نه به ما ظلم كند، رفتار خواهيم كرد و اشكالى پيش ‍ نمى آيد.(231)
آن روز ما روابط ممكن است پيدا بكنيم ، روابطى كه متقابل باشد با هم ، متعادل باشد باهم والارابطه اى كه اينطور باشد كه سابق بود و آنطور باشد كه اينها دلشان مى خواهد، ما همچو رابطه اى را مى خواهيم چه بكنيم ؟(232)
ما نمى خواهيم به آمريكا ظلم بكنيم و نمى خواهيم زير بار ظلم آمريكا برويم ، كارهائى كه كرده اند، ظلم به ما بوده كه آن را تحمل نخواهيم كرد. ما روابط دوستانه با همه ملّت ها داريم و دولت ها هم اگر با ما به طور احترام رفتار كنند، احترام متقابل را داريم .(233)
4 - حذف خوى استكبارى و سلطه طلبى
اگر پياده شد آقاى كارتر از آن عرشى كه دارد آمد روى زمين مين نشين ها تفاهم كرد، ما هم با او تفاهم مى كنيم و به استثناى اينكه - بايد- آن ظلم هايى كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملّت آمريكا كه هيچ چيز نداريم ، هيچ اختلافى نيست بين ملّت ها با هم با - دولت هاى شان - دولتى كه بعد پيش مى آيد، تفاهم كند با ما، اينطور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم و شما در كوخ نشستيد و كاخ نشين با كوخ نشين بايد ارباب و رعيت باشد- اين - اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم ، بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه اى نداشته باشيم ؟ با دولت آمريكا هم رابطه پيدا مى كنيم ، با همه جا و اما اگر وضع اينطور باشد، ما مى خواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براى اينكه نوكرى كنيم ؟! پيشقدم بشويم براى اينكه هم نوكرى كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم ؟! آنوقت نوكر كه مى گرفتند يك اجرتى به او مى دادند، اينها نوكر مى گيرند و همه چيزش را هم مى گيرند، ما مى خواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم ؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم .(234)
ما تا آخر ايستاده ايم و با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد و از آن طرف دنيا نيايد در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خليج فارس دراز كند. مادامى كه آمريكا اين طور است و آفريقاى جنوبى آن طور عمل مى كند و اسرائيل هست ، ما با آنها نمى توانيم زندگى بكنيم .(235)
ج - شرايط داخلى نظام اسلامى
1 -
استقلال همه جانبه جمهورى اسلامى
من بارها گفته ام و هم اكنون اعلام مى كنم كه ايران بايد تا قطع تمام وابستگى هاى سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى خود از آمريكا به مبارزات قاطع خود عليه اين جهانخوار بيرحم ادامه دهد و بعد در صورتى كه ملّت بيدار و شريف ما اجازه دهد، ارتباط بسيار عادى خود را در حد ساير كشورها با آمريكا برقرار مى كنند.(236)
فصل دوازدهم : موضعگيريهاى حضرت امام
(موضعگيرى هاى حضرت امام درباره حوادث و وقايع مختلف در برابر آمريكا)
الف - دخالتهاى آمريكا
ادامه مبارزه
آمريكا كه منشاء كودتاى 1953 (1332) وبازگشت وسپس حفظ شاه بر سر قدرت بوده است سياست خود را تغيير نداده است . تا وقتى كه وضع به همين منوال است موقع وموضع من در قبال آمريكا همچنان تغيير ناپذير خواهد ماند.(237)
ب - كاپيتولاسيون
1 - اعلام خطر
آقا من اعلام خطر مى كنم ! اى ارتش ايران من اعلام خطر مى كنم اى سياسيون ايران من اعلام خطر مى كنم ، اى بازرگانان من اعلام خطر مى كنم ، اى علماى ايران اى مراجع اسلام من اعلام خطر مى كنم ، اى فضلااى طلاب اى مراجع اى آقايان اى نجف اى قم اى مشهد اى تهران اى شيراز من اعلام خطر مى كنم ، خطردار است ، معلوم مى شود.(238)
رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملّت ما، امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملّت ما، يك همچنين ظلمى به دولت اسلامى كرده است ، امروز قرآن بااو خصم است .(239)
ج - پشتيبانان رژيم پهلوى
قطع رابطه سياسى اقتصادى
مجلس آمريكا بايد از كارتر مواخذه كند، استيضاح كند او را كه چرا پشتيبانى مى كنى از يك حكومتى كه پايه ملى ندارد و هيچ كس با او در ايران موافقت ندارد بايد اين دولت ، كارتر را استيضاح كنند و شخص كارتر را استيضاح كنند كه تو برخلاف مصلحت مملكت آمريكا دارى عمل مى كنى ، اگر چنانچه پشتيبانى بكنى از شاه كه بر خلاف قانون در ايران سلطه پيدا كرده است و رفراندم ديروز و امروز ايران او را ساقط كرده اگر تا حالا ساقط نبوده است اين خلاف مصلحت مملكت آمريكاست براى اين كه اگر چنانچه تو پشتيبانى بكنى ، مادامى كه تو و دولت تو هست ، نفت براى آمريكا هيچ نيست و همين طور اين اعلام به ساير كشورهاست ، چه كشور آمريكا و چه انگلستان و چه شوروى و چه ساير ممالك كه مى خواهند از ايران نفت بخرند، ما حتى به طور فروش عادلانه هم به اين ممالكى كه پشتيبانى از امروز بكنند از شاه ، نفت نخواهيم داد يعنى تا آنوقتى كه دولت هاى اينها سركارند و شاه را پشتيبانى ميكنند تا آن وقت نخواهيم نفت به آنها داد بله ، با ملّت هاى شان دشمنى نداريم و دولت هاى شان را اگر ملّت ها يا مجلس ‍ وادارند كه پشتيبانى شان را از شاه قطع كنند و اعلام كنند كه ما پشتيبان شاه نيستيم ، ما نفت خواهيم داد.(240)
د - تصرف لانه جاسوسى
تاييد تصرف و مجرم بودن جاسوسان
بارها گفته ام كه گروگانگيرى توسط دانشجويان مسلمان و مبارز و متعهد ما عكس العمل طبيعى صدماتى است كه ملّت ما از آمريكا خورده است و اينان فعلابا باز پس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهاى آمريكا عليه ايران و ضمانت به عدم دخالت سياسى و نظامى آمريكا در ايران و آزاد گذاشتن تمامى سرمايه هاى ما آزاد مى گردند كه البته اين امر را محول به مجلس اسلامى نموده ام تا آنان به هرنحو كه صلاح مى دانند عمل نمايند.(241)
مركز توطئه و جاسوسى به اسم سفارت آمريكا و اشخاصى كه در آن برضد نهضت اسلامى ما توطئه نموده اند، از احترام سياسى بين المللى برخوردار نيستند، تهديدات و تبليغات دامنه دار دولت آمريكا به قدر پشيزى نزد ملّت ما ارزش ندارد، نه تهديد نظامى او عاقلانه است و نه تهديد اقتصادى او واجد اهميت و كارتر يك اشتباه دارد و آن اينكه گمان مى كند همه دولتها چشم بسته به خدمت او ايستاده اند و اشتباه بزرگ به زودى براى خودش ‍ هم روشن خواهد شد و طليعه آن نيز مشهود است .(242)
اينهائى كه در اينجا هستند، اينها را ما از اجزاء سفارتخانه بودند، يك مطلبى بود كه ممكن بود حق با آنها باشد اما ما اينجا را نه سفارتخانه مى دانيم ، اينجا مركز جاسوسى است و نه آن افرادى كه در آنجا هستند از سفرا و از اجزاء سفارتخانه مى دانيم و ديپلمات مى دانيم ، هيچ اين حرف ها نيست ، اينها همه جاسوسى هستند و مجرم هستند و مجرمين بايد در خود اين مملكت رسيدگى به حالشان بشود.(243)
ه‍- حمله نظامى به طبس
اخطار به آمريكا
نيروهاى انتظامى ، ارتش و ژاندارمرى و سپاه پاسداران به حال آماده باش ‍ باشند و سپاه بيست ميليونى كه خود را مجهز نموده اند امروز براى فداكارى اسلام مهيا باشند كه در موقع لزوم از كشور اسلامى خود دفاع كنند و از اين مانور احمقانه كه به امر خداى قادر شكست خورد، هراسى به خود راه ندهند كه حق با ما و خدا پشتيبان ملّت مسلمان است . اينجانب به كارتر اخطار مى كنم كه اگر دست به امثال اين كار ابلهانه بزند، كنترل اين جوانان مسلمان و مبارز و غيورى كه نگهبان جاسوسان جاسوسخانه هستند براى ما و دولت امكان ندارد و مسوول جان آنان شخص اوست .(244)
كارتر بايد بداند كه حمله به ايران حمله به تمام بلاد مسلمين است و مسلمانان جهان در اين امر بى تفاوت نيستند. كارتر بايد بداند كه حمله به ايران موجب قطع نفت از تمام دنيا خواهد شد و دنيا را بر ضد او بسيج ميكند. كارتر بايد بداند كه اين عمل احمقانه او در ملّت آمريكا چنان اثرى خواهد گذاشت كه طرفداران او را مخالفان او خواهد كرد. كارتر بايد بداند كه با اين عمل بسيار ناشيانه حيثيت سياسى خود را به صفر رساند و از رياست جمهورى بايد قطع اميد كند. كارتر با اين عمل خود ثابت كرد كه قدرت تفكر را از دست داده است و از اداره يك كشور بزرگ مثل آمريكا عاجز است . كارتر بايد بداند كه ملّت سى و پنج ميليونى ما با مكتبى بزرگ شده اند كه شهادت را سعادت و فخر مى دانند و سر و جان را فداى مكتب خود مى كنند. و كارتر بايد بداند كه تمام ساز و برگ هاى مدرن جنگى كه آمريكا به ايران براى پايگاه خود در زمان شاه مخلوع داده است ، اكنون موجود است و به دست ارتش بزرگ و ساير قواى انتظامى است و بلاى جان اوست .(245)
و - تقاضاى مذاكره
عدم پذيرش نمايندگان آمريكا
از قرار اطلاع نمايندگان ويژه كارتر در راه ايران هستند و تصميم دارند به قم آمده و با اينجانب ملاقات نمايند لهذا لازم مى دانم متذكر شوم دولت آمريكا كه با نگهدارى شاه ، اعلام مخالفت آشكار با ايران را نموده است و از طرفى ديگر آنطور كه گفته شده است سفارت آمريكا در ايران محل جاسوسى دشمنان ما عليه نهضت مقدس اسلامى است ، لذا ملاقات با من به هيچ وجه براى نمايندگان ويژه ممكن نيست و علاوه براين 1 - اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هيچ وجه نبايد با آنان ملاقات نمايند؛
2 -
هيچ يك از مقامات مسوول حق ملاقات با آنان را ندارند.(246)
ز - تهديدات نظامى آمريكا
1 - شجاعت و شهادت طلبى
اين قافله دارد جلو مى رود و جلوتر خواهد رفت . پس اين معنا كه شما مى گوئيد كه تشر زده آقاى كارتر و ما را خواسته بترساند، اين نظير همان تشرى است كه آن حيوان مى زند و ما هم بنا نداريم بترسيم ، يك قومى مى ترسند كه بر ايشان مردن يك مساله باشد. شما يك مقدارى باشيد توى اين مردم ، همين هائى كه اينجا الآن فرياد دارند مى زنند، يك مقدارى توى اينها باشيد ببينيد كه اينها منطقشان چيست ؟ اينها مى گويند كه ما مى خواهيم كه شهيد بشويم . مائى كه معتقديم كه از اينجا كه برويم به يك جاى بهتر مى رسيم چرا بايد بترسيم ؟ پس ما از نظاميشان نمى ترسيم ، ما مهيا هستيم ، تا آن اندازه كه مى توانيم مقابله كنيم ، اگر نتوانستيم شهيد مى شويم كارى نيست اين ، اولياء ما هم همين طور بودند.(247)
آنها الآن مسابقه مى كنند در اين كه دخالت كنند در كشور مسلمين ، در خليج ، بايد نگذاشت . نترسيد از اين هياهو، هياهويى است كه مى كنند كه ما را با همان هياهو بترسانند. آنها هم خيال مى كنند كه ملّت ايران از اين كه يك وقت طياره هاى آنها بيايند و بمباران كنند جايى را مى ترسند. امتحان خودشان را مردم داده اند، ملتى كه دنبال شهادت است ، ملتى كه افرادش ‍ اين است كه ، دست و پايشان وقتى قطع مى شود، گله مى كنند كه خدايا! چطور؟ مگرما لايق نبوديم كه جان ما را بگيرى . يك همچو ملتى را نترسانيد از اين كه ما چه ميكنيم ؟! شما هرغلطى مى خواهيد بكنيد و نمى توانيد هم بكنيد.(248)
مطرح نيست اين معنا كه تو بتوانى با قدرت نظامى پيش ببرى حالااگر درست سر عقل بيايد و آن كه آن وقت هى مى ترساند ما را و خيال مى كرد كه مثل سابق است كه تا كشتى بيايد ما بگوئيم آقا، بفرمائيد هر كارى ميخواهيد بكنيد و تا يك كلمه نظامى پيش بيايد ما از آن بترسيم ، حالا آن وقت گذشته و ملّت ما حاضر به شهادت است ، كفن پوش شده است .(249)
گاهى آمريكا ايران را تهديد مى كند و هنوز نفهميده است كه ايران كه براى كوتاه شدن دست آنان با انگيزه شهادت قيام نموده است و جهاد در راه خداوند را به جان و دل مى خرد از تهديد امثال او باك ندارد.(250)
اميدواريم كه اين ملّت ما همه تفنگدار باشند و همه جنگجو، آنقدرى كه مى توانيم مى زنيم ، حالا شما فانتوم آورديد ريختيد سر ما، هر كارى مى خواهيد بكنيد، ما را نترسانيد از اينكه نظامى مى آوريم ، ما نظامى هاى شما را دفنشان مى كنيم و ما را نترسانيد از اينكه به شما براى خاطر انساندوستى گرسنگى مى دهيم تا بميريد نخير، اينطور، روزى ما با خداست و ما قدرت اين را داريم كه از اين زمين خدا روزيمان را بيرون بياوريم .(251)
ما را مى ترسانند از كشتيهايشان كه آمدند در آب هاى نزديك آب هاى خليج و از طياره هاشان و از اينها ما از چه مى ترسيم ؟ ما از طياره هاى اينها مى ترسيم ؟ ما از كشتى هاى اينها مى ترسيم ؟ ما اشخاصى هستيم كه در اين راه ، شهادت را سعادت براى خودمان مى دانيم ملّت ما الآن هم از من مى خواهند كه دعا كنم كه شهيد بشوند، ملتى كه شهادت را مى خواهند، او را از چه مى ترسانند؟ او را از مردن مى ترسانند؟ اينها شهادت را شرف خودشان مى دانند، آنها ما را از مردن مى ترسانند؟ مردن براى آنها ترس ‍ دارد كه قاء ل نيستند به ماوراء طبيعت كسى كه خدا را مى شناسد، كسى كه قيامت را اطلاع دارد بر آن ، كسى كه اعتقاد دارد به ماوراء طبيعت ، اين از چه مى ترسد؟(252)
اسلام رونق و زرق و برق كاخ ‌هاى سفيد و سرخ را از بين خواهند برد، امروز خمينى آغوش و سينه خويش را براى تبرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ ها و موشك هاى دشمنان باز كرده است ، و همچون همه عاشقان شهادت ، براى درك شهادت روزشمارى مى كند.(253)
2 - نابودى آمريكا
آمريكا اشتباه مى كند، آقاى كارتر اشتباه مى كند كه خيال مى كند كه مى تواند يك چنين كارى بكند، دنيا نمى گذارد كه او چنين كارى بكند، خود ملّت آمريكا نمى گذارد كه او اين كار را بكند مگر يك كار آسانى است براى آمريكا كه بيايد و ملّت ما را قتل عام كند يك كارى نيست كه او بتواند اين كار را بكند بر فرض اينكه بتواند، ملّت ما با چنگ و دندان آنها را نابود خواهند كرد و جوان هاى ما الآن اعلام كرده اند كه اگر اينها يك وقت بخواهند يك چنين كارى بكنند، سفارتخانه را با هر كس در آن هست منفجر مى كنيم و اگر يك همچو بشود ما نمى توانيم اين جوان هائى كه الآن در غرور جوانى هستند و ظلم ديدند، ما نمى توانيم آنها را كنترل كنيم ما نمى توانيم جلوى يك ملتى را كه پنجاه سال ظلم ديده است و پنجاه سال و بيش از سى و چند سال از يك آدمى ظلم ديده است ، از يك آدمى قتل عام ها ديده است ، برادرها را كشته اند، پدرها را كشته اند، زن ها و شوهرهايشان از بين رفته است ، يك همچو ملتى را ما نمى توانيم كنترل كنيم كه اگر آمريكا بخواهد يك غلطى بكند، مردم بنشينند همين طور نگاه كنند كه آقا بيايند و چتربازهايشان بيايند و امتحان كنند، بيايند ببينند چطور مى توانند اين كار را بكنند؟ تمامشان را از بين خواهيم برد و خودمان هم كشته مى شويم ، آنها را هم از بين مى بريم .(254)
3 - تحقير آمريكا
شما مى بينيد كه الان مركز فساد امريكا را جوان ها رفته اند گرفته اند و آمريكائى هائى هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمريكا هم هيچ غلطى نمى تواند بكند و جوان ها مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند بيخود صحبت اينكه اگر دخالت نظامى ، مگر آمريكا مى تواند دخالت نظامى در اين مملكت بكند؟ امكان برايش ‍ ندارد، تمام دنيا توجهشان الان به اينجاست مگر امريكا ميتواند مقابل همه دنيا بايستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى كند دخالت نظامى بكند نترسيد، نترسانيد هم اين تعبيرى كه جوان هاى ما از روى باز احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه آمريكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهيم كرد، اصلااين اگرش را هم نبايد بگويند آمريكا عاجز از اين است كه دخالت نظامى در اينجا بكند اينها يك مساء لى در پيش شان است .(255)4 - بى اعتنايى به اعراب
در يك چنين مملكتى ، كسى نمى تواند بيايد و به اين مملكت مطالبى را تحميل بكند. و لهذا از خارج هى فرياد مى زنند كه چه خواهيم كرد و چه خواهيم كرد. اگر يادتان باشد، آن اولى كه اين جوان ها رفتند و اين مركز جاسوسى را گرفتند، حرف هاى زياد آمدند و گفتند و مثلاگفتند بنا دارند چتر بازها را پياده كنند، بنا دارند جوان هاى مسلمان را بيهوش كنند و بعد وارد لانه جاسوسى شوند و جاسوس ها را ببرند، كه اين حرف بى ربط است ، بنا دارند دخالت نظامى كنند و يا بريزند و همه را قلع و قمع كنند همه اش حرف بود، حالا هم همه اش حرف است ، از حرف ها هيچ وقت نترسيد عمل توى اين حرفها نيست كه يك وقتى مثلااشغال نظامى بكنند. ما هم از آن نمى ترسيم افغانستان هم اشغال نظامى شده و ما از افغانستان بهتر مى توانيم مبارزه كنيم .(256)
5 - تمسخر آمريكا
اينها به مردم همچو بزرگ نشان داده بودند مسائل را كه مردم خيال مى كردند كه اگر الآن يك حرفى بزنيم ، يكدفعه چتربازى هاى آمريكا مى آيند مى ريزند و ايران را خراب مى كنند. در همين قضيه اين را كرارا براى ما آمدند گفتند كه ، مى نوشتند، از خارج هم مى نوشتند كه چتربازها بناست كه از بالابيايند بالاى سرسفارت ، از آن بالايك دوائى بريزند و بيهوش كنند همه را و بيايند پائى ن و همه را ببرند و در قم هم مى خواهند بيايند و شما را بربايند، حتى بعضى آمده بودند به من مى گفتند كه شما نمانيد اينجا شب . خوب آقا اين شعر است كه اينها مى گويند. اين حرفهائى است كه در كتاب حسين كرد مى نويسند و مى نوشتند. اينها، اين حرف است كه مى زنند والا((چتر بازها مى آيند و همه را بيهوش مى كنند))اين همان حرفهايى بود كه هى دوا مى زدند، همه چيزها بيهوش مى شدند حرفهائى كه در الف ليل مى گويند. مى خواستند اينطورى ما را مثل سابق كه از اين حرف ها ترس ‍ داشتند، اينطورى ملّت ما را بترسانند، غافل از اينكه مسائل اين نيست ، اصلامداخله نظامى ديگر حالادر دنيا اصلا شكست خورده است ، صحبتش هم شكست خورده .(257)
ح - فعاليتهاى عوامل آمريكا
1 - مفسد فى الارض
اميد است در آينده تجديد سازمان اساسى براى ژاندارمرى و شهربانى در نظر گرفته شود. قواى انتظاميه خود را از اسلام و مسلمين بدانند. انفجارات جنوب مرا شديدا متاثر كرده است كه چرا سپاه و شهربانى و ژاندارمرى ، عده اى خدانشناس وابسته به رژيم فاسد خارجى متكى به امريكا را دقيقا شناسائى نمى نمايند و به مجازات نمى رسانند. اينان مفسدين فى الارض ‍ هستند، چه آنان كه مستقيما در اين گونه اعمال شركت مى نمايند و چه آنان كه اين گونه جريانات را هدايت مى كنند، و حكم مفسد فى الارض روشن است . دادگاههاى انقلاب هرچه بيشتر قاطعيت به خرج دهند تا ريشه آنان را بركنند.(258)
2 - قاطعيت و سركوب
در اين موقع حساس اگر اين گروه هاى منحرف در دانشگاه ها و يا خارج آنها دست به آشوب بزنند، ملّت رابطه مستقيم سران آنان را با آمريكاى جهانخوار خواهد فهميد و تكليف خود را با آنان روشن خواهد كردو اغماض و عفو مخالف سياست اسلامى خواهد بود.(259)
ما با يك جمعيت كمى در مقابل دشمنهاى زياد، دشمن هاى بسيار، قيام كرديم و ابرقدرت ها را شكست داديم و كسى گمان نكند كه ديگر بعضى از اين قشرهاى فاسد، بعضى از اين چپ روهاى آمريكائى يا غير آمريكائى بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملّت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله دان هاى فنا خواهند ريخته شد.(260)
دشمنان ما در اشتباهندكه گمان مى كنند با كشتن ما رژيم منحوس يا مثل او بر مى گردد. ديگر آن اوضاع برگشتنى نيست ، ملّت ايران ديگر نمى پذيرد آن اوضاع را. آمريكا اشتباه كرده است ، توطئه چينان آمريكا و انگلستان و غيره آنها در اشتباهند، اين توطئه ها تاثيرى ندارد. ما سد عظيم را شكسته ايم و اين قطرات ناچيز، چيزى نيستند.(261)
اين اقشار ضعيفى كه حالااز پس مانده هاى رژيم سابق و آمريكا و امثال اينهاست و با صورت هاى مختلف و با ماسك هاى مختلف ، چيزى نيستند كه مانع اين جريان عظيم ايران بشوند... اگر چنانچه خيلى توطئه هاشان را انسان بفهمد، با يك نصف روز اينها از بين خواهند رفت .(262)
ط - حضور نيروهاى نظامى در خليج فارس
اخطار به مقابله مثل
امروز يكى از افتخارات بزرگ ملّت ما اين است كه در برابر بزرگترين نمايش ‍ قدرت و آرايش ناوهاى جنگى آمريكا و اروپا در خليج فارس صف آرايى نمود و اين جانب به نظامهاى آمريكايى و اروپايى اخطار مى كنم كه تا دير نشده و در باتلاق مرگ فرو نرفته ايد از خليج فارس بيرون رويد، و هميشه اين گونه نيست كه هواپيماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهاى جنگى شما را به قعر آب هاى خليج فارس بفرستند.(263)
ى - تنگه هرمز
حكمفرمايى اسلام
رئيس جمهور آمريكا گفت ما اجازه نمى دهيم كه تنگه هرمز بسته بشود. اين خيال مى كند حالا هم زمان سابق است كه اجازه مى خواهد اجازه ايشان تاثير دارد. حالااين مردم لبنانند كه اجازه ندادند شما در آنجا باشيد و اين مردم ايرانند كه اجازه ندادند كه شما دراينجا باشيد و اين مردم ايرانند كه بايد به شما اجازه بدهند.(264)
ك - تلاشهاى داخلى براس سازش
سازش ناپذيرى
كسى تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمى دانيم ولى هيهات كه خادمان اسلام به ملّت خود خيانت كنند البته ما مطمء نيم كه در همين شرايط نيز آنها كه با روحانيت اصيل كينه ديرينه دارند و عقده ها و حسادت هاى خود را نمى توانند پنهان سازند، آنان را به باد ناسزا گيرند ولى در هر حال آن چيزى كه در سرنوشت روحانيت واقعى نيست ، سازش و تسليم شدن در برابر كفر و شرك است كه اگر بندبند استخوان هاى مان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى مان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمى كنيم .(265)

ل - تلاشهاى منطقه اى براى ايجاد رابطه

تسليم ناپذيرى
معنا ندارد كه دولت هاى اسلامى همه كوشش كنند به اينكه ايران هم بايد مثل خود ما باشد و مربوط به آمريكا باشد. اين كوشش ها بى فايده است و ايران دستش را پيش آمريكا انشاء الله تا ابد دراز نمى كند، ولو اينكه فانى بشود. آنها گمان مى كنند كه ما براى فرض كنيد ك يك نفت و يا براى چيزى تسليم آمريكا مى شويم در صورتى كه نه ، ما تا فناى خودمان تسليم ديگر نمى شويم .(266)
م - تحرك و توطئه جهانى آمريكا
1 - مبارزه جهانى
دست آمريكا و ساير ابرقدرت ها تا مرفق به خون جوانان ما و ساير مردم مظلوم و رزمنده جهان فرو رفته است . ما تا آخرين قطره خون خويش با آنان شديدا مى جنگيم ، چرا كه مرد جنگيم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى كنيم چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الاالله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست و تا مبارز در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم . ما از مردم بى پناه لبنان و فلسطين در مقابل اسرائيل دفاع مى كنيم .(267)
2 - استمرار مبارزه تا پيروزى
هان اى مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ستمگران بپاخيزيد و دست اتحاد به هم دهيد و از اسلام و مقدرات خود دفاع كنيد و از هياهوى قدرتمندان نهراسيد كه اين قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران و حق بر باطل است . جهان بايد بداند كه ايران راه خدا را پيدا كرده است و تا قطع منافع آمريكاى جهانخوار، اين دشمن كينه توز مستضعفين جهان ، باآن مبارزه اى آشتى ناپذير دارد و حوادث ايران نه تنها ما را براى لحظه اى عقب نخواهد نشاند، كه ملّت ما را در نابودى منافع آن مصمم تر خواهد كرد. ما مبارزه سخت و بى امان خود را عليه آمريكا شروع كرده ايم و اميدواريم فرزندانمان با آزادى از زير يوغ ستمكاران ، پرچم توحيد را در جهان بيافرازند. ما يقين داريم اگر دقيقا به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاى جنايتكار است ادامه دهيم ، فرزندانمان شهد پيروزى را خواهند چشيد.(268)
فصل سيزدهم : سياستهاى آمريكا در مبارزه با انقلاب اسلامى
الف - توطئه هاى قبل از پيروزى انقلاب اسلامى
1 - طرح كودتاى نظامى
مى بينيد كه هى مهره مهره مى آورند مى گذارند كه بلكه بتوانند يك كارى بكنند، نميشود اين كارشناس هاى آمريكا ديدند كه حكومت نظامى كار را بدتر كرد، دولت نظامى كار رااز آن هم بدتر كرد، حالامى خواهند فرض كنيد طرح بدهند كه كودتاى نظامى ! كودتاى نظامى مگر غير از نظامى است ؟ كودتاى نظامى معنايش اين است كه باز يك نظامى مى آيد سركار و باز يك خرده زيادتر مردم را مى كشند مردم كه ايستادند برايش ، مقابلش . اينها بايد، اين كودتاچى هائى كه احتمال من مى دهم كه بكنند - احتمال است ولى بعيد به نظر من ميآيد - اينها بايد بدانند كه ما اينها را شناختيم .(269)
2 - به كارگيرى اشرار
(يك ) نقشه ثالثى كه شيطنتش بيشتر است و احتمالش هم بيشتر است اين است كه مى گويند اينطورى آمريكا طرح را داده است كه اگر شاه برود، يك دسته اى را از آن اشرارى كه دارند اينها، اينها را بياورند به اسم ملّت و هجوم كنند به ارتش و به ارتشى ها بگويند ملّت مى خواهد شما را بكشد، ارتشى ها را در مقابل اينها وادارند اين دسته هم از خودشان است ، حالابه صورت بيايند، مردم بازى بخورند از اينها و دنبال كنند اينها را، آنها غيبشان بزند و مردم را به مسلسل ببندند و كشتار زياد بكنند.(270)
3 - طراحى كودتاى سياسى و رياكارانه
يك راه سومى هم احتمال مى رود باشد و آن اين است كه يك كودتاى نظامى غير خشن بكنند يعنى يك كودتاى نظامى بكنند و شروع كنند به سالوسى در عين حالى كه كودتاى نظامى است شروع كنند به سالوسى شاه را اگر هست او را بگيرند، بكشند او را، او را ردش كنند، اموال شاه را بگويند مى دهيم به ملّت ، اذان ها را توى ماذنه ها بلند كنند عرض مى كنم كه مجالس دعا و اينها را راه بيندازند اين هم يك راهى است كه با سالوسى بخواهند اين ملّت را بازى بدهند و آمريكا را تسلطش را بر ما حفظ كنند.(271)
4 - طرح انهدام يا سرقت تجهيزات نظامى
از قرار اطلاع ، دولت آمريكا در صدد است كه اسلحه و مهماتى را كه در ايران است و در مقابل نفت به مردم ايران تحميل كرده است ، يا به سرقت ببرد اگر تاكنون نبرده باشد، چنانچه بعضى از خبرگزارى ها افشاء كرده اند و يا منفجر كند، بر افسران و درجه داران ارتش و ساير نيروهاى سه گانه است كه از آن جلوگيرى كنند و بر ملّت است كه با ارتش در اين امر همكارى كنند و نگذارند بيش از اين مال ملّت را نابود و يا چپاول كنند.(272)
5 - توطئه در تاخير ورود رهبر انقلاب به ميهن اسلامى
از طرف آمريكا هى سفارش مى شد. مى آمدند گاهى به اسم اينكه من يك بازرگان هستم و گاهى با ساير آقايانى كه آنجا بودند ملاقات مى كردند با خودمن ، ملاقات مى كردند كه آنها به من برسانند كه شما حالانرويد ايران حالا زود است شما برويد ايران .(273)
ما اخيرا كه بنا گذاشتيم كه بيائيم به ايران ، فعاليت هاى شديد شروع شد براى آنكه نيائيم ايران ، البته قبلش هم از طرف دولت آمريكا و آنها خيلى پيغام ها مى دادند كه بعضى وقت ها خودشان مى آمدند، يك نفر مى آمد به عنوان مى گفت من بازرگانم ، لكن معلوم بود كه يك مرد سياسى بود وصحبت ها مى كرد كه شما حالانرويد به ايران ، حالازود است رفتن به ايران ، نورس است الآن ، بعدهم كه پشتيبانى از شاه مى كردند زياد وبعد هم كه شاه رفت وشاه سابق رفت وبختيار وارث بحقش يعنى در جنايت جاياوبود، آنوقت هم فعاليت ها شروع شد به اينكه شما نيائيد به ايران ، حتى از ايران كه - به وسيله از كجا بود - به وسيله دولت فرانسه براى ما آوردند خواندند كه شما حالا نيائيد ايران و اسباب چه هست وچه مى شود، اگر شما برويد به ايران حمام خون راه مى افتد و از اين حرف ها زياد زدند واين اسباب اين شد كه من در ذهنم آمد كه رفتن ما به ايران براى اينها يك ضررى دارد. اگر چنانچه نفع داشت برايشان ومى توانستند كه ما وقتى رفتيم ايران فورا ما را توقيف كنند، اين حرف ها را نمى زدند ميگفتند بيائيد ايران . ما عازم شديم و آمديم .(274)
مى آمدند كه من را نگذارند به ايران بيايم ، جديت مى كردند ما نيائيم به ايران ، همين جديت اينها باعث شد كه من فهميدم كه رفتن ما مضر به حال اينهاست براى اينكه آنها براى صلاح ما نمى گفتند كه شما زود است حالابرويد و حالاپيغام فرستادند به وسيله رئيس جمهور فرانسه كه آوردند براى ما خواندند پيغام شان را كه الآن چطور است وكذا هست و زود است ، نورس است ، حالاشما يك قدرى ، چند هفته اى باشيد. من ديدم كه معلوم مى شود كه در اين چند هفته مى خواهند اينها قوايشان را مجتمع كنند كه ديگر هيچ كارى از ما بر نيايد، مردم الآن قيام كردند و نهضت كردند، حالا بايد رفت هر چه شد بشود، ما بنا گذاشتيم بيائيم ، آنها فرودگاه را بستند، ما گفتيم ، خوب ، هر وقت باز شد مى رويم ، معلوم است كه تا ابد نمى بندند كه وقتى هم كه باز شد، ما هم آمديم .(275)
ب - توطئه هاى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى
1 - حفظ شاه مخلوع براى سلطه مجدد
شما مى بينيد كه الآن توطئه ها باز در كار است و آمريكا كه دشمن شماره اول بشر و ماست باز اين شخص خاء ن را با بهانه اينكه مريض است برده است آمريكا وما نمى دانيم كه آيا صحيح مى گويند يا نه ، بلكه بعضى اطبائى كه در آنجا بودند و مطالعه بعضى پرونده ها را كردند گفتند مرض اين مرضى نيست كه احتياج به آمدن آمريكا باشد، او در همانجا هم كه بود مى شد كه همانجا باشد و معالجه كند از اين معلوم مى شود كه يك توطئه اى در كار است ، البته ديگر محمد رضا قابل اينكه يك آدمى بشود و بتواند يك نفسى بكشد اين نيست لكن اين را آلت قرار مى دهند اين قدرتمندها و شياطين اين را آلت قرار مى دهند براى اينكه با آليت اين ، يك فعاليت هاى ديگرى بكنند و بك تيپ هاى ديگرى و قشرهاى ديگرى برايشان خدمتگزارى بكنند لكن بايد اين مطلب را بدانند كه شما ديگر دستتان كوتاه شد از ايران ، ديگر شما نمى توانيد دوباره همان مسائل ى را كه براى بدبختى اين ملّت پيش آورديد پيش بياوريد ملتى است كه خودش ديگربپاخواسته است و همه تكليف خودشان را مى دانند اين تحولى كه الآن در ملّت پيدا شده است كه يك نمونه اش شما جوان هاى عزيز من هستيد كه مشغول اينطور فعاليت ها هستيد، زن ها مشغول فعاليت هستند، مردها مشغول فعاليت هستند، جوان ها همه مشغول فعاليت هستند، اين تحول ديگر طورى است كه پشتوانه اين كشور است آنوقت اينها مى توانستند رخنه بكنند به اينجا كه اين تحول حاصل نشده بود، اين بينائى براى ملّت ما حاصل نشده بود حالائى كه از هر فردى بپرسى كه دشمن تو كيست مى گويد دشمن من غرب و شرق است و آمريكا هم در درجه اول است ، صهيونيست هم در درجه اول است اين را ديگر نمى توانيد شما اغفال بكنيد، اين ملّت را نمى توانيد اغفال بكنيد بيخود متشبث شديد كه يك جنازه اى را ببريد در كشور خودتان و او را بخواهيد آلت دست قرار بدهيد البته ما اعتراض داريم به اينكه دشمن ما را و جنايتكار درجه اول را به ملّت ما خيانتكار بزرگ را بردند و ما ازآنها مطالبه ميكنيم كه بايد اين را به ما تحويل بدهند ما از او طلبكار هستيم ، ما خزاء ن مان پيش اينهاست ، بانك هاى خارجى از پول هاى ملّت ما كه به وسيله شخص او و اتباع او ذخيره شده است الآن موجود است و ما آنها را لازم داريم .(276)
2 - جاسوسى
شما جوان ها كه رفتيد و آنجارا گرفتيد و بعد هم به همه معلوم شد كه اينها اصلش يك افرادى نبودند كه راجع به يك سفارتخانه متعارف باشند، اينها مركز يك توطئه اى بودند كه در همه شوون كشور ما بلكه منطقه دخالت مى كردند و دولت هاى سابق دانسته يا ندانسته از آنها بايد تبعيت بكند و هر كاريكه ميخواهد انجام بدهد بايد با مشورت اينها باشد.(277)
[
سوال : شما با قاطعيت از سفارت به عنوان لانه جاسوسى صحبت مى كنيد وليكن شواهد كافى براى اين موضوع وجود ندارد. آيا آگاهى داريد كه اين وظيفه هر ديپلماتى است كه اطلاعات درباره كشورى كه درآن هست جمع نمايد و اين قانون مشروع پذيرفته شده است ؟ شما اين را نمى دانيد كه حتى زمانى كه شواهدى بر جاسوسى عليه دپيلمات ها در دست هست ، به سادگى آنها اخراج مى شوند به جاى آنكه به وسيله كشور ميزبان در محك آزمايش قرار گيرند؟]
امام : اطلاعات جمع كردن غير از جاسوسى كردن است . دلايل به دست آمده حاكى است كه اينان براى هر منطقه از ايران نقشه اى كشيده بودند. اينها براى تعطيل مدارس ما نقشه ها كشيده بودند، اينها براى درگيرى هاى مسلحانه در نقاط مختلف كشور نقشه كشيده بودند آيا اين كسب اطلاع است ؟.(278)ژ
بسيارى از آنها كارشناس لازم دارد، رمز است ، خيلى از جعبه ها را، صندوق هائى كه در آنجا هست رمز است و بازكردنش محتاج به اينكه كارشناس ‍ باشد اينها يك مركز توطئه و مركز جاسوسى در مملكت قرار دادند سفارتخانه ها حق ندارند كه حفاظت شان با خود دولت است تفنگدار وارد كنند و اينها تفنگدارها در آنجا داشتند، اسلحه ها در آنجا داشتند سفارتخانه ها حق ندارند كه جاسوسى كنند، توطئه بكنند و اينها جاسوسى مى كردند ما هرگز احتمال نمى داديم كه يك سفارت مركز جاسوسى باشد و جوان هاى ما اگر اين احتمال را دادند و رفتند آن غير از آنى است كه من احتمال بدهم ، من احتمال اين مطلب را هرگز نمى دادم ، من احتمال نمى دادم كه آقاى كارتر برخلاف همه موازين بين المللى عمل بكند و اينجا را مركز جاسوسى و مركز توطئه و مركز حكومت بر ملّت قرار بدهد ما حالابعد از اينكه جوان هاى ما رفتند و شايد آنها روى اين احتمالات رفته باشند كه من نمى دانم كه آنها روى چه احتمال رفتند و مورد تاييد همه ملّت ما شده است ، الآن ما فهميديم اين مساله را و ما اين مركز جاسوسى را خواهيم بست و مادامى كه كارتر در راءس امور است معلوم نيست كه بتوانيم با دولت آمريكا همكارى داشته باشيم .(279)
شما آقايان نمايندگان بدانيد سفارت آمريكا كه به دروغ نام آن را سفارتخانه گذاشته اند داراى دستگاه هائى است كه مخصوص جاسوسى در ايران و منطقه است و اين محل براى جاسوسى و دخالت در مقدرات كشور ما تاءسيس شده بود.(280)
3 - اعمال سياست خوف و رجا
آمريكا به تصور اين كه ملى گراها و منافقين و ديگر وابستگان چپ و راست او به زودى پاشنه سياست انقلاب و حاكميت نظام و اداره كشور را به نفع او به حركت درميآورند چند روزى سياست خوف و رجاء را در پيش گرفت و به طرح و اجراى كودتا و اعمال سياست فشار و ترويج چهره هاى وابسته خود و نيز به ترور شخصيت انقلاب و انقلابيون واقعى كشور پرداخت كه خداوند مجددا بر ما منت نهاد و در صحنه حماسى تسخير لانه جاسوسان ، مردم ايران برائت مجدد خويش را از آمريكا و اذناب آن اعلام نمودند، كه دوباره همان تيغى كه به دست محمد رضا خان سپرده بود در كف صدام اين زنگى مست نهاد.(281)
4 - نيرنگ و چاپلوسى
شيطان بزرگ براى رسيدن به چند سال مسند جنايت ، به هر وسيله ممكن دستاويز و به هر نقشه شيطانى متشبث مى شود، محمد رضا را به مصر تحميل و خود را از آن بى خبر معرفى مى كند. غافل از آنكه ملّت ها بيدار شده اند و دست امثال او را خوب خوانده اند. او كه گاهى با اشغال نظامى و پياده كردن چتربازان در لانه جاسوسى و گاهى با محاصره اقتصادى و منزوى كردن كشور، ما را تهديد مى كرد و از آن نتيجه نگرفت ، اكنون دست به يك نقشه سياسى و يك نيرنگ شيطانى زده است و با نرمش و چاپلوسى مى خواهد ما را اغفال كند و قمار سياسى خود را از رقيبان خود با نيرنگ به ملّت ما، ببرد. اين نيرنگ جديد كارتر شبيه همان نيرنگى است كه شاه مخلوع در اواخر عمر سلطنت ننگينش زد و در مقابل ملّت و روحانيون به چاپلوسى و حيله گرى پرداخت و دسيسه او نقش بر آب شد. آقاى كارتر بايد بداند كه با فرستادن شاه مخلوع به مصر و عذر خواهى از اشتباهات گذشته و اعتراف به خيانت هاى آمريكا به ملّت هاى مظلوم ، از آن جمله ايران و راه حل لانه جاسوسى را از من كه يك نفر از ملّت بزرگ ايران هستم خواستن ، به بيراهه رفتن است .(282)
5 - فريبكارى
آمريكائى كه ادعا مى كند كه ما در اين نهضتى كه بوده است ما هم حالا خوشحال هستيم ، اين حرفهائى است كه مى زنند و الا در حالى كه نهضت بود، همين آمريكا، من كه پاريس بودم كرارا فرستادند به اينكه شما شاه را حالاكاريش نداشته باشيد، بگذاريد باشد چه بعد هم بختيار را در عين حالى كه اينطور بوده است حالا آن آمريكا هم انقلابى شده است .(283)
6 - استفاده از نيروهاى ناآگاه داخلى
آنها روى حساب ، هميشه روى نقشه حساب مى كنند و اينطور كارها را مى كنند قضيه دخالت نظامى ابدا مطرح نيست ، دخالت هاى توطئه گرى اينطورى يعنى از قواى خود ما استفاده مى كنند، قوه خودشان را از آن استفاده نمى كنند، در اين ممالك از قواى خود ما استفاده مى كنند خوب شما كردستان را ببينيد كه اينها از چه استفاده مى كنند، يك نفر سرباز آمريكائى نمى آيد آنجا يك كارى بكند، آنها با شيطنت استفاده مى كنند از خود اين افرادى كه يا وابسته هستند به آنها يا اعوجاج دارند، آنوقت اين دست دومى ها كه اعوجاج دارند، از ساده دلى بعضى از كردها استفاده مى كنند.(284)
7 - ترويج هرج و مرج براى مداخله نظامى
آنها الآن در صددند كه اثبات كنند به خارج كه ايران استقرار ندارند، ايران هرج ومرج است ، و مى خواهند كه يك وقت بخواهند يك دخالتى بكنند، افكار عمومى دنيا را مهيا كرده باشند براى آن كار، الآن مشغول همين هم هستند و همه تبليغاتشان براى همين معناست كه منعكس بكنند كه ايران الآن به وضع هرج و مرجى دارد مى گذرد، در هيچ جا يك نظمى نيست ، در هيچ جا وظيفه شناسى نيست ، هر كه هر كارى دلش بخواهد بكند. اين براى ما بسيار وظيفه آور است ، براى ما بسيار سنگين تمام مى شود كه ما را جورى معرفى بكنند در دنيا كه به آنها حق بدهند كه با قواى انتظامى بيانيد براى تربيت ما، كانه ما يك جمعيتى هستيم كه تربيت نداريم ، يك جمعيتى هستيم كه هرج و مرج طلبيم ، يك جمعيتى هستيم كه نظمى تو كارمان نيست و لاعلاج بايد يك قيمى بيايد براى اينكه ما را تربيت كند، اين دردناك است براى يك كشورى كه نهضت اسلامى كرده ، از اين جهت وظيفه اسلامى است و سنگين ولى بايد عمل كرد.(285)
اين به نظر من مى آيد كه يك نقشه و توطئه اى است كه براى اينكه استقرار در ايران و نظم در ايران پيدا نشود. در ارتش مى روند نمى گذارند كه انتظامات صحيح پيدا بشود، در ژاندارمرى مى روند، آنجا را هم مانع مى شوند، در شهربانى هم همين طور، در سپاه پاسداران هم پيدا مى شود، در دانشگاه زيادند و همه جا اينها هستند، حاضرند و اينها براى اين جهت نقشه دارند. به نظر من اينطور مى رسد كه اين است كه در داخل ما را، اين ضربه را به ما بزنند كه ما اغتشاش در خودمان پيدا كنيم ، يك
انتظامى ....... اختلافات باشد و يك هرج و مرجى باشد، بريزند خانه هر كس را غارت كنند، بريزند زمين هر كس را غارت كنند، اموال هر كسى را ببرند، نگذارند يك استقرارى پيدا بكند، از آن طرف دشمن هاى اين ملّت ، دشمن ها با قلم هاى خودشان و با افكارى كه دارند و طرح هائى كه دارند در مطبوعات خارجى و رسانه هاى گروهى خارجى ، اغتشاشات ايران را، اختلافات ايران را، اينها را يكى اش را چند مقابل كنند و در خارج منعكس ‍ كنند كه ايران مثل يك بچه صغيرى مى ماند كه محتاج به قيم هست ، باز نرسيده به بلوغ كه خودش ، خودش را نگه دارد. نقشه محتمل است اين معنا باشد كه در خارج منعكس بكنند كه ايران هرج و مرج است و همه به جان هم ريختند و همه گروه ها در هر جا بروى يك اختلافات هست اين را اسباب دست قرار بدهند كه ايران قابل اين نيست كه خودش را اداره كند، بايد يكى ديگر اداره اش كند. اگر خداى نخواسته يك دخالت نظامى بخواهند بكنند، يك كودتا بخواهند بكنند، موجه نشان بدهند به خارجى ها، به دنيا موجه نشان بدهند كه ما براى خاطر حفظ ملّت ، ملّت نمى توانست خودش را نگه دارد، ما بايد حفظش كنيم ، اين صغير را ما بايد قيم برايش تعيين كنيم .(286)
8 - توطئه در لواى دمكراسى
امروز خيانت هاى زير زمينى است ، يك توطئه هاى زيرزمينى است كه توطئه هاى زيرزمينى در همين سفارتخانه ها كه هست ، دارد درست مى شود كه مهمش و عمده اش مال شيطان بزرگ است كه آمريكا باشد و نمى شود بنشينيد و آنها توطئه شان را بكنند يك وقت ما بفهميم كه از بين رفت يك مملكتى و با حرف هاى نامربوط دموكراسى و امثال ذلك ما را اغفال كنند كه مملكت دموكراسى است و هر كسى حق دارد در اينجا بماند، هر كس حق دارد توطئه بكند اين حرف هاى نامربوط را بايد كنار گذاشت و ملّت ما همانطورى كه تا حالا پيش آمده ، از اينجا به بعد هم بايد پيش برود و قطع كند دست اينها را.(287)
9 - تخدير و آلوده ساختن جوانان
شما اين را يك مساله اتفاقى ندانيد كه من باب اتفاق يك دسته اى هروئين فروش شده اند و يك دسته اى هم مبتلا شده اند. اين هم يك توطئه اى است كه قدرت هاى بزرگ به اين وسيله به ما ضربه مى زنند. قشر جوان قشرى است كه مى شود از آن همه جور استفاده اى را كرد. قشر جوان قشرى است كه مى تواند اقتصاد ما را اداره كند. قشر جوان مى تواند خود را در مقابل جهات فرهنگى ، نظامى و سياسى مجهز كند. پيرمردها مثل من كنار افتاده اند، آن كه كار از او مى آيد همين قشر جوان است . اين جوان در حالى كه جوانى اش ارزشمند است افكارش آنقدر عميق نيست كه توطئه ها را تا آخر بتواند بخواند، خيال مى كند كه خوب ، حالادلمان مى خواهد كه ترياك و يا هروئين بكشيم . اين يك نقشه اى است كه براى تو نيست ، براى قم نيست ، براى سرتاسر كشور است ، براى فلج كردن جوان هاى ماست يك آدم هروئينى نمى تواند در سياست فكر كند، نمى تواند در اقتصاد عمل كند، اگر يك گرفتارى پيش بيايد نمى تواند در جنگ شركت كند.(288)
اينان مى خواهند نسل جوان را به موادمخدر يا به آن عيش و نوش كه آن هم مخدر است مبتلاكنند، اگر دنيا را آب ببرد اين آدم را خواب مى برد، اين به دنبال آن مسائل است ، چكار دارد كه مملكتش را مى برند، جهنم كه مى برند مردم و جوانان را چنان بار مى آوردند كه منطقى اينچنين پيدا مى كند كه اگر هر كارى بشود مى گويد به من چه مربوط است . جوانى كه اگر در جايى صحبتى شد، به حيثيت كشور و ملتش ، به حيثيت اسلامى او بر مى خورد بايد قيام كند و مبارزه كند، چنان او را مى سازند كه از پى اين منقل نتواند و آن پياله نتواند حركت كند. آقا اين نقشه است ، قضيه عادى نيست كه ما خيال كنيم كه خوب جوانند و اقتضاى جوانى اين است . الآن مادر جنگ هستيم ، در جنگ سياسى و اقتصادى هستيم ، محتمل است جنگ نظامى هم پيش بيايد، جوان هاى ما بايد براى خاطر اسلام و براى خاطر ملّت و كشور و حيثيت خودشان ، براى نواميس خودشان دست از آن مراكز بكشند و در مراكز صحيح تربيتى قرار گيرند.(289)
10 - حمله نظامى و نقض قوانين بين المللى
آقاى كارتر از روز اول هى با فرياد و با صدا مى خواست تحميل كند. اگر شما يادتان باشد اولى كه اين جوان هاى ما رفتند و اين لانه جاسوسى را گرفتند، هى مسائلى را اينها پخش مى كردند، يعنى آنها تعليم مى دادند و اينهايى كه در ايران داشتند اينها پخش مى كردند بناست كه بيايند به لانه جاسوسى و چتر بازها بيايند و اينها را بيهوش كنند و- عرض مى كنم كه - وارد بشوند و چه بكنند يا همه تهران را بيهوش بكنند. وقتى كه اعتنا به اين حرف نشد معلوم شد مساله اين نيست . حالا هم كه اينها امتحان كرده اند كه آمدند و با آن تجهيزاتى كه مى گويند زياد بوده است آمدند و در ايران هم پياده شدند، خوب ضربه سياسى خوردند، ضربه روحى خوردند، جوان هاى مردم را آوردند اينجا به كشتن دادند و به نظر من مى آيد كه بيشتر از اين مقدارى است كه اينها مى گويند. اينهائى كه ، بعضى از اينهائى كه رفته اند و آنجا را ديده اند مى گويند نخير يك مقدارى از اينها همچو سوخته شده اند كه از آنها اثرى خيلى باقى نمانده است يك همچون جنايتكارى كه جوان هاى مملكت خودش را براى جنايت مى فرستد به اينجا، اين آقايى كه هى فرياد مى زند كه شما نقض قراردادهاى اجتماعى و بين المللى را كرديد، خودش همين نقض قرارداد بين المللى را كرده است كه نظامى وارد كرده در يك مملكتى كه مستقل است . اين يكى از چيزهايى است كه نقض ‍ حقوق بين المللى است ، نقض قراردادهاى بين المللى است . اين نقض ‍ قرارداد بين المللى را كه ايشان آنجا هى فرياد مى زند، خودش نقض مى كند و اينقدرها هم اين مجالسى كه در دنيا هست از او انتقاد نمى كنند، البته در اين وضعيت كه حالاشكست خوردند انتقادات زياد است لكن بدانيد كه اگر اين توفيق پيدا كرده بود، همه اين انتقادهايى كه اينها مى كردند بر مى گشت به تعريف و ثنا خوانى .(290)
11 - حمايت از منافقين
اينان كه از امپرياليزم انتقاد سرسختانه ء منافق گونه مى كردند، اكنون معلوم شد كه چهره واقعى آنان چه چهره كريهى است و امروز به خوبى روشن است كه اينان به دامان امپرياليست ها پناهنده و با كمك آنان به توطئه عليه جمهورى اسلامى برخاسته اند.(291)
اين گرفتارى هاى جزئى كه در سطح كشور هست و در بين شهرها هست و اين دزدهائى كه طرفدارى آنها را آمريكا مى كند و اعلام مى كند كه بايد آمريكا طرفدار اين منافقين باشد، اينها را انشاء الله به زودى شرشان از ايران كنده بشود.(292)
اينهائى كه در داخل كشور ما به تخيلات فاسد مشغول به شرارت هستند ما هيچ ميل نداريم كه اين جوانهاى گول خورده و اين دختر و پسر گول خورده در اين بيغوله ها پيش اين شياطين باشند و از آنها الهام بگيرند. شماجوانها دختر و پسر چه ديديد از اين سران فاسد خودتان جز ادعا وجز انحراف ؟ مگر همين ها نبودند كه ادعا مى كردند ما با خلق موافقيم ، با ديگران مخالف و با اجانب مخالف ، مگر اينها ادعا نمى كردند و باز هم نمى كنند لفظا كه ما با آمريكا مخالفيم و با غرب مخالف . شما ديديد كه عملابر خلاف اين عمل كردند و به دامن آمريكا پناه بردند و آمريكا از آنها پشتيبانى مى كند.(293)
...
از اول ادعاى اين را مى كردند كه ما مسلمان هستيم و براى اسلام كذا. و من هم از آن اول فهميدم كه دروغ مى گويند و بعد هم ما مخالف با آمريكا هستيم ، اينها. اين هم معلوم بود دروغش لكن آمريكا فاش كرد اين مطلب را، اعلام كرد، كاخ سفيد اعلام كرد كه از اين منافقين بايد پشتيبانى كرد.(294)
12 - حمايت از فرقه ضاله بهائيت
من اميدوارم كه خداوند تبارك و تعالى اين ملتى كه امروز قيام كرده است ، نهضت كرده است و براى او قيام كرده است و براى او نهضت كرده است ، شر مفسدين و جبارين را از سرش كوتاه كند تا برسد به مسائلى كه بايد برسد لكن تا اين قدرت هاى بزرگ به اريكه قدرت خودشان نشسته اند، اين امرى است كه يك قدرى به نظر مشكل مى آيد نمى دانم كه در بعضى از راديوها كه پخش كردند صحبت رئيس جمهور آمريكا را ملاحظه كرديد كه ايشان از همه دنيا استمداد كردند براى اينكه اين بهائيهايى كه در ايران هستند و مظلومند و جاسوس هم نيستند و به جز مراسم مذهببى به كار ديگر اشتغال ندارند و ايران براى همين كه اينها مراسم مذهبى شان را بجا مى آورند 22 نفرشان را محكوم به قتل كرده اند، ايشان از همه دنيا استمداد كرده كه اينها كه جاسوس نيستند، اينها يك مردمى هستند دخالت در هيچ كارى ندارند و روى انساندوستى ايشان اين مسائل را مى گويند. اگر ايشان اين مسائل را نمى گفت ، خوب - ما- گاهى اذهان ساده احتمال مى دادند كه خوب اينها هم يك مردمى هستند كه ولو اعتقادات شان فاسد است لكن مشغول كار خودشان هستند و مشغول عباداتى كه به نظر خودشان عبادت است مثلاهستند و حال آنكه در آن نظر هم نبودند. لكن بعد از اينكه آقاى ريگان گفته اند، شهادت دادند به اينكه اينها جز مراسم مذهببى چيزى ديگرى ندارند، باز هم مى توانيم باور كنيم ؟ از آن طرف وقتى كه حزب توده را مى گيرند شوروى صدايش بلند مى شود كه يك عده مردم بيگناهى كه با جمهورى اسلامى هم موافق بودند، پشتيبان بودند، جمهورى اسلامى را هم اينها مثل ديگران همراهى كردند و حالا هم همين طو رهستند، دولت ايران بيخودى آمده است اينها را گرفته و حبس ‍ كرده . از آن طرف هم آقاى ريگان مى گويد كه اين بهائى ها، بيچاره ها مردم آرامى ، ساكتى مشغول عبادت خودشان هستند، جهات مذهببى خودشان را بجا مى آورند و ايران براى خاطر همين كه اينها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند اگر اينها جاسوس نيستند شما صدايتان در نمى آمد شما براى خاطر اينكه اينها يك دسته اى هستند كه به نفع شما هستند، والا ما شما را مى شناسيم ، آمريكا را مى شناسيم كه انساندوستى اش گل نكرده است كه حالابراى خاطر22 نفر بهائى كه در ايران به قول ايشان گرفتار شدند، براى انساندوستى يك وقت همچو صدا كرده و فرياد كرده و به همه عالم متشبث شده است كه به فرياد اينها برسيد مردم شما را مى شناسند.(295)
14 - بهره بردارى از اختلافات داخلى
مساله نصيحت يك مساله است ، انتقامگيرى مساله ديگر. براى مردم و دولت و مسوولين و مجلس بايد ناصح بود، نه مقابله كرد. زيرا اگر شما با من و من با شما مقابله كنيم ، غير از اين كه ديگران سوءِ استفاده كنند چيزى به دست نمى آيد. شما ببينيد خارجى ها يك كلمه را مى گيرند و چيزى از توى آن بيرون مى آورند كه بر ما غلبه كنند، مثلا مى گويند: ايرانى ها ادعا مى كنند ما با گروگانگيرى مخالفيم ، اما چون اينها ضد آمريكا هستند اين حرف معنا ندارد. و ديديد كه آمريكا در همين قضيه گروگانگيرى كه گرفتار شده است چقدر به اين طرف و آن طرف متوسل شده است از اول هياهو به راه انداختند كه ما دخالت نظامى مى كنيم ، بعدا رئيس جمهور آمريكا به التماس و گدايى و دريوزگى افتاده است و به اين طرف و آن طرف مى زند كه مساله را حل كند ولى نتوانستند. و عده اى از آن طرف ايستاده و مى گويند: بايد به شرايط ما عمل شود و ما بايد خيلى مواظب باشيم . غير از اين كه ما را از داخل بپوسانند كار ديگرى نمى توانند بكنند.(296)
حالا دنبال اين آمده اند كه باز آن مسائل را برگردانند، جدا كنند ملّت رااز هم ، همه را از هم جدا كنند و مع الاسف روشنفكرهاى ماهم غافلند از اين معنا، غير از آنهاشان كه خائنند، يك دسته خائنند كه با حساب كار مى كنند و براى غير كار مى كنند، و بيشتر غافلند از مطلب . گروه گروه ، صد گروه ، صدها بيشتر، مثل اينكه صد گروه مثل اينكه تا حالا درست شده است ، در اين دو ماهى كه شما به پيروزى رسيديد كه با اتحاد به پيروزى رسيديد. حالا آن انسجام دارد باز مى شود، دارد از هم باز مى شود، گروه گروه مى شوند، هر گروهى جداى از هم ، حسابشان جداى از هم ، قلمشان مخالف با هم ، قدمشان مخالف باهم نتيجه چه مى شود؟ نتيجه مى شود كه يك ملتى همانطورى كه سابقا و دراين پنجاه و چند سال به واسطه اين اختلافات مانتيجه برده اند، دوباره همان مسائل پيش بيايد و همان اختلافات موجب اين بشود كه آنها باز بيايند و برگردند به حال اول و لااقل يك رژيمى دست نشانده آمريكا. بيايد ولو اسمش رژيم سلطنتى نباشد، يك رژيمى بيايد دمكراتيك باشد اما نوكر آمريكا.(297)
اينها ولو زور هم دارند، نمى كنند كارى آن روزى كه در بين مردم يك اختلافى پيدا بشود، بين مردم و حكومت اختلاف پيدا بشود، بين خود روحانيون خداى نخواسته يك وقت اختلاف پيدا بشود، آن روز است كه ممكن است آنها يك وقتى دخالت بكنند مادامى كه همه مردم با هم هستند، روحانيت هست در صحنه و مردم هم هستند درصحنه ، حكومت هم با مردمى است ، اسلامى است ، آنها نمى توانند كارى بكنند، قدرت دارند اما عقل هم دارند، نمى توانند كارى بكنند آنوقت اينها مى توانند كار بكنند كه از داخل ما را بپوسانند اگر از داخل ما را با تبليغات ، با كارهاى اعوجاجى
از داخل يك كارى كردند، آنوقت مى توانند.(298)
من نمى خواهم يك مثلى كه معروف است بگويم لكن مثل ما، نظير همان مثل معروف است كه ما را، كشور ما را، ملّت ما را به اسارت مى خواهند ببرند و خود ما كمك مى كنيم به اين اسارت خود ما به روى هم پنجه مى اندازيم ، خود ما جديت مى كنيم كه مملكت خودمان را ضعيف كنيم ، خود ما در جبهه بندى هاى مان تضعيف روحيه هاى ارتش و روحيه هاى كاركنان و روحيه هاى كارمندان هست و اين بزرگترين خطائى است كه ما داريم ما اگر اختلاف سليقه داريم ، اختلاف بينش داريم ، بايد بنشينيم و با هم در محيط آرام صحبت كنيم و مسائل خودمان را به ميان بگذاريم و حل كنيم ، با تفاهم مسائل را حل كنيم ، نه اينكه جبهه گيرى كنيم ، يكى يك طرف بايستد با دار و دسته خودش و يكى ، يك طرف بايستد با دار و دسته خودش و كوشش ‍ كنند در تضعيف يكديگر و كوشش كنند در تضعيف كشور اسلامى . اينها براى اين است كه تعهد اسلامى نيست و ديد سياسى هم نيست . شماها اگر مسلم هستيد، با احكام اسلام عمل كنيد و اگر خداى نخواسته تعهد اسلامى را قبول نداريد، با ديد سياسى مسائل را حل كنيد و اين كارها كه انجام مى گيرد و اين قلم ها و اين قدم ها و اين گفتارها از سياست به دور است و با يك ديد غير سياسى و غير اسلامى است . من به سراسر كشور، به سراسر ملّت هشدار مى دهم كه اگر چنانچه از اين اختلاف اندازها پيروى كنيد، هر كس باشد، مملكت شما به دامن آمريكا مى افتد. اگر چنانچه ملّت اشخاصى را ديد، گروه هائى را ديد كه بر خلاف مصالح كشور دارند جبهه گيرى مى كنند و اين طايفه ، آن طايفه را مى كوبند و آن طايفه ، آن طايفه را، تكليف شرعى ملّت اين است كه از آنها اعراض كنند.(299)
و من امروز به همه ملّت ، به همه طواء ف ، به همه ديگر گروه ها عرض ‍ مى كنم كه امروز شما مخالفتان آمريكاست ، مخالفتان دولت هاى بزرگ است امروز مملكت شما مقابل با يك همچو قدرت هائى است شما اگر اسلام را قبول داريد، خوب مملكت اسلامى را هم بايد قبول داشته باشيد، و اسلام در خطر است و اگر چنانچه ملى هستيد، خوب ملّت شما در خطر است ، كشور شما در خطر است امروز بياء يد باز تظاهر كنيد و اين او را بزند و اينطور مسائل واقع بشود، نه امرى است كه عقل او را قبول بكند، برخلاف موازين عقلى است و برخلاف شرع است بلااشكال و از گناهان كبيره است كه معلوم نيست كه اگر كسى الآن اسلام را صدمه بزند اصلاقابل اين باشد كه توبه اش هم حتى قبول بشود بايد اشخاص روشن ، اشخاص ‍ صحيح ، اين ريشه هائى كه مى خواهند اين كارها را بكنند، اين فسادها را ايجاد كنند، غاء له مى خواهند درست بكنند، اينها را نصيحت كنند، به اينها بگويند كه آخر شما مسلمان هستيد، چرا مسلمان بايد با اسلام مخالفت كند شما نمى دانيد كه داريد با اسلام مخالفت مى كنيد، شما نمى دانيد كه اگر اختلاف بين خود ما واقع بشود نتيجه اش را آمريكا مى برد و دولت هاى بزرگ شما نمى فهميد اين را، يا مى فهميد و تعمد داريد ملّت حالا بايد موازين دستش باشد، كسانى كه امروز غاء له ايجاد مى كنند، اختلاف ايجاد مى كنند اين كسان را بشناسند كه اينها عمل شان صحيح نيست و به اسم فلان آقا يك غاء له ايجاد مى كنند، به اسم فلان شخص يك غاء له ايجاد مى كنند اينها نه مورد نظر فلان آقا و فلان انسان است ، اينها يك اشخاصى هستند مى خواهند غاء له ايجاد كنند و اين غاء له هم به نفع آمريكا تمام مى شود، به ضرر اسلام تمام مى شود، مخالف شرع اسلام است ، از گناهان بسيار بزرگ است امروز اين اختلافات را از آن دست بردارند.(300)
ج - مطالعات روانشناسى و جامعه شناسى در ايران
آمريكا به اين زودى دست از ما بر نمى دارد، كارشناس هائى كه اينها دارند، اينها روانشناسى را از صد سال پيش از اين يا بيشتر روانشناسى در ايران را شروع كرده اند و مى دانند چه بكنند...(301)
همه جاى ايران را حتى كوير را رفتند و ديدند، بعد كه رفت و آمدها زياد شد، البته بيشتر كارشناس ها هم ترقى كرده بودند و بيشتر اطلاعات داشتند و همين طور كارشناس هائى كه مردم را مى شناختند، وضع مردم را، چه گرايش هائى مردم دارند و چه دستجاتى در بين مردم هست ، احزاب چه وضعى دارند، جبهه ها چه وضعى دارند، بازار وضعش چطور است ، روحانيين چه وضعى دارند، رابطه بين روحانيون و مردم چطور است ، خود روحانيون چه جور اشخاصى يا گروه هائى هستند، همه اينها بررسى شده است و ماها غافل بوديم از شيطنت اينها و آن كارهائى كه آنها به دست عناصر داخلى و گاهى هم به دست خودشان انجام مى دادند، ما از آن غفلت داشتيم و آنها هوشيارانه عمل مى كردند، ازجمله چيزهائى كه آنها بررسى دقيق كردند ودنبالش هم با تبليغات و با طورهاى ديگرى عمل كردند، قضيه بررسى رابطه بين روحانيون با هم و رابطه بين روحانيون و مردم وكيفيت اينكه اينها در چه اوقاتى مى توانند چه اعمالى را انجام بدهند و درچه زمانهائى مى تواننداينهامردم را بسيج كنند. تمام اين كارشناس هاى آنها در دفاترشان حتما نوشته اند و دنبالش هم فعاليت كرده اند، نه فعاليت يك بعدى ، فعاليت چندين بعدى ، آنقدرى كه ميتوانستند روحانيون را در بين مردم خفيف مى كردند و آنقدرى كه مى توانستند مردم رااز روحانيت جدا ميكردندوبين خود روحانيين اختلاف ايجاد مى كردند و اگر چنانچه اين مطلب را كافى نمى دانستند و نمى دانستند، آنهاباگماشتن بعضى عوامل خودشان با فشار كارها را انجام مى دادند.(302)
د - توطئه هاى عميق و پيچيده آمريكا
1 - انحراف افكار عمومى از نقطه اصلى آسيب پذيرى
شما نگران آسيب هاى خارجى نباشيد، از خارج نمى توانند شما را آسيب برسانند مادامى كه خودتان منسجم هستيد. نه دخالت نظامى از آن كارى ساخته است و نه حصر اقتصادى و اين مسائل كه آنها پيش مى آورند آنها ازشان كارى ساخته نيست و شايد آنها هم كه اين حرف ها را مى زنند و ظاهرا جدى هم نيست براى اينكه ما را از اين حرفهاى ديگر اغفال كنند. آن مسائل ى كه ممكن است از آن مسائل ، آسيب ببينيم ، آن مسائل داخلى است . توطئه ها اينطور است ، از خارج يك چيزهائى گفته مى شود تا اذهان متوجه به خارج بشود مثل همين حصر اقتصادى و مداخله نظامى كه دولت آمريكا تهديد مى كند ملّت را، به نظر مى رسد كه اين يك توطئه باشد كه اذهان را از داخل كشور متوجه به خارج بكند، غافل بشوند از توطئه ، غافل بشوند از شيطانى داخل بعيد به نظر نمى رسد آن چيزى كه پيش اجانب اهميت دارد و به آن اصرار دارند آن توطئه اى است كه در داخل حاصل مى شود. اگر ما را از خارج اغفال نكنند و توجه ملّت ما به داخل كشور و توطئه هاى داخلى باشد، ممكن است كه ما بتوانيم و انشاء لله مى توانيم كه آن توطئه ها را خنثى كنيم . لكن آنها از خوف اينكه مبادا ملّت همه قوايش را صرف داخل بكند و اين توطئه هائى كه اصيل است پيش آنها، اين توطئه ها را خنثى بكند، يك طرح هاى خارجى مى ريزد، يك مسائل خارجى پيش ‍ مى آورد، مثلابعض از اقشار را متوجه مى كنند كه در انگلستان توطئه اى است در فلان محل ، يك توطئه اى است ، در فرانسه يك توطئه اى است و مى خواهند از آنجا توطئه اى را بجا بياورند كه بيايند ايران چه بكنند. خود اين هيچ اساس ندارد، محتمل هم هست كه همين صحبت هائى كه با تناقض گوئى هاى مختلف و تضادگوئى هاى مختلف از دولت آمريكا صادر مى شود راجع به اينكه گاهى دخالت نظامى ما مى كنيم ، آن يكى مى گويد نه نمى شود دخالت ، دوباره دخالت مى كنند، دوباره مى گويند نه ، نمى شود دخالت ، دوباره دخالت مى كنند، دوباره مى گويند نمى شود دخالت و از اين حرف ها، حصر اقتصادى مى كنيم ، حالا چند روز صبر كنيد به سازمان ملل مى بريم خوب حالايك قدرى صبر كنيد، به شوراى امنيت مى بريم ، يك قدرى مهلت بدهيد، اين حرف هائى كه به نظر مى رسد براى مقصد ديگر است نه براى خودش ، نه حصر اقتصادى مى كنند و مى توانند، نه دخالت نظامى مى كنند و مى توانند، اما مى توانند با اين حرفها ما را، اذهانمان را متوجه به آن طرف كنند و از خودمان غافل بشويم . در عين حالى كه ملّت ما بايد هوشيار باشد راجع به همان مساء لى كه در خارج هم طرح مى شود و غفلت از او هم نكند، بيشتر نظر بايد به توطئه هاى داخل باشد، توطئه هائى كه در داخل انجام مى گيرد خيلى زياد است و اينها در اين توطئه ها فن هاى زيادى دارند، ذوفنون هستند! يك قسمش همين شلوغى هائى است كه راه مى اندازند. در آذربايجان اين بساطى كه درست مى كنند و دامن به آن مى زنند يك قسم اينهاست ، در سيستان ، در زاهدان ، در كجا، يك قسم ديگرش اين اختلافاتى كه در شهرها و در دهات و در ساير جاها ايجاد مى كنند گروه هاى مختلف ، اختلافات زياد ايجاد مى شود.(303)
آنچه كه من مى فهمم و احتمال زياد مى دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامى در ايران ميخواهد بكند و نه حصر اقتصادى ، اگر هم حصر اقتصادى بكند، ناجح نمى شود، خودش هم مى داند، لكن از راه اساسى تر پيش ‍ آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان ، از اول هم بناشان بر همين معناست . شايد در انقلاب هائى كه واقع مى شود آنهائى كه مى خواهند نفع ببرند يا ضررى كشيدند كه مى خواهند جبران كنند، نفعشان اين باشد كه خود انقلاب را در باطن خودش آسيب برسانند. الآن همه دست ها در كار اين معنا هستند، شايد اين صحبت هايى كه در خارج مى كنند به اينكه ما دخالت نظامى مى كنيم يا حصر اقتصادى مى كنيم ، شايد براى اين معنا باشد كه اذهان ما را منصرف كنند به آن طرف و از آن چيزى كه در كشور خودمان دارد مى گذرد غافل كنند.(304)
2 - استحاله فرهنگى و معنوى انقلاب اسلامى
حريف هاى ما كه كار كشته وكار كرده و مطالعه كرده هستند، اينها مطالعه كردند كه بايد در اين وقتى كه يك چنين انقلابى با دست خود ملّت پيش ‍ آمده است كودتا نبوده است كه اختيارش را بشود يك كسى بگيرد و تحت نفوذ ديگرى باشد، با دست همين ملّت بوده است و يك ملّت را نمى شود مهار كرد، بايد چه بكنند، تا اينكه اين انقلاب را نگذارند به ثمر برسد. بايد خود انقلاب را از باطن داخل خودش فاسد كنند فعاليت الآن در اين جهت است كه ميخواهند كه اين انقلاب را در خودش ايجاد نفاق و اختلاف كنند و مدفونش كنند و پس از اينكه خود انقلاب مدفون شد، بيايند و يك نفرى كه خودشان تعيين مى كنند، يك كودتائى ، يك بساطى درست كنند و همان مسائل سابقش را پيش بياورند. ملّت ما بايد اين مطلب را لااقل كه يك مطلب واضحى است فراموش نكند، كه قدرت بزرگى كه منافع داشته است در ايران ، مطامع داشته است در ايران ، منافع نفت داشته است در ايران و نافع سوق الجيشى داشته در ايران . ايران يك مركزى است كه حساس است براى ابرقدرت ها، يك چنين كشورى كه زن و مردش ، بچه و بزرگش قيام كردند و با خواست خدا و وحدت كلمه پيش بردند، اينها حالابراى ضربه اى كه خوردند، منافع از دستشان رفته است نمى توانند در اين محل ديگر آنطور توطئه هائى كه پيشتر مى كردند، زمان رژيم سابق كه اينجا را محل از براى آن چيزهائى كه مى خواستند خودشان ، پايگاه هائى كه مى خواستند خودشان قرار بدهند حالاديگر برايشان نمى شود، اينها در صدد برآمدند كه از باطن خود اين نهضت ، انقلاب يك پوسيدگى ايجاد كنند.(305)
آن شياطينى كه دشمن شما هستند بيكار ننشسته اند، دائما مشغول نقشه هستند. نقشه هاى نظامى آنقدرها تاثيرندارد، آن كه تاثير دارد نقشه هائى است كه با آن نقشه ها شمارا از باطن و از داخل پوسيده كنند.(306)
ملّت هاى شريف و توده هاى ملّت شريف ما و ملّت شريف ما و اين قشرهاى مختلف همه با جمهورى اسلامى موافقند و با آمريكا مخالف ، لكن با صورت هاى ديگرى ، با ماسك هاى ديگرى اشخاص در بين آنها نفوذ مى كنند و آنها را اغفال مى كنند و در يك موقعى كه بايد ما همه با آرامش خاطر روبروى اين ديو بزرگ بايستيم و اين شيطان بزرگ ، منحرف مى كنند ملّت ما را از آن راهى كه دارد مى رود، راه ضلالت پيش شان مى گذارند، همين قدر مقصود اين است كه ملّت را از آن راهى كه مى رفت منحرف كنند تا آمريكا بتواند كارهايش را انجام بدهد آمريكا از اين وحدت كلمه ملّت و از اينكه ملّت ما به اينجا رسيده است كه جوان هاى غيور كفن پوش شدند، شهادت مى خواهند، از اين وحشت دارد و از شكست سياسى هم وحشت دارد و آن تابع اين است كه مهلت پيدا كنيم كه جراء م آمريكا را و روساى جمهورى آمريكا را، بخصوص اين رء يس جمهورى فعلى را، بر ملاكنيم ، اينها از اين مطلب وحشت دارند، وحشت زده شدند اينها، لكن مى خواهند يك كارى بكنند كه ما را مشغول بكنند به يك امور ديگرى در داخل ، مى خواهند اين نهضت را از داخل بپوسانند، مى خواهند اين نهضت را در داخل خودش اختلاف ايجاد كنند.(307)

- طرح اختلاف در روحانيت
در داخل اگر خداى نخواسته ايجاد اختلاف بشود، منتهى به اين مى شود بى شك به اينكه شكست بخوريد. دشمن پشت درهاى ايران ايستاده اند مراقبند آنها. تمام اين هياهوها ترس ندارد. اينها چيزى نيست ، آمريكا چه مى فرستد به كجا و چه مى فرستد به كجا، اينها، اينها صحبت است ، آنى كه آنها نقشه اصلى شان اين است كه در داخل يك كارى انجام بدهند. آمريكا مى داند كه عرضه اين را ندارد كه در ايران وارد بشود يك كارى انجام بدهد، خودش هم مى داند اين را خودشان هم گفتند كه ما نمى خواهيم كه سربازهاى آمريكا در خليج از بين بروند، آقايان هم گفتند اين را. آنها اين مساله را ظاهر مى كنند كه با هو و جنجال ما را از ميدان بيرون كنند، آنها خوفى ندارد. آنى كه خوف دارد اين است كه با اين شيطنت ها ايادى آنها كه باز هستند در كشور، با اين شيطنت ها ايجاد اختلاف كنند، دو دسته كنند، يك دسته از آن ور، يك دسته از آن ور. بين علماى بلاد اختلاف ايجاد كنند دو دسته بشوند. اختلاف علما اختلاف ملّت است ، نه اختلاف افراد اگر يك عالمى كه در يك شهرى نفوذ دارد مردم چشم و گوششان به آن است با يك عالم ديگرى كه آن هم نظير اوست اختلافشان ظاهر بشود، اختلاف سليقه را برسانند به اختلاف در جمعه ها و جماعات و در جاهاى عمومى ، اين همچو نيست كه اختلاف زيد و عمرو است ، اين يك اختلافى است كه هر شهر را دو قسمت مى كند، دو بخش مى كند، يك بخش از آن ور، يك بخش به اين ور و اين كم كم اضافه مى شود. دشمن هاى ما هم حوصله شان خيلى زياد است ، حالانقشه مى كشند براى پنجاه سال ديگر. اين همين طور كم كم جلو مى رود، اين فساد جلو مى رود تا يك روزى كه مهيا بشود كشور براى اينكه در داخل خودش يك انفجار حاصل بشود از ايادى آنها. ما از اين غافل نبايد باشيم .(308)
4 - انحراف تدريجى در اركان حكومت
شما اى رء يس جمهور محترم و ديگر متصديان امور كشور! مى دانيد كه قدرتمندان شرق و غرب خصوصا آمريكاى بازيگر، مارهاى زخم برداشته از جمهورى اسلامى هستند كه از اول انقلاب به هر حيله ممكن دست زدند، از حمله نظامى گرفته تا طرح كودتا، و از ترور شخصيت ها تا به آتش ‍ كشيدن مزرعه ها و مغازه ها، و از انفجارات كور در كوچه ها و خيابان ها تا دزدى و تجاوز. و از همه بدتر و بالاتر تبليغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، كه براى تضعيف روحيه ملّت مقاوم و رزمندگان عزيز به هر نوع دروغ و تهمتى متشبث شدند، ولى بحمدالله نه تنها هيچ يك از تيرهاى آنان به هدف نرسيد، كه نتيجه معكوس داد. اكنون از چنين مارهاى زخم خورده اى نبايد غافل بود. چه بسا، با نفوذ عمال سرسپرده داخلى در ارگان هاى دولتى و مقامات موثر، به تدريج قدم به قدم كار خود را انجام دهند و انسان مستقيم را منحرف كنند و متعهدان را وابسته نمايند. غفلت از اين امر، فاجعه انگيز است و همه مقامات ، خصوصا مقامات بالاچون روساى قواى سه گانه ، بيشتر مورد نظر و هدف هستند، زيرا انحراف آنان خداى نخواست ممكن است انحراف رژيم را در پى داشته باشد. همه ما و شما بايد بدانيم كه شيطان خارج و داخل و نفس اماره به تدريج انسان را از خلاف هاى كوچك به بزرگ و بزرگتر مى كشاند كه يك وقت از كفر سر در مى آورد. پس ‍ خلاف كوچك را بزرگ شماريد و شماريم ، و فساد را از سرچشمه جلوگيريم . از خداوند متعال مدد مى خواهيم كه همه ما را حفظ نمايد، خصوصا از شيطان نفس كه مادر بت هاست .(309)
5 - برنامه ريزى براى نفوذ در ملّت
اين قدرت هاى بزرگ هم اين معنا را مى دانند كه الآن ايران وضعش طورى است كه نمى شود آنها به هيچ وسيله اى او را شكست بدهند، نه به وسيله كودتا، نه به وسيله چيزهاى ديگر، نه به وسيله حمله نظامى . آنها از اين راه پيش آمدند كه رخنه كنند در بين شما وشمارا از هم جدا كنند ولو اين كه طولانى باشد. مدتش طولانى باشد آنها سرشان صبر است و صبر زياد دارند و از حالايك بذرى مى كارند، پنجاه سال ديگر بردارند. شما از حالااگر يك وقت متوجه شديد كه يك بذرى اينها كشتند كه ولو در پنجاه سال ديگر مى خواهند از آن استفاده كنند، بايد اين را، اين بذر را فاسدش كنيد و زير پا بماليدش .(310)
6 - شخصيت سازى
اين ابرقدرت ها ممكن است كه 20 سال ، 30 سال ، يك كسى را در يك مقامى با يك وجهه اى حفظش كنندو نوكر آنها باشد لكن مامور باشد كه به جهت لباس ملى به خودش بپوشد، مثل بختيار كه خودش را به دكتر مصدق بسته است و ملى مى گويد هستم بعد از اينكه اين مدت ها گذشت ، آن روزى كه بايد از او استفاده كنند.(311)
...
اين را بعيد ندانيد كه يك نفر را ده سال ، پانزده سال ، بيست سال با يك صورتى نگه دارند، به يك صورت ملى ، صورت دروغى ملى ، صورت ملى كاذب نگه دارند براى يك روز كه به دردشان مى خورد. ممكن است بيست سال يك كسى تو مسجد نماز بخواند- عرض مى كنم كه - عبادت بجا بياورد كه يك روز براى آنها كار بكند، اين ممكن است و ممكن است يك نفر آدم ده ، بيست سال ادعاى صداقت بكند ومليت بكند و فحش هم بدهد به خارجى ها، مقاله هم بنويسد براى آنها، به ضد آنها، تا در دل مردم درست جاگير بشود، براى يك روز.(312)
7 - تكثر و تعدد احزاب
آن كارشناس هايى كه ملّت ها را شناختند و راه ملّت ها را مطالعه كردند، راه شكست آنها را مطالعه كردند و طرح دادند براى آن ، بهتر از اين چه بكنند، بدون اينكه محتاج باشد كه يك قدرت و يك قوائى بيايد، خودشان را به جان هم مى اندازند. احزاب را دستشان قلم بدهند- چيز بكند- تهمت به او بزند، اين تهمت به او بزند او را تضعيف كند. من گمان مى كنم كه از اول كه احزاب پيدا شده در امثال ايران ، اين يك طرحى بوده است از خارج ، آنها احزاب دويست تا حزب و گروه و امثال اينها باشد و هى اظهار وجود، هر روز تو روزنامه فلان گروه هم اظهار وجود كرد، اين به اين معن- اين - است كه سى و پنج ميليون جمعيت مى خواهد از هم منفصل باشد، يعنى آن انسجامى كه باعث پيروزى شما شد، آن كارشناس هايى كه ملّت ها را شناختند و راه ملّت ها را مطالعه كردند، راه شكست آنها را مطالعه كردند و طرح دادند براى آن ، بهتر از اين چه بكنند، بدون اينكه محتاج باشد كه يك قدرت و يك قوائى بيايد، خودشان را به جان هم مى اندازند. احزاب را دستشان قلم بدهند- چيز بكند- تهمت به او بزند، اين تهمت به او بزند او را تضعيف كند. من گمان مى كنم كه از اول كه احزاب پيدا شده در امثال ايران ، اين يك طرحى بوده است از خارج ، آنها احزاب دارند، آن مملكت هاى ديگر است لكن احزابى كه آنها دارند فرم آنها يك جور ديگر است اينطور نيست كه يك كارى بكنند كه براى كشورشان مضر باشد، لكن وقتى صادر شد به اين مملكت ها براى اينكه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابى درست مى شود كه به حال كشورشان مضر است . اينها يك چيزى درست مى كنند كه اينها خيال مى كنند بايد ما احزاب داشته باشيم . عمق اين مطلب كه احزاب آنجا، ضعف آنها چه جور است و احزاب اينجا بايد چه جور باشد، اين را درست ادراك نكردند، احزاب درست كردند لكن هر حزبى براى ديگرى كارشكنى مى كند، آن حزب هم براى او. يك مملكتى كه محتاج به اين بود كه همه احزاب آن مجتمع باشند براى پيشرفت مملكت ، همه احزاب درست شد و همه با هم مخالف هستند، مع الاسف از اين ممالك ما كه تعليماتش تعليمات الهى باشد، بايد ببينند چه گفتند تا اطاعت بكنيم .(313)
هيچ وقت از نظامى نترسيد، هيچ وقت از اين حرف هائى كه مى زنند كه ما مداخله نظامى مى كنيم ، از اين هيچ وقت نترسيد، بلكه آنوقت هم مداخله نظامى بكنند به نفع ماست . از حصر اقتصادى هم ابدا نترسيد، نمى توانند، اگر براى اينكه خوب ، روزيش از آسمان مى رسد و هى مى دهند به او كارى نمى كند، اگر ما را محاصره اقتصادى بكنند ما فعالتر مى شويم ، به نفع ماست ، بكنند ما را محاصره ، از اين هم هيچ نترسيد. از اين دشمنى كه آمده در داخل و ما را مى خواهد از داخل فاسد كند، اين ترس دارد كه ما به جان هم بيفتيم ، من شما را لعن كنم ، خداى نخواسته شما من را لعن كنيد، و ملّت را با صورت هاى مختلف ، حزب هاى مختلف ، جمعيت هاى مختلف - در عرض چند ماه قريب دويست تا جمعيت مى گويند هست ، جمعيت مختلف - اين جمعيت هاى مختلف اگر همه وجهشان يك طرف بود، همه براى خدا بود، خوب ، هر كسى مى خواهد يك راهى ، مثل يك كسى بقال است و توجه به خدا دارد، يك كسى ملاست و توجه به خدا دارد، اما احزابى كه در ايران پيدا مى شود، جمعيت هائى كه در اين طرف ها پيدا مى شود، اينها((كل يلعن صاحبه ))همه مخالفند با هم ، آنها هم همين را مى خواهند كه از راه زياد شدن احزاب ، زياد شدن اختلاف درست كنند اين راه ، راه احزاب كه از آن راه پيش مى آيد، در قضاياى ديگر هم همين حرف ها را پيش مى آورند، اين زيانش چيست ، آن زيانش چيست ، اين بايد چه جور باشد، آن بايد چه جور باشد. تمام اينها نقشه است ، اين غاء له هائى كه يكى بعد از ديگرى پيش مى آورند، اين نقشه هائى است كه طرح ريزى شده است و به دست خود ماها انجام مى گيرد كه بين خود ماها را از هم جدا كنند، آنها نتيجه اش را ببرند.(314)
...
باز همان قضايا مى خواهند پيش بياورند، باز دانشگاهى ها را از مدارس ‍ قديمه جدا كنند، حزب ها پيش بياورند و گروه هاى فراوان كه همه با هم مختلف باشند و مع الاسف ملتفت نيستيم ، عمق مسائل را نمى توانيم درك كنيم كه در ظرف يك سال كمتر دويست تا گروه در يك مملكت پيدا شد و دويست تا حزب اظهار وجود كردند، اين يعنى چه ! اين چه بوده ، چيست اينطور مى شود، دويست تا گروه در اينجا پيدا بشود، هر چه گروه ها هم زيادتر بشود اختلافات زيادتر مى شود. اصل حزب بازى را به نظر من كه در صدر مشروطيت حزب را در ايران درست كردند، حزب بازى را براى همين درست كردند كه نگذارند اين ملّت با هم آشتى كند. براى اينكه حزب را مى ديدند كه اينجا بناى اينها اين است كه وقتى اين حزب شد حزب عدالت و اين حزب شد حزب دموكرات كه درصدر مشروطه بوده ، اينها با هم دشمنند. اين براى آن مى زند، اين براى او مى زند، احزاب در خارج اينجور نيستند، اگر نمايش بدهند كه اينجور هستند براى اينكه كلاه سر ما بگذارند، اگر نمايش بدهند كه اينها اختلاف دارند، اختلاف اساسى ندارند، اينها كلاه سر ما مى خواهند بگذارند تا ما اختلاف پيدا بكنيم ، مثل يك بچه اى ما را حساب مى كنند كه يك توپ مى اندازند ميدان كه سرگرم كنند مردم را.(315)
8 - لطمه به وحدت و اخوت اسلامى
اينها كه مى خواهند اين برادرها را از هم جدا كنند در هر جا با يك نغمه اى وارد مى شوند و اذهان صاف جوان ها را و اذهان صاف اشخاصى كه در روستاها هستند اينها را تبليغ مى كنند و برضد برادرهاى خودشان آنها را تجهيز مى كنند، اين دست آنهائى است كه تمام حيثيات اين مملكت را در طول تاريخ و خصوصا در اين پنجاه سال از بين بردند و تمام غارتگرى ها را آنجا كردند و حالاچون از اين جهت مايوس شدند دنبال اينطور توطئه ها برآمدند آنها فهميدند كه ضربه را از اخوت اسلامى كشور ما خوردند، اخوت اسلامى عملى همه يك كلام مى گفتند، همه يك صدا در مى آوردند، همه الله اكبر مى گفتند، همه اتكال به خدا داشتند، همه جمهورى اسلامى مى خواستند. اين جهت كه همه با هم بودند و يكصدا جمهورى اسلامى مى خواستند، ضربه اى بود كه بر آمريكا و رفقاى آمريكا خورد آنهائى كه تبع بودند. آنها الآن يافته اند كه ضربه را از كجا خوردند، همان نقطه اى را كه از آن ضربه خوردند هدف قرار دادند، همان چيزى را كه موجب شكست آنها شده است حالاهدف قرار دادند، به همان موضعى كه شما پيروز شديد آنها حمله كردند. موضع پيروزى اتفاق كلمه بود وحدت بين آذربايجان و كردستان و بلوچستان و ايران ، همه جا بود، همه جاى ايران بود و اتكال به خدا آن جهت را كه وحدت كلمه و طرح نبودن در انقلاب اينكه من از كدام طايفه ام ، شما از كدام طايفه ايد، من چه مسلكى دارم ، شما چه مسلكى داريد.(316)
باز توطئه ها اوج گرفته است . توطئه ها براى اينكه نگذارند رء يس جمهور تعيين بشود و بعد هم توطئه براى اينكه نگذارند مجلس شوراى ملى برقرار بشود، براى اينكه با برقرار شدن اين دو مرحله هم اسكلت حكومت اسلامى تحقق پيدا مى كند و اينها از حكومت اسلامى مى ترسند. آمريكا ضربه از اسلام خورده است و از اسلام مى ترسد، ضربه از اين جوان هائى كه براى اسلام قيام كردند و جان دادند و فداكارى كردند- و از اسلام اين ضربه - مى ترسد از اين جهت ، تفرقه افكنى دارد مى كند كه نگذارد اجتماعى كه با وحدت كلمه ، مقاصد خودشان را تا اينجا پيش بردند، بين راه آنها را فلج كند. نقشه اين است . صحبت از دخالت نظامى و حصر اقتصادى صحبت است و بعيد نيست براى اين باشد كه اذهان را منصرف كند از آنى كه اساس است . شماها بايد توجه داشته باشيد و اين توطئه شيطانى كه از همه توطئه ها بالاتر است و او اين است كه مى خواهند ما را به جان هم بريزند و در داخل نگذارند يك استقرارى پيدا بكند اين نظام اسلامى .(317)
ه‍ - شيوه هاى تبليغى آمريكا
1 - تبليغات سوء
دشمن حمله نظامى نميكند زيرا مى داند از حمله نظامى كارى ساخته نيست آنها مى خواستند از داخل خود ما ضربه اى بزنند ولى ديدند نشد و نميتوانند، با اين وجود دست از تبليغات برنداشتند، مى خواهند به وسيله تبليغات سوء، اتحاد ما را از بين ببرند.(318)
2 - استفاده از نويسندگان مزدور
جوان هاى ما، توجه داشته باشند به اينكه آمريكا با سرنيزه نمى آيد به ميدان شما، با قلم مى آيد به ميدان شما، با قواى انتظامى نمى آيد به اينجا، با آن اشخاصى كه دارد و دارد اين امور را مى گرداند به دست آنها، با آنها مى آيد به ميدان ما، اينها را بايد توجه به آن داشته باشيد آلت دست واقع نشويد.(319)
جوان هاى ما گول نخورند از اين تبليغات فاسد آمريكا اينطورى تبليغ مى كند، آمريكا نظامى نمى آورد اينجا، آمريكا نويسنده مى آورد اينجا، آمريكا گوينده مى آورد اينجا، آمريكا عمال خودش كه سال هاى طولانى آنها راتربيت كرده است مى فرستد اينجا كه اوضاع ما را بهم بزنند آمريكا كردستان را آنطورى به هم مى زند، تهران را آنطور مغشوش مى كند و گاهى فرض كنيد كه دانشگاه ها را به هم مى زند و گاهى تو خيابان ها مى ريزند و چه مى كنند و اين اينطور كار مى كند.(320)
3 - نفوذ در تبليغات انتخابات
آمريكا و تروريست هاى وابسته و پيوسته به آن با تبليغات خود، ملّت شريف ايران و ارتش وفادار به اسلام را از هدف بزرگ اسلاميشان منحرف معرفى مى نمايند و وساء ل ارتباط جمعى غرب ، خصوصا آمريكا و صهيونيسم براى جهانخواران و مزدورانشان كاخ ‌هاى سفيد خيالى ساخته تا با شكست ايران در انتخابات به سوى ايران مهد شيرزنان و شيرمردان هجوم آورده و با محو اسلام ، حكومت سلطنتى يا جمهورى دموكراتيك خلق برقرار وكشور را تا ابد مورد چپاول قدرتمندان خصوصا آمريكا قرار دهند.(321)
در قضيه رياست جمهور هم همه مكلفند كه شركت كنند. من تكليف خودم را دارم ادا مى كنم . همه مكلفند، از من طلبه كه اينجا نشستم تا شما علماى اعلام و تا همه روستاها و همه جا مكلف هستند به اينكه در اين امر حياتى دخالت كنند، بى تفاوت نباشند. مى خواهند شما را بى تفاوت كنند. دست هائى الآن در كار است كه از حالامشغولند به اينكه نگذارند شما اصلاوارد بشويد در صحنه ، نگذارند كه ملّت ما وارد بشود در صحنه . بايد وارد بشويد، چاره نداريد، اسلام است ، حفظ اسلام است . وبايد چشمشان را باز بكنند كه در دام نيفتند، آمريكا دامش را الآن پهن كرده در تمام ايران . در دام نيفتند، گول اين تبليغاتى كه اين گروه ها مى كنند، تبليغ مى كنند، گول اينها را نخورند. ببينند كه اشخاص صحيح سالم متعهد دانا چه مى گويند.(322)
4 - بهره بردارى از تيترهاى مطبوعات
اگر مى خواهيد كشور اسلامى باشد بايد مطبوعاتش هم اسلامى باشد. توجه كنيد كه اگر يك چيزى پيدا كنند در راديو لندن و يا آمريكا و يا راديوهاى ديگر، يك كلمه را برداشته و به صورتى بزرگ نمايش مى دهند مثلا ايران همه كارهايش به هم ريخته است و چه و چه هست . اين براى اين است كه يكى از راه هايى كه اينها بخواهند فساد كنند مطبوعات است .(323)
5 - جنگ روانى (تهمت و افتراء)
اينها مى خواهند جلوى اين را بگيرند، يك سدى درست كنند، جلوى اين موجى كه پيدا شده است بگيرند و نگذارند كه صداى ايران برسد به كشورهاى ديگر. و اين هم يك اشتباهى است كه آنها مى كنند. هرچه اين بوق ها بلندتر بشود ايران قوى تر مى شود. هرچه اينها ايران را متهم كنند به اين كه فساد دارد مى كند، نمى دانم استبداد هست ! فاشيستى است ( امثال اين عبارات ) و هر ترورى در عالم واقع مى شود. دست ايران در كار است ! اينها تقويت مى كند ايران را. وقتى ملّت ها ديدند كه آمريكا دور قصر خودش و دور كاخ سفيد، سد ايجاد مى كند كه مبادا از ايران بروند آن جا را منفجر كنند، مردم قدرت ايران را مى فهمند، مى فهمند كه اسلام همچو قدرتى دارد. يك دروغى آنها مى گويند به خيال اين كه ما را تضعيف كنند، آنها دروغ مى گويند. ايران مخالف با همه اين مسائل است . ايران حجت دارد، دليل دارد. ما با قرآن داريم پيش مى رويم با نهج البلاغه داريم پيش ‍ مى رويم . ما محتاج نيستيم به اين كه ترور كنيم ، آنهايى كه مخالف ما هستند الآن دارند ترور مى كنند.(324)
تهمت هاى تروريستى و تروريست پرورى كه به خيال سردمداران كاخ سفيد و ايادى آنان و دستگاه هاى تبليغاتى وابسته به ابرجنايتكاران كه براى تضعيف جمهورى اسلامى به طور چشمگير و فزاينده اى در كار است ، به خواست خداوند متعال نتيجه معكوس داده و موجب تضعيف روحيه دشمنان اسلام و جمهورى اسلامى و تقويت روحيه ملّت ما، بويژه رزمندگان و ساير ملّت هاى مظلوم و مستضعف گرديده است ، و مكروا و مكر الله والله خيرالماكرين و از جمله ، دفاع حق تعالى و معكوس كردن مكر كاخ سفيد، اين است كه تروريست پرورى سردمداران كاخ سياه آمريكا بر سر زبان ها- حتى روشنفكران آمريكا- افتاده است . كاخ سياه با اخراج رژيم عراق از ليست تروريست ها، به صورتى واضح ثابت كرد كه تروريست پرور و طرفدار آن است .(325)
دائما مشغول افترا زدنند به جمهورى اسلامى . دائما راجع به اين كه در جمهورى اسلامى حقوق بشر دارد از بين مى رود و جاهاى ديگرء! نه حقوق بشر سر جاى خودش سرجاى خودش هست آمريكا سرجاى خودش هست و روساى استكبار حفظ مى كنند حقوق بشر را! فقط در ايران است كه حقوق بشر از بين مى رود. اين براى اين است كه مضطربند اينها. از اسلام اضطراب دارند، از اين كه اسلام پيشبرد بكند، اينها مى ترسند. از اين جهت اين طور مى گويند و اين موجب تقويت شما بشود. هر چه آنها در بوق هايشان بر ضد شما صحبت كنند، دليل بر قوت شماست و دليل بر عظمت اسلام و عظمت جمهورى اسلامى است و اين بايد باعث تقويت ما بشود. آنها براى تضعيف ما اين طور بوق ها را به بار مى آورند و ما از اثر اين معنا چون ريشه را مى دانيم كه چى هست تقويت مى شويم .(326)
و بحمدالله الآن برق اين مسايل در همه جاى دنيا جلوه كرده است و هر چه مى خواهند داد و فرياد بزنند رسانه هاى گروه و آمريكا و هر جا بخواهند هر چه داد و فرياد بكنند و هر چه غلط كارى بكنند، فايده ندارد همين كار خلافى كه در مكه (327)كردند، اين كار الآن در همه جاى دنيا موجش برآمده است ، لكن راديو اسرائيل البته با ما بايد مخالفت كند، نمى شود، آن هم از همان سنخ است . حكومت هاى جائر همه بايد با ما مخالفت كنند، تبليغات عالم ، رسانه هاى گروه عالم همه بايد با ما ضديت بكنند، ما اگر اين كار را نكنند خلاف مى دانيم / خلاف / بايد بگوييم خلاف كردند من سابق يك وقتى مى گفتم كه اگر اينها بخواهند من را مفتضح كنند، تعريف كنند اين كه بدگويى مى كنيد، بيشتر مردم توجه مى كنند براى اين كه شما اگر دستتان را به دريا هم بزنيد نجس مى شود. شما اگر تعريف از من بكنيد مردم همه مخالفت مى كنند، اما خداى تبارك و تعالى خواسته است كه اينها دشمنى كنند تا اين كه مردم مجهز بشوند.(328)
اين بوقهايى كه از گلوى آمريكا و از گلوى بستگان آمريكا به او نفخ مى شود، اينها ايران را متهم مى كنند كه اسلحه از اسرائيل مى خرد و بعضى مطرودين خود ايران هم تاييد مى كنند.(329)
6 - فريب كليسا
حضور ابرقدرت ها در معابد و دست آسمان كردن آنان براى دعا به جاسوسان و خاء نان عليه مظلومان و مستضعفان شما را اغفال نكنند كه اينان جز براى رسيدن به قدرت بيشتر و نيل به رياست دنيا كه خلاف دستور آسمانى است به چيز ديگرى فكر نمى كنند اكنون براى رسيدن به رياست جمهورى و ادامه چند سال ديگر ستمگرى بر ملّت هاى ضعيف دست به دعا برداشته است و كليسا را به آهنگ ناقوس ‍ فرا خوانده است .(330)
و - طرح ها و توطئه هاى منطقه اى آمريكا
1 - طرح به رسميت شناختن اسرائيل
اسرائيل امروز فرمانفرماى اين بلاد اسلامى دارد مى شود و اگر اين بى تفاوتى و اين كمك و اين طفره زدن براى اينكه بشناسند اسرائيل را به رسميت ، اگر اين به نتيجه برسد، او فرمانفرماى همه شان خواهد شد و همين طور كه حالاتحقيرشان كرد و ذليلشان كرد در مقابل خودش به امر آمريكا، به طرح آمريكا، اين مطلب توسعه پيدا مى كند و در همه جا ريشه مى دواند مكرر اين مساله ذكر شده است كه اسرائيل قناعت نمى كند به آنجائى كه هست ، قدم قدم پيش مى رود.(331)
ما نمى توانيم كه اعراب را و مقدرات اعراب را از خودمان جدا بدانيم ، مقدرات ساير كشورها را از خودمان جدا بدانيم . همه جا اسلام است و همه مسلمين كه ماهم جمله آنها هستيم موظفيم كه اسلام را در هر جا حفظ كنيم . ما مكلف هستيم كه آن مقدارى كه مى توانيم هدايت كنيم اين كشورهاى اسلامى را كه امروز در فكر اين طرح بسيار بسيار مضر هستند و مى خواهند آن طرح را تصويب كنند. ما بايد به ملتهاى مسلمين و اسلام و به كشورهاى اسلامى تذكر بدهيم . من اعلام خطر مى كنم براى اين مساله وبراى اسلام به واسطه اين طرح . آنهائى كه اين طرح را داده اند يا جاهلند و يا تحت تاثير آمريكا و صهيونيسم واقع شده اند. آنهائى كه در اين طرح نقطه مثبت قاء ل هستند آنها هم همين طور. اگر هيچ نقطه اى در اين نبود جز اينكه اسرائيل به رسميت شناخته شود، يكى از موارد اين پيشنهادها اين است كه اسرائيل به رسميت شناخته بشود و تامين داده بشود به اسرائيل اگر هيچ نبود الااين و تمام نقاط ديگر، نقاط مثبت بودند، آن نقاط مثبت همه بر خلاف بود. معنى اينكه تامين داده بشود به اسرائيل اين است كه اين اسرائيل كه سال هاى طولانى است زمينهاى مسلمين را غصب كرده اند و كشتار دستجمعى در فلسطين و در لبنان و در جاهاى ديگر ايجاد كردند، مسلمين را بى خانمان كردند و اعراض و نفوس مسلمين را در خطر، معرض خطر قرار دادند و دستخوش مقاصد فاسدشان كردند، حالاهمه مسلمانها اين را تامينش ‍ بدهن .(332)
همه ما بويژه دولت عربستان در مقابل اسلام و قرآن كريم و نسل هاى آينده مسوول مى باشيم و من خوف آن دارم كه خداى نخواسته يك روز ملّت ها و دولت هاى اسلامى به خود آيند كه با دست آمريكاى جنايتكار اسرائيل به خواست هاى ظالمانه و جنايتكارانه خود برسد و از مسلمين كارى ساخته نشود من طرفدارى از طرح استقلال اسرائيل و شناسائى او را براى مسلمانان يك فاجعه و براى دولت هاى اسلامى يك انفجار مى دانم و مخالفت با آن را يك فريضه بزرگ اسلام مى شمارم .(333)2 - حمايت از جنايات اسرائيل
چه دردناك است براى مسلمانان جهان در عصر حاضر كه با داشتن آنهمه امكانات مادى و معنوى ، در مرئى و منظر آنان به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عاليقدرش اينچنين جسارت واقع شود، آن هم از يك مشت اوباش ‍ جنايتكار و چه ننگ است براى دولت هاى اسلامى كه با در دست داشتن شريان حياتى ابرقدرت هاى جهان بنشينند و تماشاگر باشند كه آمريكا ابرجنايتكار تاريخ ، يك عنصر فاسد بى ارزش را در مقابل آنان علم كند و با عده اى ناچيز عبادتگاه مقدس و قبله گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با كمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمائى كند.(334)
آيا اين دولت هاى منطقه مساله لبنان را يك فاجعه نمى دانند؟ يك فاجعه براى اسلام نمى دانند؟ يك فاجعه براى مسلمين جهان نمى دانند؟ آيا حمله اسرائيل به لبنان و كشتار بى حد فاجعه نيست ؟ براى اسلام فاجعه نيست براى مسلمان ها فاجعه نيست ؟ آيا تصريح به اينكه اين عمل با صوابديد آمريكا واقع شده است ، در گوش اينها وارد نمى شود؟(335)
اگر آمريكا پشتيبانى از اسرائيل نمى كرد، اسرائيل مى توانست فلسطين را غصب كند؟ مى توانست ادعا كند كه جولان مال ماست و آن را براى خوشان ثبت كند؟ اگر آمريكا نبود و اين قدرت شيطانى نبود، اينهمه فساد در بلاد مسلمين حاصل مى شد؟ اينهمه خونريزى هايى كه در بلاد مسلمين مى شود با تحريكات آمريكاست . آمريكا و آنهايى كه با او هستند.(336)
آمريكا كه چنگ و دندان در منطقه نشان مى دهد از مهره اى چون اسرائيل كه مجرى جنايت هاى آن در منطقه است به كامل پشتيانى مى كند و بازى هاى سياسى اينان را نبايد از نظر دور داشت . و كسانى كه از اسرائيل حمايت مى كنند بايد بدانند كه افعى گزنده را در حمايت خود قوى مى كنند كه در صورت فرصت خداى نخواسته حرث و نسل منطقه را به هلاكت مى كشاند و بايد به اين افعى خزنده خطرناك مهلت ندهند.(337)
3 - توطئه حمله به لبنان
لبنان ، يك مساله اى بود كه با طرح آمريكا عمل شد، يعنى آمريكا طرح داده ، چون ديده است كه اينجا از دستش رفته ، طرح داده است كه براى ايران مشكلات ايجاد كند هر چه مى توانست مشكلات كرد و از بين رفت بعد هم مشكلات جنگ را ايجاد كند و اين جنگ هم ادامه پيدا بكند و اين چيزى كه حق است عمل نشود تا ادامه پيدا بكند و بهره بردارى را آمريكا بكند لبنان هم همين مساله بود كه طرحى آنها داشتند كه در آنجا اجرا بكنند و اسرائيل را وادار كردند به اينكه آنطور جنايت ها را بكند، تا اينكه آن طرح هائى كه به نفع آمريكاست و همه كشورها را اسير آمريكا مى كند بيشتر از آنچه كه هستند، آنها اجرا بشود.(338)
4 - كشتار مسلمانان لبنان (حزب الله )
اكنون برادران مسلمان لبنانى ما در چنگال اسرائيل و دولت خون ريز لبنان و از آن بدتر آمريكاى تجاوزگر گرفتارند و هر روز گروهى از آنان شهيد يا آواره مى شوند.(339)
الآن تمام گرفتارى ما از آمريكاست تمام گرفتارى مسلمين از آمريكاست ، از اين آمريكايى است كه صهيونيسم را آنطور تقويت كرده است و آنطور دارد تقويت مى كند و برادران ما را فوج فوج مى كشند.(340)
5 - اعمال سياستهاى جنگ و صلح
از قرارى كه در اين نوشته ها يا در گفته ها بود، رء يس جمهور آمريكا گفته است كه اين جنگ را ديگر بايد به هم يك كارى بكنيم از بين برود، براى اينكه اين جنگ ديگر به نفع آمريكا نيست ، شما ببينيد اين چه اقرارى است كه يك نفر آدم ، رء يس جمهور يك كشور ابرقدرت به اصطلاح ، همچو اقرار مى كند كه جنگ تا حالا به نفع آمريكا بوده است ، براى اينكه جنگ براى به هم زدن اين جمهورى اسلامى بوده است ، حالاكه مى بينيم نمى شود اين كار و ممكن است كه جمهورى اسلامى رشد زياد بكند و ساير كشورهاى مسلمان هم بيدار بشوند، پس حالايك خطرى است براى آمريكا، ديگر به نفع آمريكا نيست حالاتقاضا كرده است از همه اشخاصى كه دست اندركارند كه بيايند و اين جنگ را به يك طورى به صلح برگردانند.(341)
6 - نفوذ اطلاعاتى و نظامى
اگر دولت حجاز از اين فريضه عبادى سياسى كه هر سال در مواقف كريمه حرمين شريفين با حضور ميليونى مسلمانان تشكيل مى شود استفاده سياسى اسلامى مى نمود احتياج به آمريكاع هواپيماهاى آواكس آن وساير ابرقدرت ها نداشت و مشكلات مسلمانان حل مى شد. مى دانيم كه آمريكا اين هواپيماها را از آن جهت در اختيار عربستان قرار داده است تا به نفع خود و اسرائيل از آنها استفاده نمايد. چنانكه ديديم كه آواكس هاى آمريكايى براى تفرقه بين ايران و ساير مسلمانان عرب گزارشى سرتاسر دروغ داد مبنى بر بمباران مراكز نفتى كويت توسط ايران . مع الاسف اين سهل انگارى در عموم دولت هاى كشورهاى اسلامى شيوع دارد.(342)
7 - بهره گيرى از تفرقه بين حكومتها
اگر اين افتراق بين مسلمين نبود ممكن نبود ممكن بود كه اسرائيل با يك جمعيتى كمى اينطور جسور بشود وهمه حيثيت مسلمين را زير پاى خودش بگذارد؟ اگر اختلاف بين كشورهاى اسلامى ، دولت هاى اسلامى نبود، آمريكا مى توانست حكومت كند بر همه كشورها، منافع همه كشورها را غارت كند؟(343)
8 - استفاده از عوامل منطقه اى
چرا ما به اين روز نشانده شديم كه آمريكا از آن ور دنيا بيايد و مقدرات كشورهاى ما را تعيين كند و مقدرات علماى اسلام را تعيين كند ولو با دست ديگران و به صراحت بگويد كه من منفعت دارم در منطقه و دخالت آشكار در منطقه بكند و مسلمين نشسته باشند و ناظر باشند؟ اى ائمه جمعه همه بلاد اسلامى مردم را آگاه كنيد، اين ((چرا))را بين مردم بگوء يد، اين ((چرا))هم به غرب وارد است و هم به شرق وارد است و چرا شوروى در ممالك اسلامى دخالت مى كند، دخالت نظامى آمريكا هم همه جور دخالت مى كند در همه كشورهايى كه تحت سلطه او هستند يا مى خواهند تحت سلطه ببرد، هم دخالت نظامى مى كند، هم دخالت سياسى مى كند و همه جور دخالت خوب ، اين چرا ندارد در دنيا؟ اين يك ميليارد جمعيت نبايد بگويند چرا؟ از اين يك ميلياد جمعيت اگر نصف شان فرياد بزنند كه چرا، آمريكا كنار ميرود آمريكا با دست خود دولت هاى وابسته ، با دست خود نويسندگان خبيث و گويندگان فاسد مقاصد خودش را پيش ميبرد و مسلمين نشسته اند و اين نويسندگان مى نويسند و اين گويندگان مى گويند و اين دربارى ها و روحانيون دربارى كمك مى كنند به اين قدرت هاى بزرگ و مردم نشسته اند و گوش مى دهند و مى بينند.(344)
9 - به كارگيرى آخوندهاى دربارى
در آستانه به هم نزديك شدن جميع مسلمانان جهان و تفاهم همه مذاهب اسلامى براى رها شدن كشورهايشان از چنگال پليد ابرقدرت ها و در آستانه قطع ايادى ستمگران غرب و شرق از ايران با رمز وحدت كلمه و اتكال به خداى بزرگ و اجتماع در زير پرچم اسلام و توحيد، شيطان بزرگ جوجه هاى خود را فرا خوانده است تا با هر حيله متصور، بين مسلمين تفرقه افكند و امت توحيدى و برادران ايمانى را به اختلاف و دشمنى كشاندو راه سلطه گرى و چپاول را براى خويش هرچه بيشتر باز كند. شيطان بزرگ كه خوف آن دارد كه انقلاب اسلامى ايران به ساير كشورهاى اسلامى و غير اسلامى صادر شود و دست پليد او رااز كشورهاى تحت سلطه قطع كند در حالى كه از حصر اقتصادى و حمله نظامى طرفى نبست به حيله ديگرى دست زده است تا انقلاب اسلامى ما را در پيشگاه مسلمانان جهان خدشه دار كند و مسلمانان را به جان هم اندازد و خود به ستمگرى ها و چپاول هايش دركشورهاى اسلامى ادامه دهدو آن اينكه درست درآستانه كوشش ‍ بى امان ايران براى وحدت كلمه و تشبث به اسلام بزرگ ، و توحيد بين جميع مسلمين جهان ، به يكى از مهره هاى خبيث آمريكا و از دوستان شاه مخلوع معدوم ، دستو ر مى دهند تا از فقها و مفتيان اهل سنت ، فتوا بر كفر ايرانيان عزيز بگيرد و بعضى از اين مهره ها گفته اند:(( اسلامى كه ايرانيان مى گويند، غير از اسلامى است كه ما مى گوء يم )). آرى اسلام ايران غير از اسلام آنان است كه از مهره هاى آمريكا چون سادات و بگين پشتيبانى مى كنند و در مقابل فرمان خداى متعال با دشمنان اسلام دست دوستى مى دهند و براى تفرقه بين مسلمين ، از هيچ افترا و كوششى دريغ نمى كنند.(345)
10 - آواره كردن شيعيان عراق
ملّت شريف ايران ! ميهمانان عزيزى را كه به توطء ه آمريكا و دست جنايتكار رژيم منحرف بعث از خانه هاى خود آواره شده اند و به ايران با وضع اسفناك فجيعى فرستاده شدند، گرامى داريد. اينان برادران مظلوم شما هستند كه بدون هيچ مجوزى و فقط براى ارضاء هواهاى نفسانى و اطاعت كوركورانه از شيطان بزرگ از خانه هاى خود به دست دژخيمان رژيم بعث آواره شدند اينان برادران مظلوم ما هستند.(346)
ز - عكس العمل ملتها در برابر توطئه هاى آمريكا
1 - تصرف لانه جاسوسى در ايران
نظر من اين است كه تمام اين بحران ها را آمريكا ايجاد مى كند مسلمين و ملّت ما به حسب نظر اولياء شان ، ما بين ملّت ها هيچ فرقى نمى گذارند، به اين معنا كه بخواهند با يكى عدالت و با يكى بى عدالتى بكنند، لكن آمريكاست كه نمى گذاد اين آرامش پيدا بشود آمريكا، آن كسى كه پنجاه سال به اين مملكت خيانت كرد و به امر او جوان هاى ما دستجمعى در خيابان ها كشته شدند و علما و روشنفكران ما به حبس رفتند، كشته شدند، آواره شدند، تبعيد شدند، يك همچو موجودى را كه تمام ملّت ما با او دشمن است آمريكا برد و در منزل خودش در جائى كه براى او مامن درست كرده و نگاه مى دارد و او و عاء له اش را احترام مى كند و با جوان هاى ما كه در آنجا اعتراض مى كنند با خشونت رفتار مى كنند، واكنش اين اعمال است كه ملّت بريزند و اين كار را انجام بدهند و مسؤ وليّت آن از خود آمريكاست و سفارتى كه در ايران است يك توطء ه هائى بود كه حالاكشف شده است و با وجود اين توطء ه ها نمى شود گفت كه ملّت بنشينند و نگاه كنند و آنها هر كارى كه مى خواهند بكنند از اين جهت خود آمريكا منشاء اين امور است ، منشاء كارهائى كه انجام گرفته است مى باشد و در مقابل آن كارهاى ناحقى است كه آمريكا ظرف چندين سال با ما كرده است و ما ديگر نمى توانيم كارهائى كه آنها مى خواهند انجام بدهند تحمل كنيم ، از اين جهت بايد آمريكا بفهمد كه ديگر وقت آن ظلم ها گذشته است و بايد حساب كار خودش را بكند و اگر ما ديديم كه بيشتر از اين مى خواهد جلو برود، ما هم كارهائى داريم كه با ضرر آمريكا تمام خواهد شد.(347)
2 - انفجار سفارت آمريكا در بيروت
با ريشه يابى معلوم مى شود اساس آنچه كه تفنگداران و سربازان آمريكا را در بيروت و ديگر جاها با انفجارهاى مهيب به هلاكت رسانده و مى رساند، همان كاخ ‌هاى ستم بويژه كاخ سفيد است . اينان توقع دارند كه دست هاى ستم خود را از مراكز قدرت در سراسر جهان بر سرنوشت بشريت بكوبند و مظلومان ستمديده دست آنها را بفشارند و از آنها با پايكوبى و دست افشانى استقبال كنند اين انفجارها و از اين قبيل مساء ل از توده هاى مظلوم جهان ، عكس العمل ستم ها و تجاوزهاى ستم ها و تجاوزهاى طاقت فرساى شماست و اجتناب ناپذير است ، مگر آنكه در كارهاى ظالمانه خود تجديدنظر كنند. ايران در هيچ يك از اين انفجارها دخالت نداشته است و مسوولين جمهورى اسلامى اين مطلب را بارها تذكر داده اند.(348)
ح - اسلام آمريكايى
1 - ادعاى آمريكا
شنيديد آن طور كه من شنيدم كه در آمريكا هم بانك اسلامى مى خواهند درست كنند؟ البته آن اسلامى كه آنها مى گويند با اين اسلامى كه ما مى گوييم دوتاست ، اما شنيدم من كه مى خواهند بانك اسلامى درست كنند.(349)
ما در زندگى خود دراين انقلاب اسلامى چيزهايى ديده ايم و قبل از آن صحنه هائى ديده بوديم باور نكردنى و شگفت انگيز، از دوره افتادن رضاخان در تكايا و شمع روشن كردن تا قرآن طبع نمودن محمدرضا و احرام حج بستن ، از عابد و زاهد و مسلمان شدن صدام تا اسلام شناس ‍ شدن كارتر و تا به حكم جهاد مسلمانان عليه ايران تهديد كردن بلندگوى بگين و ريگان و شايد اگر زندگى ادامه پيدا كند اينان را در صف هاى جماعت و محراب عبادت ببينيم .(350)
پيشترها اگر يادتان باشد كارتر ادعا مى كرد كه ايران اسلام را نمى داند! حالادارند همه ادعا مى كنند! مقامات آمريكايى هم همين مطلب را مى گويند كه اينها اسلام را درست نمى دانند! قبلا بگين هم اين حرف را مى زد! حالا داخل و خارج هم اين حرف ها را مى زنند! من نمى دانم كى اينها مى خواهند عروه الوثقى (351)را حاشيه كنند؟(352)
2 - عوامل ترويج اسلام آمريكايى
در حوزه هاى علميه هستند افرادى كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند. امروز عده اى با ژست تقدس مابى چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مى زنند كه گويى وظيفه اى غير از اين ندارند خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه هاى علميه كم نيست . طلاب عزيز لحظه اى از فكر اين مارهاى خوش خط و خال كوتاهى نكنند، اينها مروج اسلام آمريكايياند و دشمن رسول الله . آيا در مقابل اين افعى ها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟(353)
امروز مراكز وهابيت در جهان به كانون هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده اند كه از يك طرف اسلام اشرافيت ، اسلام ابوسفيان ، اسلام ملاهاى كثيف دربارى ، اسلام مقدس نماهاى بى شعور حوزه هاى علمى و دانشگاهى اسلام ذلت و نكبت ، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت ، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومين و پابرهنه ها و در يك كلام اسلام آمريكايى را ترويج مى كنند و از طرف ديگر سر بر آستان سرور خويش ، آمريكاى جهانخوار مى گذارند.(354)
3 - خسارت اسلام آمريكايى در منطقه
تاءسف دارد كه اسلام آن وضع را دارد و كسانى كه ادعاى اسلام را مى كنند اين وضع را دارند اسلام نسبت به متخلفين ، نسبت به متجاوزين آنطور سختگيرى مى كند و اينهائى كه مى گويند ما تابع اسلام هستيم تشويق هم مى كنند آمريكا كه در راءس تمام جنايتكارهاست و همين جنايت اين چند وقت بيروت با دست مخفى آمريكا و ظاهر اين صهيونيست غلط، اين مجرم واقع شد، آمريكا اساس كارش بود خود آنها هم اقرار كردند به اين امر كه قضيه ، قضيه طرح آمريكائى است اگر آمريكا نبود، به اسرائيل مى گفت غلط نكن برو كنار، مى رفت اين آمريكا، اين كتكى است كه مسلمان ها از آمريكا مى خورند، آنوقت آقايان ادعاى اسلام مى كنند، ادعاى طرفدارى از مسلمين مى كنند، همه چيزشان را تقديم آمريكا مى كنند، عذر هم از آنها مى خواهند اين تاءسف ندارد براى ملّت ها، براى اسلام ، براى همه ؟ اين ملّت ها توجه ندارند به اينكه اينها دارند چه مى كنند؟ آنها با بيروت و با زن و بچه و فقير و بيچاره مردم چه كردند و همه كارها را انجام دادند و به هم زدند همه اوضاع را و همه نشستند و تماشا كردند و يك عده هم طرفدارى كردند و اگر هم يك كلمه اى گفتند، يك كلمه اى بود، گذشتند و رفتند و همه جنايت ها واقع شد شما خيال مى كنيد اسرائيل قانع به اين امور است ؟(355)
اين دنيا چه وضعى الآن پيدا كرده است ؟ اين مسلمان ها كه ادعا مى كنند كه ما تابع پيغمبر اكرم هستيم ، ما تابع قرآن كريم هستيم ، خوب ، اين قرآن ، بياييد ببينيد اين قرآن چه مى گويد و شما چه مى كنيد. آنها مى بينيد كه براى خاطر آمريكا تمام اين گرفتارى ها را براى ما دارند پيش مى آورند و مى گويند ما مسلمان هستيم ، خوب ، اين اسلام شد كه شما بگوييد كه مسلم هستيم ، لكن چون آمريكا چطور است شما بايد چه بكنيد؟ نفت شان را به آمريكا مى دهند، تمام چيزهائى كه مال خود ملّت شان است تقديم مى كنند. ملتشان به آن ضعيفى و به آن بيچارگى دارد زير ستم خود آنها پايمال مى شود و باز ادعا مى كنند كه ما مسلمان هستيم ، مگر با ادعا انسان مسلمان مى شود؟ مى گويند ما مسلمان هستيم و مى خواهيم كه اتحاد باشد، ايران هفته وحدت درست مى كند آنها مى گويند ايران دارد تفرقه مى اندازد.(356)
ط - شكست سياسى آمريكا
1 - قطع نفوذ در ايران
... لمس كردند شكست خودشان را، بعد از اين لمس الآن توطئه هازياداست ،بيخود نيست كه سناى آمريكا اينطور حرف ها را مى زند، آنها مى فهمند چه از دستشان رفت . سناى آمريكا براى انسان چيزى قاء ل نيستند آنها، آنها انسان ها را مى كشند،در هر جا گير بياورند انسان ها را فوج فوج مى كشند، آنها همه فريادشان براى اين است كه چه از دستشان رفت ، يك كشور از دستشان رفت و كشورهاى اسلامى ديگر هم ترس اين را دارند كه آنها هم برود و انشاء الله برود.(357)
جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نمى شناسد و ما بايد در جنگ اعتقادى مان ، بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم . انشاء الله ملّت بزرگ ايران با پشتيبانى مادى و معنوى خود از انقلاب ، سختى هاى جنگ را به شيرينى شكست دشمنان خدا در دنيا جبران مى كند، و چه شيرينى بالاتر از اين كه ملّت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است چه شيرينى بالاتر از اين كه ملّت ايران سقوط اركان و كنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره كرده است و شيشه حيات آمريكا را در اين كشور شكسته است و چه شيرينى بالاتر از اين كه مردم عزيزمان ريشه هاى نفاق و ملى گرايى و التقاط را خشكانيده اند و انشاء الله شيرينى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشيد نه تنها كسانى كه تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پيش رفته اند، بلكه آنهايى كه در پشت جبهه با نگاه محبت بار و با دعاى خير خود جبهه را تقويت نموده اند، از مقام عظيم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند خوشا به حال مجاهدان خوشا به حال وارثان حسين (عليه السلام ).(358)

2 - اضطراب و تناقض گويى
شما خيال مى كنيد مردم حالا، مردم زمان صد سال پيش از اينند، مردم زمان پنجاه سال پيش از اينند، نه ، اين طور نيست ، تغيير كرده است ، تحول حاصل شده است ، دنيا به هم خورده است ، انقلاب پيدا شده است در دنيا و شما سرتان را زير برف كرده ايد و همان حرف هاى سابق را مى زنيد: اگر در خليج فارس چه بشود، تنگه هرمز چه باشد، ما چه مى كنيم ! شما خيال مى كنيد كه حالاهم مثل سابق است كه در خليج فارس و در همه جا يك كلمه مى گفتيد تمام مى شد قضيه . حالا نيست مساله اين طور، بفرماييد در خليج ببينيد چه خبر است . و لهذا يك روز مى گويند كه ما چه مى كنيم ، يك روز بر مى گردند، يك روز ميگويند نگفتيم اين طور. در كاخ سفيد مسايل يك مسايلى است كه يكى شان مى گويد كه ما دخالت نظامى مى كنيم ، يكى شان مى گويد ابدا همچو چيزى نبوده . اصلاسردرگمند، نمى فهمند چه مى كنند وباز هم نشناخته اند مردم را، نشناخته اند دنيا را، دنيا عوض ‍ شده است ، شما هم بايد خودتان را عوض كنيد، افكارتان را عوض كنيد نمى شود حالامثل سابق با ديكتاتورى يا به تبليغ به هم زد اوضاع را، يك كلمه شما بگوييد، خيال مى كنند همه بايد بگويند چشم ، نمى گويند ديگر، مردم نيستند اين طور حالاو بايد شما هم خودتان را عوض كنيد و با مردم راه برويد، خيال نكنيد كه همه مردم بايد دست بسته در مقابل شما هيچ حرفى نزنند.(359)
امروز زمان بيدارى مردم ماست ، زمان هشيارى و شكوفايى ايمان است در اين كشور و لهذا مى بينيد كه الآن هر راديويى را باز كنيد از خارج ، از هر گوشه عالم راجع به قضاياى آمريكا و راجع به خضوع او در مقابل ايران صحبت مى كنند و حرف ها را ميزنند اضطراب در كلمات خود ريگان اين قدر هست تناقض گويى ، اضطراب هست كه انسان نمى تواند باور كند كه يك آدمى كه رء يس يك همچو كشورى هست و ادعايش آن قدر زياد است ، اين قدر تناقض گويى ، اين قدر اضطراب ، اين قدر وحشت كه او را گرفته است ، امروز يك چيز مهمى است نه فقط او را، كرملين هم همين طور است ، آنها هم مسابقه مى كنند با آمريكا در رابطه با ايران .(360)
3 - استيصال
كدام افتخار بالاتر و والاتر از اين كه آمريكا با همه ادعاهايش و همه ساز و برگهاى جنگيش و آن همه دولت هاى سرسپرده اش و به دست داشتن ثروت هاى بى پايان ملّت هاى مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملّت غيور ايران و كشور حضرت بقيه الله - ارواحنا لمقدمه الفداء- آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمى داند به كه متوسل شود و رو به هر كس مى كند جواب رد مى شنود و اين نيست جز به مددهاى غيببى حضرت بارى تعالى - جلت عظمت- كه ملّت ها را بويژه ملّت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نور اسلام هدايت نمود(361)
آمريكا بايد بداند كه تصميمات عجولانه و دست و پا كردن هاى بدون سنجش كه اخيرا اعلام نمود كه ايران را در ليست كشورهاى موافق يا دخيل در اعمال تروريستى قرار داده است گرهى را براى او باز نخواهد كرد و راه مفرى پيش رويش نخواهد گذاشت ، چرا كه اكنون جهان مستضعفان براى قطع يد ستمكاران چه به صورت قيام و انقلاب و چه به صورت هاى ديگر بسيج شده اند و براى ايران نيز مشكلى پيش نخواهد آورد، چرا كه آمريكا پس از شكست در ايران با استفاده از هم پيمانان غربى خود در اروپا دست به محاصره اقتصادى ما زد و هرچه توانست انجام داد و ما باگرمى تمام از آن استقبال كرديم . اداره كنندگان كاخ سفيد بايد بدانند كه دنيا عوض شده است . و قدرت هاى شيطانى از حربه هاى استعمارى كهنه و نو خلع سلاح شده اند كارگزاران سياست آمريكا بايد طرز تفكر و سياست هاى خود را تغيير دهند و گمان نكنند اداره كل جهان در دست آنهاست و همه كشورها چشم و گوش بسته در اختيار آنان هستند. بايد توجه كنند كه قطع رابطه و تحريم اقتصادى و ليست هاى دروغين آنها، دنيا را بر كشورى تنگ نخواهد كرد.(362)
4 - اشتباهات
خواب هاى شيرينى كه مخالفان داخلى و پشتوانه هاى خارجى آنان ديده بودند و روياهاى اميد بخشى كه كاخ ‌هاى طلايى برايشان بنا نموده بود، يكى پس از ديگرى با همت والاى ملّت عظيمالشان و جوانان برومنداسلام فرو ريخت اين كوردلان كه از نصرت خداوند غافل بوده و وعده هاى الهى را نميتوانند باور كنند و انقلاب اسلامى را چون ساير انقلابات بلكه ناچيزتر مى دانستند و با ديد مادى و محاسبات غلط به اين پديده الهى مى نگرند و از ارزش هاى انسانى و حجم قدرت ايمان و تحولى كه به خواست خداوند قادر در ملّت انقلابى ايران پيدا شده خبرى ندارند و ارزش ها را با ديدهاى مادى خود خلاصه در سلطه جويى و استضعاف ملّت هاى زير ستم مى كنند، ناچار گرفتارى هاى پس از انقلاب ايران و توطء ه هاى همه جانبه قدرت هاى بزرگ و كوچك ، آنان را به اين نتيجه رسانده بود كه جمهورى اسلامى پس از چند ماه سرنگون خواهد شد و آمريكا با عوامل داخلى خود بر اريكه قدرت خواهد نشست و درست اين انگيزه بود كه گروهك هاى داخلى و عوامل جهانخواران خارجى مثل صدام را به مقابله با اسلام و جمهورى اسلامى برانگيخت .(363)
آنهايى كه گفتند ما اسلحه مى آوريم ، ما كشتى هايمان مى آيد در آبهاى شما - آوردند هم بعضى را - و ما چه خواهيم كرد و چه خواهيم كرد، كجا رفتند؟ آنها فهميدند كه مساله ، مساله ماديات نيست .(364)
5 - اعترافات دولتمردان و سياستگزاران
سياى آمريكا گفت :(( ما اشتباه كرده بوديم ، حسابمان غلط در آم))براى اينكه آنهاحساب ماديت مى كردند و اين قضيه ، قضيه الهى بود.(365)
اين توجه عمومى به دين خدا موجب اين شد كه خداى تبارك و تعالى هم توجه فرمود و اين معجزه حاصل شد. آن چيزى كه همه حساب هاى ماديين را فاسد كرد و غلط از آب درآمد، آنى كه دولت آمريكا هم ،كارشناسان آنها هم تصديق كردند به اينكه مساء ل فوق فكر ما بود و حساب هاى مادرست نبود وحق هم داشتند براى اينكه حساب هاى آنها حساب مادى وطبيعى بود، ماوراى طبيعت را نديده بودند، طبيعت را ديده بودند.(366)
6 - رسوايى كاخ سفيد
يك امر مهمى كه در اين روز بايد تبريك به همه عرض بكنم ، اين انفجار عظيمى است كه در كاخ سياه واشينگتن رخ داد و اين رسوايى بسيار مهمى كه براى سران كشور آمريكا پيدا شد. شما ملاحظه بكنيد و ببينيد كه در تمام دنيا، در سراسر جهان ، مطبوعاتشان و رسانه هايشان و خطابه هايشان تمام متوجه اين معناست كه سرپوشى بگذارند بر اين رسوايى كه براى رء يس جمهور آمريكا پيش آمد. رء يس ‍ جمهور آمريكا در اين رسوايى بايد عزا بگيرد و كاخ سفيد مبدل به كاخ سياه بشود گرچه هميشه بوده است لكن اين متفرقه گويى و اضطرابى كه در كاخ سفيد پيدا شد و در طرفدارهاى آمريكا، حكايت از عظمت مساله مى كند يك مقام عالى رتبه به قول خودشان از آمريكا به طور قاچاق و با تذكره جعلى وارد ايران مى شود، در صورتى كه ايران نمى داند چى است ، به مجردى كه وارد مى شود و معلوم مى شود كه اين از مقامات آمريكاست ، ايران او را در يك جايى تحت نظر قرار مى دهد و محبوس مى كند و تمام حركات او را تحت نظر قرار مى دهد و او با هر كس خواسته است ملاقات كند، ملاقات نمى كند. آنى كه ادعا مى كند كه اگر من به شوروى رفته بودم ، رء يس شوروى سه مرتبه ديدن من مى آمد، گمان مى كند اين جا هم شوروى است ! اين جا كشور اسلام است ، اين جا نه كرملين قابل اين است كه ذكرى ازش بشود و نه كاخ سياه : اين جا كشور رسول خداست ، اين جا كشور حضرت صادق است ، اين جا پاسدارهاى ما شرافت دارند بر كاخنشين ها، اين جا بسيجى هاى ما و امت ما شرافت دارند بر تمام كاخ نشين هاى عالم و همه كسانى كه ادعاى پوچ خودشان را مى كنند و گمان مى كنند كه بايد عالم پيش آنها خاضع باشد. آنهايى كه ميگفتند ما چه ميكنيم و چه مى كنيم و قطع رابطه ميكنيم و از اين مسايل ميگفتند امروزمعلوم شد كه باعجز و ناله در پيشگاه اين ملّت آمده اند و مى خواهند كه رابطه برقرار كنند، مى خواهند عذر تقصير بخواهند و ملّت ما قبول نمى كند. اين يك مسء له است ، مسء له اى است كه از تمام پيروزى هاى شما بالاتر است مسء له رء يس آمريكا با آن همه به قول خودش جلال و جبروت ، كسى را از مقامات عالى بفرستد به اين جا كه با مقامات اين جا ملاقات كنند و هيچ يك از آنها حاضر به ملاقات نشود، اين مسء له بزرگى است كه دنيا را منفجر كرده است و بايد هم بكند كاخ سفيد را به عزا نشانده است و بايد هم بنشاند. مسء له مسء له مهم است .(367)
اينها بركات امروز ايران بيدار شده است امروز ايران بيدار شده استايمان است غافل نباشيد از اين ، بركات وحدت شما در تمام امور است غافل از اين وحدت نباشيد، غافل از اين حظ الهى نباشيد در عين حال انسان مى بيند كه در حالى كه كاخ كرملين به لرزه درآمده است و كاخ سياه سياهپوش شده است و مى خواهند توجيه كنند هى حرف هاى خودشان را و هى از اين ور و آن ور مى زنند كه توجيه كنند اين خطايى كه كردند و اين كسى را كه اين جا فرستادند و با رسوايى از اين جا بيرونش كردند، مى خواهند توجيه كنند، مع الاسف بعض از اشخاصى كه در خود ايران هستند توجه به مسايل يا ندارند يا متعمدند. اينها هم / به تبع آنها كارهاى / به تبعيت از تبليغات آنها، آنها هم با همان لسان ، اين جا تبليغ مى كنند.(368)
7 - عجز و ناتوانى در خليج فارس
دنيا به اين حقيقت رسيده است كه ناامنى در خليج فارس فقط به ضرر ايران تمام نمى شود، بلكه قوى ترين قدرت ها و ابرقدرت ها هم اگر مثل آمريكا تمامى امكانات هوايى و دريايى و جاسوسى - خبرى خود و هم پيمانان خود در منطقه را بسيج كنند، كه حتى يك كشتى را بدون خطر اسكورت و حفاظت نمايند، از اين خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در اين گرداب ناامنى غرق مى شوند و على رغم آن همه مقدمات و تمهيدات و جار و جنجال هايى كه در جهان آمريكا بر پا نموده است و ده ها خبرنگار و فيلمبردار را به منطقه گسيل داشته اند تا خبر موفقيت نقشه هاى شوم آمريكا را مخابره كنند، خداوند زمينه رسوايى و زبونى آمريكا را به دست غيب خود فراهم مى آورد و اقتدار معنوى پرچم لااله الاالله را بر پرچم كفر به نمايش مى گذارد و دل بندگان خالص خويش را شادمان مى سازد و چه بهتر كه آمريكا و ريگان از مسير سياست مين گذارى شده خليج فارس كه كوس ‍ رسوايى آنان را در جهان به صدا درآورده است مجددا عبور نكند و بر مركب غرور و جهلى كه تا به حال ده ها بار صاحب خود را بر زمين كوبانيده است ، سوار نشود و لااقل شبح قدرت و قدرت نمايى خود را پيش نوكران خود مثل كويت حفظ كند و بيش از اين آنان را از شكست و خفت خود شرمسار و سرافكنده نسازد و مطمئن باشند كه ادامه جولان در خليج فارس ‍ منطقه را به كانون خطر و بحران ناخواسته عليه خود آنان سوق مى دهد. و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى كرده است ، ما هم آماده ايم و كمربندها را محكم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است .(369)
8 - فرار از لبنان
امروز وضع آمريكا اينطور شده است كه از لبنان با اينكه لبنان در دست اوست بسيارى اش ، با اينكه رء يس جمهورش با اوست ، با اينكه بسيارى از جبهه هايش با او هستند، همين مسلمان هاى معدود كارى كردند كه از لبنان فرار كرده ، منتها اسمش را گذاشته است كه ما جابجا شديم ، جابجائى اسمش راگذاشته !! اين فرار است ، چرا اسمش را درست نمى گوء يد؟ و فرار كرده و دنبال فرارش از خارج توپ به روى مردم بسته است ، اين از شدت عجز اين كشور است كه برود خارج و از خارج توپش را سوار كند به مردم جهان ، موشكش را بفرستد طرف مردم . اين كمال عجز است از براى او، لكن اينها با اينكه ادراك اين مطلب را كردند به روى خودشان نمى آورند، باز هم آن حرف هاى زمان سابق را مى زند.(370)
فصل چهاردهم : استراتژى مبارزه با آمريكا
الف - بهره گيرى از عوامل معنوى
1 - قيام براى خدا
در دنيا هم متفكرين دنيا، آنهائى كه همه جهات قيام ها را در نظر داشتند آنها هم اعتقادشان همين ها بوده است كه نمى شود يك همچو كارى انجام بگيرد، لكن آنها از يك مطلب غافل بودند و آن اينكه فرق است ما بين قيام هائى كه براى خدا نباشد قيام هائى كه براى منفعت دنيائى باشد، براى غلبه يك كسى بر كس ديگر باشد، براى پيروزى يك قدرت بر قدرت ديگر باشد، اين قيام ها فرق دارد با قيامى كه لله باشد. آنها اين نكته را نمى دانستند كه قيام لله كيفيتش ، ماهيتش با قيام هائى كه غير خدائى باشد، هر چه باشد، اين با هم فرق دارد. قيام لله پشتوانه اش قدرت خداست ،پشتوانه اش تفنگ نيست ، پشتوانه اش مسلسل نيست ، پشتوانه اش قدرت خداست . وقتى قدرت خدا در بين آمد ديگر قدرتى در مقابل او نمى تواند عرض اندام كند و لهذا اين ملّت كه سر تاسر كشور فرياد مى كردند كه ما اسلام را ميخواهيم و همه قيام كرده بودند براى اينكه كفر و نفاق وظلم و امثال اينها را از بين ببرند و به جاى آن عدل اسلامى باشد، جمهورى اسلامى باشد، اين قيام لله بود. شواهد بر اينكه اين قيام لله بود اينكه مردم جان خودشان را در طبق اخلاص گذاشتند، جان جوان هايشان را با گشاده روئى د رطبق اخلاص ‍ گذاشتند و به ميدان آمدند و شاهد ديگر اينكه مابا چى غلبه كرديم بر اينها، ما چه داشتيم . آنها همه چيز داشتند، آنها آمريكا داشتند.(371)
2 - اتكاء به قدرت الهى
ما از اين تهديدهائى كه مى كنند و كشتى هايشان را مى آورند در مثلاخليج و امثال اينجا و از آن طرف و از آن طرف و اينها، حالاديگر اين حرف ها كهنه شده . پيشتر بله ، زمان سابق اينطور بود كه تا يك قراردادى را مى خواستند تحميل كنند يا يكى يك مثلاناله اى مى زد يك كشتى از انگلستان مى آمد در آب هاى خليج ، تمام مى شد مساله . حالاهمه كشتى هايتان را هم بياوريد اينجا، همه طياره هايتان را هم بفرستيد اينجا، مساله حالاغير سابق است ، ما اتكال به خدا داريم ، ما براى اين جهان يك مدبر را مى دانيم هست . آنهائى كه تاكنون توجه نداشتند خوب توجه پيدا بكنند كه يك ملتى كه هيچ نداشت جز الله اكبر و او همه چيز است چطور همه قوا را كنار زد.(372)
از خدا غافل نباشيد، از يك قدرت مافوق الطبيعه ، قدرت بزرگ غافل نباشيد اتكاء كنيد به آن قدرت ، پشتيبان شما يك همچو قدرتى است ، پشتيبان شما يك همچو قدرتى است كه الآن با تمام قدرتى كه آمريكا دارد و با تمام تجهيزاتى كه آمريكا دارد و شايد هيچ قدرت ديگر هم مقابل او نباشد حتى قدرت شوروى ، با تمام قدرت حالادارد مخالفت با شماميكند باشماء يكه اينجا نشستيد و هيچ هم نداريد، وقتى هم دست به تفنگ بشويد يك تفنگ معمولى سابقى را داريد، با تمام قدرتش دارد همه را تجهيز مى كند برضد شماها و باز زورش نمى رسد.(373)
ما از نظامى آمريكا و از حصر اقتصادى اش هيچ باكى ندارم و گمان نكنيد كه موفق بشود و اجازه بدهد ملّت آمريكا و مجلس آمريكا براينكه يك دخالت نظامى بكند، براى اينكه مى داند ملّت آمريكا كه دخالت نظامى به ضرر ملّت آمريكاست و به ضرر دولت آمريكا است و از حصر اقتصادى هم ابدا خوفى نداشته باشيد، براى اينكه ملّت هاى ديگر و دولت هاى ديگر تابع آمريكا نيستند، در دنيا به روى ما بسته نخواهد شد، ما خدا را داريم ، در دنيا به روى ما بسته بشود، در رحمت خدا به روى ما باز است .(374)
آقاى كارتر با تجاوز آشكار خود به خاك ايران چهره واقعى خود را به مردم دنيا نشان داد و ادعاهاى دروغين دفاع از حقوق بشر و انساندوستى خود را با اين عمل وحشيانه به اثبات رسانيد و ما به يارى خدا تا نابودى كامل دشمنان اسلام و ملّت هاى مستضعف جهان در برابر آنان و بخصوص در مقابل آمريكاى جهانخوار ايستادگى خواهيم كرد و همان ايمان به خدا ضامن پيروزى ما بر همه دشمنان خواهد بود.(375)
3 - قدرت ايمان
در هر صورت ما از اينطور ارعاب ها نمى ترسيم . من نمى گويم كه ما يك قوه سلاح زيادى داريم كه نمى توانيم با همه قدرت ها طرف بشويم ، همچو چيزى ما نمى گوء يم . آنها شايد به اندازه جمعيت ايران قواى انتظامى داشته باشند- فرض كنيد- ما مى گوء يم كه ما اتكال به يك مبدايى داريم به اتكال به آن مبداء، از مردن نمى ترسيم ، شما هم آخر كارتان اين است كه بياء يد همه مارا بكشيد همانى كه جوان هاى ما كرارا از من خواستند كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم كسى كه مى گويد دعا كنيد شهيد بشويم ديگر نمى ترسد از اينكه آقاى كارتر بفرستد اينها را به شهادت برسانند. بنابراين ابدا خوفى از اين مساء ل نيست . قوى باشيد، قدرتمند باشيد، اتكال به خدا بكنيد. يك نفر شما وقتى اتكال به خداى تبارك و تعالى دارد، با عده اى از آنها مى تواند مقابله بكند. اينها اگر هم يك وقتى بى عقلى كنند و فرض كنيد بريزند به ايران ، اين جوان هاى ما آنها را با چنگ و دندان از بين مى برند، نمى گذارند اينها يكى شان هم بروند. اگر هم اين كارى كه كرده بود رسيده بود به آنجايى كه بيايند در تهران و بيايند در اين لانه جاسوسى آنوقت مى فهميدند كه با چه اشخاصى طرف هستند.(376)
هيچ خوفى ما از ابر قدرت ها نداريم و درعين حالى كه دستمان از همه آن سلاحهاى آدمكش كذا كوتاه هست لكن ايمانمان مارا وادار ميكند كه نترسيم و خوف نداشته باشيم و يك ملتى وقتى يك مطلبى را همه با هم خواستند، نمى شود تحميلشان كرد تحميل د روقتى است كه همه نخواهند، متفرق بشوند، اگر متفرق شدند آنوقت جاى اين مى شود كه يك دسته اى به دسته ديگر يك مطلبى را تحميل كنند، اما اگر چنانچه اينها با هم مجتمع باشند نه ديگر در بين خودشان تحميلى هست براى اينكه جاى تحميل ديگر نمى ماند و نه ديگران مى توانند تحميل بكنند. قدرت ها هر چه هم بزرگ باشند، وقتى مقابله با ملّت مى شوند نمى توانند كارى بكنندمن شايد يك دفعه ديگر اين را گفته باشم كه سفير شوروى آمد پيشمن گفت كه دولت افغانستان از ما خواسته است كه برويم آنجا و چه بكنيم . من متوجه نبودم كه اينها كار را كرده اند حالاآمده اند دارند مى گويند، دولتى هم در كار نبوده دولت هم بعد خودشان درست كرده اند، لكن به او گفتم كه اين اشتباه است از شما، ممكن است براى شما كه قدرتمند هستيد، يك كشورى را بگيريد، اين آسان است براى شما، قواى زياد داريد، خوب مى ريزيد اما يك ملّت را نمى توانيد مهار كنيد. شما وقتى وارد شديد در آن جا نمى توانيد پيش ببريد و مزاحمت براى شما همچو ايجاد مى شود كه فشل مى شويد لكن كارى كرده بودند و بناهم داشتند بكنند. نه اين بود كه مى خواستند حالا استمزاج كنند، ازمن اجازه بگيرد شوروى كه مملكت اسلامى را برويم بگيريم . مطلب اينطورى است كه يك ملتى وقتى كه همه با هم باشند، پشتيبان هم باشند، برادر با هم باشند،اين قدرت هاى بزرگ بر فرض اينكه بيايند وبا توپ و تانكشان هر كارى مى خواهند بكنند لكن وقتى وارد شدند، در ملّت هم هضم مى شوند، ملّت آنها را هضم مى كند. و ما ابدا از اين توطء ه ها نمى ترسيم .(377)
4 - اعتقاد به امدادهاى غيبى
آنها مقايسه كردند اينجا را يا به بعض كشورهاى غربى يا به بعض كشورهاى شرقى و روى آن ديد است كه تا اينجا وارد مى شوند آن حربه اى كه در دست ايران است ، پيش آنها نيست و آنها نميشناسند آن حربه را، آن حربه ايمان است ، حربه توحيد است ، حربه اسلام است ، حربه قرآن مجيد است كه در تحت بيرق يك همچو اسلام و قرآن و توحيد همه مجتمع هستند و آنها تاييدات غيبى الهى را منكر هستند، نمى توانند بفهمند، اينها نمى توانند چشمشان را باز كنند و ببينند كه در هرگوشه از ايران يك امور خارق العاده واقع مى شود كه با دست عادى بشر نمى تواند واقع بشود آنها در طبس ‍ آمدند و گمان كردند كه مى توانند نيرو پياده كنند و مى توانند بيايند و به بهانه خارج كردن گروگان ها ايران را قبضه كنند و خداى تبارك و تعالى شن ها و بادها را فرستاد و آنها را شكست داد اينها نمى توانند بفهمند و نخواهند توانست بفهمند كه سربازهاى ايران از نظامى و پاسدار و ساير قواى مسلح با ايمان است كه دارند پيش مى روند تمام قدرت ها يك طرف ايستادند و يك قدرت ايمان هم در مقابل آنها يك طرف و قدرت ايمان بر آنها غلبه كرد و غلبه مى كند.(378)
...
كى اين هليكوپترهاى آقاى كارتر را كه مى خواستند به ايران بيايند ساقط كرد؟ ما ساقط كرديم ؟ شن ها ساقط كردند، شن ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست ، قوم عاد را باد ازبين برد. اين باد مامور خداست ، اين شن ها همه مامورند. تجربه بكنند باز. لكن ما نبايد مغرور بشويم .(379)
5 - شهادت طلبى
اين يك واقعيت است كه مردم ما به انقلاب خو كرده اند و همه انقلابى اند، آنها طالب شهادتند من اين را جدى مى گويم . ما خيلى آسان مى توانيم در مقابل آمريكا بايستيم ، او ممكن است ما را از بين ببرد ولى انقلاب ما را نمى تواند و به همين دليل است كه مى گويمما پيروز هستيم . به شعارها توجه كنيد مى گوين((ناوهواپيمابر ديگر اثر ندارد، از منطق شهادت ، كارتر خبر ندار)). آمريكا چه مى فهمد شهادت چيست و به همين دليل ما همه مسايل را حل مى كنيم .(380)
در روايتى است كه حضرت على ابن الحسين ( ع ) در كربلاكه بودند به پدرشان گفتند كه ( قريب به اين معنا كه به آنها گفته بودند كه شما كشته مى شويد) عرض كرد به سيد الشهدا كه مگر ما بحق نيستيم ؟ فرمود چرا. گفت ديگر مبالات از مردن نداريم . كسى كه بحق است و كسى كه قاء ل است به اينكه اين عالم تمام يك مدبر دارد و او خداست و عالم طبيعت پايين ترين عوالم است ( در قرآن از او به دنيا تعبير شده ، دنيا يعنى پاء ين ) وقتى بنا باشد كه شهيد منزلش در ملاء اعلى باشد، اين چه خوفى دارد؟ خوف را بايد امثال كارترها داشته باشند كه اعتقاد به اين مساء ل ندارند، اينهائى كه همه مقصدشان اين است كه در اينجا چند روزى به يك قدرتمندى برسند يا به يك جنايتكارى برسند آنها بايد بترسند اما جوان هاى ما كه اعتقاد به ماوراء طبيعت دارند و شهادت را براى خودشان يك فوزى مى دانند اينها ترس ندارند. ما فرض مى كنيم كه همچو قدرتى براى آن قدرتمندان باشد كه بريزند بكشند و همه چيز را از بين ببرند، معذلك ما چون بحق هستيم نبايد بترسيم .(381)
ما نه از اقدام نظامى مى ترسيم و نه از محاصره اقتصادى اما از او نمى ترسيم براى اينكه ما شيعه يك ائمه اى هستيم كه آنها شهادت را استقبال مى كردند، ملّت ما هم امروز شهادت را استقبال مى كند فرضا كه آقاى كارتر بتواند نظامى بياورد اينجا، با اينكه نمى تواند همچو كارى بكند، دخالت نظامى بكند، نمى تواند بكند، فرض مى كنيم كه خير، تفاهم كنند اين ابرقدرت ها كه به ايران نظامى بفرستند، ما35 ميليون جمعيت داريم كه اينها بسياريشان ، بسيار زيادشان ، آرزوى شهادت مى كنند، ما با اين 35 ميليون به ميدان مى رويم بعد كه ما همه شهيد شديم خودتان با ايران هر كارى مى خواهيد بكنيد از اين ما نمى ترسيم ، ما مرد جنگيم ، ما مرد مبارزه هستيم ، ما جوان هايمان با مشت مبارزه كردند با تانك ها و توپ ها و مسلسل ها ما را آقاى كارتر از مبارزه نترساند ما اهل مبارزه هستيم ولو نداشته باشيم ابزار مبارزه ، لكن بدن داريم در مقابل اينكه ما را بزنند و اين را عمل خواهيم كرد و اما قضيه اقتصاد، ما يك ملتى هستيم كه به اين گرسنگى خوردن ها عادت كرده ايم ، ما35 سال يا50 سال مى گوء يد ما در اين گرفتارى ها بوديم و عادت داريم به اين گرسنگى خوردن ها، ما روزه مى گيريم ، ما يك وقت غذا مى خوريم اگر بنا باشد كه آنها محاصره اقتصادى بكنند، فرضا كه بتوانند و همه ملّت ها تبع ايشان بشوند و حال آنكه اين خيالى است خام و همچو چيزى تحقق پيدا نمى كند، فرضا كه تحقق پيدا بكند، ما همان جو و گندمى كه خودمان در مملكت خودمان كشت مى كنيم ، اقتصاد مى كنيم و براى خودمان همان مقدار كافى است .(382)
شما بايد بدانيد كه دخالت نظامى آمريكا و همه شماها، دخالت نظام شوروى و همه وابستگان به او، دخالت شماها همه در كشور ما و حصر اقتصادى شماها، در آن اراده ملّت ما، آن تصميم و اراده ملّت ما اثرى نخواهد كرد و ما مهياى مرگ هستيم . شما ما را از چه مى ترسانيد؟ ما كه مهياى شهادت هستيم ، شما ما را از اقتصاد مى ترسانيد، از دخالت نظامى مى ترسانيد؟! شما كسانى را كه از مرگ مى ترسند بايد بترسانيد، نه مملكتى كه حاضر شده براى شهادت و شهادت را يك فوز براى خودش مى داند. بنابراين هيچ ما از اين مساء ل خوفى نداريم و آمريكا چه با همه كشورها دست به هم بدهند و بخواهند دخالت كنند يا خودش به تنهائى به قول كارتر دخالت بكند، دخالت بكند تا بفهمد قضيه چيست ؟(383)
6 - اعتماد به نفس
چند وقت است كه الآن مارا حصر اقتصادى كردند، چه شد مثلا؟ ما كجايمان گير كرده است كه حصر اقتصادى ،حصر اقتصادى ؟ خيال مى كنند اشخاص كه ما اگر چنانچه از آمريكا مثلافرض كنيد كه فلان چيز را نخريم ، خير، ديگر نمى توانيم . نخير ما داريم عمده اين است كه ماخودمان ، خودمان را بشناسيم .(384)
شما خودتان مى توانيد در عين حالى كه قدرت نظامى تان مثل آنها نيست و قدرت صنعتى تان مثل آنها نيست ، لكن مى توانيد ايستادگى كنيد و يك ملّت وقتى كه يك مطلب را باور كرد كه مى تواند انجام بدهد، انجام خواهد داد. اساس باور اين دو مطلب است ، باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و قوه و توانائى . اگر ملّت اين باور را داشته باشد كه ما مى توانيم در مقابل قدرت هاى بزرگ بايستيم ، اين باور اسباب اين مى شود كه توانائى پيدا مى كنند و در مقابل قدرت هاى بزرگ ايستادگى مى كنند. اين پيروزى كه شما به دست آورديد، براى اينكه باورتان آمده بود كه مى توانيد، باورتان آمده بود كه آمريكا نمى تواند به شما تحميل بكند. اين باور اسباب اين شد كه آن كار بزرگ معجزه آسا را شماها انجام داديد.(385)
ما بايد مايوس نباشيم . ما بايد خودمان را از ديگران ، از غير خدا مايوس كنيم و بگوييم آنها هيچ ، و با اتكاء به خداى تبارك و تعالى و قدرت ملى خودمان ، اسلامى خودمان كارهايمان را پيش ببريم و پيش مى رود اين كارها: منتها بعضى هايشان زود پيش مى رود، بعضى هايشان هم يك قدرى ديرتر پيش مى رود. بايد ما عزم مان را جزم كنيم به اينكه نه دستمان را پيش ‍ آمريكا دراز كنيم نه پيش شوروى و نه پيش ديگران و بايد خيلى آدم متاسف باشد اين از اين دولت هائى كه به اسم اسلام در اين اطراف هستند كه همه دارند كوشش مى كنند كه اسارت خودشان را تحكيم كنند. نه اينكه اينها نمى فهمند، بسيارشان مى فهمند مساله را كه اگر اينها با دولت اسلامى ، جمهورى اسلامى ، مربوط بشوند، برايشان خوب است . اما يك وسوسه شيطانى در قلب آنها ايجاد كرده اند كه نمى شود اينها را، با آمريكا نمى شود چه شد. تا همين كه سابقا مى گفتند براى ما كه با آمريكا اصلا نمى شود طرف شد، باشاه هم نمى شود طرف شد. خوب ، طرف شدند ملّت ما، ديدند كه مى شود با آمريكا، با شوروى ، همه را دست شان را قطع كرد و ديدند كه خبرى هم نشد و نخواهد هم شد.(386)
7 - استقامت
اگر چنانچه گفته مى شود كه دولت آمريكا مى خواهند نظامى بياورد و اين مملكت را به خاك و خون بكشد، باور نكنيد اولاو ثانيا اگر بيايد، خواهد سزاى خودش را ببيند. ما از محاصرات اقتصادى و محاصرات نظامى و دخالت هاى نظامى ابر قدرت ها نمى ترسيم ، فرضا كه آنها وارد بشوند در اينجا، ما با قدرت در مقابلشان ايستادگى مى كنيم و ساير ملّت هاى اسلامى هم در مقابلشان هستند. با قدرت ، ما بايد به پيش برويم تا اينكه احكام اسلام را در مملكت مان بلكه در منطقه ، بلكه در دنيا پياده كنيم .(387)
اگر ما تسليم آمريكا و ابرقدرت ها مى شديم ، ممكن بود امنيت و رفاه ظاهرى درست مى شد و قبرستان هاى ما پر از شهداى عزيز ما نمى گرديد، ولى مسلما استقلال و آزادى و شرافت مان از بين مى رفت آيا ما مى توانيم نوكر و اسير آمريكا و دولت هاى كافر شويم تا بعضى چيزها ارزان شود و شهيد و مجروح ندهيم ؟ هرگز ملّت زيربار اين ننگ نخواهد رفت و تن به اين ذلت نخواهد داد ملّت ايران در مقابل آمريكا مى ايستد و به اميد خداوند پيروز است خداوند آنقدر تاكيد كرده است كه ما با آنها موالات نداشته باشيم ، آنوقت براى ارزانى اجناس ، ما خودمان را بفروشيم ؟(388)
زمان محمدرضا از ضعف اين بدبخت استفاده مى كردند. يك كلمه مى گفتند اين خاضع بود. نمى خواستند بيايند بريزند چى بكنند اما همچو ترسانده بود نشان كه اگر ما يك كلمه راجع به آمريكا بگوء يم ، كذا و كذا مى شود، ايران گفت و نشد. من نمى گويم به ما خسارت وارد نشد، اما ارزش ‍ ندارد كه انسان ارزش انسانى خودش را، ارزش اسلام را حفظ بكند ولو اينكه شهيد هم مى داد البته پيغمبر هم شهيد داد، انبيا هم همين طور. سيره انبيا بر اين معنا بوده است ، سيره بزرگان بر اين معنا بوده است كه معارضه مى كردند با طاغوت ولو اينكه زمين بخورند، ولو اينكه كشته بشوند و يا كشته بدهند. ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بايستد، در مقابل ظالم بايستد و مشتش را گره كند و توى ذهنش بزند و نگذارد كه اينقدر ظلم زياد بشود، اين ارزش دارد. ما تكليف داريم آقا! اينطور نيست كه حالاكه ما منتظر ظهور امام زمان سلام الله عليه هستيم پس ديگر بنشينيم در خانه هايمان ، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم عجل على فرجه . عجل ، با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براى آمدن او. و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد، همه با هم بشويد.(389)
آمريكاى جهانخوار بايد بداند كه ملّت عزيز و خمينى تا نابودى كامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدائى خود ادامه خواهند داد. ملّت ما همانگونه كه نشان داده اند، تحمل تمام كمبودها را براى حفظ شرف و آبروى خويش خواهد نمود ملّت مقاوم ما از روز اول مبارزه اش مى دانست كه با تمام قدرت ها و ابرقدرت ها دست به گريبان است و بايد بداند كه تمام ايادى داخلى و خارجى قدرت ها و ابرقدرت ها خصوصا آمريكاى جنايتكار براى شكست ما از تمام امكاناتش ‍ استفاده خواهد نمود، ولى چاره چيست كه كوه مصيبت ها در مقابل حيثيت اسلام- ايرانى ما چون كاهى است و مردم ما بايد خود را آماده اين درگيرى حسينى تا پيروزى كامل بنمايند، كه مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگى سياه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بايستند و بار مسء وليت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پيام رهائى مستضعفين را در جهان سر دهند.(390)
امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بى درد شروع شده است و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده اند، مى بوسم و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و كمال نثار مى كنم و به ملّت عزيز و دلاور ايران هم عرض مى كنم خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان صادر نموده است ، و قلب ها و چشمان پرفروغ شما كانون حمايت از محرومان شده است ، و شراره كينه انقلابى تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است . البته همه مى دانيم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب ، سختى ها و مشكلاتى را تحمل كرده و كسى مدعى آن نيست كه طبقات محروم و ضعيف و كمدرآمد و خصوصا اقشار كارمند و ادارى در تنگناى مسايل اقتصادى نيستند، ولى آن چيزى كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر مى كنند، مسء له حفظ اسلام و اصول انقلاب است مردم ايران ثابت كرده اند كه تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت ملّت شريف ايران هميشه در مقابل شديدترين حملات تمامى جهان كفر عليه اصول انقلاب خويش مقاومت كرده است كه در اين جا مجال ذكر همه آنها نيست .(391)
8 - ترويج ارزشهاى اسلامى
ما از همين اسلام و مظاهر اسلام و شهداى اسلام مى توانيم كارهايمان را انجام بدهيم والا نه توپ ما و نه تانك ما مقابله با تانك و توپ آمريكا ندارد.(392)
9 - پيروى از سيره ائمه و انبياء
ننگ و نفرت و لعنت ابدى بر وابستگان و پيروان شياطين شرق و غرب خصوصا شيطان بزرگ آمريكاى جنايتكار كه با نقشه هاى شيطانى شكست خورده خود گمان كرده ملتى را كه براى خداوند متعال و اسلام بزرگ قيام نموده و هزاران شهيد و معلول تقديم نموده با اين دغلبازى ها مى تواند سست كند و يا از ميدان به در برد. اينان پيروان سيد شهيدانند كه در راه اسلام و قرآن كريم از طفل ششماهه تا پيرمرد هشتاد ساله را قربان كرد و اسلام عزيز را با خون پاك خود آبيارى وزنده نمود.(393)
10 - پشتوانه اسلامى و مردمى
وقتى انقلاب از متن مردم باشد نمى شود با گروهى يا دسته اى و يا حتى لشكرهائى آن را شكست داد مثلا آمريكا و يا يك قدرت بزرگ ديگر ميتواند ايران را اشغال كند، ولى نمى تواند انقلاب را شكست دهد... آمريكا مى تواند با هواپيماهايش شهرهاى ما را بمباران كند، ولى وقتى وارد ايران شد چه ؟ مردم آنها را با چنگ و دندان از بين مى برند آنانى كه خيال كردند مى توانند انقلاب ما را شكست دهند، از باب اين است كه نه اسلام را شناخته اند و نه مردم ايران را.(394)
ب - رابردهاى سياسى و اجتماعى
1 - قطع نفوذ همه جانبه دشمن
ملّت شجاع بايد توجه داشته باشد كه گر چه استبداد داخلى فرو ريخت و مردم آزادى را لمس كرده اند ولى هنوز ريشه هاى استعمار آمريكا، شوروى ، انگلستان و صهيونيسم و ساير دول چپاولگر از اين مرز وبوم كاملا قطع نشده است . بايد همه بدون كوچكترين توقف و ركودى در از بين بردن نفوذ كشورهاى اجنبى با هم متحد شويم . بايد توجه داشت كه شاه اين مملكت را چنان در دست اجانب قرار داده است كه بايد ساليان دراز با عوارضش ‍ مبارز ه كرد و مااگربخواهيم استقلال حقيقى به دست آوريم ، بايد سعى كنيم تمامى اشكال نفوذ آمريكا چه اقتصادى و چه نظامى ، چه سياسى و فرهنگى را از بين ببريم و من اميدوارم كه ملّت ايران به اين مهم هر چه زودتر برسد.(395)
2 - حفظ رمز پيروزى
ايران غيرلبنان است ، ايران دولتش ، ملتش ، تمام اقشارش با هم هستند آنجا با هم نيستند، آنجا دولتشان مخالف است با ملّت ايران . تمام اقشارش با هم موافقند، با هم هستند، با يك همچو ملتى نمى تواند هيچ قدرتى مقابله كند. ملّت ها ايستاده اند، مثل ايران ايستاده اند و در راه اسلام دارند از همه چيزشان مى گذرند. يك ملتى كه از همه چيزش در راه اسلام دارد مى گذرد و جوانانش هر روز دارند در راه اسلام فداكارى مى كنند اين را نمى شود يك دولتى بيايد به او زور بگويد يا فشار به او بياورد.(396)
من بار ديگر خطر آمريكا را به جهان بخصوص منطقه و ايران گوشزد مى نمايم . امروز تمامى آنانى كه عليه جمهورى اسلامى ايران متحد شده اند، با واسطه يا بدون واسطه در رابطه با آمريكا مى باشند. ملّت ايران بايد با قاطعيت با اين خطر بزرگ مبارزه نمايد. آمريكا از اينكه ديد حمله نظامى توسط يكى از نوكرانش يعنى دولت عراق مردم ما را متحدتر كرد، دوباره دست به تشديد اختلافات داخلى زد. مردم دلير ايران بايد با اتحاد خويش ‍ اين نقشه شيطانى را هم به دنبال نقشه هاى قبل خنثى كنند.(397)
مستقيم باشيد. پايدرا باشيدكه پيروز هستيد از گرانى نترسيد. ازكمبود نترسيد شوروى با آن قدرت بزرگش كه شصت و چند سال است نهضت كرده است به قول خودش ، شورش كرده است ، الآن هم صف هاى بلند در آنجا براى اينطور مطالب هست . الآن هم اشخاصى كه از آنجا مى آيند ميگويند همين كمبودهائى كه هست در آنجاها هم هست . الآن هم محتاج به اين است كه گندم از آمريكا بخرد در خود آمريكا، شماخيال مى كنيد كه آمريكا در رفاه دارد زندگى مى كند. آنقدر در آمريكا فشار هست و مستمندان هستند كه شايد جاهاى ديگر به آن اندازه شايدنباشد، چرا بايد گوش بدهد ملّت ما به اين مفسدينى كه مامورند از طرف قدرت هاى بزرگ ، براى شايعه درست كردن و براى تضعيف ؟ چرا بايد گوش كند ملّت مابه اين شايعه سازان و اين مفسدين كه هر روز در بين مردم مى روند و تضعيف مى كنند روحيه آنهارا؟ شما باآن روحيه بزرگ معجزه ايجاد كرديد در دنيا. اعجاز كرديد شما در دنيا. با استقامت خودتان حفظ كنيد اين اعجاز را. حفظ كنيد اين پيروزى بزرگ را.(398)
شما قدر اين را بدانيد كه بفهميد كه با قدرت خدا داريد سير مى كنيد، با قدرت خدا و به تبع خاصان خدا كه در راسش انبيا هستند، با اين مرام سير مى كنيد و با ايده تحكيم احكام اسلام و رفع ظلم از مظلومين ، شما با همين وضع ، با همين ايده حركت كرديد، آن وقتى كه هيچ نداشتيد، آن وقتى كه همه قوا دست رژيم بود، آن وقتى كه همه قدرت ها مى خواستند او را نگهش دارند، شما جوان ها ريختيد در خيابان ها و كارى كرديد كه نتوانست حتى قدرت آمريكا اين رژيم را نگه دارد. با همه ء قوا دنبال اين بودند كه نگهش دارند، به همه ء حيله ها متشبث شدند براى نگهدارى او، لكن قدرت شما نگذاشت اين كار بشود و اين قدرت براى اين است كه از اول شما دنبال اين نبوديد كه من ، دنبال اين بوديد كه اسلام ، دنبال اين بوديد كه كشور اسلامى .(399)
3 - هوشيارى ملّت
براى اينكه باز برگردانند وضع را، باز همان مساء ل را برگردانند مشغول توطء ه هستند، اينجا هم روابط بينشان هست ، از اينجا هم باز روابط هست ، از اينجا روابط با آمريكا هست ، روابط اشخاص براى توطء ه گرى با آمريكا هست ، ملّت ما بايد چشم هايش را باز كند، دو تا چشم هم قرض كند با چهار تا چشم نظر كند كه اين اشخاصى كه مشغول اين كارها هستند، اينها چكاره اند، اينها كه مشغول اين توطء ه ها هستند، اينها رفقاشان چه كسانى اند، چه كسى با اين معاشرت مى كند بايد درست توجه بكنند و اگر درست توجه نكنند به تدريج ممكن است ما تحميلمان بشود همان مسايل .(400)
آنچه كه امروز لازم است با كمال كوشش به آن توجه شود، قضايائى است كه اخيرا براى كشور و ملّت اسلامى ايران به دست آمريكا و عمال داخلى و خارجى آن پيش آمده و ناچار خواهد آمد. حمله نظامى آمريكا كه مخالف جميع موازين و قراردادهاى بين المللى است و اگر با شكست مفتضحانه در هم كوبيده نشده بود منطقه را به آتش كشيده بود و دست و پا زدن عمال داخلى و چپ نماهاى آمريكائى و دربارى در دنبال آن و انفجارهاى متعدد كه در تهران ، در مجامع عمومى با دست اين عمال خبيث موجب شهادت بعضى از كارگران و زحمتكشان مظلوم گرديده بايد با دقت مورد بررسى مقامات مسوول و بيدارى و توجه دقيق عموم ملّت قرار گيرد.(401)
4 - حضور مردم در صحنه سياسى - اجتماعى
من به شما (ملّت ) عرض مى كنم تا شما زنده ايد آمريكا برنمى گردد، شوروى هم برنمى گردد. در نسل هاى آتيه ، اگر ملتها در نسل هاى آتيه به همين روش حركت كنند و روحانيون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قواى نظامى و انتظامى ، قواى نظامى و انتظامى اسلام باشد، اين در طول ، تاريخ هم انشاء الله نخواهد شد.(402)
5 - وحدت و تمركز قوا
خواهران و برادران هم ميهن در سراسر كشور من دست خود را به پيش شما دراز مى كنم و از شما به خاطر خدا و اسلام و كشور عاجزانه مى خواهم كه تمام توان خود را براى نجات كشورتان به كار بريد و اسلحه هاى سرد و گرم يعنى قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيرى به روى يكديگر منحرف و به سوى دشمن هاى انسانيت كه در ارس آن آمريكاست نشانه رويد.(403)
برادران من ! امروز هر اختلافى به نفع آمريكا و ديگر اجانب است آنان هستند كه از اختلاف ما بهره گيرى مى كنند و ما را مى خواهند به اسارت بكشند بپاخيزيد و توطء ه گران را نصيحت كنيد و در صورت عدم قبول از خود برانيد و از مناطق خود بيرون كنيد، يا آنان را گرفته تسليم مقامات دولتى كنيد.(404)
قشرهاى ملّت با هر مسلكى كه دارند و با هر فكر سياسى يا مذهبى كه دارند لازم است وحدت خود را حفظ نموده و عليه جنايات بيشمار دولت آمريكا موضعى خصمانه گرفته و اشكال تراشى و تفرقه اندازى كه به سود دشمنان كشور ماست ، نباشد.(405)
شما غافليد كه الآن با آمريكا كه مجهز به همه جهازهاى درجه اول دنياست يعنى يك قوه اى است كه در دنيا مقابل ندارد روبرو هستيد، اما ما مجهزيم به يك قدرت بالاتر از او و آن توجه به خدا و به اسلام است ولى نبايد فراموش كنيم ما مواجهيم با يك چنين قدرت بزرگ كه علاوه بر قدرت تسليحاتى ، قدرت هاى بزرگ شيطانى هم دارد كه الآن در همه دنيا فعاليت و تبليغات مى كند و وادار مى كند ممالك ديگر را كه آنقدر كه بتوانند تجهيز كنند از اين جهت من آن چيزى را كه به صلاح ملّت و به صلاح اسلام است و به صلاح شماست بايد عرض كنم و آن اينكه تشنج صحيح نيست قواى شما بايد الآن همه مجتمع در يك راه باشد قواى فكرى تان ، قواى غير فكرى تان همه بايد در يك راه برود شما مى خواهيد براى اسلام خدمت بكنيد الآن در راءس همه مساء ل اسلامى ما، قضيه مواجهه با آمريكاست امروز اگر قواى ما از هم منفصل شوند، به نفع آمريكاست و الآن دشمن ما آمريكاست و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد مبادا يك وقتى يك تبليغات سوئى بشود و نظرهاى ما تشتت پيدا كند و افكارمان افكار مختلف بشود و در نتيجه ما يك افكارى داشته باشيم و شما يك افكارى داشته باشيد و دستجات ديگر افكار ديگرى داشته باشند بايد الآن همه افكار يك چيز باشند چطور در آن وقتى كه ما مواجه با اين قدرت شيطانى داخلى بوديم هيچ ديگر تشتتى در كار نبود، همه با هم يك فكر داشتيد و همه الله اكبر مى گفتيد و مقابله با يك چنين قدرتى مى كرديد شما الآن مى دانيد كه مقابله ما با يك قدرتى است كه قدرتش صدها برابر و بلكه زيادتر از آن قدرت قبلى است شما امروز يك چنين حالى داريد و مملكت تان يك چنين حالى دارد مملكت شما الآن يك حالى دارد كه اگر دير بجنبيم ، براى هميشه تا آخر از بين رفتيم همه بايد يكصدا باشند سروصداى امروز، فقط مقابله با آمريكاست امروز هر سروصدائى بلند بكنيد كه غير از اين مسير باشد، بدانيد كه بردش را آنها دارند.(406)

6 - حضور قدرتمندانه حزب الله
آن كوردلان دلباخته به آمريكا و سر از پا نشاخته در راه رسيدن به هدف هاى شيطانى ، به گمان آنكه توطء ه آنان كارگر شده و با برداشتن اين عزيزان متعهد از سر راه خود، ملّت مسلمان و متعهد به سوى آنان روى آورده و مقاصد طاغوتى آنان به ثمر مى رسد و با انگيزه آنكه پس از آن شهيدان ، همه چيز به هم مى ريزد و شاهد پيروزى خود و اربابان جهانخوار خويش را در آغوش مى گيرند، دست به اين جنايت بزرگ زدند و در لحظاتى دردناك هفتاد و چند نفر مومن متعهد و فرزندان برومند اسلام را كه هر يك با فداكارى خود نخلى پربار بود، از دست ملّت گرفتند كه ناگهان صحنه هاى عظيم شورانگيز و انفجارات بزرگ آدم ساز، از آن فاجعه رخ داد، چنانكه در يك شب كه مزدوران آمريكائى همه چيز را به هم ريخته و آشفته و جمهورى اسلامى را سركوب شده پنداشتند و ملّت عزيز را به سوى خود و پشتيبان خود مى انديشيدند، چهره نورانى اسلامى از وراى چهره هاى نورانى حزب الله جلوه نمود و تمام قصرهاى تخيلى و آمال شيطانى آنان فرو ريخت اين سيه روزان ، انفجارى ايجاد كردند كه نور خدا را خاموش ‍ نمايند و خداوند قادر به دست مبارك حزب الله انفجارى در واكنش آن ايجاد فرمود، كه انقلاب اسلامى و همه نهادهاى آن چون سدى آهنى و صفى مرصوص از آسيب دهر مصون ماند.(407)
7 - پيشگيرى از رخنه دشمنان
پاسداران اسلام بايد محكم ، قوى در مقابل اين توطء ه ها بايستيد ونگداريداينها شيطنت خودشان را به آخر برسانند،من از شما تشكرمى كنم كه دراين برهه از زمان كه احتياج به وجود غيرتمندانى مثل شماها بود، شما قيام كرديد و هم نهضت را پيش برديد وهم پاسدارى كرديد لكن خدمت شما به آخر نرسيده است ، خدمت شما به اسلام به آخر نرسيده است ، باز بين راه هستيم و بايد از اين توطء ه ها جلوگيرى كنيم ، از اين نقشه هاى شيطانى كه به دست آمريكا و عمال او الآن هم در مملكت ما در جريان است دست هاى اينها را قطع كنيم ، نگذاريم اينها توطء ه كنند با اسمهاى مختلف و با بهانه هاى مختلف توطء ه كنند و تخم نفاق بپاشند بين ملّت ما. شما برادران من ، شما عزيزان من بايد با مشت محكم با آنها مواجه بشويد و آنها را خنثى كنيد، حرف هاى آنها را خنثى كنيد، آنهادر همه اطراف كشور ما مشغول شيطنت هستند وبنا دارند كه باز يا آن رژيم را پيش بياورند و يا اگر اين نشد نظير اورا پيش بياورند و باز مارا در اختناق بكشند و جوانان مارا در حبس و ذخاء ر ما را در غارت . ما موظفيم ، همه ما موظفيم كه از اين نقشه هاى شيطانى جلوگيرى كنيم . من اخطار مى كنم به ملّت ايران كه هشيارباشيد و نگذاريد اين شياطين رخنه كنند، اينهايى كه به اسلام اعتقاد ندارند، اينهائى كه به ايمان اعتقاد ندارند،اينهائى كه به خدا اعتقاد ندارند بخواهند صفوف شمارا در هم بشكنند وصفوف توحيدى شما، انسانى شما، اسلامى شما را در آن رخنه بكنند.(408)
ج - راهبردهاى علمى و فرهنگى
1 - تقويت بنيه علمى و فقهى حوزه ها
من خوف اين را دارم كه به واسطه بعضى تبليغات ، حوزه هاى علمى از آن كار اساسى كه حفظ فقاهت است سستى بكنند و كم كم فقه منسى بشود و در دراز مدت اينها نتيجه بگيرند. شما اين را خيال نكنيد كه آنها خيلى دستپاچه اند كه همين دو، سه روز اين كارها را انجام بدهند، اگر توانستند، حالا، اگر نتوانستند نقشه مى كشند كه در پنجاه سال ديگرى كار خودشان را انجام بدهند، دست برنمى دارند.(409)
طبقه جوان بايد مشغول باشند به تحصيل و اين حوزه هاى فقاهتى هرچه بايد وهرچه بيشتر بايد بشود و مراجع به اينها عنايت زيادتر بكنند و مدرسين عنايات زيادتر راجع به اينها داشته باشند و حوزه فقهى به همان معنائى كه تاكنون بوده است حفظ كنيد، گر يك وقت خداى نخواسته حوزه هاى علميه ما سست شدند در تحصيل ، سست شدند در اينكه فقاهت را تقويت بكنند، بدانند كه اين يك خيانت بزرگى به اسلام است . و اگر چنانچه اين فكر تقويت بشود كه ما ديگر لازم نيست خيلى چه بكنيم و فقاهت تحصيل بكنيم ، اين يك فكر شيطانى است ، موافق آمال امثال آمريكا در دراز مدت .(410)
2 - اسلامى شدن دانشگاهها
دانشگاه ها در سرتاسر دنيا در خدمت ابر قدرت ها هستند و بوده اند و ما مى خواهيم نباشد اين . در دانشگاه هاى ما هم اصلا علمش هم اينقدرها نبود، يك عده اى ، البته هم متعهد بودند و هم چه ، اما د راقليت واقع شده بودند كه مشت محكم كمونيست ها نميگذاشت اينها كارى انجام بدهند. حالاهم اگر دانشگاه بازبشود، اساتيد متعهد داشته باشيم ، نمى گذارند اينها كه دانشگاه ، دانشگاه باشد،حتى دانشگاه ، دانشش هم در آن نبود، اگر دانش ‍ در آن بود، چرا الآن بعد از اينهمه سال و ميلياردها خرج و بودجه اين ملّت صرف شد و حالاوقتى كه مى خواهند يك مريضى را كه يك قدرى مرض ‍ آن مشكل است معالجه كنيم ، مى گوء يد بايد برود به خارج ؟ اين وابستگى نيست ؟ شما يك همچو دانشگاهى مى خواهيد كه بعد از پنجاه سال مريضش بايد برود در انگلستان خودش را معالجه كند ؟ اگر دانشگاه به همان حال باشد، هر روزى كه بر دانشگاه بگذرد بر فساد اين مملكت اضافه مى شود، ما را خواهى نخواهى دانشگاه مى كشد به دامن آمريكا يا شوروى . اين نمى شود غير از اين ، براى اينكه اساس از دانشگاه شروع مى شود، مردم بازار نمى توانند ما را بكشند به دامن شوروى يا آمريكا، مردمى كه دهقان هستند نمى توانند مارا بكشند به دامن اين و آن ، مردمى كه در كارخانه ها هستند نمى توانند اين كار را بكنند معممين هم نمى توانند اين كا ررا بكنند ولو اينكه در آنها آدم فاسد باشد. آن كه مى تواند ما را وابسته كند و در دامن آمريكا يا شوروى بكشد، دانشگاه است براى اينكه همه چيز ما در دانشگاه است . همت كنيد با هم دانشگاه را اصلاح كنيد.(411)
3 - استقلال علمى
ما با تخصص هيچ مخالفتى نداريم و آن چيزى را كه ما با آن مخالفيم وابستگى مغزهاى جوان هاى ما به خارج ، شرق و غرب است كه دانشگاه هاى ما الا عده معدودى يا در صدد نبودند كه اين وابستگى را بردارند يا در صدد بودند كه وابسته كنند اين مغزها را به خارج ما مى خواهيم كه اگر چنانچه مرضى پيدا كرديم اينطور نباشد كه بگويند بايد حتما برويد به انگلستان ، حتما برويد به آمريكا، ما مى خواهيم كه همانطورى كه يك آمريكائى اگر مريض شد به ايران نمى آيد و يك انگليسى اگر مريض شد به ايران نمى آيد، يك ايرانى هم اگر مريض شد، جاى ديگر نرود. ما يك همچو تخصصى مى خواهيم كه جورى بار بياورد كشور را و جوان هائى كه در راءس ‍ امور كشور هستند جورى بار بياورد كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد ما مى خواهيم طورى باشد و افرادى تربيت بشود كه كتاب قانون او در اروپا الآن هم مورداستفاده است ، نه اينكه كسى باشد كه ،اشخاصى باشند كه الفباى مساء ل اسلامى را نمى دانند و تا صحبت مى شود مى گويند اسلام نمى تواند. ما يك همچو دانشگاهى مى خواهيم كه - با - همطراز با حوزه هاى علميه اى كه وابستگى هيچ روز نداشته اند با خارج و اگر يك كس ، يك نفر، دو نفر وابستگى داشتند، رسوا هستند ما مى خواهيم دانشگاهى باشد كه همفكر باشد با دانشگاه هاى علميه قديمى كه آنها هيچ روز وابسته به خارج نبودند و اگر فردى يا افرادى از آنها منحرف بودند، در بين آنها رسوا بودند ما مى خواهيم يك همچو مطلبى تحقق پيدا بكند.(412)
4 - تحول بنيادين در فرهنگ
اجانب خصوصاآمريكا در نيم قرن اخير كوشش داشتند و دارند فرهنگ و برنامه هاى فرهنگى وعلمى وادبى ما رااز محتواى اسلامى انسانى ملى خود خالى وبه جاى آن فرهنگ استعمارى واستبدادى بنشانند. فرهنگ زمان طاغوت ، كشور ما را تا لب پرتگاه سقوط كشاند وخداوند تعالى به داد اين كشور اسلامى رسيد ولى بدون تغييرات صحيح بنيادى وتحول فرهنگى وعلميامكان تحول فكرى وروحى نيست وبايد با كوشش همه جانبه از طرف دولت وروساى دانشگاه ها وفرهنگيان و جوانان دانشجو به مقصود نزديك شويم وانشاء الله تعالى از پيوستگى ووابستگى نجات پيدا كنيم و كشور عزيزمان را نجات دهيم .(413)
5 - ترويج فرهنگ مبارزه
بايد در سراسر ايران با پاكسازى آموزش و پرورش از آثار فرهنگ استعمارى ، محيطى بوجود آوريد كه اطفال مارا شير بچگانى كه هميشه پشت چبهه مقاومت عليه آمريكا و صهيونيست و ساير چپاولگرى هاى شرق و غرب نشسته اند، تربيت كنيد و مطمئن باشيد كه خمينى تا قطع ريشه هاى استعمارى چپ وراست همسنگر شماست و رسالت اسلامى هر فرد مسلمان تا مرگ ادامه دارد. من چشم اميدم به شماست .(414)
6 - پيشرفت علوم
امروز همه مردم ما مى خواهند به اسلام و كشورشان خدمت كنند و ما مى بينيم در عين حال كه اين كشورى كه به دست ما افتاده هيچ پيشرفتى نداشته است ، اما انسان هاى آن تبديل به انسان هاى پرشور و فعال گرديده اند كه همين دليل است كه ما ميتوانيم همه كارها را خودمان انجام دهيم . اگر چه آمريكا نمى خواهد و نمى گذارد كه كار بكنيم ، ولى ما و ملّت ما به يارى خداوند، بنا داريم كارى بكنيم كه آنها نتوانند مانع باشند و در اين جهت لازم است افراد با علوم آشنا شوند، البته علمى كه در خدمت مردم باشد در هر صورت مسؤ وليّت ما امروز زياد است و بايد خودمان مملكت مان را آباد كنيم و اگر اين كار را نكنيم شكر خدا را بجاى نياورده ايم .(415)
7 - رسالت علما در تبيين اسلام
راه مبارزه با اسلام آمريكايى از پيچيدگى خاصى برخوردار است كه تمامى زواياى آن بايد براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد كه متاءسفانه هنوز براى بسيارى از ملّت هاى اسلامى مرز بين اسلام آمريكايى و اسلام ناب محمدى و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهاى متحجر و سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بى درد كاملامشخص نشده است . و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك مكتب و در يك آيين ، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد، از واجبات سياسى بسيار مهمى است وظيفه همه علماست كه با روشن كردن اين دو تفكر، اسلام عزيز را از ايادى شرق و غرب نجات دهند.(416)
8 - بهره ورى از هنر اسلامى و قرآنى
تنها هنرى مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - اسلام ائمه هدى - عليهمالسلام - اسلام فقراء دردمند، اسلام پابرهنگان ، اسلام تازيانه خوردگان ، تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها باشد. هنرى زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه دارى مدرن و كمونيسم خون آشام و نابودكننده اسلام رفاه و تجمل ، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى ، اسلام مرفهين بى درد و در يك كلمه اسلام آمريكايى باشد. هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى ، نظامى است . هنر در عرفان اسلامى ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخكامى گرسنگان مغضوب قدرت و پول است . هنر در جايگاه واقعى خود تصوير زالو صفتانى است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامى ، فرهنگ عدالت و صفا لذت مى برند. تنها به هنرى بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در راءس آنان آمريكا و شوروى را بياموزد.(417)
د - راهبردهاى اقتصادى
1 - برنامه ريزى اقتصادى
ما نبايد فقط به فكر خودمان وزمان حال باشيم ، بايد به فكر آينده كشور باشيم تا آينده اسلام و كشور محفوظ بماند. امروز حتى افراد دور افتاده كشور كه در بيابانها زندگى مى كنند هم ، اين مطلب را احساس كرده اند كه آمريكا دشمن آنهاست و بايد اين دشمن نباشد. همين ديروز به من گفتند رعيتى كه در دورترين مناطق كشور است كه شايد در آنجا هيچ فرهنگى هم نباشد مى گويد ما زراعت مى كنيم براى اينكه از قيد و بند اسارت آمريكا و شوروى خارج شويم . اين يك احساسى است كه خداوند در قلب اين ملّت انداخته است كه همه ملّت احساس كردند كه ما بايد از زير بار ابرقدرتها بيرون رويم .(418)
الآن كشور شما در يك حالى است كه وظيفه شرعى و الهى است كه كارى بكنيد تا وابسته به غير نباشيد. الآن اينها ما را تهديد به حصر اقتصادى كرده اند و بسيارى از دولت ها هم موافقت نمودند ولى ملّت ها موافق نيستند، در عين حالى كه به نظر من اين هياهوها هيچ واقعيتى ندارد لكن ما اگر يك احتمال ضعيفى هم بدهيم بايد مجهز شويم . شما در حال جنگيد، در حال جنگ اقتصادى و اين خود يك محاربه اى بين اسلام و كفر است . براى كشاورزان و براى كسانى كه مى توانند كمك به كشاورزها بكنند، تكليف است كه كشاورزى امسال جورى شود كه انشاء الله خودكفا بشويم و در سال هاى بعد صادرات داشته باشيم .(419)
2 - خودكفايى اقتصادى
هر كس هر جورى كه مى تواند، توليد بكند. مثلاباغداران ، دامداران و كشاورزان مى توانند توليد كنند و بايد اين كار را به خوبى انجام دهند. اشخاصى هم كه مى توانند به كشاورزان و كارخانه ها كمك كنند بايد اين كار را بكنند. كارخانه هاى خصوصى در ايران زياد بود و معالاسف از بين رفته و دارد مى رود. بايد جلوى نابودى آن گرفته شود. همه قيام كنند براى اينكه مملكت را از اين وضع اقتصادى نجات بدهند. اگر مملكت شما در اقتصاد نجات پيدا نكند و وابستگى اقتصادى داشته باشد، همه جور وابستگى دنبالش مى آيد و وابستگى سياسى هم پيدا مى كنيم ، وابستگى نظامى هم پيدا مى كنيم براى اينكه وقتى ما چيزى نداشتيم ، دستمان به طرف آمريكا دراز مى شود و آمريكا همه چيز را به ما تحميل مى كند. ما وقتى مى توانيم زير بار او نرويم كه قدرتمند باشيم خدا به ما زمين داده ، آب هم داده ، ولى زمين هاى موات زياد و آب ها هم هرز مى رود، رود كارون همين طورى هرز مى رود و زمين هاى اطرافش هم همين طور موات مانده است . بايد همه دست به دست هم بدهند و كار كنند.(420)
احتياج به دشمن دردناك است ، ما محتاج باشيم كه در گندم مان ، در برنج مان در ساير غذاهامان به دشمن هاى خودمان مثل آمريكا، اين امر دردناكى است كه بايد ملّت ما اين امر را طورى كنند كه انشاء الله خودكفا شويم .(421)
عيب است از يك مملكت اسلامى كه محتاج باشد در ارزاقش ، آن هم به دشمن هاى خودش آمريكا كه دشمن ماست ما اگر محتاج به او باشيم براى ما سرشكستگى است كارى بكنيد كه خودكفا بشويد و خودتان را از اين زمين خدا و از اين آب خدا ارزاق خودتان را بيرون بياوريد و اميد است انشاء الله كه صادرات داشته باشيد.(422)
براى ما ننگ است كه در ارزاقمان دستمان را پيش آمريكا دراز بكنيم . ما بايد جديت كنيم . خداوند به ما هم زمين داده ، هم آب داده است و هم بركات آسمانى هست بايد كار كنيم تا خودكفا باشيم ، بلكه انشاء الله صادرات هم داشته باشيم .(423)
چقدر براى يك مملكتى عيب است و سرشكستگى كه دستش را دراز كند طرف آمريكا كه گندم بده ، كشكول گدائيش را باز كند پيش دشمنش و از او بخواهد كه رزقش را بدهد، چقدر براى ما سرشكستگى دارد تا بناى بر اين اين ملّت بناى بر اين نگذارد كه كشاورزيش را تقويت كند و بسازد به آنكه خودش به دست مى آورد، ما نمى توانيم استقلال پيدا كنيم .(424)
ه‍ - راهبردهاى دفاعى
1 - آمادگى دفاعى
من مجددا به همه ملت بزرگوار ايران و مسوولين عرض مى كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترين ساده انديشى اين است كه تصور كنيم جهانخواران خصوصا آمريكا و شوروى از ما و اسلام عزيز دست برداشته اند لحظه اى نبايد از كيد دشمنان غافل بمانيم ، در نهاد و سرشت آمريكا و شوروى كينه و دشمنى با اسلام ناب محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - موج مى زند بايد براى شكستن ، امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگيرى از سيل آفت ها به سلاح پولادين صبر و ايمان مسلح شويم . ملتى كه در خط اسلام ناب محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى است ، بايد همه افرادش بسيجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد.(425)
2 - بسيج عمومى
اينجانب از ملت شريف ايران و از جوانان برومند كه از بسيج عمومى استقبال نمودند تشكر مى كنم . دفاع از اسلام و كشور اسلامى امرى است كه در موقع خطر تكليف شرعى ، الهى و ملى است و بر تمام قشرها و گروه ها واجب است . در اين موقع حساس كه ملت با دشمنان سرسخت و ابرقدرت ها خصوصا امريكا كه با مداخله جنابتكارانه خودش در طول سلطنت غاصبانه محمدرضا پهلوى ، ملت ما را از رشد سياسى و فرهنگى و اقتصادى بازداشت و ذخاء ر اين ملت فقير را به يغما برد، مواجه است ، اگر غفلت شود و با قدرت و پشتكار در مقابل دشمنان بشريت خود را مهيا نكند و با بسيج عمومى كه به خواست خداوند متعال هيچ قدرتى نمى تواند با آن مقابله كند مهياى دفاع از كشور اسلام نشود، خود را و كشور خود را با دست خود به تباهى كشانده است . من از آنچه تاكنون به همت مردان و زنان باشرف و رزمنده شده است ، اميد آن دارم كه در بسيج همه جانبه آموزش نظامى و عقيدتى و اخلاقى و فرهنگى با تاييد خداوند متعال موفق شوند و دوره تعليمات و تمرين هاى عملى نظامى و پارتيزانى و چريكى را شايسته و به طورى كه سزاوار يك ملت اسلامى بپا خاسته است ، به پايان رسانند.(426)
3 - تشكيل بسيج طلبه و دانشجو
خلاصه كلام ، اگر بر كشورى نداى دلنشين تفكر بسيجى طنين اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الاهر لحظه بايد منتظر حادثه باشيم . بسيج بايد مثل گذشته و با قدرت و اطمينان خاطر به كار خود ادامه دهد. امروز يكى از ضرورى ترين تشكل ها، بسيج دانشجو و طلبه است . طلاب علوم دينى و دانشجويان دانشگاه ها بايد با تمام توان خود در مراكزشان از انقلاب و اسلام دفاع كنند، فرزندان بسيجيام در اين مراكز، پاسدار اصول تغييرناپذير((نه شرقى و نه غرب))باشند امروز دانشگاه و حوزه از هر محلى بيشتر به اتحاد و يگانگى احتياج دارند فرزندان انقلاب به هيچ وجه نگذارند ايادى آمريكا و شوروى در آن دو محل حساس نفوذ كنند تنها با بسيج است كه اين مهم انجام مى پذيرد و مساء ل اعتقادى بسيجيان به عهده اين دو پاسگاه علمى است حوزه علميه و دانشگاه بايد چهارچوب هاى اصيل اسلام ناب محمدى را در اختيار تمامى اعضا بسيج قرار دهند بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است ، چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيست ، بايد هسته هاى مقاومت را در تمامى جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد.(427)
و - سياست خارجى نظام اسلامى
1 - تغيير معادلات سياسى جهان
ما معادله جهانى و معيارهاى اجتماعى و سياسى اى كه تا به حال به واسطه آن تمام مسايل جهان سنجيده مى شده است را شكسته ايم . ما خود چهارچوب جديدى ساخته ايم كه درآ ن عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفته ايم ، از هر عادلى دفاع ميكنيم و بر هر ظالمى مى تازيم ، حال شما اسمش را هر چه مى خواهيد بگذاريد. ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت ، اميد است كسانى پيدا شوند كه ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراى امنيت و ساير سازمان ها و شوراها را بر اين پايه بنا كنند، نه بر پايه نفوذ سرمايه داران و قدرتمندان كه هر موقعى كه خواستند هر كسى را محكوم كنند، بلافاصله محكوم نمايند.(428)
2 - صدور انقلاب
خطر امريكا به حدى است كه اگر كوچكترين غفلتى كنيد نابود مى شويد. هر دو ابر قدرت كمر به نابودى ملل مستضعف بسته اند و ما بايد از مستضعفين جهان پشتيبانى كنيم . ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اينكه ما انقلابمان را صادر نمى كنيم كنار بگذاريم ، زيرا اسلام بين كشورهاى مسلمان فرقى قاء ل نمى باشد و پشتيبان تمام مستضعفين جهان است . از طرف- ديگر تمام قدرتها و ابرقدرتها كمر به نابودى مان بسته اند و اگر ما در محيطى در بسته بمانيم قطعا با شكست مواجه خواهيم شد. ما بايد حسابمان را صريحا با قدرت ها و ابرقدرت ها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتارى هاى مشقت بارى كه داريم ، با جهان برخوردى مكتبى مى نماء يم .(429)
البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ايم كه در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم ، حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراطورى بزرگ مى گذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مى كنيم . ما در صدد خشكانيدن ريشه هاى فاسد صهيونيزم ، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم ، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظام هايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديده اند نابود كنيم و نظام اسلام رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترويج نماييم ، و دير يا زود ملت هاى در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهى و مصونيت كارگزاران آمريكايى - حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد - جلوگيرى مى كنيم . انشاءالله ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج ، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با آمريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ آمريكا و شوروى را به صدا درآوريم . مسلمانان جهان و محرومين سراسر گيتى از اين برزخ بى انتهايى كه انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفريده است ، احساسغرور و آزادى كنند و آواى آزادى و آزادگى را در حيات و سرنوشت خويش ‍ سر دهند و بر زخم هاى خود مرهم گذارند، كه دوران بن بست و نااميدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است و گلستان ملت ها رخ نموده است . و اميدوارم همه مسلمانان شكوفه هاى آزادى و نسيم عطر بهارى و طراوت گل هاى محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند، همه بايد از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونى كه كارگزاران سياست آمريكا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند، به درآييم و به سوى دريايى كه زمزم از آن جوشيده است روانه شويم و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس آمريكا و آمريكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خويش شستشو دهيم .(430)
3 - پشتيبانى از نهضتهاى اسلامى
ملت آزاده ايران هم اكنون از ملت هاى مستضعف جهان در مقابل آنان كه منطقشان توپ و تانك و شعارشان سرنيزه است كاملاپشتيبانى مى نمايد. ما از تمام نهضت هاى آزاديبخش در سراسر جهان كه در راه خدا و حق و حقيقت و آزادى مبارزه مى كنند، پشتيبانى مى كنيم . ملت هاى برادر عرب و برادران لبنان و فلسطين بدانند كه هر چه بدبختى دارند از اسراء يل و آمريكاست ، هر چه گرفتارى دارند از اختلاف بين سران كشورهاى اسلامى است . بايد متحد شوند و با نيروى ايمان ، اسراء يل ريشه فساد منطقه را از بن بركنند.(431)
ايران به عنوان يك دژ نظامى و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تامين و آنان را به مبانى عقيدتى و تربيتى اسلام و همچنين به اصول و روش هاى مبارزه عليه نظام هاى كفر و شرك آشنا مى سازد.(432)
4 - تشكيل مجمع جهانى حزب الله (حزب مستضعفين )
من يك پيشنهادى در چند روز پيش از اين كردم كه اگراين پيشنهاد را عمل بكنند، اين اسباب اين مى شود كه روابط انشاء الله كم كم پيدا بشود و ايجاد يك حزب مستضعفين ، تمام مستضعفين دنيا اعم از مسلم و غير مسلم ، اين دولت هاى غير اسلامى كه به مردم ظلم مى كنند، ملت ها اينطور نيستند، ملت مثلاآمريكا، ملت فرانسه آنهائى كه ظلمى نمى خواهند بكنند، آن كه ظلم مى كند، آن كه خلاف مى كند، دولت ها هستند، آنها هم مستضعفين شان گرفتار مستكبرين است و اگر يك حزبى در عالم پيدا بشود، يك حزب عالمى ، حزب مستضعفين كه همان حزب الله است ، اينهمه مشكل رفع بشود، با رفع اين دو اشكال ، تمام مشكلات مسملين رفع مى شود، هيچ قدرتى با اين قدرت ها نمى تواند مقابله بكند.(433)
اكنون كه نمونه اى از پيوند مستضعفين در بلاد مسلمين تحقق پيدا كرد، اين نمونه بايد به يك سطح وسيع ترى در تمام قشرهاى انسانهاى تاريخ تحقق پيدا كند به اسم حزب مستضعفين كه همان حزب الله است و موافق اراده خداى تبارك و تعالى است كه مستضعفين وارث ارض بايد بشوند. ما از جميع مستضعفين عالم دعوت مى كنيم كه با هم در حزب مستضعفين وارد بشوند و مشكلات خودشان را با دستجمع و اراده مصمم عمومى رفع كنند وهر مساله اى كه در هر جا ودر هر ملتى پيش مى آيد، بوسيله حزب مستضعفين رفع بشود.(434)
5 - بهره گيرى از فريضه حج
در هرجا هستيد مردم را بخواهيد آنجا و مساء ل حج را برايشان با قاعده گوشزد كنيد، بگوء يد همين طور واجباتش را، محرماتش را، اينطور چيزها و علاوه بر اين ، آن مساء لى كه بايد، با مسلمين در ميان بگذاريد، معاشرت كنيد با آنها البته با يك نظامى و به آنها حالى كنيد كه آقا چرا نشسته ايد كه آمريكا از آن ور دنيا دستش را دراز كند و شما را بخواهد اداره كند بخواهد خليج فارس را، خليج فارس به توچه كار دارد؟ تو چكاره هستى كه از آن ور مى خواهى خليج فارس را تامين كنى ؟ ما خودمان بايد بكنيم ، به شما چه ربطى دارد؟ مسلمان ها خودشان بايد بكنند، خليجى ها بايد بكنند اين را. ما ميل داريم كه با همه كشورهاى اسلامى برادر باشيم ، با همه حكومت ها در عين حالى كه اعوجاج دارند برگردند و با ما دست اخوت بدهند. ما صلاح همه را مى خواهيم ما مى خواهيم كه آنها عزيز باشند . ما مى خواهيم آنها نوكر امريكا نباشند. آمريكا از آن ور دنيا آقايى نكند به شما.(435)
6 - احياى مراسم برائت
راستى كدام انسان عاقلى است كه بت پرستى جديد و مدرن را در شكل ها و افسون ها و ترفندهاى ويژه خود نشناخته باشد و از سلطه اى كه بتخانه هايى چون كاخ سياه بر ممالك اسلامى و خون و ناموس مسلمين و جهان سوم پيدا كرده اند، خبر نداشته باشد. امروز فرياد براء ت ما از مشركان و كافران ، فرياد از ستم ستمگران و فرياد امتى است كه جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در راس آنان آمريكا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايه اش به غارت رفته است .(436)
فرياد براء ت ما، فرياد براء ت همه مردمانى است كه ديگر تحمل تفرعن آمريكا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند و نمى خواهند صداى خشم و نفرتشان براى ابد در گلوهاى شان خاموش و افسرده بماند و اراده كرده اند كه آزاد زندگى كنند و آزاد بميرند و فريادگر نسل ها باشند.(437)
بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شيرين حج در سال گذشته ، فلسفه اصرار جمهورى اسلامى ايران را بر راهپيمايى براء ت از مشركين به خوبى درك نكرده بودند و از خود و ديگران سوال مى كردند كه در سفر حج و در آن هواى گرم چه ضرورتى به راهپيمايى و فرياد مبارزه است و اگر هم فرياد براء ت از مشركين هم سر داده شود، چه ضررى متوجه استكبار مى شود؟ و چه بسا افراد ساده دلى تصور مى كردند كه دنياى به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اين گونه مسايل سياسى را خواهد داشت ، كه به مخالفان خود حتى بيش از اين هم اجازه حيات و تظاهرات و راهپيمايى خواهند داد. و دليل اين مدعا اجازه راهپيمايى هايى است كه در كشورهاى به اصطلاح آزاد غرب داده مى شود. ولى اين مساله بايد روشن باشد كه آن گونه راهپيمايى ها هيچ گونه ضررى براى ابرقدرت و قدرت ها ندارد راهپيمايى مكه و مدينه است كه بسته شدن شيرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد، راهپيمايى هاى براء ت در مكه و مدينه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و آمريكاختم مى شود، و درست به همين جهت است كه با كشتار دستجمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگيرى مى شود، و در پناه همين براء ت از مشركين است كه حتى ساده دلان مى فهمند كه نبايد سر بر آستان شوروى و آمريكا نهاد.(438)
7 - تذكر به دولتهاى اروپايى
همچو نيست كه همه نوكر آقاى كارتر باشند و يا وابسته به آمريكا باشند، همه اينها خودشان استقلال دارند، خودشان عقل دارند، عيب است براى يك اروپائى كه دنبال آقاى كارتر باشد، آن هم دنبال چه ؟ دنبال اينكه راى براى او درست كند. همه ممالك غربى ، همه عقل شان را روى هم بگذارند و قوت ها، قوه هايشان را روى هم بگذارند و همه دنبال اين باشند كه آقاى كارتر راى پيدا بكند و غلبه بكند بر رقيب هاى خودش در قضيه جمهورى ، اين يك ننگى است براى بشر، براى انسان . مگر اروپائى ها يا سران كشورهاى اروپائى انسان نيستند، خوب آنها بايد توجه به اين معنا بكنند كه اين آقا آخر چه مى خواهد درست كند، اينكه توبره اش را برداشته و دور دارد مى گردد و گدائى مى كند كه اين اقتصاد، تو هم موافقت كن ، تو هم با ما موافقت كن ، تو هم با ما، اين دنبال اين مى گردد راى پيدا بكند، همه عالم خودشان را ذليل اين بكنند و زحمت براى خودشان ايجاد بكنند و ننگ براى خودشان ايجاد بكنند، اينهائى كه همه مى گويند ما براى حقوق بشر مثلااقدام مى كنيم ، يك سى و چند ميليون جمعيت را در محاصره اقتصادى ( به خيال خودشان ) در آورند و يك وقت هم فرض كنيد به محاصره نظامى در آورند، همه اش چه ؟ خوب براى چه شما اين كارها را مى كنيد؟ براى اينكه آقاى كارتر راى بياورد و چهار سال ديگر جنايتى بكند؟ من گمان نكنم كه يك كسى كه استقلال داشته باشد و قوه فكرى و استقلال فكرى داشته باشد اين زير اين بار برود كه همه قوه هايش را صرف بكند كه كه يك آقائى مى خواهد در آمريكا مثلاچه بكند، خودش را رسوا بكند.(439)
ز - ارائه سياستهاى راهبردى به دولتهاى منطقه
1 - اتحاد اسلامى
بالاخره مسلمين بايد فكر بكنند، اين مسلمان ها و اين اعراب كه تقريبا اكثر بسيارى از مسلمين را تشكيل مى دهند و گرفتار دست اينها هستند، اينها فكر بكنند كه نبايد اينطور خودشان را دست آنها بدهند كه هر جا الان لبنان را آنطور كرده اند، لبنانى ديگر براى كسى نمانده است . خوب ، چرا اين اختلافات را شما دست بر نمى داريد تا اينكه اينها نتوانند بيايند سراغ شما و چرا بايد آنها بيايند و مردم را آنطور اذيت بدهند به اسم اينكه ما مى خواهيم اصلاح بكنيم ؟(440)
بايد دولت هاى منطقه اين مطلب را بفهمند كه اگر چنانچه با اسلام آشنا بشوند و با ايران دست برادرى بدهند، ايران مى تواند آنها را از شر همه قدرت ها نجات بدهد و آنها ديگر انشاء الله و آنها ديگر خوف اينكه اگر ما چه بكنيم آمريكا چه مى كند، نداشته باشند. خوب ، ما همان هائى كه شما مى ترسيد عمل كرديم . ما يك نوكر نشاندار بزرگى از آمريكا بيرون كرديم و ما سفارت امريكا كه اسمش سفارت بود و جاسوسخانه بود، بستيم و تصرف كرديم و ما جاسوس هاى امريكائى را بيرون كرديم و ما مستشارهاى امريكائى را بيرون كرديم و امريكا هم نتوانست كارى بكند، مى خواست بكند و- ما در صورتى ك- ايران در صورتى كه يك جمعيت محدود فوقش ‍ چهل ميليونى دارد و يك مهمات و اسلحه محدود دارد، در عين حال ايستاده در مقابل همه قدرت ها و از هيچ قدرتى هم باك ندارد، براى اينكه به يك قدرت اتكال دارد و او خداست . وقتى به او اتكال داشت و اتصال داشت ، احتياج به اينكه به ديگران اتصال پيدا كند ندارد وقتى بناشد يك جمعيت چهل ميليونى بتواند در مقابل آمريكا و در مقابل شوروى ، در مقابل فرانسه و در مقابل همه اينها بايستد، يك ملت اگر يك ميلياردى شد، آنوقت كسى مى تواند با او مخالفت كند؟ اين مسلمان ها كه قريب يك ميليارد جمعيت دارند، لكن متفرق از هم هستند، هر كدام يك سازى مى زنند، دولت هايشان با ملت هايشان مخالفند، ملت ها هم با دولت ها همين طور، هر دولتى هم با دولت ديگر اگر هم بگويد دوستم ، دروغ مى گويد.(441)
اگر دولت هاى اسلامى با هم وحدت كلمه پيدا بكنند، چه احتياج به به اين است كه ما دستمان را پيش آمريكا دراز كنيم يا پيش شوروى ؟ ما چه احتياجى به آنها داريم ؟ احتياج وقتى پيدا مى شود كه مثل حالامتفرق باشند، كشورها از هم جدا باشند. چرا بايد كشورها كه يك همچو پشتوانه عظيم دارند و آن قرآن كريم و اسلام عزيز و خداى بزرگ است ، چرا بايد با يك همچو پشتوانه اى كه آنها را داء م دعوت مى كند به وحدت و از تفرقه اندازى و تفرقه چيزشان مى كند آنها را منع مى كند، چرا بايد ما در مقابل كتاب خدا و در مقابل اسلام عزيز تفرقه بيندازيم ؟ ايران يك كشورى است كه از اولى كه نهضت كرده و ماقبل او، كشور متعهد اسلامى بوده است و الان هم در مقابل همه قدرتهائى كه بر خلاف اسلام هستند قيام كرده است و دارد به پيش مى رود. چه شده است كه بايد دعوت كنيد دولتهاى اسلامى را به ضد اسلام ، به ضد كشور اسلامى ؟ اين كشور اسلامى كه براى اسلام دارد زحمت مى كشد و براى اسلام دارد شهيد مى دهد و براى اسلام دارد آواره مى شود، چرا بايد آنهائى كه دولت هاى اسلامى هستند وادعاى اسلام مى كنند جبهه بندى بكنند در مقابل يك همچو كشورى ؟ اينها ديده اند كه ملت ايران در عين حالى كه يك ملت كوچكى است لكن يك پشتوانه بزرگ دارد و آن خدا و اسلام است ، در مقابل همه قدرتها.(442)
2 - اخوت ايمانى
متصديان محترم جمهورى اسلامى كرارا تذكر دادند كه دولت و ملت جمهورى اسلامى ، طالب اخوت ايمانى با مسلمانان جهان و منطقه و طالب زيست مسالمت آميز با همه كشورهاى عالم است و امروز نيز كه تنها قدرت منطقه است ، همان مطلب را تكرار مى كنند و صلاح مسلمانان را در وحدت مقابل جهانخواران و سلطه جويان مى دانند و نفاق و تفرقه را همان نحو كه قرآن كريم فرموده است موجب شكست و هلاكت مى دانند. بايد دولت هاى منطقه بدانند كه در وقت گرفتارى آنان ، آمريكا و هيچ قدرت ديگر پشتيبانى از آنان نخواهند كرد.(443)
3 - ارتباط با قدرت اسلامى منطقه
كلام آخر با دولت هاى منطقه است كه همچون صدام بدبخت آلت دست آمريكا شده اند و براى رضاى آمريكا و اسرا ء يل و براى حفظ منافع آنها بويژه آمريكا مى خواهند خود را به خذلان اخروى و هلاكت و ننگ دنيوى دچار كنند، نصيحت مى كنم كه شما در اين چهار سال كه از عمر جمهورى اسلامى مى گذرد مشاهده كرديد كه قدرت هاى بزرگ و اكثر دولت هاى منطقه در محو آثار نبوت و قرآن كريم كوشش كردند و با تمام قواى مادى و معنوى از دشمن اسلام حمايت كردند و كرديد، ولى جمهورى اسلامى به عنايت خداوند متعال و پشتيبانى ملت عظيم القدر ايران با قدرت و بدون اتكال به غير خداوند متعال به پيش مى رود و همه كوشش هاى شما و ذخيره هاى ملت هاى مظلومتان به باد فنا رفت . از اين كار بيهوده و زيانبار دست برداشته و با جمهورى اسلامى كه تنها قدرت بزرگ و برومند منطقه است دوستى كنيد و مطمء ن باشيد كه آمريكا در شدت ها و گرفتارى ها به شما كمك موثر نخواهد كرد و شما را چنانچه از تحليل دولت آمريكا معلوم است ، براى منافع خود ميخواهد و از اسراء يل اين دشمن اسلام و عرب جانبدارى نكنيد كه اين افعى افسرده اگر دستش برسد به صغير و كبير شما رحم نميكند.(444)
4 - عبرت گيرى از حوادث منطقه
من باز هم از باب اينكه مى خواهيم با همه مسلمين ، با همه دولت ها به طور مدارا رفتار كنيم و هيچ وقت ميل نداريم كه با خشونت رفتار كنيم ، از آنها مى خواهيم كه تجديدنظر بكنند در افكار خودشان . آن روزى كه شما گرفتار بشويد آمريكا به دردتان نمى خورد. همانطورى كه امروز صدام آمريكا به دردش نمى خورد. هى مى گويد ما بى طرفيم نمى تواند بگويد من هم طرفم اصلااينها مى خواهند يك دسته اى را به جان هم بريزند و استفاده اش را آنها بكنند. آنها حاضر نيستند كه سربازهاى خودشان را به كشتن بدهند براى خاطر صدام و براى خاطر ديگران . ساير حكومت هاى منطقه بيدار بشوند و گرفتارى صدام براى آنها عبرت باشد و خداى تبارك و تعالى اگر چنانچه آنها برگردند و به طريق اسلامى برگردند، خداى تبارك و تعالى بخشنده است و ما هم تابع احكام خدا هستيم .(445)
5 - حسن همجوارى
مكررا دولتمردان ايران در هر فرصتى اعلام نموده اند كه جمهورى اسلامى مايل است با همه همجواران و ديگران با صلح و صفا زندگى كند و از دولت هاى اسلامى اگر مورد تهاجم واقع شوند پشتيبانى مى كند، لكن در مقابل كج رفتارى ها و ستمگرى ها و اسلام شكنى ها با قامت بلند ايستاده است و از هيچ قدرتى باك ندارد و چون براى نصرت خداوند بپا خواسته به وعده او دل بسته است و اميد نصرت او را دارد و او فرموده است:(( ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم )).(446)
6 - الگوگيرى از دولت و ملت ايران
و از اينجا بايد به همه كشورهاى اسلامى تذكر بدهم و اخطار كنم كه شماهادر اشتباه هستيد شماها كه اتكالتان را از خدا برداشته و به قدرت هاى دنيوى مثل شوروى ، مثل آمريكا اتكال پيدا كرده ايد و ملت هاى شما از شما متنفرند ولهذا اگر يك روز سرنيزه را برداريد نابود خواهيد شد. شما به خود آء يد و اين رويه را ترك كنيد، شما از ملت ايران و دولت ايران الگو بگيريد، ملت ايران الان آرامش را در كشور ايجاد كرده است و خود آرامش ‍ را ايجاد مى كند بدون اتكال به يك قدرت ديگرى . دولت هم اتكال از سرنيزه را برداشته و اتكال به خداو به ملت كرده است ، از اين جهت هيچ اتفاقى نمى افتد از كشته شدن و شهيد شدن رء يس جمهور يا شهيد شدن نخست وزير. اينها براى اين است كه ما در زير پرچم مبارك اسلام و اتكال به خداى تبارك و تعالى و ملت ما وفادار به اسلام است . ملتهاى اسلامى ديگر هم اتكالشان به خدا و اسلام است . دولت ها كارى بكنند كه جلب نظر ملت را بكنند، دولت ها بناشان بر اين نباشد كه در سايه سرنيزه حكومت كنند. شما دولت هاى اسلامى به اندازه محمدرضا نه قدرت داشتيد و نه پشتيبان ، پشتيبان او همه قدرت هاى عالم بود.(447)
7 - دفع دشمن مشترك
اسلحه دست شماست ، لكن بايد آن كسى كه اسلحه دستش است بداند چه مى كند، بداند در كجا بايد به كار ببرد، شما اسلحه دست گرفتيد و به اسلام صدمه مى زنيد. شما مى دانيد كه جمهورى اسلامى مى خواهد اسلام باشد در اين كشور و در همه كشورها، لكن اسلحه هاتان را دست گرفتيد و بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى عمل مى كنيد . اسلحه داريد، لكن نمى دانيد كجا عمل كنيد. شما اگر با هم متحد بشويد، همين حكومت هاى عرب با هم متحد بشوند، ساير مسلمين هم همراه آنها هستند، ما هم همراه آنها هستيم ، متحد بايد بشوند بشوند و آمريكا را بگويند تو چكاره هستى كه آمدى خليج فارس را مى خواهى اداره بكنى ؟ به تو چه ربط دارد؟(448)
ايران مطرح است همه جا، در همه دنيا مطرح است ايران و همه از اين جنبش ايرانى و اسلامى وحشت دارند با اينكه ملت هاى اسلامى و دولت هاى اسلامى ، ملت ها كه وحشت ندارند دولت هاى اسلامى هم نبايد وحشت داشته باشند، براى اينكه ايران بنا ندارد به اينكه دولت هاى اسلامى را كنار بگذارد، چى بشود، اميد دارد اسلام موفق بشود، آنها هم خودشان را با اسلام تطبيق كنند همه ما با آنها موافق هستيم و دشمن مشترك ما كه امروز اسراء يل و آمريكا و امثال اينهاست كه ميخواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع بكنيد، بعد كه دفع كرديد دشمن مشترك را، آنوقت ديگر هر كسى در محل خودش براى خودش حكومت هست .(449)
ح - ارائه دستور العمل به ملتهاى منطقه

-1هوشيارى
خواهران وبرادران عزيز! در هر كشورى كه هستيد از حيثيت اسلامى وملى خود دفاع كنيد و بى پروا در مقابل دشمنان خود يعنى امريكا وصهيونيزم بين المللى وابر قدرت هاى شرق و غرب ، بدون هيچ ملاحظه اى از ملت ها وكشورهاى اسلامى دفاع كنيد و مظالم دشمنان اسلام را بر ملاكنيد . برادران وخواهران مسلمان من ! آگاهيد كه تمام منافع مادى ومعنوى همگى ما را ابر قدرت هاى شرق وغرب مى برند ومارا در فقرو وابستگى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ونظامى قرار داده اند. به خود آء يد وشخصيت اسلامى خود را بيابيد. زير بار ظلم نرويد وهشيارانه نقشه هاى شوم جهانخواران بين المللى راكه در راس آن امريكاست افشا كنيد. امروز قبله اول مسلمين ، به دست اسراء يل اين غده سرطانى خاورميانه افتاده است ، امروز برادران فلسطينى ولبنانى عزيز ما را با تمام قدرت مى كوبد وبه خاك وخون مى كشد ، امروز اسراء يل با تمام وسايل شيطانى تفرقه افكنى مى كند، بر هر مسلمانى لازم است كه خود راعليه اسراء يل مجهز كند. امروز كشورهاى آفريقائى مسلمان مازير يوغ امريكا وساير اجانب و سرسپردگان آنان دست و پا مى زنند.(450)
ملت ها بايد خودشان راجع به اين مساء ل قيام كنند براى اينكه دولت ها هم غالبا- الاكمى اگر باشد- آنها هم دستشان با همان ابرقدرت ها توى هم هست و لهذا مى بينيد كه اينطور جناياتى كه از آمريكا واقع مى شود، مسلمان ها يعنى دولت هاى اسلامى هيچ از خودشان گرايشى نشان نمى دهند، گاهى هم اگر يكى شان يك چيزى بگويد، يك حرفى است ، بيش از يك حرف نيست . الان شما ديديد كه امريكا با اين جوان هاى عزيز ما، با اين دخترها، با اين پسرها، با اين دانشجوهاى عزيز چه رفتار وحشيانه كرد و آنها چه شجاعتى در مقابل پليس آمريكا از خود نشان دادند و در مقابل همه قدرتهائى كه آنجا بود و همه پليس ها و همه دستگاه هاى انتظامى ، اينها با مشت گره كرده ايستادند، تحمل كتك ها را كردند، تحمل جنايت هاى امريكا را كردند لكن از آن مساله اى كه پيش آنها مساله بود، اصلانگذشتند. مسلمين بايد از اين جوان ها، از اين جوان هائى كه از ايران در خارج هست ، چه در انگلستان و چه در اروپا و چه در امريكا هست ، تنبه پيدا كنند كه بايد چه كرد. ما دولت ها را ازشان مايوس هستيم لكن ملت ها ميزانند.(451)
تا ملت ها يك همچو انسجامى پيدا نكنند، بايد بدانند كه محكوم به حكومت هاى فاسد و محكوم به امريكاى جنايتكار و ساير ابرقدرت ها هستند.(452)
2 - وحدت كلمه
امروز جهان اسلام به دست آمريكا گرفتار است . شما براى مسلمانان قاره هاى مختلف جهان پيامى از خداوند ببريد، پيامى كه به غير از خدا بردگى وبندگى هيچ كس را نداشته باشيد. اى مسلمانان جهان ! واى پيروان مكتب توحيد! رمز تمام گرفتاريهاى كشورهاى اسلامى اختلاف كلمه وعدم هماهنگى است ورمزپيروزى وحدت كلمه وايجاد هماهنگى است . خداوند تعالى در يك جمله بيان فرموده :(( واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا ))اعتصام به حبل الله ، بيان هماهنگى جميع مسلمين است . همه براى اسلام وبه سوى اسلام وبراى مصالح مسلمين وگريز از تفرقه وجدائى و گروه گرائى كه اساس همه بدبختى ها وعقب افتادگى هاست . ازخداوند متعال عظمت اسلام و مسلمين ووحدت كلمه مسلمانان جهان راخواستارم .(453)
3 - غلبه بر ترس
ملت ها خوف نداشته باشند كه آمريكا چه مى كند، اينها طبل توخالى هستند، فرياد مى زنند و عمل نمى كنند شما ببينيد آمريكا راجع به تروريست ها كه همه و ما با آن مخالفيم ، چه گفت و چه كرد مرتب دنبال اين بودند آنها را به يكى از كشورهاى مخالف خود بچسبانند كه نتوانستند. و تشرهاى اينها توخالى است و هيچ خبرى نمى شود و ملت ها نبايد بترسند و بايد راه خودشان را طى كنند و اسلام و خدا پشتيبان آنان است .(454)
اميدوارم كه همه مسلمين بيدار بشوند و توجه بكنند به اينكه اگر چنانچه جلوى آمريكا و اين مهره هاى آمريكا كه براى خاطر آمريكا و منافع او به اسلام صدمه وارد مى آورند مثل اسراء يل و مثل صدام ، انشاء الله مردم بيدار بشوند و بفهمند اگر به اينها مهلت داده بشود، همه مسلمين به تباهى كشيده خواهند شد و آمريكا محدود نيست آمالش به يك كشور و دو كشور، و اينها، هرجائى را مى خواهد او تحت سيطره او باشد و امروز روزى است كه ما اعتقادمان اين است كه بايد مسلمين با هم متحد بشوند و تو دهنى بزنند به آمريكا و بدانند كه مى توانند، توانائى اين امر را دارند، هم قدرت پرسنلى و افراد دارند، و هم ملت باهاشان موافق است ، اگر امرى بكنند، كارى بكنند، و هم امكانات زياد دارند، شريان حيات آمريكا و غرب بسته به نفت اين منطقه است .(455)
5 - بسيج جهانى مسلمين
اميد اين را داريم كه همه ملت هاى اسلامى به ما بپيوندند اين نزاعى كه ، مبارزه اى كه الان بين كفر و اسلام است ، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست ، بين اسلام است و كفر، اگر چنانچه غلبه كنند خداى نخواسته اينها بر نهضت ما كه نخواهند كرد اين غلبه ، غلبه بر اسلام است ، غلبه بر مسلمين است بايد همه مسلمين بدانند كه مقدرات ما الان تنها نيست كه بين وجود و عدم است ، مقدرات اسلام ، مقدرات همه مسلمين است ، همه مسلمين در اين مساله با هم بايد شركت كنند كه اگر اين نهضت خداى نخواسته به سستى گرايد يا از بين برود حساب شرق و حساب تمام شرق و خصوصا مسلمين خواهند به تباهى كشيد من از همه ملتهاى اسلامى ، از همه مسلمين ، از همه ارتش هاى اسلامى ، از همه قواى انتظامى اسلامى ، از همه روساى جمهور ممالك اسلامى مى خواهم كه با اين نهضت ما همراه باشند با اين مقابله اى كه ما بين كفر و اسلام است ، نه مابين ايران و آمريكا، مابين تمام كفر و تمام اسلام است مسلمين بپاخيزند، برخيزند و در اين معارضه پيروز شوند و پيروز خواهند شد و از اين طبل هاى ميان تهى نترسند، نترسند كه آمريكا يك قدرت بزرگ است ، يك قدرت شيطانى است و مى تواند كه با يك روز همه را به هم بزند، اينها تبليغات است آمريكا نمى تواند اين كار را بكند، در مقابل مسلمين نمى تواند آمريكا خودنمائى كند دنيا توجهش الان به اين مبارزه است ، دنيا الان توجه به اين دارد كه در اين مبارزه چه خواهد شد و خود مملكت آمريكا در آن اختلاف واقع شده است ، سياه هاى آمريكا كه در تحت ظلم آمريكا بودند الان آنها هم موافقت با ما دارند و ممكن است آنها هم قيام بكنند بايد مسلمين در يك چنين موقع حساسى كه ما مقابل ايستاديم در مقابل آمريكا و در مقابل دسايس شيطانى او، با ما موافقت كنند، با ما همراهى كنند، ما و خود را از هم بدانند، مملكت ايران را با ساير ممالك ، با پاكستان ، با عراق ، با اندونزى ، با تمام اين ممالك اسلامى يك بدانند و همه قيام كنند و همه تظاهر كنند در مقابل اين ظلمى كه اين شخص ‍ به ما دارد مى كند.(456)
استكبار از همه كمينگاه هاى سياسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله كرده است انقلاب اسلامى ما تاكنون كمينگاه شيطان و دام صيادان را به ملت ها نشان داده است جهانخواران و سرمايه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنيم و هشدار ندهيم ، و حال آن كه اين وظيفه اوليه ما و انقلاب اسلامى ماست كه در سراسر جهان صلازنيم كه اى خواب رفتگان اى غفلت زدگان بيدار شويد و به اطراف خود نگاه كنيد كه در كنار لانه هاى گرگ ، منزل گرفته ايد برخيزيد كه اين جا جاى خواب نيست و نيز فرياد كشيم سريعا قيام كنيد كه جهان ايمن از صياد نيست آمريكا و شوروى در كمين نشسته اند و تا نابودى كاملتان از شما دست برنخواهند داشت راستى اگر بسيج جهانى مسلمين تشكيل شده بود، كسى جرات اين همه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسولالله صلى الله عليه و آله و سلم داشت ؟(457)
اى ملت هاى مسلم اى ملت هاى مظلوم همه كشورهاى اسلامى اى ملتهاى عزيزى كه در تحت سلطه اشخاصى واقع شديد كه ذخاير شما را تقديم امريكا مى كنند و شما خودتان با زحمت و ذلت زندگى مى كنيد بيدار بشويد، برخيزيد از جا اى مستضعفين جهان برخيزيد و در مقابل ابرقدرت ها بايستيد... آمريكا، از آن طرف عالم مى آيد و مى خواهد به ما حكومت كند و ما و شما و همه را تحت قدرت خودش قرار بدهد و ذخاير ما را هم از بين ببرد و مع الاسف دولت ها هم با او موافقت مى كنند.(458)
6 - به كارگيرى جوانان شهادت طلب
مسلمانان تمامى كشورهاى جهان ! از آن جا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شده ايد بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نماييد، به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشيد بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد كه عزت و حيات در سايه مبارزه است و اولين گام در مبارزه ، اراده است و پس از آن تصميم بر اين كه سيادت كفر و شرك جهانى خصوصا آمريكا را بر خود حرام كنيد.(459)
7 - احياى مجد و عظمت اسلام
در يك همچو زمانى كه سياست هاى ابر قدرت ها بلعيدن همه جاست مسلمين بايد بيدار بشوند، ملت ها، دولت ها رامن از اكثرشان مايوس هستم لكن ملت ها بايد بيدار بشوند وهمه تحت لواى اسلام و تحت سيطره قرآن باشند. الحمد لله مسلمين ، هم عده شان قريب به يك ميليارد هست و هم ممالكشان يك ممالكى است غنى و ثروتمند و هم افرادشان افراد لايق ، لكن آنهائى كه مى خواهند در اين ممالك حكومت كنند به واسطه تبليغات سوئى كه در طول چند صد سال تقريبا كرده اند و نفوذى كه در دانشگاه ها، در جاهائى كه مراكز تربيت ابناء مسلمين است كرده اند، مسلمين را طورى كردند كه از خودشان مايوس شدند، يعنى خودشان را گم كردند بايد مسلمين جديت كنند مجد خودشان را پيدا كنند.(460)
8 - تلاش براى تعادل قواى سياسى در جهان
مسلمانان بايد بدانند تا زمانى كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، هميشه منافع بيگانگان بر منافع آنان مقدم مى شود. و هر روز شيطان بزرگ يا شوروى به بهانه حفظ منافع خود حادثه اى را به وجود مى آورند. راستى اگر مسلمانان مسايل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اكنون اگر آمريكا يك كشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خويش با خاك يكسان كند، چه كسى جلوى او را خواهد گرفت ؟ پس راهى جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت ها و خصوصا آمريكا را شكست ، و الزاما يكى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى ، كه در مكتب ما هر دوى آنها پيروزى است كه انشاء الله خداوند قدرت شكستن چهارچوب سياست هاى حاكم و ظالم جهانخواران و نيز جسارت ايجاد داربست هايى بر محور كرامت انسانى را به همه مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهى نمايد.(461)
9 - پيروى از شيوه انقلاب اسلامى
امروز ايران اسلامى به بركت ايمان قوى و تعهد به اسلام و تحول عظيمى كه در اقشار مختلفه حاصل شده است ، دست شرق و غرب و انگل هاى منحرف را از كشور خود كوتاه و به هيچ قدرتى اجازه نمى دهد كوچكترين دخالتى در كشور اسلامى ايران نمايد و اين خود حجت قاطعى است براى مسلمانان و مظلومان جهان كه با خواست ملت ها كسى نمى تواند دست تجاوز دراز كند و با آن مخالفت نمايد. و ملتى كه بين ذلت و شهادت ، دومى را انتخاب نموده است ، شكست پذير نيست و ملت هاى مظلوم جهان چاره اى جز اين ندارند و دولت هاى ملت هاى اسلامى نيز اگر با توده هاى محروم همگام و همراه شوند، از اين پيوستگى و وابستگى ذلت بار كه هزار بار مرگ بهتر از آن است نجات پيدا مى كنند و با عزت و ارزش هاى انسانى هماغوش مى شوند از خداوند تعالى مسالت مى نمايم كه همه ما را به تكاليف الهيه و وظايف انسانيه آشنا فرمايد.(462)
10 - بهره بردارى از ايام الله
مسلمانها ننشينند كه حكومتهاشان برايشان عمل بكنند، واسلام را از دست صهيونيسم نجات بدهند، ننشينند كه سازمانهاى بين المللى براى آنها كار بكند، ملت ها خودشان بايد قيام كنند در مقابل اسراء يل ، ملت ها بايد خودشان قيام كنند و حكومت هاى خودشان را وادار كنند كه در مقابل اسراء يل بايستند و اكتفا نكنند به محكوم كردن . همان هائى كه با اسراء يل عقد اخوت هم دارند، آنها هم محكوم مى كنند اسراء يل را لكن يك محكوميتى كه با صورت جدى و به حسب واقع شوخى است . اگر مسلمين نشستند كه امريكا براى آنها كار بكند يا دست نشانده هاى امريكا براى آنها كار بكند، اين قافله تا ابد لنگ خواهد بود. يكى از روزهائى كه براى وحدت مسلمين ، مسلمين آگاه ، از سالهاى طولانى انتخاب كردند، مساله اين است كه به اعياد از قبيل مولود رسول اكرم يا ساير مواليد و ساير ايام الله مردم احترام قاء ل بشوند و اجتماع كنند در محافل و موجب تحكيم وحدت آنهابشود.(463)
11 - رسالت مهم علماى جهان اسلام
علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفكران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسء وليت و عمل به وظيفه سنگين هدايت و رهبرى مردم ، مى توانند دنيا را در قبضه نفوذ و حاكميت قرآن درآورند و جلوى اين همه فساد و استثمار و حقارت مسلمين را بگيرند و از لانه كردن شياطين كوچك و بزرگ و خصوصا آمريكا در ممالك اسلامى جلوگيرى كنند و به جاى نوشتن و گفتن لاطاء لات و كلمات تفرقه انگيز و مدح و ثناى سلاطين جور و بدبين كردن مستضعفان به مسايل اسلام و ايجاد نفاق در صفوف مسلمين به تحقيق و نشر احكام نورانى اسلام همت بگمارند و با استفاده از اين درياى بيكران ملت هاى اسلامى ، هم عزت خود را و هم اعتبار امت محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - را پايدار نمايند. آيا براى علماى كشورهاى اسلامى ننگآور نيست كه با داشتن قرآن كريم و احكام نورانى اسلام و سنت پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه - معصومين عليهم السلام احكام و مقررات كفر در ممالك اسلامى تحت نفوذ آنان پياده شود و تصميمات ديكته شده صاحبان زر و زور و تزوير و مخالفان واقعى اسلام اجرا گردد و سياست گذاران كرملين با واشنگتن دستورالعمل براى ممالك اسلامى صادر كنند؟ علماى بلاد و كشورهاى اسلامى بايد راجع به حل مشكلات و معضلات مسملين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومت هاى جور با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمين سينه ها را سپر كنند و جلوى تهاجم فرهنگ هاى مبتذل شرق و غرب را كه به نابودى نسل و حرث ملت ها منتهى شده است را بگيرند، و به مردم كشورهاى خود آثار سوء و نتايج خودباختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو نمايند و به مردم و به دولت ها خطر استعمار نو و شيطنت ابرقدرت ها كه جنگ و مسلمان كشى در جهان به راه انداخته اند، گوشزد كنند.(464)
اگر چنانچه قدرت آمريكا نبود، صدام هم نميتوانست كه اين كار احمقانه را بكند و اگر قدرت آمريكا نبود، اسراء يل هم نميتوانست كه اين كار سفاكانه را بكند و اگر قدرت آمريكا نبود، اين دولت هاى اطراف خليج و امثال اينها هم اين كارهايى را كه حالاانجام مى دهند، نمى دادند و دنيا از اين دو قدرت اگر بخواهد خارج بشود، بايد همانطورى كه در ايران عمل شد كه تمام قشرها قيام كردند و تمام قشرها نهضت كردند و انقلاب كردند و به هيچ يك از دو قدرت پناه نبردند، مستقلاخودشان وارد عمل شدند و با اينكه همه كوشش ها را كرد آمريكا براى اينك از زمان سابق تا حالابراى اينكه اينها را سركوب كند، نتوانست . تا همه كشورهاى اسلامى و غير اسلامى ، تمام كشورهايى كه در دنيا هستند و همه آنها هم توده هايشان بيچاره و ضعيف است در تحت سلطه حكومت هاى خودشان ، تا اينها قيام نكنند و تا اينها توجه به اين خطر بزرگى كه دنيا را دارد تهديد مى كند و اگر خداى نخواسته يك وقت واقع بشود، ديگر كشورى باقى نمى ماند و انسانى شايد باقى نماند، الاكم ، بايد فكر بكند دنيا. بايد دانشمندها فكر بكنند، مردم را بيدار بكنند. قلم تنها فايده ندارد، گفتن تنها فايده ندارد، اعتماد به دولت ها فايده ندارد، خود مردم و خود نويسندگان وگويندگان بايد مردم را بيدار كنند و قلمى فايده دارد، كه بيدارگر توده هاى مردم باشد.(465)
ط - ارائه راهبرد به روحانيت مسيحيت
1 - نجات مسيحيت ناب از مسيحيت آمريكائى
من به شما كه روحانيين مسيح هستيد، به وسيله شما به ملت آمريكا، به روحانيين آمريكا، به روحانيت مسيح در تمام دنيا پيام مى فرستم كه هم مظلومين را دريابيد و هم حضرت عيسى را هم مذهب مسيح را. مذهب مسيح و حضرت عيسى در معرض اتهام واقع شده است اين مذهب را دريابيد. آقاى پاپ در معرض اتهام است دريابيد عيسى مسيح را، دريابيد ملت مسيح را، دريابيد مسيحيت را، نگذارند مسيحيت در نظر مردم مشوه بشود، نگذاريد روحانيت مسيح در نظر مردم يك روحانيتى باشد طرفدار ظالم ها. خداوند انشاء الله بشر را از شر اين بشرهائى كه برضد تعليمات آسمان ، برضد تعليمات ملكوت رفتار مى كنند هدايت كند و خداوند مظلومان را از چنگ ظالمان نجات دهد.(466)
خوشا به حال آنان كه گرسنه و تشنه عدالتند، از آن رو كه سير نخواهند ش( انجيل مت) خوشا به حال آنان كه از بهر عدالت زحمت مى كشند، به سبب آنكه مملكت آسمانى از آنهاست ( انجيل مت). عيد سعيد ميلاد مسيح پيامبر عظيم الشان كه براى طرفدارى مظلومان و برقرارى عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانى و كردار ملكوتى خود ظالمان و ستمكاران را محكوم و مظلومان و مستضعفان را پشتيبانى فرمود بر ملت هاى مستضعف جهان و ملت مسيح و مسيحيان هم ميهنان مبارك باد. هان اى پدران كليسا و روحانيون تابع حضرت عيسى بپاخيزيد و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستكبران پشتيبانى كنيد و براى رضاى خدا و پيروى دستور حضرت مسيح يك بار ناقوس ها را در معابدتان به نفع مظلومان ايران و محكوم نمودن ستمگران به صدا درآوريد. كارتر سردمدار ستمكاران عالم تقاضا كرد تا ناقوس را در سرتاسر آمريكا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ايران به صدا درآوريد. چه خوب و بجاست كه ناقوس ها را به فرمان خداى عالم و دستور عيسى مسيح به نفع ملت هاى مستضعف كه در زير چكمه دژخيمان كارترها از هستى ساقط مى شوند به صدا درآوريد. خوشا به حال آنان كه گرسنه و تشنه عدالتند و از بهر عدالت زحمت مى كشند و واى به حال آنان كه برخلاف دستور عيسى مسيح و برخلاف دستور همه پيامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پايمال كنندگان حقوق ملت ها زحمت مى كشند. واى ملت مسيح و پيروان عيسى روحالله بپا خيزيد و از شرافت عيسى مسيح و ملت عيسوى دفاع كنيد و اجازه ندهيد دشمنان تعليمات آسمانى و مخالفان دستورات الهى ، ملت مسيح و روحانيت عيسى را به خلق هاى مستضعفه جهان بد معرفى كنند. حضور ابرقدرت ها در معابد و دست آسمان كردن آنان براى دعا به جاسوسان و خاء نان عليه مظلومان و مستضعفان شما را اغفال نكنند كه اينان جز براى رسيدن به قدرت بيشتر و نيل به رياست دنيا كه خلاف دستور آسمانى است به چيز ديگرى فكر نمى كنند.(467)
آقاى پاپ بايد به فكر ملت مسيح باشد، به فكر همه ملت هاى مستضعف باشد، به فكر آبروى مسيحيين باشد. اينطور اشخاصى كه به اسم مسيح دارند يك همچو كارهاى خلاف مسير مسيح را انجام مى دهند - آقاى كارتر - بايد اعلام كنند، به ملت آمريكا اعلام كنند، به همه ملت مسيحيين اعلام كنند و جنايات اين را بشمارند و اينها را معرفى كنند به ملت ها، همانطورى كه ما نسبت به محمدرضا عمل كرديم كه اين را به مردم شناسانديم (مردم مى شناختند لكن تبليغات كرديم باز هم ) شما هم اين كار را انجام بدهيد و ما در اين صورت از شما متشكر خواهيم بود و ما يك مظلمه است كه براى شما مى گوييم . ما به حكم اينكه مظلوم هستيم ، پيش شما دادخواهى مى كنيم كه اين ملت مسيح را نجات بدهيد شما، ملت مسلم جاى خودش ، شما ملت مسيح را نجات بدهيد. نجات به اين است كه اين اشخاصى كه در ممالك بزرگ به اسم مسيح و به اسم مسيحيت اين جنايات را مى كنند، اين براى مسيح عليه السلام خوب نيست و مسيحيين مشوه مى شود وجهه شان و من به شما آقاى پاپ عرض مى كنم كه اگر عيسى مسيح امروز بود كارتر را استيضاح مى كرد. اگر عيسى مسيح بود ما را از چنگال اين دشمن خلق و دشمن بشر نجات مى داد و شما نماينده ايشان هستيد و شما بايد همان كارى كه مسيح مى كند بكنيد. (468)
2 - پيشگيرى از ظلم و ستم
آقاى پاپ هم سفارش كند به اين امريكا كه نكنند اينطور با بشر، اينطور دژخيمى نكنند با بشر، اينطور ظلم نكنند به بشر. بشر اشخاصى هستند كه عبادالله هستند، بندگان خدا هستند، با بندگان خدا اينطور نكنند، اينقدر ظلم نكنند، اينقدر ستم نكنند. من اميدوارم كه آقاى پاپ به وظيفه دينى خودشان ، به وظيفه مسيحيت خودشان عمل كنند و اين كارهايى كه دژخيمان امريكا مى كنند و پليس امريكا مى كنند جلوگيرى كنند.(469)
من از جنابعالى با نفوذ معنوى كه بين ملت مسيح داريد مى خواهم كه دولت امريكا را از عواقب ستمگرى ها و زورگوئى ها و چپاولگريها بترسانيد و آقاى كارتر را كه با شكست نهائى مواجه است نصيحت كنيد كه با موازين انسانى با ملت هائى كه مى خواهند استقلال مطلق داشته باشند و وابسته به هيچ قدرتى در جهان نباشند، رفتار كند و از تعليمات حضرت مسيح سلام الله عليه پيروى نمايند و خود و دولت امريكا را بيش از اين در معرض ‍ رسوائى قرار ندهد. از خداوند متعال سعادت مستضعفين جهان را خواستار و قطع ايادى ستمگران را اميدوارم .(470)
كارهايى كرده اند كه روحانيت مسيح را در نظر مردم شايد به آن قداستى كه هستند برخلاف او جلوه دهند. شما روحانيت مسيح بايد مسيح را از اين تنگنايى كه ايجاد كرده اند روساى جمهور شما، نجات بدهيد. مسيح چشمش به علماى مسيحيون و ساير قشرها، روشن است . مسيح چشمش ‍ اين است ، مطالعه مى كند، تحت نظر قرار داده است شما را كه شما با اين ظالم هائى كه با بشر اينطور كردند چه رفتار مى كنيد. آيا در كليساهاى شما هيچ وقت راجع به اين جراء م صحبتى شده است ؟ آيا از پاپ انكارى راجع به اين مصاء ب شده است ؟.(471)
3 - حمايت از مستضعفان و مظلومان جهان
هان اى پدران كليسا و روحانيون تابع حضرت عيسى بپاخيزيد و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستكبران پشتيبانى كنيد و براى رضاى خدا و پيروى دستور حضرت مسيح يك بار ناقوس ها را در معابدتان به نفع مظلومان ايران و محكوم نمودن ستمگران به صدا درآوريد.(472)
كارتر سردمدار ستمكاران عالم تقاضا كرد تا ناقوس را در سرتاسر آمريكا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ايران به صدا درآوريد. چه خوب و بجاست كه ناقوس ها را به فرمان خداى عالم و دستور عيسى مسيح به نفع ملت هاى مستضعف كه در زير چكمه دژخيمان كارترها از هستى ساقط مى شوند به صدا درآوريد.(473)
حضرت مسيح عليه السلام با بشر چه جور بود و شما كه مدعى نيابت از او هستيد توجه به اين مساء ل هيچ نمى كنيد؟ كاش يك پيكى هم براى كارتر ايشان مى فرستادند. كاش شما را مى فرستادند با يك نامه اى پيش كارتر كه با اين جوان هايى كه مى خواهند احقاق حق بكنند، مى خواهند مظلوميت ملت ما را اظهار كنند، آنها را گرفته اند و از حبسى به حبس ديگر مى برند و دست و پاى آنها را غل زده اند، زنجير زده اند و دنده هاى آنها را با چكمه شكسته اند و الان هم آنها در زير زنجير آنها و در زير چكمه دژخيمان كارتر و امريكا از بين دارند مى روند. من چطور جواب ملت را بدهم كه ملت ما اگر بگويند كه اين روحانيت مسيح در خدمت ابرقدرت هاست ، ما چطور جواب آنها را بدهيم ؟ من متاسفم كه نمى توانم جواب اينها را بدهم براى اينكه اگر من بخواهم دفاع كنم از روحانيت مسيح ، علاء مى كه در كار است ، شواهدى كه در كار است ملت ما براى ما آن شواهد را به رخ ما مى كشند. چرا بايد ايشان در اين مدت طولانى كه ما در زير رنج بوديم و جوان هاى ما را در خيابان هاى ايران مى كشتند و خون آنها را روى اسفالت ها جارى مى كردند ايشان يك كلمه سفارش اينها را نكنند؟ اين تبعيض را چرا ايشان قاء ل هستند؟ مگر حضرت مسيح تعليماتش تعليمات تبعيضى است ؟ مگر حضرت مسيح با يك طايفه خوبند و آن ثروتمندان ؟ و با طايفه ديگر بد هستند و آن مظلومان و اشخاصى كه بيچاره و فقير هستند؟ كه شما داريد اين كار را مى كنيد. من مى دانم كه مذهب مسيح اين نيست و هر كس كه دنبال مسيح باشد بايد حامى مظلومان باشد و بايد با ابرقدرت ها مقابله كند، همانطورى كه كسى كه تابع مذهب اسلام است بايد با ابرقدرت ها مخالفت كند و مظلومان را از زير چنگال اينها بيرون بياورد چرا بايد آقاى پاپ احوالى از اين دخترها و پسرهايى كه امروز، الان كه من دارم با شما صحبت مى كنم در حبس ها و زنجيرها و گرفتارى ها و شكنجه ها بسر مى برند، ايشان يك كلمه راجع به اين مساء ل صحبت نكنند؟ چرا نبايد به اين اشخاصى كه خودشان را مسيحى مى دانند و خودشان را اهل كليسا مى دانند يك كلمه نگويند كه كه شما مسيحى هستيد چرا اين كارها را مى كنيد؟(474)
ى - ارائه سياستهاى راهبردى به جهان سوم
1 - هوشيارى ملتها
از جمله چيزهايى كه براى قيام مسلمانان و مستضعفان جهان عليه چپاولگران جهانى و مستكبران جهانخوار لازم به تذكر است آن است كه نوعا قدرت هاى ستمگر از راه ارعاب و تهديد يا به وسيله بوق هاى تبليغاتى خودشان و يا به وسيله عمال مزدور بومى خائن شان مقاصد شوم خود را اجرا مى كنند، در صورتى كه اگر ملت ها با هشيارى و وحدت در مقابلشان بايستند موفق به اجراى آن نخواهند شد. شواهد بر اين مدعا زياد است و زنده ترين شاهد در كشورهاى منطقه ايران و افغانستان است .(475)
2 - اراده قوى
مردم آزاده جهان هميشه از ابرقدرت ها خصوصا آمريكاى جنايتكار صدمه ديده اند و تا عزم خود را براى رويارويى با كفر و شرك جهانى و آمريكاى سلطه گر جزم ننمايند، هر روز شاهد جنايتى تازه خواهند بود. مردم شريف ايران بايد توجه كنند كه امروز، روز مبارزه و جنگيدن با تمام شياطينى است كه حقوق حقه تمامى پابرهنگان جهان راصرف عيش و نوش و تهيه سلاح هايى مى نمايند كه براى هميشه حاكم دنياى گرسنگان باشند.(476)
3 - قيام به حق
همه مى دانيم كه جهان اسلام در انتظار به ثمر رسيدن كامل انقلاب ماست ، ما از تمام كشورهاى زير سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال كاملاپشتيبانى مى نماء يم و به آنان صريحا مى گوييم كه حق گرفتنى است ، قيام كنيد و ابرقدرت ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد. من بارها گفته ام و هم اكنون هشدار مى دهم كه اگر شرق ستم كشيده و آفريقا به خودشان متكى نباشند، تا ابد گرفتارند. بياء يد روى پاى خودتان بايستيد و بر غرب بتازيد و آنان را از ميدان بدر كنيد. من از گوشه بيمارستان به آفريقا و شرق و زير سلطه و تمام كشورهاى تحت ستم اخطار مى كنم كه متحد شويد و دست آمريكاى جنايتكار را از سرزمين هاى خود قطع كنيد.(477)
4 - مبارزه با فرهنگ صادراتى غرب
مسلمين كه در آستان اين قرن ، دردهاى جانفرساى خود را يافته و از قدرت هاى شيطانى بزرگ جز گرفتاريهاى گوناگون و چپاولگرى ها و جنايات چيزى نديده اند بايد با به هم پيوستگى صميمانه و توجه به خداوند بزرگ و اسلام عزيز به فكر چاره برآيند چاره و يا مقدمه اساسى ، آن است كه ملت هاى مسلمان و دولت ها اگر ملى هستند كوشش كنند تا وابستگى فكرى خود را از غرب بزدايند و فرهنگ و اصالت خود را بيابند و فرهنگ مترقى اسلام را كه الهام از روحى الهى مى باشد بشناسند و بشناسانند شرق و آفريقاى عزيز، اين قاره اى كه با نهضت اسلامى ملى و قيام خونين مردم دلاور الجزاير از خواب گران بيرون آمد و كشورى بعد از كشور ديگر، خود را از چنگال آمريكا و كشورهاى استعمارگر ديگر نجات داد بايد روى پاى خودشان بايستند و شديدا با فرهنگ صادارتى مبارزه كنند كشورهاى آفريقا و آسيا و ساير كشورهاى در بند در قاره هاى ديگر بايد بدانند كه آنچه از غرب و شرق توطء ه گر و استعمارى و از آمريكاى متجاوز بر كشورهاى ستم كشيده صادر مى شود، تباهى و فساد آن قابل مقايسه با صلاح آن نيست تمام كشورهاى اسلامى چون ايران بنا به وظيفه اسلامى خويش بايد از كشورهاى در حال رشد و مبارزه با استعمار مادى و معنوى پشتيبانى كنند.(478)
5 - استقلال فكرى و فرهنگى
شرق بايد بيدار بشود از اين خوابى كه او را كردند، از اين غفلتى كه آنها ايجاد كردند در ما بايد بيدار بشويم اگر بيدار نشويم ما طعمه آنها خواهيم بود بايد دانشگاه ها بيدار بشوند، بايد از همين دبستان تا آخر دانشگاه از اين افكار غربزده تهى بشوند و شرق روى پاى خودش بايستد اگر شرق روى پاى خودش نايستد، باز وابسته باشد، وابسته فكرى عمده است ، خيال كند كه همه چيزى از اوست ، تا يكى مريض مى شود به اطباء اينجا رجوع نمى كنند فورا بايد برود امريكا يا بايد برود انگلستان ، نمى شود اينجا، با اينكه يك دسته از اطباء كه آمدند اينجا من گفتم كه شماها، دانشگاه هاى ما چه كردند تا حالاكه حالاوقتى كه يك مريضى مى شود بايد بروند آنجا مى گفتند ما مى توانيم معالجه كنيم لكن مردم اينجور شدند اين افكار، افكارى است كه مملكت ما را به تباهى دارد مى كشد كه همه چيز ما از آنجا بيايد و همه چيز ما بايد وابسته به آنجا باشد حالاچون اتومبيل ما از آنجاست و برق ما هم نمى دانم چه و زهر مار ما از آنجاست پس بايد فرهنگ ما از آنجا باشد، پس بايد همه چيز ما از آنجا باشد آقا بدانيد كه اينها براى ما هيچ صلاحى نميخواهند، اينها كوشش مى كنند كه ما از حيوانات پست تر باشيم ، اينها كوشش مى كنند كه ما يا اشخاصى بار بياء يم غربزده ، براى آنها كار بكنيم و اگر نه بمانيم در اين حال عقبافتادگى و ببرند آنها همه چيز مارا شرق بايد بيدار بشود، بايد حساب خودش را از غرب جدا كند، تا آنقدر كه مى تواند اگر مى توانست بايد تا آخر جدا كند، حالاكه نمى شود، تا آنقدر كه مى تواند بايد جدا كند لااقل فرهنگش را نجات بدهد.(479)
6 - رسالت انديشمندان و آزاديخواهان
بايد مظلومان جهان بيدار و هشيار باشند و از اين توطء ه ها و حيله ها گول نخورند و به فعاليت خود در راه رسيدن به آزادى و خروج از قيد و بندهاى استعمارى و استثمارى ادامه دهند و بدانند كه اينان با شعار طرفدارى از حقوق بشر بزرگترين پايمال كنندگان حقوق انسان ها هستند و در رسيدن به اهداف ظالمانه خود هيچ گاه غفلت نمى كنند و از هيچ جنايتى دريغ ندارند. امروز كه نسيم بيدارى در سراسر جهان وزيدن گرفته و توطء ه هاى فريباگر ستمكاران تا حدودى فاش شده است ، وقت آن است كه دلسوختگان واقعى مظلومان از هر قوم و قبيله و در هر مرز و بوم با قلم و بيان و انديشه و فكر از جنايات ستمگران در طول ،، تاريخ سياه آنان پرده بردارند و پرونده هاى تجاوز آنان را به ساكنين اين سياره اراء ه دهند. و علما و دانشمندان سراسر جهان بويژه علما و متفكران اسلام بزرگ يكدل و يك جهت در راه نجات بشريت از تحت سلطه ظالمانه اين اقليت حيله باز و توطء ه گر كه با دسيسه ها و جنجال ها سلطه ظالمانه خود را بر جهانيان گسترده اند بپا خيزند و با بيان و قلم و عمل خود خوف و هراس كاذبى را كه بر مظلومان سايه افكنده است بزدايند.(480)
بايد براى آتيه دنيا، امروز توده هاى مردم ، نويسندگان ، گويندگان ، فكر بكنند و مردم را آگاه بكنند به اين خطرى كه تمام بشريت را تهديد مى كند، آگاه كنند همه توده هاى دنيا را كه اين خطر بزرگ پيش است و اگر اين ابرقدرتها در اين حالى كه هستند و مشغول تهيه سلاح هاى بزرگ اتمى و غير آن هستند، به همين حال باقى باشند، دنيا ممكن است كه به خرابى بكشد و عمده ضررش به ملت ها برسد بايد هركس درهر جا هست ، نويسنده هائى كه هستند، روشنفكرانى كه هستند و علمايى كه در همه قشرهاى دنيا هستند و دانشمندان ، مردم را به اين خطر آگاه كنند تا بلكه خود مردم و توده هاى مردم و مقابل اين دو قدرت بايستند و اين سلاح ها را جلوگيرى كنند. و اينكه زمزمه اين هر وقت شده است و مى شود، مدت ها دراين حرف هست كه مى خواهيم تحديد اين سلاح هاى اتمى را بكنيم و مى خواهيم