close
تبلیغات در اینترنت
کتاب احکام نوجوانان
loading...

پرسش و پاسخ

{بسم الله الرحمن ارحیم} سخنى با خواننده  نظر به اين كه مردان و زنان و پسران و دختران در بيشتر مسائل شرعى ،با هم مشتركند ولى در پاره اى از مسائل از هم جدا مى باشند، و هر گروه براى خوداحكام ويژه اى دارد ما بر آن شديم كه براى هر گروه بطور جداگانه احكامى را تهيهكنيم كه مورد اختلاف فقها…

کتاب احکام نوجوانان

سید محمد صالح بازدید : 29 شنبه 01 تير 1392 نظرات ()

{بسم الله الرحمن ارحیم}

سخنى با خواننده 
نظر به اين كه مردان و زنان و پسران و دختران در بيشتر مسائل شرعى ،با هم مشتركند ولى در پاره اى از مسائل از هم جدا مى باشند، و هر گروه براى خوداحكام ويژه اى دارد ما بر آن شديم كه براى هر گروه بطور جداگانه احكامى را تهيهكنيم كه مورد اختلاف فقها و مراجع تقليد نباشد و هر كس از هر مجتهدى كه تقليد مىكند بتواند به مسائل عمل كند و گاهى كه ناچار به ذكر مساءله مورد اختلاف شده ايم درپاورقى آورده ايم .
در پايان بايد از برادر محترم و دانشمند، جناب آقاى فلاحزاده كه در تنظيم مسائل و مباحث كتاب ، همكارى نموده ايم ، تشكر نماييم .
با تقديم احترام - قم سيد مهدى آيت اللهى (دادور( 5/5/80
درس اول : شناخت احكام 
ارزش انسان در اين است كه تلاش كندبرنامه زندگى خود را بر اساس قوانين و مقررات اسلامى پايه گذارى نمايد اين مقرارتعبارتند از:
1 -
مبانى اعتقادى كه شامل اصول دين است . اين نوع چون مربوط بهاساس دين است بايد از روى دليل باشد، هر چند كه دليل ساده باشد. در اين صورت درمسائل اعتقادى و اصول دين ، جاى تقليد نيست .
2 -
احكام يا دستورات عملى كهمربوط به فروع دين است .اين نوع چون مربوط است به فروع دين و كارهايى كه انسان بايدانجام دهد مربوط مى شود به احكام و دستورات دين كه از طريق تقليد و پيروى از مجتهدو كارشناس متخصص صورت مى گيرد.
3 -
اخلاق كه مربوط است به پرورش روح سالم سازىروان و ايجاد صفات پسنديده در انسان .
مسائل اخلاقى گاهى بصورت اخلاق عملى وسيره زندگى امامان و بزرگان مطرح مى شود و گاهى به صورت اخلاق نظرى است كه از طريقآشنايى به احاديث و روايات بدست مى آيد.
بايد توجه داشت كه احكام اسلامى به دو دسته تقسيم مى شود:  
1 - تكليفى : 
احكامى است كه وظيفه انسان را نسبت به رفتار خود مشخص مى كند مثلاينكه عملى واجب يا حرام يا مستحب يا مباح و يامكروه است .
2 - وضعى :  
حكمى است كه شرع غير از آن پنج قسمدر مورد عملى كه انسان انجام داده و يا وضعى كه پيش آمده ، آورده باشد.
واجب -  
كارى است كه انجام آن لازم و تركآن كيفر الهى دارد مثل نماز و روزه
مستحب -  
كارى است كه انجام آن داراى ثواب است و ترك آن كيفرى ندارد مثلنمازهاى مستحبى .
مكروه -  
كارى است كه ترك آن خوب و ثوابدارد و انجام آن كيفرى بدنبال ندارد مثل خواندن نماز مستحبى در خستگى .
مباح -  
كارى كه انجام آن مساوى است نهداراى كيفرى است و نه ثواب و اجرى دارد كه بسيارى از كارهاى روزمره انسان مثل آبآشاميدن - غذا خوردن از اين نوع است .
انسان براى بدست آوردن احكام دينى مى تواند يكى از اين سه راه راانتخاب كند:
1 - اجتهاد 2 - احتياط 3 - تقليد
اينك به توضيح هر يك مىپردازيم :
1 - اجتهاد:  
اجتهاد در لغت به معنى سعى وتلاشو در اصطلاح فقهى عبارت از بدست آوردن احكام از قرآن - سنت - عقل و اجماع است . سنتعبارت از مجموعه گفتار معصومين و رفتار آنان و تقرير و امضاى ايشان و اجماع هماناتفاق فقهاست بر حكمى از احكام دينى .
2 - احتياط:  
عبارت است از عمل كردن به احكام ، به نحوى كه انسان يقين كند بهوظيفه اش عمل كرده است در اينصورت عمل به احتياط براى كسانى است كه موارد احتياط رابشناسند و اين خود، كار دشوارى است .
3 - تقليد:  
تقليد عبارتاست از عمل شخص مكلف به دستورات مجتهد جامع الشرايط، بنابراين بر هر شخص مكلفى كهمجتهد نيست و طريق احتياط را نمى شناسد و يا مى شناسد ولى نمى خواهد عمل كند، لازماست بخاطر صحيح بودن عبادتش ، به يكى از مجتهدين جامع الشرايط رجوع نموده و از اوتقليد نمايد.
مى دانيم كه تقليد يك مساءله فطرى است و چيزى نيست كه اسلام از خودبراى ما آورده باشد بلكه هر كسى به حكم فطرت خداداد خويش ، در مسائلى كه نمى داند ويا نياز جسمى و يا روانى او مى طلبد به متخصص فن مراجعه مى كند تا مشكل او حل شوددر اين صورت بيمار به پزشك ، شاگرد به معلم و جاهل به مسائل شرعى ، به متخصص اين فنكه مجتهد جامع الشرايط است مراجعه مى نمايد.
تقليد بر دو نوع است :  
1 - تقليد كوركورانه :  
عبارت از كارى است كهانسان بدون آگاهى و توجه به اين كه آيا اين تقليد برايش سودمند است يا زيان آورد،از ديگران الگو بگيرد و رفتار و گفتار ديگران را براى خود سرمشق قرار دهد.
2 - تقليد آگاهانه :  
عبارت از اين است كه انسان درمسائلى كه آگاهى ندارد و نمى فهمد، به متخصص فن مراجعه مى كند و هر دستورى را كه اوصادر كند انجام مى دهد و يكى از اين موارد تقليد، پيروى مردم از مجتهد جامع الشرايطاست .
تعدد مراجع تقليد چرا؟ 
بعضى ها مى پرسند كه ما چون قرآنو مذهب و پيامبرمان يكى است بايد مرجع تقليدمان هم يكى باشد چرا بايد در يك زمانچند مجتهد وجود داشته باشند و در زمانى كه همه آنها در يك سطح علمى هستند شخصمختار است از هر كدام كه مى خواهد تقليد كند.
براى پاسخ بايد توجه داشت كه مكتبتشيع بر خلاف ساير فرق اسلامى براى علم ارزش قايل است و مى گويد هر كسى كه تحصيلدينى كند و به مرحله استنباط و استخراج احكام شرعى برسد خود مجتهد است و نبايد ازديگرى تقليد كند و ديگران مى توانند و از او تقليد كنند. حال اگر از ميان ده نفرمجتهد جامع الشرايط متساوى ، يكى را انتخاب كنيم و نه نفر ديگر را عقب بزنيم علم رامحكوم كرده ايم ، و اين كار براى مكتبى كه خود را مترقى مى داند درست نيست پس وجودتعدد مراجع و مقلدين ، خود شاهد زنده بر بها دادن به علم و دانش است در حالى كه درساير فرق اسلامى مانند اهل سنت هر فرقه و گروهى بايد از انديشه هاى فقهى رئيس و مؤسس آن پيروى كند.
شرايط مرجع تقليد:  
شخصى كه انسان او رابعنوان مرجع تقليد برمى گزيند بايد داراى شرائط زير باشد:
1 -
عادل باشد، يعنىواجبات را انجام دهد و از گناهان دورى جويد .
2 -
زنده باشد، بنابر اين از مجتهدمرده نمى شود تقليد كرد ولى اگر در زمان حيات مجتهدى از او تقليد كرده وقتى كه ازدنيا رفت مى تواند همچنان بر تقليد او باقى ماند.
3 -
مرد باشد.
4 -
بالغباشد.
5 -
شيعه دوازده امامى باشد.
6 -
حلال زاده باشد.
7 -
بعضى از فقهاءتقليد اعلم را بعنوان فتوا و بعضى را بصورت احتياط واجب ، بيان مى كنند.البته تشخيصاعلم حتى ميان اهل و دانش بسيار مشكل است و ممكن است يك مجتهد در قسمتى از مسائلفقهى مثل نماز مثلا تبحر و تسلط بيشترى داشته باشد ولى مجتهد ديگر، در مبحث ديگرىمثل طهارت و پاكيزگى تسلطش بيشتر باشد در اين صورت اگر اعلميت يك مجتهد از راهشناخت خود انسان يا توسط شهادت دو نفر عالم عادل يا از راه تاءييد گروهى از عالماندين ، كه توان تشخيص اعلميت را دارند، به دست بيايد بايد همگى او را بعنوان مرجعيتعامه انتخاب كنند حتى اگر احتمال اعلميت او را بدهند مقدم است .
پاسخ به چند سؤ ال :  
س 1 - از چه راهى مى توان فتواى مجتهد را بدست آورد؟ 
ج - فتواى مجتهد را از راههاى ذيلمى توان بدست آورد:
1 -
انسان از خود مجتهد، مساءله را بشنود.
2 -
از دو نفرعادل بشنود.
3 -
از كسى كه مورد اعتماد و اطمينان است بشنود.
4 -
از رسالهخود مجتهد فتوى را به دست بياورد.
س 2 - آيا از مجتهدى كه از دنيا رفته مى توان تقليد كرد؟ 
ج - تقليد ابتدائى كه انسان مىخواهد تازه تقليد كند خير ولى اگر مدتى از مجتهدى تقليد كرده و به مسائل او عملنمودن و بعد از دنيا رفته مى توان با فتواى مجتهد جديد بر تقليد ميت باقى ماند والبته در صورتى كه مجتهد جديد بقاء بر تقليد ميت را رساله مجتهد قبلى نموده بهفتواى مجتهد جديد منتخب خود، عمل نمايد.
س 3 - نظر مجتهد بر چند نوع است ؟ 
ج - مجتهد به چند صورت ممكن استنظر بدهد:
1 -
حكم كند فردا اول شوال و روز عيد فطر است . كه نوعا در اختيارمجتهد حاكم و ولى فقيه است .
2 -
فتوا دهد كارى واجب يا حرام يا مستحب يا مكروهيا مباح است مثلا فتوا دهد در وقتى كه انسان نماز واجب بعهده دارد نمى تواند روزهمستحبى بگيرد.
3 -
نظريه خود را به صورت احتياط واجب بيان كند مثلا بگويد احتياطواجب است كه تسبيحات اربعه را سه مرتبه بگويدكه در اين صورت مقلد يا به همان احتياطعمل كند و يا به مجتهد ديگرى مراجعه مى نمايد كه يك بار را كافى مى داند.
4 -
پساز فتوى يا پيش از آن احتياط كند مثلا بگويد: احتياط، آن است كه نماز را دوبارهبخواند، كه اين احتياط مستحب است .
بهپرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - چرا تقليد كنيم ؟
2 -
تقليد چند نوع است ؟
3 -
چرا در يكزمان چند مجتهد و مرجع تقليد وجود دارد؟
4 -
در انتخاب مجتهد چند شرط وجوددارد؟
5 -
مجتهد چند نظر دارد؟
6 -
اعمال انسان به چند دسته تقسيم مىشود؟
درس دوم : طهارت 
همانطور كه در درس گذشته گفتيم ، مجموعه برنامه هاى عملى در اسلام ،احكام است كه از جمله احكام ، واجبات بوده و بخشى از واجبات ، نماز است كه ازبهترين عامل ارتباط با خداوند است و از مقدمات آن ، طهارت مى باشد.
طهارت داراىدو شاخه است :
الف - طهارت باطنى كه با وضو، غسل و تيمم بدست مى آيد و بايد باقصد قربت انجام شود.
ب - طهارت ظاهرى كه عبارت است از طهارت بدن و لباسنمازگزاران كه در آن قصد شرط نيست ، هر چند اگر قصد قربت كند اجر و ثواب دارد وبايد توجه داشت كه مساءله طهارت غير از پاكيزگى و نظافت است و چه بسا كه چيزىپاكيزه است ولى از نظر احكام ، نجس مى باشد، مثل لباسى كه آلوده به آب نجسباشد.
اينك به بحث پيرامون و نجاست مى پردازيم :
طهارت و پاكيزگى در اسلامشرط اصلى نيايش با خداست . كسى كه مى خواهد نماز بخواند بايد مقدمات آن را كه طهارتبدن و لباس و سجده گاه است فراهم كند و اگر نجس باشد، آنها را طاهر نمايد و لازماست كه براى نمازش وضو بگيرد.
وضو:  
نمازگزاران قبل ازانجام نماز بايد وضو بگيرد و طهارت معنوى به دست آورد آنگاه رو بسوى خالق يكتا كندو راز و نياز نمايد.
چنانكه نمازگزار غسل بر او لازم باشد بايد غسل كند و اگروضو و غسل ممكن نباشد بايد بجاى غسل و وضو تيمم نمايد.
چگونگى وضو:  
1 - صورت را از رستنگاه مو تاچانه مى شويد.
2 -
دست راست را از مرفق تا انتهاى انگشتان مى شويد.
3 -
دستچپ را از مرفق تا انتهاى انگشتان مى شويد.
4 -
با رطوبت دست راست جلوى سر را مسحمى كند.
5 -
با رطوبت آن ، از نوك انگشتان تا برآمدگى پا مسح مى نمايد.
6 -
با رطوبت دست چپ به همين صورت پاى چپ را مسح مى كند.
مسائل مسح :  
1 - مسح لازم نيست به اندازه كف دست باشد بلكه به اندازه يك انگشت همكافى است .
2 -
اگر موهاى اطراف سر در جلو سر جمع كرده باشند بايد آنها را عقبزد و روى موى جلو سر مسح نمود.
3 -
نبايد دست را نگه بدارند و سر و يا پا را بهآن مسح كنند.
4 -
رطوبت دست بايد بقدرى باشد كه روى سر و پا اثر بگذارد. چنانچهدر تابستان آب دست سريع خشك شود، مى توان از رطوبت صورت گرفت و مسح نمود.
5 -
اگر جاى مسح يا موى جلو سرتر باشد اگر رطوبت دست بيشتر از آن باشد مى توان مسح كشيدوالا بايد آن را خشك كرد.
6 -
جاى مسح نبايد چيزى قرار بگيرد كه مانع از رسيدنرطوبت به آن باشد مثل چسب و غيره .
7 -
محل مسح بايد پاك باشد و چنانچه نجس باشدبايد قبل از مسح ، آن را طاهر كرد.
شرطوضو:  
1 - بايد آب وضومطلق - مباح و پاك باشد
2 -
ظرف آب از طلا و نقره و يا غصبى نباشد.
3 -
وضوبايد پشت سر هم انجام گيرد و نبايد بين اعضاء فاصله انداخت كه اين را در اصطلاحموالات گويند و همينطور بايد به ترتيب وضو گرفت ، يعنى اول صورت بعد دست راست و دستچپ بعد مسح سر، سپس ‍ مسح پاها.
4 -
نبايد آب براى شخص وضو گيرنده ضرر داشتهباشد.
5 -
وضو را بايد بقصد قربت انجام داد نه براى ريا و خودنمايى .
احكام و شرائط وضو:  
1 - وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ كهنمى داند صاحب آن راضى است يا نه اشكال ندارد.
2 -
اگر بر روى دست وصورت لكه هاىرنگ است چنانچه رنگ ، جرم داشته و پوست را پوشانده باشد بايد پاك گردد ولى اگر تنهارنگ ، مانده و جرم نداشته باشد اشكال ندارد.
3 -
در وضو نبايد از ديگران كمكگرفت در اين صورت اگر شخص ديگرى بر دست و صورت انسان آب بريزد و يا مسح او را بكشدوضو باطل است . مگر آنكه خود، قدرت انجام اين كار را نداشته باشد.
4 -
اگر وقتنماز طورى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد نماز، قضا مى شود بايد بجاى وضو تيممبگيرد.
وضوى جبيره :  
پارچه يا باند و دوائى كه بر زخممى گذارند جبيره نام دارد .اگر محل وضوى شخص در اثر زخم و يا شكستگى پيچيده باشند وآب برايش ضرر داشته باشد نبايد آب بر روى آن كه ضرر دارد بريزد بلكه بايد با دستتر، بر آن كه بكشد كه اين وضو را وضوى جبيره اى مى گويند.
اگر جاى مسح ، بخاطرزخم ، باند پيچى شده باشد بايد پارچه طاهرى را بر روى آن بيندازند و روى آن را مسحنمايند و اگر باند طاهر باشد نياز به انداختن پارچه را ندارد.
كارهاى زير نياز به وضو دارد:  
1 - براى خواندن نماز بجز نمازميت كه وضو نمى خواهد.
2 -
براى انجام طواف خانه خدا در عمره يا حج ، خواه واجبباشد، يا مستحب .
3 -
براى دست زدن به نوشته قرآن يا نام خداوند ولى دست زدن بهترجمه قرآن اشكالى ندارد.
4 -
دست زدن به نامهاى معصومين عليه السلام (بنابراحتياط واجب(
شك در وضو:  
1 - اگر در بين نماز شك كند وضوگرفته يا نه نمازش باطل وبايد وضو بگيرد ولى اگر بعد از نماز شك كند نمازش صحيح وبراى نماز بعد وضو بگيرد.
2 -
كسى كه وضو گرفته و نميداند وضويش باطل شده يا نهوضويش باقى است ولى كسى كه مى داند وضويش باطل شده و نمى داند وضو گرفته يا نه بايدوضو بگيرد.
شك در وضو:  
1 - اگر در بين نماز شك كند وضوگرفته يا نه نمازش باطل و بايد وضو بگيرد ولى اگر بعد از نماز شك كند نمازش صحيح وبراى نماز بعد وضو بگيرد.
2 -
كسى كه وضو گرفته و نمى داند وضويش باطل شده يا نهوضويش باقى است ولى كسى كه ميداند وضويش باطل شده و نمى داند وضو گرفته يانه بايدوضو بگيرد.
3 -
كسى كه وضو گرفته و حدثى از او سر زده مثلا ادرار كرده يا بادىاز او خارج شده ولى نمى داند كداميك جلوتر بوده اگر در بين نماز است بايد نماز رابشكند و وضو بگيرد. ولى اگر بعد از نمازش باشد صحيح و براى نمازهاى بعد بايد وضوبگيرد.
چيزهايى كه وضو را باطل مى كند:  
1 - ادرار 2 - مدفوع 3 - بادى كه از انسان خارج مى شود 4 - خوابيكه انسان چيزى نبيند و چيزى نشوند 5 - مستى و بيهوشى 6 - استحاضه زنان 7- جنابت .
تيمم :  
در صورتيكه آب نباشد يا آنكه به عللى براى نمازگزار ضرر داشته باشدبجاى وضو تيمم مى گيرد. دستور تيمم بدل از وضو:
1:
نيت ، 2 - زدن كف دو دست برچيزى كه تيمم بر آن صحيح است ، مانند خاك يا شن يا سنگ تميز و پاك.
3 -
كشيدنتمام كف هر دو دست بتمام پيشانى و دو طرف آن از جايى كه موى سر مى رويد تا ابروهاوبالاى بينى و احتياطا بايد، روى ابروها هم كشيده شود.
4 -
كشيدن تمام كف دست چپبتمام پشت دست راست .
5 -
كشيدن تمام كف دست راست بر تمام پشت دست چپ .
مواردى كه بايد تيمم كرد:  
در اين موارد بجاى وضو و غسل بايدتيمم كرد:
1 -
تهيه آب بقدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
2 -
اگر از استعمال آب بربدن خود بترسد به اينكه بيمارى در او پيدا شود. 3 - جائيكه بترسد اگر آب را بمصرفوضو برساند خودش يا ديگران از تشنگى بميرد.
4 -
كسيكه بدن يا لباسش نجس است و آببمقدار طاهر كردن داشته باشد.
5 -
هر گاه وقت بقدرى تنگ باشد كه اگر وضو يا غسلكند نمازش قضا مى شود.
به پرسشهاى زيرپاسخ دهيد:  
1 - اعمالوضو چيست ؟
2 -
مقدار واجب مسح سر و پا چه مقدار است ؟
3 -
كسى كه خودش نمىتواند وضو بگيرد چكار كند؟
4 -
موالات در وضو چيست ؟ آن را بيان كنيد.
5 -
اگر محل جبيره نجس باشد تكليف چيست ؟
6 -
در چه مواردى بايد وضوى جبيره گرفت؟
7 -
در چه مواردى بايد تيمم كرد؟
درس سوم : غسل 
غسل عبارت از شستشوى بدن به گونهاى است كه خداوند خواسته است . در موقعى كه انسان جنب شده و منى از او خارج شده يابا همسر خود همخوابگى كرده باشد يا زن و دختر از خون حيض پاك شده باشند بايد غسلكنند.
غسل به دو صورت انجام مى گيرد:
1 غسل ترتيبى :  
پس از پاك كردن هر قسمت از بدن و نيت ، سر و صورت خود را مى شويد،سپس سمت راست بدن و بعد سمت چپ را مى شويد، در غسل ترتيبى لازم نيست قبل از غسل ،بدن كاملا طاهر باشد بلكه شخص مى تواند هر قسمتى را كه مى خواهد به نيت غسل بشويدطاهر كند.
2 - غسل ارتماسى :  
در غسل ارتماسى بايد بدن كاملاطاهر كرد سپس نيت نمود و يكباره به زير آب فرو رفت ، در غسل چه واجب و چه مستحب استبايد نيت واجب يا مستحب را انجام دهد.
بعضى از غسلها گاهى مشترك بين زن ومرد استمثل غسل جنابت يا غسل ميت يا غسل مست ميت وبعضى از آنها اختصاصات زنان است مثل غسلحيض يا استحاضه يا نفاس كه توضيحات هر يك خواهد آمد.
الف - غسل جنابت 
كه بخاطر خارج شدن منى و يا بخاطر همخوابگى و آميزش پديد مىآيد.
شخصى كه منى از او خارج شده و جنب است مستحب است كه قبل از غسل ، بول وادرار كند، زيرا اگر ترك كند وبعد از غسل رطوبتى از او خارج شود و نداند منى است يانه ، حكم منى را دارد و باز بايد غسل كند.
مسائلى پيرامون غسل :  
مساءله - آبى كه گاهى اوقات از انسان خارج مى شود و صفات منى راندارد پاك مى باشد و لازم نيست انسان غسل كند.
مساءله - كسى كه جنب مى شود و غسلمى كند براى خواندن نماز لازم نيست وضو بگيرد بلكه با همان غسل ، نماز مى خواند ولىاگر شخص بعد از غسل ادرار كند و يا كار ديگرى را كه وضو را باطل مى كند از او سربزند بايد براى خود، وضو بگيرد.
مساءله - در غسل ترتيبى اگر كسى در موقع شستنبدن ، شك كند كه آيا قسمت قبلى را شسته يا نه بايد بشويد ولى اگر بعد از تمام شدنغسل شك كند غسلش درست است و لازم به شستن دوباره نيست .
مساءله - كسى كه چند غسلبر او واجب مى باشد مى تواند با يك غسل همه آنها را انجام دهد.
مساءله - در غسلترتيبى لازم نيست داخل بينى و يا داخل گوش را بشويد زيرا آنها باطن هستند و شستنباطن لازم نيست .
كارهايى كه بر جنبحرام است :  
1 - زدن دستبه كلمات قرآن
2 -
رفتن به مسجد الحرام و مسجد پيامبر (ص ) حتى به صورت عبور وگذرا
3 -
توقف در مساجد ولى به صورت عبور اشكال ندارد.
4 -
گذاشتن چيزى درمسجد
5 -
خواندن سوره هايى كه سجده واجب دارد كه چهار سوره است (الم تنزيل - حمسجده - النجم اقراء(
مساءله - جايى را كه در ادارات و مدارس براى خواندن نمازقرار داده اند حكم مسجد را ندارد.
مساءله - تمام شرطهايى كه براى وضو گفتيم براىغسل هم لازم است جز اينكه موالات و پشت سر هم لازم نيست
ب - غسل مس ميت ، 
يعنى اگر كسى پس از سرد شدن ميت وقبل از غسل دادن او، به بدنش ‍ دست بزند بايد غسل كند.
غسل مس ميت مثل غسل جنابتانجام مى شود ولى با آن نمى توان نماز خواند و بايد وضو گرفت .
ج - غسل ميت ، 
مسلمانى كه از دنيا مى رود بر همهواجب است كه او را غسل داده و كفن كنند و بر او نماز بخوانند و سپس دفنش كنندچنانچه كسى اقدام به اين كار كرد از ديگران ساقط مى شود.
چگونگى غسل :  
واجب است كه ميت را سه غسلبدهند:
1 -
با آبى كه مخلوط با سدر باشد.
2 -
با آبى كه با كافور مخلوطباشد.
3 -
با آب خالص
غسل ميت مانند غسل جنابت است و بهتر است كه بصورتترتيبى انجام دهند.
چند مساءله :  
1 - دست زدن به مردهايكه تمام بدنش سرد نشده است موجب غسل نمى شود.
2 -
شهداى جبهه جنگ ، كه در همانميدان نبرد جان دهند، غسل و كفن ندارند و بايد با همان لباس كه بر تن دارند دفنشوند.
3 -
دست زدن به بدن شهيد در جبهه غسل مست ميت ندارد
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - غسل چند نوع است ؟
2 -
غسلجنابت در چه موقعى واجب مى شود؟
3 -
آيا لازم است بعد از غسل جنابت براى نمازوضو گرفت ؟
4 -
آيا دست زدن به بدن مرده اى كه سرد نشده غسل دارد؟
5
آيا دستزدن به بدن شهيد در جبهه غسل دارد؟
درس چهارم : نجاسات 
اسلام ، همه اشياء را پاك مىداند، مگر يازده چيز و آنچه كه با اينها در تماس ‍ باشد.
اشياء نجس بدين شرح است :  
1 و 2 - بول و غائط:  
(ادرار و مدفوع ) از انسان و حيوانات حرام گوشت كه داراى خون جهندهاند يعنى وقتى آنها را سر ببريد خون با فشار از بدن آنها خارج مى شود. در اين صورت :
الف - ادرار و مدفوع حيوانات حرام گوشتى كه خون جهنده ندارند پاك است .
ب - ادرار و مدفوع حيواناتى كه گوشتشان مكروه است مثل اسب و الاغ پاك است .
ج - فضلهپرندگان حرام گوشت مثل كلاغ پاك است .
ولى به فتواى امام خمينى (قدس سره ) نجساست .
3 - منى :  
انسان و حيوانى كه خون جهنده داردمانند گاو گوسفند.
4 - مردار:  
حيوانى كه خون جهندهدارد در اين صورت :
الف - ماهى مرده نجس نيست و پاك است .
ب - اجزاء بى روحمردار، مثل پشم و ناخن و سم پاك است .
ج - پوستهاى لب و بدن انسان كه موقعافتادنشان است و انسان آنها را مى كند پاك است .
د - صابون و عطر و روغنى كه ازخارج مى آورند اگر يقين به نجاسات آنها نباشد پاك است .
5 - خون :  
حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است .
الف - خون ماهى و پشه كه خون جهنده ندارند پاك است .
ب - خونى كه پس ازسربريدن حيوان در بدنش مى ماند پاك است برگردد يا اين كه كلا به مقدار معمول ومتعارف ، خون از او خارج نشده باشد.
ج - خونى كه در تخم مرغ ديده مى شود بنظرمرحوم امام و بعضى از علما، پاك است ولى نبايد خورد مگر آنكه آن را به هم بزنند تااز بين برود(1)
د - آب زردى كه از زخم مى آيد اگر با خون مخلوطنباشد پاك است .
ه‍ - خونى كه گاهى اوقات از لثه مى آيد و با آب دهان مخلوط مىشود و از بين مى رود پاك است و مى توان آنرا فرو برد.
6 - كافر:  
يعنى كسى كه :
الف - خدا را انكار كند.
ب - براى خداوند شريكقائل باشد.
ج - كسى كه نبوت پيامبر اسلام را انكار كند.
د - كسى كه ضرورياتدين را انكار كند در صورتى كه انكار اينها به انكار خدا يا نبوت برگردد.
7 و 8 - سگ و خوكى ، 
كه در خشكى زندگى مى كنند حيت پشمو ناخن آن ها نجس است ولى سگ و خوك دريايى پاك اند.
الكل صنعتى كه براى ضد عفونىو يا تزريق آمپول و يا رنگ به كار مى برند طاهر است .
10 - فقاع :  
يا آب جو كه از جو مى گيرند نجس است ولى آبجو طبى كه از جو مى گيرندو به آن ماءالشعير مى گويند پاك است .
11 - عرق شتر نجاستخوار ولى :  
الف - عرق ساير حيوانات نجاستخوارپاك است .
ب - عرق جنب از حرام نجس نيست(2)ولى احتياط واجب آن استكه با بدن و لباسى كه آلوده به آن است نماز نخواند.
نجاست هر چيزى از سه طريق ثابت مى شود:  
1 - خود انسان يقين به نجاست آننمايد.
2 -
صاحب آن اقرار به نجاست آن كند.
3 -
دو نفر عادل اقرار به نجاستآن كنند.
احكام نجاسات :  
1 - خوردن و خوراندن چيزهاى نجستحرام مى باشد.
2 -
اگر صاحبخانه در بين غذا خوردن ميهمانان ، بفهمد كه غذا نجساست بايد به آنها بگويد لوى اگر يكى از ميهمانها بفهمد، لازم نيست به ديگران بگويدمگر آنكه ميهمانان كسانى باشند كه بخاطر التماس با آنها او هم نجس ‍ مى شود مثلهمسر و فرزندان .
ب - اگر كسى را ببيند كه چيز نجسى را مى خورد و يا در لباس نجسنماز مى خواند لازم نيست به او بگويد.
3 -
اگر فرش يا جايى از خانه نجس باشد كهموجب آلوده شدن مهمانان مى گردد لازم نيست صاحبخانه به آنها بگويد.
4 -
شير وروغن در صورتى كه مايع باشند اگر نجس باشد همه آنها نجس ‍ است ولى اگر جامد باشندفقط همان قسمت كه نجاست به آنها رسيده نجس و بقيه پاك است .
چگونه نجاست سرايت مى كند؟ 
قبلا گفته شد چيزهاى پاك اگر بانجاست تماس پيدا كند و يكى از آن ، دو طورى تر باشد كه به ديگرى سرايت كند چيز پاكو طاهر نجس مى شود. و اين در صورتى است كه انسان بداند نجاست به چيز پاك سرايت كردهاست بنابراين اگر نداند مرطوب بوده اند و يا نداند رطوبت يكى به ديگرى سرايت كردهپاك و طاهر است و تجسس لازم نيست تا بفهمد چيز طاهر نجس شده يا نه .
خوردن و آشاميدن 
خداوند نعمتها را براى بندگانآفريده تا از آن نعمتها استفاده كنند، مانند خوراكيها چه گياهى باشد و چه حيوانىولى بايد دانست كه گوشت پاره اى از حيوانات به عللى كه علم ، زيان برخى از آنها راكشف كرده حرام است .
كليه حيوانات درنده مانند گرگ پنلگ و غيره و همينطور روباه، خرگوش ، گربه وغيره حرام گوشت هستند.
پرنده ها مانند، خفاش ، طاووس ، كلاغ وتمام پرندگانى كه چنگال دارند مانند عقاب حرام گوشت هستند و همانطور خوردن تمامحشرات حرام است ولى پرندگان ديگر كه در آسمان بال مى زنند خوردن آنها حلال است .همچنين تخم مرغ پرندگان حلال گوشت واز حيوانات و پرندگان حرام گوشت حراماند.
از حيوانات دريائى ماهيهاى پولك دار وبعضى از پرندگان دريايى حلال مى باشدو نيز خوردن ميگو كه همان ملخ دريايى است حلال است . در پايان بايد يادآورد شويم كهكليه غذاها و آشاميدنى هاى نجس و يا مضر بحال انسان حرام مى باشد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - شير و روغن جامد اگر نجس سدآيا همه آنها نجس مى شود؟
2 -
آيا خون پشه و ماهى نجس است ؟
3 -
پشم و ناخنمردار نجس پاك است يا نجس ؟
4 -
آيا عرق جنب از حرام نجس است ؟
5 -
آيا موادمست كننده كه جامدند نجس اند ؟
6 -
آيا خونى كه در تخم مرغ است نجس است؟
درس پنجم : مطهرات يا پاك كننده ها 
چيزهايى كه اشياء را پاك مى كنند عبارتند از: 
1 - آب 2 - زمين 3 - آفتاب 4 - اسلام 5 - استحاله 6 - انتقال 7 - تبعيت 8 - برطرف شدن عين نجاسات 9 - استبراءحيوان نجاستخوار 10 - غايب شدن مسلمان
1 - آب :  
در صورتى پاك كننده است كه مطلق بوده و مضاف نباشد آب مطلق همان آبخالص است و آب مضاف عبارت از آبى است كه از چيزى گرفته شده باشد مثل آب سيب و يا آبهنداونه يا با چيزى مخلوط شده باشد.
آبهاى پاك كننده كه به آن مطلق مى گويندعبارت است از:
1 -
آب چاه 2 - آب جارى 3 - آب باران 4 - آب راكد، كه اگر مقدارآن زياد باشد يعنى وزن 419/377 كيلوگرم باشد آب كر است و اگر كمتر از اين مقدارباشد آب قليل است .
اينك در مورد آب به نكات زير توجه كنيم :
1 -
آب قليل بابرخورد به نجاست نحس مى شود.
2 -
تمام آبهاى مطلق بجز آب قليل با برخورد بهنجاست نجس نمى شود، مگر آنكه رنگ يا بو يا طعام آن با نجاست تغيير كند كه در اينصورت نجس ‍ است .
3 -
آب باران اگر بر زمين و يا فرش و لباس نجس ببارد آن هاراپاك مى كند مگر آن كه عين نجاست مثل خون باقى بماند و پاك نشده باشد.
4 -
آبىكه طاهر بوده ولى نمى دانيم نجس شده يا نه ؟ طاهر است و آبى كه نجس بوده و نمىدانيم طاهر شده يا نه نجس است و نيز آبى كه نمى دانيم نجس است يا طاهر پاك مىباشد.
چگونگى تطهير با آب :  
1 - اگر شى ء نجس ظرف باشد با آبكر يك مرتبه و با آب قليل سه مرتبه بايد آن را آب كشيده و شست .
2 -
اگر اشياءغير ظرف باشد هر گاه با ادرار نجس شود با آب كر يك مرتبه و با آب قليل دو مرتبه واگر به غير ادرار باشد با آب كر يك مرتبه و با آب قليل يك مرتبه .
3 -
هر گاهزمين نجس شده باشد پس از برطرف كردن عين نجاست با آب كر و آبى كه متصل به كر است ،مثل آب لوله كشى منازل يك بار و با آب قليل دو بار پاك مى شود. همينطور ديوارنجس
4 -
براى تطهير اشياء اول بايد نجاست را برطرف كرد سپس تطهير نمود مثلا اگرلباس يا دست به خون آلوده باشد بايد اول خون را پاك كرد سپس ‍ آن را آب كشيد و طاهركرد.
5 -
اگر فرش يا لباس نجس شود و بخواهيم طاهر كنيم چنانچه با آب قليل باشديك بار آب بريزيم و آن را فشار دهيم تا آب داخل آن را خارج شو سپس با آب دوم طاهركنيم .
6 -
آب لوله كه به منبع كر متصل است در حكم آب كر مى باشد و نجس ‍ نمىشود مگر آنكه بو يا رنگ يا طعم نجاست بگيرد و هر چيز نجسى را كه عين نجاستش برطرفشده به يكبار طاهر مى شود.
2 - زمين :  
زمين خود يكى از پاككننده هاست و با سه شرط كف پا و ته كفش و نوك عصا را پاك مى كند. اين شرطها عبارتنداز:
1 -
زمين بايد خود پاك باشد.
2 -
زمين بايد خشك باشد.
3 -
عين نجاستبايد باتماس به زمين برطرف شود در اين صورت كف پا و ته كف شو نوك عصاى نجس بر روىفرش ، موزائيك ، حصير، چمن ، آسفالت ، پاركت كه با چوب فرش شده پاك نمىشوند.
3 - آفتاب :  
خود يكى از مطهرات و پاك كنندههاست و مى تواند چيزهايى زير را پاك كند.
زمين ، ساختمان ، چيزهايى كه درساختمان به كار رفته و نمى توان آن را برداشت مثل در به و پنجره ، ميخى كه درساختمان به كار رفته ، درخت و گياه .
آفتاب با شرايط زير پاك كننده است :  
1 - آفتاب از پشت ابر و يا پردهنتابد مگر آنكه ابر و يا پرده رقيق و نازك بوده بطورى كه مانع از تابش نور آفتابنباشند.
2 -
آفتاب به تنهايى محل نجاست را خشك كند نه توسط باد ولى اگر باد كمباشد مانعى ندارد.
3 -
هنگام تابش آفتاب عين نجاست وجود نداشته باشد.
4 -
آفتاب مقدارى از ساختمان كه در آن نجاست نفوذ كرده به يكباره خشك كند.
5 -
بينديوار و ساختمانى كه نجاست در آن نفوذ كرده چيز طاهرى فاصله نباشد.
6 -
ساختمانو يا ديوارى كه نجس شده بايد تر باشد و اگر خشك باشد بايد بر آن آب ريخت تا آفتابآن را خشك كند.
4 - اسلام :  
اگر شخص كافر مسلمان شود وشهادتين را بگويد(شهادت به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر -(ص) ) تمام بدن او پاك مى شود، حتىلباسى كه به هنگام اسلام آوردن بر تن دارد ولى لباسهايى كه قبلا به تن داشته و باعرق بدنش نجس شده بايد آنها را آب بكشد و طاهر كند.
5 - استحاله :  
اگر شى ء نجسى از آن حالت اول خارج شود پاك مى گردد. مثل اين كه سگدر نمكزار نمك شود يا چوب نجس پس از سوزاندن خاكستر گردد.
ولى اگر شى ء نجستغيير ماهيت ندهد طاهر نمى شود. مثل اينكه گندم نجس را آرد كنند ونان بپزند كه دراين صورت باز نجس است .
6 - انتقال :  
مثل اين كه خون بدنانسان و يا حيوان كه خون جهنده دارد به بدن پشه كه خون جهنده ندارد منتقل شود و جزءخون بدن او حساب شود پاك است ولى زالو كه خون انسان يا حيوان را مكيده و جزء بدن اوحساب نمى شود و مى گويند خون انسان يا حيوان است در اين صورت نجس است .
7 - تبعيت :  
يعنى چيز نجسى بخاطر پاك شدن چيزنجس ديگرى بالتبع پاك شود مثل اينكه اگر شراب سركه شود ظرفى هم كه شراب در آن بودهپاك مى شود.
8 - بر طرف شدن عين نجاست :  
بدن حيوان و باطن بدنانسان پس از برطرف شدن نجاست پاك مى شود و نياز به آب كشيدن ندارد. مثلا منقار اوپاك مى باشد و اگر داخل گوش يابينى يا چشم نجس شود در اين صورت اگر خون در دهانباشد نبايد فرو ببرد و بايد بيرون ريخت در اين صورت لبها كه نجس شده اند، بايد پاكو طاهر كرد.
9 - استبراء:  
يعنى حيوانى كه به خوردن نجاستانسان عادت كرده مثل مرغ و جوجه و غيره بول و غائط آنها نجس مى باشد و اگر بخواهيمكه پاك شوند بايد مدتى بجاى نجاست غذاى پاك به آنهاداد و جلوى نجاستخوارى آنها راگرفت .به چنين كارى استبراء گويند.
10 - غائب شدن مسلمان :  
اگر لباس ، بدن ، ظرف ، و فرش مسلمان نجس شود و او غايب گردد بعد كهاو را ملاقات مى كنيم اگر احتمال دهيم كه آنها را آب كشيده است ، آن چيز پاك خواهدبود و اجتناب از آن ها لازم نيست .
بهپرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - آب مضاف نجس چگونه پاك مى شود؟
2 -
خون پشه پاك است يانجس؟
3 -
با حركت كف پا و نوك عصاى نجس بر روى آسفالت پاك مى شود؟
4 -
ساختمان وديوار نجس كه خشك شده باشد چگونه پاك مى شود؟
5 -
استحاله و انتقال را توضيحدهيد؟
درس ششم : نماز 
نماز چيست ؟ 
نماز سرود عشق و آهنگ آسمانى است .
نماز سرود فضليت و پاكى است
نماز ريسمانى است كه ما را به خداوند جهان متصلمى كند.
در آن وقت كه به وسيله نماز به خدا نزديك مى شويم جسم وجان خود رافراموش مى كنيم و تنها نيرو و قدرت لايزال خداوند را مى بينيم .
در آن لحظه كهآدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى انديشد، سراپا شيفته آن مى شود، دلو جانش به خضوع و خشوع و فروتنى مى گرايد، با آهنگ فطرت در برابر آن همه كمال وعظمت سر تعظيم فرود مى آورد، سر به زمين مى سايد و زبان ستايش مى گشايد.
آننيايش و پرستش و اين راز و نياز و كمك خواهى در زبان قرآن نماز ناميده مىشود.
نماز، مراسم مخصوصى براى پرستش خدا و راز و نياز با اوست كه در آن جنبه هاىارزنده و آموزنده خاصى در نظر گرفته شده و به همين جهت شكل مخصوصى به خود گرفته است .
نماز، سرود توحيد و يكتا پرستى ، پاكى وفضيلت است كه روح و جان ما را از شرك وآلودگى شستشو داده و بايد فكر و درون ما را در برابر عوامل شرك زا وآلوده كننده يىكه در زندگى روزمره با آنها سر و كار داريم پاك و يكتاپرست نگه مى دارد.
كمتركسى است كه در اثناى كار روزانه ، دستش ، لباسش ، دست و صورتش ‍ سر و پايش و گاهىهمه پيكرش كثيف نشود و به تنظيف روزانه آنها نيازمند نباشد، دانش آموز يا دانشجويىكه درس مى خواند، معلمى كه درس ‍ مى دهد، كشاورزى كه به كندو كاو زمين ، كاشتن تخمو برداشت محصول مشغول است ، كارگر يا مهندسى كه در كارگاه كار مى كند، پرستار ياپزشكى كه با بيماران سر و كار دارد، بانوى خانه دارى كه خانه را اداره مى كند همهبايد روزى يك يا چند بار لباس و تن خود را شستشو دهند، تا پاكيزه بمانند.
روح مانيز در ميدان زندگى روزانه به همين اندازه يا بيشتر در معرض ‍ آلودگى است ، آلودگىبه هوسها خودخواهيها و صدها آلودگى هاى ديگر.
بنابراين بايد همانطور كه لباس وتن خود را مى شوييم و پاكيزه مى كنيم ، دل و جان را هم شستشو دهيم و پاكيزه كنيم ،خود را به خدا كه سرچشمه پاكى و كمال است نزديك سازيم ، لحظاتى را به ياد او، بهنيايش او و راز و نياز با او بگذرانيم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال الهىشستشو دهيم .
نمازهاى پنجگانه همين كار را مى كند با پنج نماز در روز، خداوند،لغزشها را از آدمى مى زدايد و او را پاكيزه مى كند.
چرا نماز بخوانيم ؟ 
نماز پيوند انسان با خدا، شستشوى روان ، و راز و نياز با آفرينندهيكتاست در آن لحظه كه انسان احساس پوچى و بى ارزشى در خود مى كند، از همه كس و همهجا بريده ماءيوس و نا اميد در انديشه آينده خويش است دل به معبود خويش مى سپارد، برمى خيزد و وضو مى گيرد و با قلبى مطمئن و آرام و به قبله مى ايستد و توجه خود را ازهمه جا مى برد و بخداى خويش توجه مى كند و با او راز و نياز مى نمايد در اين هنگامحس مى كند كه با راز و نياز، خود را سبك تر و آرام تر نموده و خويشتن را بخدا نزديكمى بيند.
بايد دانست كه همانطور كه جسم و بدن پس از مدتى كه مى گذرد كثيف وآلوده مى شود و با شستشوى جسم ، بدن سبك و آرام مى گردد، روح و روان همه كه در اثرعوامل بيرونى آلوده و كثيف شده انسان ، با نماز، آن را تميز و شفاف مى سازد اين استكه بزرگان گفته اند، نماز معراج مؤ من و وسيله نزديك شدن انسان به خدا و آرام بخشدلهاست .
اقسام نماز:  
نماز به دو دسته تقسيم مىشود:
1 -
نمازهاى واجب
2 -
نمازهاى مستحب
الف - نمازهاى واجب
عبارتنداز:
1 -
نمازهاى يوميه (شبانه روزى(
2 -
نماز آيات
3
نماز ميت
4 -
نماز طواف واجب خانه كعبه
5 -
نماز قضاى خود و قضاى پدر و مادر كه بر عهده پسربزرگتر است .
6 -
نمازى كه با جير شدن يا به نذر و قسم واجب مى شود.
نمازهاى يوميه :  
در شبانه روز انسان بايد پنج بارنماز بخواند و اين نماز كه به نام نماز روزانه معروف است عبارتند از:
1 -
نمازصبح كه دو ركعت است كه نمازگزار از اذان صبح تا قبل از طلوع آفتاب فرصت داردبخواند.
2 -
نماز ظهر كه چهار ركعت است
3 -
نماز عصر است كه همانند نماز ظهرچهار ركعت است و وقت اين دو نماز از اذان ظهر تا اذان غروب است .
4 -
نماز مغرب - كه وقت شرع آن بعد از اذان مغرب است و پايان وقت آن تا نزديك نصف شب است .
5 -
نماز عشاء كه وقت آن بعد از نماز مغرب است تا نصف شب .
واجبات نماز:  
واجبات نماز يازده چيز است : كهبعضى ركن وبعضى غير ركن اند .
در ركن اگر چيزى اضافه يا كم شود حتى اگر اشتباهباشد نماز باطل است ولى در غير ركن اگر از روى فراموشى كم يا زياد شود نماز باطلنيست .
آنهايى كه ركن اند عبارتند از:  
1 - نيت :  
يعنى نماز را بخاطر نزديك شدنبخداوند و اطاعت از فرمان او بخواند.
2 - تكبيرة الاحرام :  
يعنى پس از نيت مى گويد: الله اكبر
3 - قيام :  
يعنى ايستادن در موقع تكبيرة الاحرام و پيش از ركوع كه به آن قياممتصل به ركوع گويند.
4 - ركوع :  
يعنى بعد از قرائت حمدو سوره در ركعت اول و دوم و يا بعد از تسبيحات چهارگانه در ركعت سوم و چهارم .
نماز گزار ركوع مى كند يعنى در پيشگاه الهى به احترام او به قدرى خم مى شود كهكف دستها به زانوها برسد، آنگاه ذكر ركوع را مى خواند: سبحانربى العظيم و بحمده
5 - سجود:  
يعنى نماز گزار بعد ازهر ركعت دو سجده مى كند كه پيشانى و كف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت شصت پارا بر زمين مى گذارد و ذكر سجده را مى خواند:
سبحان ربىالاعلى و بحمده
و آنهايى كه غير از ركناند عبارتند از:  
1 - قرائت :  
يعنى خواندن حمد و سوره در ركعتاول و دوم نماز
2 - ذكر:  
كه عبارت از ذكر ركوع و سجود است .
3 - تشهد:  
در ركعت دوم و ركعت آخر نمازهابايد نمازگزار بعد از سجده دوم بنشيند و تشهد بخواند:
اشهدان لااله الاالله وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، اللهم صل على محمدو آل محمد.
4 - سلام :  
نمازگزار بعد از تشهد ركعت آخر،نماز سلام مى هد و مى گويد:
السلام عليك ايهاالنبى و رحمةالله و بركاته السلام علينا و على عبادالله الصالحين السلام عليكم و رحمة الله وبركاته .
5 - ترتيب :  
يعنى نمازگزار بايد نماز را بهترتيب بخواند يعنى حمد را قبل از سوره و ركوع را قبل از سجده و تشهد را قبل از سلامبخواند و چنانچه پس و پيش ‍ خواند نمازش باطل مى شود.
6 - موالات :  
يعنى نمازگزار تمام بخشهاى نماز را بايد بدون فاصله و پشت سرهم انجامدهد.
اذان و اقامه :  
فرا رسيدن وقت هر نماز با اذاناعلام مى شود، هنگام سپيده صبح ، ظهر عصر، غروب آفتاب و در نخستين لحظات تاريك شدنهوا در هر منطقه اسلامى با آهنگ روح نواز اذان به همه اعلام مى شود كه وقت نماز فرارسيده است .
اذان يكى از شعائر اسلامى و سنت مؤ كد است كه همواره مسلمانان رامتنبه و آگاه مى سازد.
چگونگى اذان واقامه :  
الله اكبراذان 4 مرتبه اقامه 2 مرتبه
اشهد ان لااله الااللهاذان 2 مرتبه اقامه 2 مرتبه
اشهدان محمد رسول اللهاذان 2 مرتبه ، اقامه 2 مرتبه
اشهد ان عليا ولى اللهاذان 2 مرتبه ، اقامه 2 مرتبه
حى على الصلوةاذان 2 مرتبه ، اقامه 2 مرتبه
حى على الفلاحاذان 2 مرتبه ، اقامه 2 مرتبه
حى على خيرالعملاذان 2 مرتبه ، اقامه 2 مرتبه
قد قامت الصلوةاقامه 2 مرتبه
الله اكبراذان 2مرتبه ، اقامه 1 مرتبه
لااله الااللهاذان 2 مرتبه ،اقامه 1 مرتبه

آموزش نماز:  
نمازگزار پس از اذان و اقامه روبه خانه كعبه مى ايستد و نيت مى كندكه كارش ‍ براى خداست آنگاه با دلى آرام و به دور از هر كار ديگر دل به سوى خدا مىآورد در حالى كه دستها را تا نزديك گوشهاى خود بالا برده مى گويد: الله اكبر(خدا از هر كس و هرچيز بزرگتر و از آنچه در تصور ما بگنجد برتر است)
سپس حمد و سوره را مىخواند:
بسم الله الرحمن الرحيم(1)
الحمد لله ربالعالمين (2) الرحمن الرحيم (3) مالك يوم الدين (4) اياك نعبد و اياك نستعين (5(
 اهدناالصراط المستقيم (6) صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليه ولاالضالين (7(
بسم الله الرحمن الرحيم (1(
قل هو الله احد (2) الله الصمد (3) لم يلد و لم يولد (4) ولم يكن له كفوا احد (4(
سپس بهركوع مى رود و مى گويد: سبحان ربى العظيم و بحمده
آنگاه سر از ركوع برميدارد و مى گويد: سمع الله لمنحمد، الله اكبر
آنگاه به سجده مى رود و در سجده چنين مى خواند: سبحان ربى الاعلى و بحمده
آنگاه سر از سجده بر ميدارد ومى گويد: اءستغفرالله ربى و اتوب اليه
سپس به سجدهدوم مى رود و پس از ذكر سجده ، سر بر مى دارد و مى نشيند.
آنگاه بلند مى شود ومى گويد:
بحول الله و قوته اقوم و اقعد
سپس حمدو سوره را مثل گذشته مى خواند و پس از خاتمه سوره ، قنوت مى گيرد و ذكر قنوت را مىخواند در قنوت هر آيه و دعائى را مى تواند بخواند مثلا: ربزدنى عملا و الحقنى بالصالحين
سپس به ركوع مى رود و ذكر ركوع را مىخواند.
بعد به سجده مى رود و دو سجده را مانند قبل انجام مى دهد. بعد مى نشيند وتشهد مى خواند: اشهد ان لااله الاالله وحده لاشريك له و اشهدان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد.
پس از تمام شدن تشهد اگرنماز دو ركعتى است سلام مى دهد و اگر نماز سع ركعتى و يا چهار ركعتى باشد بلند مىشود و تسبيحات چهارگانه را مى خواند: سبحان الله و الحمداللهولااله الله و الله اكبر)سه بار) آنگاه به ركوع مى رود و ذكر ركوع را مىخواند بعد به سجده مى رود و دو سجده را انجام مى دهد بعد مى نشيند و چنانچه نمازمغرب باشد تشهد مى خواند و سلام مى دهد. واگر نماز چهار ركعتى است مثل (ظهر- عصر - عشاء) دوباره برمى خيزد و تسبيحات چهارگانه را مانند قبل مى خواند و به ركوع مى رودو بعد دو سجده را بجا مى آورد سپس مى نشيند و مانند قبل تشهد مى خواند و بعد سلاممى دهد و مى گويد:
السلام عليك ايهاالنبى و رحمة الله وبركاته السلام علينا و على عباد الله الصالحين السلام عليكم و رحمة الله وبركاته
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - فرا رسيدن وقتنماز با چه چيز اعلام مى شود؟
2 -
تفاوت اذان واقامه در چيست ؟
3 -
آيا ركوعو سجود ركن اند ؟
4 -
كدام يك از ركعات نماز، تشهد خوانده مى شود؟
5 -
تفاوتركوع با ذكر ركوع چيست ؟
درس هفتم : شكيات نماز 
شكيات بر 23 قسم است ، هشت قسمآن نماز را باطل مى كند و به شش ‍ قسم آن نبايد اعتنايى كرد و نه قسم آن صحيح است .
شكهاى باطل :  
اگر يكى از اين شكها را براىنمازگزار پيش آيد، نمازش باطل است :
1 -
شك در شماره ركعتهاى نمازهاى دوركعتى
2 -
شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى
3 -
در شكهاى نمازهاى چهارركعتى كه پاى يك در ميان باشد.
4 -
اگر در نمازهاى چهار ركعتى پيش از تمام شدنسجده دوم شك كند.
5 -
شك بين 2 و 5 يا 2 و بيشتر از 5.
6 -
شك بين 3 و 6 يا 3و بيشتر از 6.
7 -
شك بين 4 و 6 و يا 4 و بيشتر از 6.
8 -
شك در ركعتهاى نمازكه نداند چند ركعت خوانده
شكهائى كهنبايد به آن ها اعتنا كرد:  
1 - شك در چيزى كه نمازگزار از محل آن گذشته است مثل اينكه در ركوعشك كند كه آيا حمد و سوره را خوانده يا نه .
2 -
شك بعد از سلام نماز
3 -
شكبعد از گذشتن وقت نماز
4 -
شك كسى كه زياد در نماز شك مى كند كه به او كثيرالشكمى گويند.
5 -
شك امام در شماره ركعتهاى نماز در صورتى كه ماءموم آن را بداند ويا شك ماءموم در ركعتهاى نماز در صورتى كه شماره آن را بداند كه در صورت اول ، امامبا رجوع به ماءموم رفع شك از خود مى كند و در صورت دوم ، ماءموم ، با رجوع به امام، وظيفه خود را انجام مى دهد.
6 -
شك در نمازهاى مستحبى
شكهاى صحيح :  
در نه صورت اگر نمازگزار درشماره ركعتهاى نماز چهارركعتى شك كند بايد به دستورات زير عمل نمايد:
1 -
نمازگزار بعد از سربرداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، بنا رابر سه مى گذارد و يك ركعت ديگر را مى خواند و نماز را تمام مى كند سپس يك ركعت نمازاحتياط ايستاده ، يا دو ركعت نشسته مى خواند.
2 -
شك بين دو و چهار بعد از سجدهدوم ، بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى كند و دو ركعت نماز احتياطايستاده و دو ركعت نشسته مى خواند.
4 -
شك بين چهار و پنج بعد از سجده دوم كهبنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام نموده و بعد از نماز، دو سجده سهو مىكند.
5 -
شك بين سه و چهار در هر كجاى نماز كه باشد بنا را بر چهار مى گذارد ونماز را تمام مى كند وبعد يك ركعت نماز احتياط ايستاده مى خواند.
6 -
شك بينچهار و پنج در حال ايستاده كه بايد نمازگزار بدون ركوع بنشيند و تشهد را بخواند ونماز را سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده را بخواند.
7 -
شك بين سه و پنجدر حال ايستاده كه بايد نماز گزار بدون ركوع بنشيند و تشهد را بخواند و سلام دهد ودو ركعت نماز احتياط را ايستاده بخواند.
8 -
شك بين سه وچهار و پنج در حالايستاده كه بايد نمازگزار، بنشيند و سلام دهد سپس دو ركعت نماز احتياط ايستاده و دوركعت نشسته بخواند.
9-
شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد نمازگزار بنشيندو تشهد بخواند و سلام دهد سپس دو سجده سهو را بجا آورد.
نماز احتياط:  
كسى كه نماز احتياط بر او واجبشده بايد فورا بعد از نماز نيت كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود ودو سجده را بخواند پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است تشهد مى خواند و سلاممى دهد و اگر دو ركعت بعهده اوست پس از دو سجده ديگر تشهد مى خواند و سلام مى دهد ودو ركعت نماز احتياط نشسته هم به همين صورت مى خواند با اين تفاوت كه بجاى ايستادنمى نشيند. بايد توجه داشت كه نماز احتياط سوره و قنوت ندارد و بايد آهسته خواندونيت هم به زبان نياورد.
سجده سهو:  
در شش مورد بايد سجدهسهو كرد يعنى نمازگزار بعد از سلام نماز فورا نيت سجده سهو مى كند و پيشانى را برچيزى كه سجده بر آن صحيح است مى گذارد و مى گويد: بسم الله وبالله و صلى الله على محمد و آل محمدآنگاه سر از سجده برمىدارد و دوباره به سجده مى رود و باز همان ذكر را تكرار مى كند و سر از سجده برمىدارد و مى نشيند و تشهد مى خواند و سلام مى دهد.
مواردى كه سجده سهو لازم استعبارتند از:
1 -
در بين نماز، سهوا حرف بزند.2 - جائى كه در نماز نبايد سلام دهدمثلا در ركعت اول سهوا سلام دهد 3 - در نماز يك سجده را فراموش كند 4 - تشهد نمازرا فراموش كند 5 - در نماز 4 ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه 4 ركعت خوانده يا 5ركعت در اين صورت مى نشيند و نماز را تمام مى كند و دو سجده سهو بجا مى آورد 6 - وهمچنين در نماز چهار ركعتى در حالت ايستاده شك بين و 5 و 6 پيش آيد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - اقسام شكهاى باطلكدامند؟
2 -
چه شكهايى نبايد به آنها توجه كرد؟
3 -
شكهاى صحيح چندنوعند؟
4 -
نماز احتياط را چگونه بايد خواند؟
درس هشتم : نماز آيات 
نماز آيات با يكى ازچهار مورد زير واجب مى شود:
1 -
گرفتن خورشيد.
2 -
گرفتن ماه .
در هر موردلازم نيست تمام قرص گرفته شود و يا كسى بترسد.
3 -
زلزله اگر چه كسى نترسدو
4 -
رعد و برق و طوفانهاى شديد در صورتى كه بيشتر مردم بترسند.
كيفيت نماز آيات :  
نماز آيات دو ركعت است در هرركعت پنج ركوع دارد به صورتهاى مختلف خوانده مى شود و مختصرترين صورت آن ، بدينگونه است كه نمازگزار پس ‍ از نيت تكبير مى گويد و حمد و سوره را پنج قسمت مى كند وهر قسمت به ركوع مى خواند و سر از ركوع برمى دارد و قسمت ديگر را مى خواند مثلا مىگويد:
بسم الله الرحمن الرحيمركوع
قل هوالله احدركوع
لم يلد و لم يولدركوع
و لم يكن له كفوا احدركوع
و لم يكن له كفوا احدركوع
و بعد به سجده مى رود و پس ازسجده بر مى خيزد و حمد را مى خواند و سوره را به همان صورت قبل تقسيم مى كند آنگاهبه سجده مى رود و تشهد را مى خواند و سلام مى دهد و مستحب است كه قبل از ركوع دهم ،قنوت نيز بخواند.
نماز ميت :  
نماز بر مرده مسلمان اگر چه بچهباشد و شش سال او تمام شده باشد واجب و لازم است و بايد بعد از غسل دادن و كفن كردنميت ، بر او نماز خواند و لازم نيست دسته جمعى باشد حتى اگر يكنفر باشد بايد خود،بر او نماز بخواند.
دستور نماز ميتبقرار زير است :  
ميترا در برابر نمازگزار به پشت بخوابانند بطوريكه سر او بطرف سمت راست نمازگزار و پاىاو بطرف چپ نمازگزار قرار گيرد.
نماز ميت پنج تكبير دارد:
پس از تكبير نمازاول مى گويد: اشهد ان لااله الله و ان محمدا رسول الله
پس از تكبير دوم مى گويد: اللهم صل على محمد و آلمحمدپس از تكبير سوم مى گويد: اللهم اغفر للمؤ منين والمؤ مناتبعد از تكبير چهارم ، اگر ميت مرد است مى گويد:
اللهم اغفر لهذاالميتو اگر زن است مى گويد: اللهم اغفر لهذه الميتبعد تكبير پنجم را مى گويد و نماز راتمام مى كند.
نماز طواف كعبه :  
يكى از اعمال عمره وحج ، طواف است ، يعنى هفت دور گشتن به دور خانه خدا با شرايطى كه در مناسك حج آمدهاست ، بعد از تمام شدن طواف بايد فورا دو ركعت نماز به نيت نماز طواف مثل نماز صبحدر كنار مقام ابراهيم بخوانند و نبايد بين نماز وطواف فاصله بيفتد يا در جاى ديگرىغير از مقام ابراهيم خوانده شود.
نمازقضاء:  
كسى كه نمازواجب خود را در وقت نخوانده يا باطل بوده بايد قضاء، آن را هر چه زودتر بخواندهمچنين اگر پدر و مادر نماز و روزه را بجا نياورده اند بر پسر بزرگتر واجب است كهبراى آنها نماز بخواند و روزه بجا آورد و چنانچه نتواند ومشكلش باشد بايد ديگرى رابر اين كار اجير كند.
نمازى كه شخصاجير شده يا نذرى كرده كه آن را بخواند:  
اگر شخصى اجير شده باشد كه دربرابر گرفتن مزد، نمازهاى فوت شده ميتى را بخواند و يا اين كه شخصى بخواهد تبرعا وبدو گرفتن مزد، نمازهاى او را بجا آورد، بر او لازم است نمازهاى ميت را به هر نحوكه مشخص كرده اند بخواند و همينطور اگر كسى نذر يا عهد كرده نماز را بخواند، آننماز نيز بر او واجب مى باشد مثلا شخصى نذر كرده و يا با خداى خود عهد وپيمان بستهكه سه روز نماز بخواند، اين نماز مثل همان نماز يوميه و روزانه است و تفاوتىندارد.
نماز مسافر:  
اگر انسان به سفر برود در صورتىكه سفرش كمتر از 8 فرسخ نباشد، بايد، نمازهاى چهار ركعتى ؛مثل ظهر و عصر و عشاء رادو ركعت بخواند كه به آن نماز قصر يا (كوتاه ) مى گويند بايد توجه داشت كه ديگر فرقبين گذشته و امروز نيست چه گذشته كه مردم با الاغ سفر مى كردند و ماهها سفرشان طولمى كشيد و چه امروز كه مردم با هواپيما سفر مى كنند ولى اگر مسافر پيش از خدا گذشتنوقت نماز به شهر خود برسد نماز را در وطن خود بطور كامل مى خواند.
نماز جماعت :  
مستحب است كه نمازهاى واجب بهويژه نمازهاى روزانه را، با جماعت بخوانند، زيرا نماز پشت سر امام جماعت عادل هرركعت ، آن ثواب صد ركعت دار و هر چه بر تعداد ماءمومين اضافه شودثواب جماعت همبيشتر مى شود.
نماز جمعه :  
نماز جمعه در زمان حضور امامواجب است و در زمان غيبت واجب تخييرى است(3)يعنى نمازگزار در روزجمعه مى تواند نماز ظهر يا جمعه بخواند ولى نماز جمعه مى تواند نماز ظهر يا جمعهبخواند ولى نماز جمعه افضل است .
نماز جمعه اين نماز كه روز جمعه تشكيل مى شودبصورت فردى نمى توان خواند بلكه بصورت جماعت و بوسيله پيشوايى عادل و آگاه خواندهمى شود حداقل تعداد شركت كننده 5 نفر است و با كمتر از اين ، نماز جمعه تشكيل نمىشود.
اين نماز، مثل نماز صبح ، دو ركعت است و مستحب است در ركعت اول بعد از حمد،سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقون خوانده مى شود اين نماز داراى دوقنوت مستحبى است قنوت اول قبل از ركوع ركعت اول و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم مىباشد امام جمعه قبل از شروع نماز، دو خطبه مى خواند و ميان آن دو مى نشيند، در خطبهاول پس از حمد وثناى پروردگار با استفاده از آيات و روايات ، مردم را به تقوى وپرهيز از گناه دعوت مى كند وآنها را به مسائلى سياسى و اجتماعى اسلام آشنا مى سازدو در خطبه دوم ، پس از درود بر پيامبر و پيشوايان اسلام براى مردان و زنان مسلمانطلب آمرزش مى كند.
نماز عيدين : 
نماز عيدين كه نمازعيد فطر و عيد قربان است وقت نماز عيدين ، از آغاز طلوع خورشيد تا ظهر مى باشد، ايننماز، دو ركعت است كه بهتر است بعد از حمد، در ركعت اول سوره اعلى و در ركعت دومبعد از حمد، سوره والشمس خوانده مى شود.
در ركعت اول بعد از حمد و سوره ، پنجقنوت و در ركعت دوم ، چهار قنوت دارد در قنوت ، هر ذكرى را مى توان خواند ولى بهتراست دعائى را كه نمايانگر شكوه و عظمت خداوند است خوانده شود، دعا معروف اين است :
اللهم اهل الكبرياء والعظمة و اهل الجود و الجبروت و اهلالعفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اءسئلك بحق هذااليوم الذى جعلته للمسلمينعيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد وآل محمد و ان تدخلنى فى كل خير، ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوءاخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسئلك خير ماسئلك عبادكالصالحون و اعوذبك مما استعاذ منه عبادك المخلصون
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - چرا بايد نماز خواند؟
2 -
اقسام نمازهاى واجب چند تا است ؟
3 -
نماز مسافر چگونه است ؟
4 -
واجبات نمازچند تا است ؟
5 -
در چه مواردى نماز آيات واجب مى شود؟
6 -
نماز آيات چندركوع و نماز عيد چند قنوت دارد؟
درس نهم : نمازهاى مستحبى 
نماز شب يا تهجد:  
اين نماز يازده ركعت است كه از نيمه شب ، تا اذان صبح خوانده مى شودو داراى ثواب بسيار است ، نحوه خواندن آن چنين است : هشت ركعت ، بصورت چهار نماز دوركعتى كه نيت نافله شب - دو ركعت به نيت نماز شفع و يك ركعت به نيت نماز وتر خواندهمى شود.
نافله هاى يوميه :  
نمازهاى نافله كه همراه نمازهاىروزانه خوانده مى شود براى كسانى كه مى خواهند با خداى خود رابطه بيشترى داشته وبراى خودسازى راز و نياز بيشترى كنند اين نمازها عبارتند از:
1 - نافله صبح :  
دو ركعت كهپيش از نماز صبحخوانده مى شود
2 - نافله ظهر: 
هشت ركعت (چهار نماز دو ركعتىپيش از نماز ظهر(
3 - نافله عصر:  
هشت ركعت (چهار ركعتنماز دو ركعتى پيش از نماز عصر(
4 - نافله شب : 
چهار ركعتبعد از نماز مغرب
5 - نافلهعشاء: 
دو ركعت بعد ازنماز عشاء
نماز غفيله :  
اين نماز، بين نماز مغرب و عشاءخوانده مى شود و دو ركعت است - در ركعت اول ، بعد از سوره حمد مى خواند:
و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات انلااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين فاستجبناله و نجيناه من الغم و كذالكننجى المؤ منين
و در ركعت دوم بعد از سوره حمد مى خواند:
و عنده مفاتح الغيب لايعلمها الاهو و يعلم ما فى البر و البحر و ماتسقط من ورقة الا يعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لارطب و لا يابس ‍ الا فى كتابميبن.
و در قنوت اين نماز مى خواند:
اللهم انىاسئلك بمفاتح الغيب التى لايعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تقضى لىحاجتى اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاءسئلك بحق محمد و آلمحمد عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى.
نمازهاى جعفر طيار:  
نمازى است براى آمرزش گناهان كه داراى فضيلت بسيار است اين نماز راحضرت محمد صلى الله عليه وآله به جعفر بن ابى طالب آموخته است نماز جعفر چهار ركعتاست كه به صورت دو نماز دو ركعتى خوانده مى شود و در ركعت اول ، سوره حمد و سورهزلزال ، و در ركعت دوم ، بعد از حمد، سوره والعاديات خوانده مى شود و در ركعت سوم ،بعد از حمد، سوره نصر و در ركعت چهارم ، بعد از سوره حمد، سوره توحيد قرائت مى شود،و نيز در هر ركعت بعد از پايان قرائت ، پانزده مرتبه بگويد: بار و بعد از سربرداشتناز ركوع ، ده بار و در سجده اول ، ده بار و ميان دو سجده ده بار و بعد از سجده دوم، ده بار آن ذكر شريف را بگويدكه در هر ركعت 75 بار و در مجموع ركعات سيصد بارتسبيح ميشود.
شخص نمازگزار اگر عجله داشته باشد مى تواند بجاى چهار سوره و درچهار ركعت ، چهار بار سوره توحيد يعنى : قل هو الله احدبخواند و بعد از نماز سيصد بار تسبيحات اربعه را بگويد - سبحان الله و الحمدلله ولااله الاالله و الله اكبرآنگاه بريابرآورده شدن حاجات خود دعا كند.
نمازليلة الدفن :  
ايننماز، در اولين شبى كه ميت دفن شده خوانده مى شود تا آرامشى براى روانش باشد. نمازوحشت دو ركعت است كه در ركعت اول ، بعد از حمد، يك بار آية الكرسى و در ركعت دوم ،بعد از حمد، ده مرتبه سوره قدر خوانده مى شود و بعد از نماز مى خواند:
اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبرفلان بنفلان ، كه بجاى فلان بن فلان ، نمازگزار، نام مرده و پدر او را مى برد.
نماز استغاثه :  
اين نماز در مسجد جمكران قمبرگزار مى شود در اين مسجد، نمازگزار چهار ركعت نماز مى خواند دو ركعت بعنوان تحيتمسجد كه در هر ركعت حمد را يك مرتبه وسوره توحيد را هفت بار مى خواند و ذكر ركوع وسجده را هفت بار تكرار مى نمايد.
و در ركعت ، بنام نماز امام زمان كه در هر ركعت، حمد وسوره را يك بار مى خواند و وقتى به آيهاياك نعبد واياك نستعينمى رسد آن را صدبار تكرار مى كند، بعد ذكر ركوع و سجود را هفتمرتبه تكرار مى كند، بعد از تمام شدن نماز، تكبير مى گويد و تسبيح حضرت فاطمه (عليهاالسلام )را مى خواند سپس به سجده مى رود و صد بار صلوات مى فرستد.
نماز استسقاء يا طلب باران :  
اين نماز در سالهاى قحطى و بىبارندگى خوانده مى شود تا خدا به بركت دعاى مردم باران رحمت را نازل فرمايد و زمينتشنه را سيراب نمايد.
اين نماز، دو ركعت است كه روز دوشنبه خارج از شهر دربيابان و بصورت نماز عيد انجام مى دهد جز اين مكه در قنوتهاى آن دعاهايى كه مشتملبر طلب باران باشد خوانده مى شود و بعد از نماز، امام رو به قبله صدبار مى گويد: الله اكبر، سپس به توجه به طرف راست توجه مى كند و صدبار مى گويد: سبحان الله آنگاهتوجه به سمت چپ مى كند و صدبار با صداى بلند لااله الاالله مى گويد و بعد توجه بسوىمردم كرده و صدبار الحمدلله مى گويد و دعا نموده و از خداوند رحمت و نعمت را طلبميكند و مردم آمين مى گويند.
نماز حاجت :  
براى برآورده شدنحاجات از پيامبر اسلام نقل شده كه هركس اين نماز را بخواند انشاءالله حاجتش برآوردهخواهد شد، اين نماز چهار ركعت است :
كه در ركعت اول : سوره حمد يكبار و سورهتوحيد يعنى قل هوالله احد... يازده بار.
و در ركعت دوم : حمد يكبار و سوره توحيدبيست و يكبار .
در ركعت سوم : حمد يكبار و سوره توحيد سى و يكبار.
در ركعتچهارم : حمد يكبار و سوره توحيد چهل و يكبار خوانده مى شود و پس از تمام شدن نماز،نمازگزار پنجاه بار سوره توحيد مى خواند و پنجاه بار صلوات ميفرستد و بعد به سجدهمى رود و صد مرتبه مى گويد: ياالله ياالله سپس حاجت خود را از خداوند طلب مىكند.
نماز مضطر:  
كسى كه از همه جا اميدش قطع شه وراه به جايى نمى برد تنها اميدش به خداست كه با قلب شكسته و بازارى و اشك خواستهخود را از خداوند طلب مى كند اين نماز چهار ركعت است :
در ركعت اول : بعد ازحمد، اين آيه را بيست و پنج بار مى خواند:
افوض امرى الىالله ان الله بصير بالعباد
در ركعت دوم : بعد از حمد اين آيه را بيست وپنج بار مى گويد:
لاالله الا انت سبحانك انى كنت منالظالمين فاستجبناله و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منين.
در ركعتسوم : بعد از حمد اين آيه را بيست و پنج مرتبه مى خواند: حسبىالله و نعم الوكيل
در ركعت چهارم : بعد از حمد 25 بار مى خواندلاحول و لا قوة الا بالله العلى العظيمبعد از تمام شدن نماز،بيست و پنج بار صلوات مى فرستد كه انشاءالله حاجتش برآورده خواهد شد.
نماز اول هر ماه :  
مستحب است كه انسان در اول هرماه دو ركعت نماز بخواند بدين صورت كه در ركعت اول بعد از حمد 30 مرتبه قل هواللهاحد... و در ركعت دوم بعد از حمد، 30 مرتبه سوره اناانزلناه فى ليلة القدر... بخواند و بعد از نماز، سلامتى خود را از خداوند بخواهد.
نماز شبهاى قدر در ماه رمضان :  
از جمله اعمال مشتركه شبهاى قدر 19 و 21 و 23 خواندن دو ركعت نماز مى باشد، بدين صورت كه در هر ركعت حمد يك بار وقل هوالله احد هفت بار بگويد و بعد از فراغت از نماز، هفت بار مى گويد: استغفرالله و اتوب اليهبگويد، به اين اميد كه خداوند آمرزشخود را شامل حال او فرمايد و نيز صد ركعت نماز در هر يك از اين سه شب رسيده است كهمانند نماز صبح دو ركعتى خوانده مى شود.
نماز روز عرفه (نهم ذيحجه( 
نمازگزار نماز ظهر و عصر خود رادر محيط باز مى خواند سپس دو ركعت نماز مى خواند.
در ركعت اول : سوره حمد و سورهتوحيد .
در ركعت دوم : سوره حمد و سوره كافرون بعد از آن چهار ركعت نماز ديگر مىخواند كه در هر ركعت آن ، بعد از سوره حمد، پنجاه بار سوره توحيد مىخواند.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - نماز تهجد چندركعت و وقت آن چه موقع است ؟
2 -
نماز جعفر طيار را چه كسى به وى آموخت؟
نماز استسقاء چه وقت و چگونه خوانده مى شود؟
4 -
نماز شبهاى قدر در چهشبهايى از ماه رمضان خوانده مى شود؟
5 -
چرا نماز ليلة الدفن در شب دفن ميتخوانده مى شود؟
درس دهم : نمازهاى معصومين 
1 - نماز پيامبر اسلام :  
انجام اين نماز براى آمرزشگناهان بسيار خوب است و زمان معينى براى انجام آن در نظر گرفته نشده است ولى بهتراست كه روز جمعه خوانده شود اين نماز دو ركعت است كه در هر ركعت سوره حمد و پانزدهمرتبه سوره قدر خوانده مى شود و همين سوره قدر در ركوع پانزده مرتبه و بعد از ركوعپانزده مرتبه سپس در سجده اول پانزده مرتبه و بعد از سجده پانزده مرتبه خوانده مىشود.
در سجده دوم هم سوره قدر پانزده مرتبه و بعد از سجده دوم پانزده مرتبهقرائت مى شود در اينصورت در دو ركعت مجموعا 210 بار سوره قدر قرائت مى گردد و پس ازتمام شدن ، نمازگزار حاجات خود را از خداوند طلب مى كند.
2 - نماز حضرت على عليه السلام :  
اين نماز چهار ركعت است كه در هرركعت سوره حمد و پنجاه بار سوره توحيد خوانده مى شود و سپس نمازگزار مىخواند:
اللهم صل على النبى العربى و آلهآنگاه حاجتخود را از خداوند طلب مى نمايد.
3 - نماز حضرت فاطمه (سلام الله عليها(
اين نماز دو ركعت است كه در ركعت اول ، نمازگزار يكبار سوره حمد وانا انزلنا صد بار و در ركعت دوم ، يكبار حمد و صد بار قل هوالله احد مىخواند.
4 - نماز امام حسن مجتبى عليهالسلام :  
اين نمازچهار ركعت است در هر ركعت ، يك بار حمد و بيست و پنج بار سوره توحيد مى خواند آنگاهپس از خواندن دعا، حاجت خود را از خداوند مى خواهد.
5 - نماز امام حسين عليه السلام :  
اين نماز چهار ركعت است كه در هرركعت سوره حمد پنجاه مرتبه وسوره توحيد(قل هوالله ...) پنجاه مرتبه و در ركوع سورهفاتحه وتوحيد هر كدام ده مرتبه و بعد از ركوع هر كدام ده مرتبه و همچنين در سجدهاول و دوم و بين دو سجده هر كدام ده بار سوره اخلاص و توحيد مى خواند.
6 - نماز امام زين العابدين :  
اين نماز چهار ركعت است نمازگزاردر هر ركعت يكبار سوره حمد و صدبار سوره توحيد مى خواند و پس از تمام شدن نماز، مىخواند - يا من اظهر الجميل و ستر القبيح يا من لم يؤ اخذبالجريرة و لم يهتك الستر يا عظيم العفو ياحسن التجاوز يا واسع المغفرة يا باسطاليدين بالرحمة يا صاحب كل نجوى يا منتهى كل شكوى يا كريم الصفح يا عظيم الرجاء يامبتدءا بالنعم قبل استحقاقها يا ربنا و سيدنا و مولانا يا غاية رغبتنا اسئلك اللهمان تصلى على محمدو آل محمد.
7 - نماز حضرت باقر عليه السلام :  
اين نماز دو ركعت است كه در هر ركعت آن يك حمد و صد مرتبه تسبيحاتاربعه خوانده مى شودسبحان الله و الحمدلله ولا اله الله والله اكبر پس از تمام شدن نماز و دعا حاجات خود را از خداوند مى خواهد.
8 - نماز امام صادق عليه السلام :  
نماز امام صادق عليه السلام دوركعت است در هر ركعت سوره حد يك مرتبه و آيهشهد الله انهلااله الا هو و الملائكة و اولوالعلم قائما بالقسط لااله الاهوالعزيز الحكيمصد مرتبه مى خواند.
9- نمازامام موسى كاظم عليه السلام :  
اين نماز دو ركعت است و در هر ركعت يكبار حمد و دوازده بار سورهتوحيد قرائت مى شود پس از دعا حوائج خود را از خداوند مى خواهد.
10 - نماز حضرت امام رضا عليه السلام :  
اين نماز شش ركعت استكه در هر ركعت يكبار حمد و ده بار سوره دهر خوانده مى شود و پس از تمام شدن نمازاين دعا خوانده مى شود: يا صاحبى فى شدتى و يا وليى فى نعمتى ويا الهى و اله ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب يارب كهيعص و يس و القرآن الحكيماءسئلك يا اءحسن من سئل و خير من دعى و يا اءجود من اءعطى و يا خير مرتجى اسئلك انتصلى على محمد و آل محمد.
11 - نماز حضرت جواد عليه السلام :  
اين نماز دو ركعت است كه لازم است در هر ركعت يكبار حمد و هفتادمرتبه سوره توحيد خوانده شود سپس نمازگزار حوائج خود را از خداوند مىخواهد.
12 - نماز حضرت هادى عليهالسلام :  
اين نماز دوركعت است كه در هر ركعت يكبار حمد و يكبار سوره يس و در ركعت دوم يكبار حمد و يكبارسوره الرحمن خوانده مى شود و بعد از پايان نماز و دعا نمازگزار حوائج خود را ازخداوند مى خواهد.
13 - نماز امام حسنعسگرى عليه السلام :  
اين نماز چهارركعت است كه در ركعت اول و دوم يكبار حمد و پانزده بارسوره زلزال و در ركعت سوم وچهارم يكبار سوره حمد و پانزده بار سوره توحيد خوانده مىشود. سپس نمازگزار دعا مى كند و حاجتهاى خود را از خداوند طلب مى كند.
14 - نماز امام زمان (عج:( 
اين نماز دو ركعت است كه در هرركعت يكبار حمد و يكبار سوره توحيد خوانده مى شود و نماز گزار وقتى به آيهاياك نعبد و اياك نستعينمى رسد صدبار آن را تكرار مى كند وبعد از نماز دعاى فرج حضرت را مى خواند: اللهم عظم البلاء وبرح الخفاء وانكفشف الغطاء و ضاقت الارض بما وسعت السماء و اليك يا رب المشتكى وعليك المعول فى الشدة والرخاء اللهم صلى على محمد و آل محمد الذين امرتنابطاعتهم وعجل اللهم فرجهم بقائمهم واظهر اعزازه يامحمد يا على ، يا على يا محمد، اكفيانىفانكما كافياى يامحمد يا على ، يا على يا محمد، انصرانى فانكما ناصراى يا محمد ياعلى ، يا على يا محمد احفظانى فانكما حافظاى يا مولاى يا صاحب الزمان يامولاى ياصاحب الزمان ، يا مولاى يا صاحب الزمان ، يا مولاى يا صاحب الزمان ، الغوث الغوثالغوث ، ادركنى ، ادركنى ، ادركنى ، الامان ، الامان ، الامان .
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - نماز حضرت على (ع ) چگونهخوانده مى شود؟
2 -
نماز امام حسين (ع ) چگونه خوانده مى شود؟
3 -
نماز فاطمهزهرا(س ) چگونه خوانده مى شود ؟
4 -
نماز امام زمان (عج ) چگونه خوانده مىشود؟
5 -
نماز پيامبر (ص ) براى چه كارى مفيد است ؟
درسيازدهم : روزه 
مى دانيم كههمانطور كه بدن پس از چند ساعت كار مداوم و پشت سر هم نياز به استراحت دارد، دستگاهگوارشى هم با كار مداوم و يكنواخت ، سالى يك بار نياز به استراحت دارد و بايد بهخانه تكانى بدن پرداخت و چربى و قند و مواد اضافى را كه در مدت يك سال ذخيره كرده ،بايد از بين برد و بدن را از آلودگى و غبار تميز كرد بديهى است كه بهترين راه براىاستراحت دادن به دستگاه گوارش و رفت و روب و جاروب كردن بدن ، روزه است كه انسان درمدت معينى از خوردن و آشاميدن پرهيز كند تا هم كمكى به جسم و بدن خود كرده باشد وهم بخاطر مبارزه با نفس و غرايز و شيطان وجود خود كه انسان را به قانون شكنى وادارمى سازد، بتوان به ورزش و پرورش روح و روان پرداخت و شيطان درون را نااميد ساخت پسروزه به صورت ظاهر، عبارت از دورى از خوردن و آشاميدن از هنگام اذان صبح تا مغرباست ولى در حقيقت ، پرهيز از هر گناه و قانون شكنى است .همانطور كه جسم با ورزش ونرمش توانمند و قوى مى گردد روح وانديشه انسان هم با مبارزه با غرايز قدرتمند مىشود تا جايى كه انسان مى تواند در برابر خواسته هاى نامشروع آنها پايدارى و مقاومتكند كسانى كه اين تمرين مبارزاتى را ندارند در برابر هوسها و خواسته هاى درونى تابو توان مقاومت ندارند و زود تسليم خواسته ها و غرايز مى شوند و اسير شيطان مى گردندولى مردان خدا كه در رمضان در برابر غرايز و خواسته هاى خود مى ايستند و قانون شكنىو گناه را كنار مى گذارند و راحتى مى توانند در برابر تمايلات شيطانى پايدارىنمايند و خواسته خداوند را اجرا كنند آرى روزه همانطور كه بدن را از رسوبات چربى وقند و غيره پالايش مى كند و به دستگاه گوارش استراحت مى دهد سبب پاكيزگى روح ازپليدى و ناپاكى مى شود.
اقسام روزه :  
روزه به چهار نوعتقسيم مى شود:
1 -
واجب
2 -
حرام
3 -
مستحب
4 -
مكروه
روزه هاى واجب :  
الف - روزه ماه رمضان
ب - روزه قضاء و كفاره
ج - روزه اى كه با نذر واجب مى شود
د - روزه قضاء پدر برپسر بزرگتر
روزه هاى حرام 
الف - روزه عيد سعيد فطر و عيدسعيد قربان
ب - روزه مستحبى فرزند كه سبب ناراحتى پدر و مادر شود ويا آنكه فرزندرا از گرفتن آن نهى كرده باشند.
روزههاى مستحب :  
الف - هرپنجشنبه و جمعه
ب - روز مبعث (27 ذيحجه(
ج - عيد غدير(18 ذيحجه(
د - روزميلاد پيامبر (17 ربيع الاول(
ه‍- روز عرفه (9ذيحجه(
و - تمام ماه رجب وشعبان
ن - عيد نوروز
ى - 13 و 14 و 15 هر ماه
روزه هاى مكروه :  
الف - روزه مستحبى ميهمان بدون اجازه ميزبان و يا نهى او
ب - روزهمستحبى فرزند بدون اجازه پدر
ج - روزه روز عاشورا
د - روزه روز عرفه در صورتىكه مانع از مراسم دعا شود.
ه‍ - روزه روزى كه نمى داند عرفه است يا عيدقربان
نيت :  
در روزه لازم است كه انسان نيتكند و لازم نيست نيت را بر زبان بياورد بلكه همانقدر كه براى سحرى برمى خيزد و روزهمى گيرد كافى است و بهتر است كه از شب اول ماه رمضان بمدت يكماه نيت كند.
مبطلات روزه :  
كارهايى كه روزه را باطل مى كندعبارتند از:
الف و ب - خوردن و آشاميدن
ج - رساندن غبار يا دود غليظ بهحلق
د - فرو بردن تمام سر به زير آب
ز - قى كردن به طور عمد
ه‍ - آميزش باهمسر
ى - استمناء يعنى كارى كند كه جنب شود و منى از او بيرون بيايد.
ن - باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح بدون عذر
مساءله - خوردن و آشاميدن از روىفراموشى روزه را باطل نمى كند.
مساءله - تزريق آمپول اگر بجاى غذا نباشد اشكالندارد ولى بايد از استعمال آمپول تقويتى و يا غذايى خوددارى كرد(4)
مساءله - اگر انسان در اثر سرفه كردن خلط سينهوارد فضاى دهانش شود نبايد آن را فرو برد بلكه بايد آن را به بيرونبيندازد.
مساءله - اگر كسى آروغ بزند و غذا در فضاى دهانش بيايد نبايد آن را فروبرد زيرا روزه اش باطل و قضا و كفاره بر او لازم مى شود و كفاره آن يا دو ماه روزهياشصت نفر اطعام يا به هر كدام حدود يك كيلو گرم يا آرد بدهد و اگر هيچكدام نمىتواند استغفار كند.
مساءله - اگر روزه دار روزه خود را با غذا و نوشيدنى حرامبشكند قضا و كفاره جمع بر او واجب مى شود.
باقيماندن بر جنابت تا اذان صبح :  
اگر شخص روزه دار عمدا تا اذانصبح بر جنابت باقى بماند و غسل نكند و چنانچه وظيفه اش تيمم است آن را انجام ندهدروزه اش باطل است و قضا بر او لازم و معصيت كار است .
مساءله - كسى كه بيمار استو ياروزه براى او ضرر دارد نبايد روز بگيرد و بايد در موقع سلامتى روزه ها را قضانمايد و اگر بيمارى تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته باشد ديگر قضا هم ندارد و بايدمطابق هر روز تقريبا يك كيلو آرد يا گندم يا نان به فقير بدهد و اگر ندارد و خودمحتاج وفقير است بر او لازم نيست .
مساءله - مسافرى كه شغلش سفر نيست روزه رادرسفر مى خورد و بعد قضاى آن را بجا مى آورد و همانطور كسى كه مى خواهد از روزهفرار كند چهار فرسخ (24 كيلومتر) از شهر خارج مى شود و مى خورد بعد برمى گردد و درموقع مناسب قضاء آن را بجا مى آورد.
زكوة فطره :  
پس از پايان ماه رمضان كسانى كه توان مالى دارند به شكرانه توفيق درانجام فرمان خداوند، زكات فطره را مى دهند يعنى سرپرست خانه براى خود و كسانى كهنان خور او هستند براى هر كدام يك صاع كه حدود سه كيلو است آرد يا گندم يا نان يابرنج يا قيمت آنها را مى دهد و كسى كه توان مالى را ندارد بين خود دست به دست مىكنند بعد خودشان استفاده مى كنند اگر اين كار هم بر انسان ممكن نيست از گردن آنهاساقط مى شود.
به پرسشهاى زير پاسخدهيد:  
1 - روزه يعنىچه و چرا بايد روزه بگيريم ؟
2 -
آيا نيت در روزه لازم است و چرا؟
3 -
اقسامروزه واجب چند تا است ؟ آن ها را برشماريد.
4 -
چه كارهايى روزه راباطل مىكند؟
5 -
در چه مواردى قضاى روزه لازم نيست ؟
6 -
در چه مواردى كفاره به عهدهانسان مى آيد؟
درس دوازدهم : خمس و زكات 
اسلام انسانها را بر اساس خواستهفطرت مالك دسترنج خود مى داند و انسان آزاد است مالى را كه با تلاش خود به دستآورده صرف مخارج زندگى خود نمايد ولى براى آنكه ثروت در دست گروه خاصى انباشته نشودكه مشكلات اقتصادى را به وجود آورد مالياتهاى شرعى براى آنها قرار داده .
يكى ازاين مالياتهاى شرعى ، خمس است كه انسان بايد يك پنجم از درآمد اضافى يكساله خود راتحت اين عنوان به فقيه جامع الشرايط يا وكيل او بدهد تا در راه مصالح اسلام ومسلمين خرج كند. لذا هر شخصى بايد از آغاز تا پايان سال درآمد و مخارج خود را حسابكند و هر چه زياد آورد خمس آن را بدهد. بايد توجه داشت كه مالى را كه خمش نداده نمىتواند در آن تصرف كند بنابراين اگر با پول خمس نداده لباس بخرد يا منزل خريدارى كنديا فرش و غيره تهيه نمايد نماز در آن لباس و يا خانه و يا بر آن فرش باطل است .
چيزهايى كه خمس به آنها تعلق مىگيرد:  
1 - درآمد ومنفعت كسب
2 -
جواهرى كه از دريا به دست مى آيد.
3 -
گنج
4 -
معادن
5 -
غنائم جنگى
6 -
مال حلال مخلوط به حرام
7 -
زمينى كه كافر ذمى از مسلمانبخرد(5)
چيزهايى كه خمس ندارد:  
1 - مالى كه از ارث به انسان برسد
2 -
چيزهايى كه به انسان بخشيدهاند(6)
3 -
جوائز
4 -
آنچه بعنوان عيدى انسان مىگيرد.
5 -
الى كه بعنوان خمس يا زكات به انسان داده اند
راه مصرف خمس :  
خمس نصف مى شود نصف آن سهم امام (ع ) و نصف ديگر مربوط به سادات فقيرى است كه قدرت اداره زندگى ندارند و شيعه اند وآشكارا هم گناه نمى كنند.
خمس را بايد به مرجع تقليد و فقيه جامع الشرايط ياوكيل او داد يا در مصرف ، از او اجازه گرفت .
زكات :  
يكى از مالياتهاى بسيار ارزنده اسلامى زكات است زكات به معناى رشد ونمو است و معنى ديگر آن پاكى و تطهير است .
بديهى است كسى كه زكات مالش را مىدهد و اين تعهد خود را نسبت به خداوند و حكومت اسلامى ادا مى نمايد هم بر ارزشمعنوى خود مى افزايد و هم ثروت خود را پاك و تطهير مى كند.
زكات بر دو نوع است :  
1 - زكات بدن :  
كه سالى يك بار در روز عيد فطر واجب است كه شخصى كه داراى توان مالىاست براى خود و هر نفر از نانخورهاى خود سه كيلو گندم يا برنج كه غذاى عمده سالانهاو را تشكيل مى دهد يا قيمت آن را به فقير بپردازد.
2 - زكات مال : 
نه چيز از درآمد، زكات دارد كه كلا به سه دسته تقسيم مى كنند.
الف - غلات ، كه عبارتند از جو، گندم ، خرما، كشمش
ب - دام ، كه عبارتند از شتر،گاو، گوسفند
ج - سكه ، كه عبارتند از سكه طلا، سكه نقره
اينك به توضيح هر يكمى پردازيم :
1 -
غلات : تمام غلات چهارگانه كه گذشت هر وقت كه به 850 كيلوگرمبرسد به حد نصاب رسيده و بايد زكات آن را داد و كمتر از اين زكات ندارد ولى چونمقدار زكات غلات به نحوه آبيارى آن مربوط مى شود به سه صورت پرداخت زكات صورت مىگيرد:
1 -
هرگاه زراعت ديمى است يعنى با آب باران و رودخانه بعمل مى آيد يك دهم، از آن بعنوان زكات بايد پرداخت شود
2 -
هرگاه محصول باآب قنات يا با دلو و ياموتور آبيارى شود يك بيستم ، آن زكات است .
3 -
هرگاه آبيارى آن به هر دو صورتانجام پذيرد نصف آن يك دهم ، و نصف ديگر يك بيستم، مى باشد.
2 -
نصاب دام خودرا به سه بخش تقسيم مى شود:
الف - نصاب گوسفند - حد نصاب گوسفند كه زكات واجب مىشود 40 عدد است كه كمتر از آن زكات ندارد و زكات 4 عدد يك عدد گوسفند است .
ب - نصاب گاو - حد نصاب آن كه زكات واجب مى شود 30 عدد است كه كه زكات آن يك گوساله استكه حداقل يكسال از او گذشته باشد.
ج - شتر - اولين حد نصاب شتر كه زكات واجب مىشود 5 عدد است و تا زمانى كه تعداد آنها به 26 شتر نرسيده است از هر زكاتش يك شتراست و نصابهاى ديگر و احكام آنها در رساله هاى علميه آمده است .
نصاب طلا و نقره :  
بايد توجه كرد كه نصاب و حد تعلقزكات به اين دو فلز گرانبها عبارتند از طلا 15 مثقال و نقره 105 مثقال كه زكات هردو آن ها يك چهلم مى باشد.
شرايط زكات :  
1 - بايد دانست كهمالك مى تواند كليه مخارجى را كه براى محصول خود متحمل شده ، و هزينه كرده از بذرگرفته تا مزد آبيارى و كارگر، از محصول ، كم كند و بايد مقدار نصاب قبل از كم كردنمحاسبه شود(7)
2 -
دام و حيوانات بايد يكسال يا بقولى يازدهماه از مالكيت آن گذشته باشد پس اگر شخص 50 گوسفند بخرد و پس از گذشت ده ماه آن رابفروشد زكات ندارد.
3 -
حيوانات بايد در تمام سال بيكار باشند پس گاو و شترى كهدر كار مزرع از او استفاده مى شود زكات ندارد.
4 -
حيوان در تمام مدت سال ازعلفهاى بيابان و خودرو استفاده كند پس ‍ اگر در تمام مدت سال يا مقدارى از آن ازعلفهاى چيده شده استفاده كند زكات ندارد.
5 -
زكات طلا و نقره در صورتى واجب استكه به صورت سكه باشد بنابراين زيور آلات طلا كه خانمها استفاده مى كنند زكات ندارد. 6 - پرداخت زكات بايد با نيت پاك و براى خدا باشد نه اغراض ديگر.
راه هاى مصرف زكات :  
در هشت مورد مى توان زكات را بهمصرف رساند:
1 -
فقير يعنى كسى كه درآمدش كمتر از خرج سالش باشد يا معلول است ونمى تواند كار كند و منشاء مالى ديگرى هم نداشته باشد.
2 -
مسكين و آن فقيرى كهدرمانده و بينواست و هرچه تلاش مى كند كارى برايش پيدا نمى شود نه آنكه از كاربگريزد.
3 -
به كافران براى كمك گرفتن از آنها در جنگ و يا نرم كردن دلهاى آنهابطورى كه به اسلام توجه پيدا كنند و مسلمان شوند.
4 -
براى آزاد كردن بردگان كهدر قديم برده گيرى و برده دارى مرسوم بوده است و اسلام با اين كار با شيوه بردگىمبارزه كرده است .
5 -
بدهكارى كه قدرت پرداخت قرض خود را ندارد.
6 -
كارهايىكه مربوط به عموم مردم و رفاه آنان است مانند پل سازى و جاده كشى و برق كشى و غيره .
7 -
مسافرى كه در سفر درمانده يا پول او را دزديده اند و هيچ راهى براى بازگشتبه وطن خود ندارد.
8 -
كسانى كه از طرف امام يا نايب او ماءمور جمع آورى زكات ومصرف آنها بر طبق دستور هستند.
بهپرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - خمس يعنى چه ؟
2 -
به چه چيزهايى خمس تعلق مى گيرد؟ آنها رانام ببريد.
3 -
راه مصرف خمس چگونه است ؟
4 -
چه چيزهايى خمس ندارد؟ آن ها رانام ببريد؟
5 -
حد نصاب كه در زكات نام برده مى شود يعنى چه ؟
6 -
زكات گندمىكه هم از آب باران استفاده مى كند و هم از آب چاه چيست ؟
7 -
آيا حد نصاب قبل ازكم كردن مخارج محاسبه مى شود يا بعد از آن ؟

درس سيزدهم : حج و امربه معروف و نهى از منكر 
حج يكىاز مراسم با شكوه اسلام و تجسم عملى ايمان است كسانى كه موفق به رفتن حج شده اندتوان و قدرت ايمان را عملا ديده اند و تنها ايمان و اسلام است كه ميليونها مسلماناز اطراف جهان در يك نقطه گردآورى كرده كه همه بايك لباس و يك شعار برگرد خانهتوحيد بگردند و ايمان خود را اظهار كنند اين يك خانه مكعبى شكل كه زير بنايش را آدمنهاد، و ابراهيم قهرمان توحيد به تعميرش پرداخت يك الگو و نمونه است چنين نيست كهبعضى ها تصور مى كنند كه اين خود، بت پرستى است زيرا ما كعبه را مانند بت نمىپرستيم ما خدا را پرستش مى كنيم و به گفته قرآن كه هر طرف رو كنيد خدا آنجاستخداوند ماده نيست كه نياز به مكان داشته باشد، در اين صورت كعبه سنبل وحدت ويكپارچگى امت اسلامى است . خداوند اين مكان را بعنوان جلوه اى از قدرت و توان خويشبه نمايش گذاشته و هه را بسوى آن دعوت كرده تا قبله گاه خود قرار دهند و وحدت ويكپارچگى امت برقرار بماند و آئين توحيد كه تمام مردم در روى زمين را به وحدت ويكپارچگى دعوت مى كند لطمه نبيند و از بين نرود.
مراسم حج بر هر مسلمانى كه توانمالى و جسمى داشته باشد لازم و واجب است و هر مسلمانى كه واجد شرايط باشد، بايد بهاين آزمايشگاه بزرگ الهى سر بزند و از نزديك مكانهاى گوناگون عرفات مشعر، منى ، صفاو مروه و رمى جمرات سه گانه را ببيند و مشاهده كند كه هر كدام برايش يك تجسم عملىاسلام وموجب يك نوع طهارت و پاكيزگى روحى است .
احكام حج :  
حج بر كسى واجب مى شود كه :
1 -
بالغ باشد.
2 -
عاقل و آزادباشد.
3 -
بخاطر رفتن به حج ناگزير به كار حرام يا ترك واجبى كه اهميتش از حجبيشتر است نباشد.
4 -
مستطيع باشد كه اين استطاعت همانطورى كه گذشت هم از نظرمالى است كه بايد مخارج خود و كسانى كه خرجى آنان بر او واجب است داشته باشد و پساز بازگشت براى كسب و زراعت و غيره سرمايه كافى در اختيارش باشد و يا بر سر كار خودبرقرار باشد و هم از نظر جسمى كه بايد حج گزار از سلامت جسمى و مزاجى برخوردار بودهكه بتواند اعمال خود را بجا آورد و هم اين كه از نظر راه از آزادى و امنيت برخوردارباشد.
در اين صورت شخصى كه حج بر او واجب شده و توان مالى و جسمى دارد نمى تواندحج خود را ترك كند و پول آن را به راه هاى خير مصرف نمايد.
امر به معروف و نهى از منكر:  
جهانى كه در آن زندگى مى كنيمجهان عمل و عكس العمل است . تمامى موجودات از انسان گرفته تا حشرات در برابر دنياىبيرون خود عكس ‍ العمل نشان مى دهند و انسان كه از نيروى انديشه وعقل برخوردار استعكس العملش بسيار گسترده تر است . كرمى كه درخاك زندگى مى كند به محض احساس خطر خودرا جمع مى كند و يا در درون خاك ، خود را پنهان مى سازد و انسان هم در برابركارهايى كه مخالف با فطرت و ذات اوست ، از خود عكس العمل نشان مى دهد كارهايى را كهفطرتش پاسخ مثبت به آن مى دهد مى پذيرد مانند تمامى كارهاى خوب و آنچه در فرهنگدينى بعنوان واجبات و مستحبات از آن ياد شده است و كارهايى كه فطرت به او پاسخ منفىمى دهد نمى پذيرد و آن را رد مى كند مانند كارهاى حرام و مكروه ، اينجاست كه انسانبر اساس انديشه و فطرت و آگاهى هاى خود مى كوشد كه ديگران را به كارهاى نيك وادارسازد و آنها را از كارهاى زشت باز دارد. از اين رو فصلى در فرهنگ اسلامى به نام امربه معروف و نهى از منكر به وجود مى آيد. پس امر به معروف و نهى از منكر فضولى دركارهاى ديگران نيست بلكه پاسخى است به فطرت انسانى از اين رو على (ع ) درباره امربه معروف و نهى از منكر در نهج البلاغه مى فرمايد: )بدانيد كه امر به معروف و نهى ازمنكر سبب انجام واجبات و ترك محرمات مى گردد و با آن مى توان امينت اجتماعى به وجودآورد تا پيروان همه مذاهب آسمانى در كنار هم با صلح و صفا زندگى كنند، بديهى است كهبا اين ابزار، مى توان ريشه هاى فساد را خشكاند، و نابود كرد و براى مردم محيط سالمبه وجود آورد(.
شرايط امر به معروف و نهى از منكر:  
البته بايد توجه داشت كه اين كارواجب داراى شرائطى است كه بايد به آنها توجه كرد.اينها عبارتند از:
1 -
شخص بايدمعروف و منكر را بخوبى بشناسد تا بتواند درباره او دستورى صادر كند. در اين صورتكارى كه انسان نمى داند انجامش واجب و ياحرام است نمى تواند نسبت به آن امر و يانهى كند.
2 -
احتمال بدهد كه نصيحت او اثر بخش است و اگر مطمئن باشد كه اثرىندارد واجب نيست .
3 -
شخص گنهكار و قانون شكن اصرار به تكرار آن عمل داشته باشدو اگر كسى يقين كند كه ديگر تكرار نخواهد كرد لازم نيست به او امر يا نهى كند.
4 -
امر به معروف و نهى از منكر، سبب ضرر جانى يا آبروئى براى خود او و يا ديگرىنباشد.
مراحل امر به معروف و نهى ازمنكر:  
امر به معروف ونهى از منكر داراى مراحلى است كه اگر مقصود و هدف انسان در مرحله اول تاءمين شودديگر نوبت به مرحله بعد نمى رسد. اين مراحل عبارتند از:
1 -
گنهكار با بى توجهىو بى اعتنائى ديگران نسبت به او آگاه شود و كار خود را ترك كند.
2 -
با نصيحت وپند و اندرز دست از كار زشت خود بردارد.
3 -
با او برخورد قانونى شود و بر اساسمقررات شرعى و اجتماعى مجازات گردد و اين مجازات بايد توسط محاكم قضايى انجام بگيردنه آنكه هر كس خودش اقدام كند.
كسى كه مى خواهد امر به معروف و نهى از منكر كندبايد دلسوزانه عمل نمايد و مراقب باشد كه در حضور ديگران گنهكار را سرزنش نكند، قصدو هدف خود را براى رضايت خداوند صالح گرداند و كار را براى خدا انجام دهد نه آنكهاز روى انتقام يا ناراحتى نارضايتى از مجرم باشد، چه بسا گنهكار كه خطائى از اوسرزده داراى كارهاى خوبى است كه مورد محبت و لطف خداست و تنها اين كار او سببنارضايتى و خشم خداوند مى باشد.
بهپرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - چرا حج واجب شده است ؟
2 -
حج بر چه كسانى واجب است ؟
3 -
آيا بجاى حج مى توان كارهاى خير ديگرى كرد؟
4 -
امر به معروف و نهى از منكر واجباست يا مستحب ؟
5 -
شرائط امر به معروف و نهى از منكر چگونه است ؟
6 -
آيا هركسى مى تواند گنهكار و مجرم را مجازات كند؟
7 -
در ابتدا با شخصى كه خطائى از اوسرزده چه بايد كرد؟
درس چهاردهم : جهاد و دفاع در اسلام : 
با اينكه اسلام پذيرش و گرايش بهسوى آئين توحيد را يك پاسخگويى به نداى درون و فطرت دانسته و رسول خدا فرموده هرنوزادى كه قدم به جهان مى گذارد با فطرت توحيد و يكتا پرستى متولد مى شود و قرآن دراين راستا مى فرمايد: فاقم وجهك للذين حنيفا فطرت الله التىفطرالناس ‍ عليها.
(چهره خود را متوجه آئين پاكى كن كه فطرت همهانسان ها بر اساس آن بنيان گذارى شده است).
و پيامبر اسلام باز فرمود: كل مولود يولد على الفطرة(هر نوزادى بر اساس فطرت اسلام بهدنيا آمده).
با همه اين وجود، اسلام همه را در پذيرش دينآزاد گذاشته و هيچكس را ناگزير به پذيرش آن نساخته است ولى به هيچ كس اجازه ندادهكه جلو گسترش و پيشرفت اسلام را به شكلى بگيرد.
اسلام با كسانى كه در انديشهتوطئه و خيانت و تشكيل پيمانهاى نظامى و اقتصادى وسياسى عليه اسلام اند برخورد مىكند و با آنها وارد جنگ مى شود تا توطئه ها را خنثى سازد از اين رو، كليه جنگهائىكه اسلام چه بصورت غزوات كه خود پيامبر در آن شركت داشته و چه سرايا و جنگهاى كوچكمنطقه اى كه پيامبر حضور نداشته همگى جنبه تدافعى داشته نه تهاجمى يعنى اسلامىخواسته كه جلو شيطنتها و توطئه ها را بگيرد نه آنكه با كشورى وارد جنگ شود تا آنهارا ناگزير به پذيرش اسلام سازد از اين رو مى بينم كه جنگهاى اسلام و حمله به ايرانصرفابراى جلوگيرى از به هم پيوستگى سپاه ايران و روم بوده كه مى خواسته اند باپيمان خود، اسلام را محاصره كنند و آن را نابود سازند و از طرفى قوانينى را درايران آن روز، به نفع توده مرفه خوشگذران بوده و طبقه هاى ديگر از مزاياى انسانىمحروم بوده اند.مانند آنكه تحصيل و استخدام دولتى ، مربوط به شاهزادگان وموبدزادگان بود و فرزندان كشاورزان و كارگران اين حق را نداشته اند ولى پس از تسلطحكومت اسلامى بر ايران ، تمام اين امتيازات لغو گرديد.
دفاع :  
دفاع حق همه مسلمانان در همهزبانها و مكانهاست و در هر منطقه اى كه دشمن بخواهد به كشورهاى اسلامى و حريم اسلامتجاوز نمايد بر هر زن و مرد لازم است كه به مبارزه برخاسته و از دادن جان و مال ،دريغ نورزند.
بديهى است كه فرق نمى كند كه دفاع از اسلام و مرزهاى اسلامى باشد ويا دفاع از حقوق شخصى افراد.
همانطور كه بايد به تجاوزگران مرزهاى اسلامى حملهكرد به كسانى هم كه دزد مال و ناموس انسانند بايد حمله نمود و جلو آنها را بايدگرفت و هر چند كه پيامدش مرگ مهاجم باشد.
و همانطور كسى كه به خانه مردم نگاه مىكند و ناموس مردم را مورد تجاوز خود قرار مى دهد و حريم آنها را مى شكند بايد از اوجلوگيرى كرد، بخاطر توجه به مساءله دفاع است كه اسلام خدمت نظام وظيفه و آموزش دورهنظامى و آگاهى به رمز و راز و فنون آن را بر همه كسانى كه توان دارند لازم مى شمرد. حتى امام خمينى رحمة الله عليه براى رفتن به خدمت نظام اجازه پدر و مادر را لازمنمى داند.
به پرسشها پاسخ دهيد:  
1 - تفاوت جهاد و دفاعچيست ؟
2 -
دفاع از مكتب دشمن چيست ؟ آن را توضيح داده و مثال بزنيد.
3 -
اگردشمن به كشورهاى اسلامى حمله كند وظيفه مسلمانان چيست ؟
4 -
آيا اگر دفاع منجربه قتل مهاجم شود بايد اقدام كرد؟
درس پانزدهم : خريد وفروش : 
داد و ستد يكى ازكارهايى است كه از دوران بسيار دور، بين مردم رواج و رونق داشته و امروز عده زيادىبه شغل تجارت و معامله مشغولند در اسلام براى اين كه انسان به معاملات حرام آلودهنشود لازم است احكام معاملات بمقدارى كه مورد نياز است بداند زيرا اگر انسان نداندمعامله اى كه انجام داده صحيح است يا باطل ، نمى تواند در مالى كه گرفته تصرف نمايدولى اگر در موقع معامله احكام را مى دانسته ولى پس از معامله در صحت آن شك كندمعامله صحيح و تصرف در آن بلا اشكال است .
معاملات به پنج دسته تقسيم مى شود:  
1 - معامله واجب :  
و آن وقتى است كه براى تحصيل مخارج زندگى هيچ راهى بجز معامله نداشتهباشد در اين صورت واجب است كه شخص مخارج زندگى خود را از اين راه به دستبياورد.
2 - معامله حرام : 
و آن معاملاتى است كه اسلام آنهارا حرام دانسته است .مثل خريد و فروش ‍ چيزهاى نجس از قبيل مشروبات الكلى ، گوشتخوك و يا مردار و يا خون و مواد مخدر و غيره .
و يا خريد و فروش چيزهايى كه ازراه دزدى به دست آمده و يا چيزهائى كه منافع حرام بدنبال دارد مثل ابزار قمار ياخريد و فروش كتابهائى كه سبب گمراهى و انحراف مردم مى شود، بديهى است همانطور كهفروش بستنى فاسد و مسموم به مردم ، حرام است . فروش كتابها و فيلمها و نوارهاىمسموم و انحراف آميز هم حرام است بلكه اينها از مواد غذايى مسموم ، بمراتب بدتر است، زيرا مواد غذايى مسموم ، جسم را فاسد و خراب مى كند ولى كتابها و فيلمهاى مبتذلروح و روان انسانها را به انحراف مى كشاند و بديهى است كه انحرافات روحى و روانى بهمراتب زيانبارتر از فساد جسمى است چون در مسموميتهاى جسمى خداوند دستگاه گوارش ‍ راطورى آفريده كه واكنش از خود نشان مى دهند و انسان با اسهال و يا استفراغ جسمىبهبودى چندان مشكل نيست ولى در بهبودى روانى و روحى بسيار مشكل وطاقت فرسا است .
3 - معاملات مستحب :  
معاملاتى است كه براى توسعهزندگى خانواده و سود رسانى به ساير مسلمانان انجام مى پذيرد مثل زراعت و كشاورزى كههم به خانواده كمك مى شود وهم به ديگران
4 - معاملات مكروه :  
و آن معاملاتى است كه بتدريج موجب قساوت قلب و سنگدلى مى گردد و ياتمايل برانگيز نيست و توده مردم آنها را نمى پسندد.مثل كفن فروشى و يا معامله باافراد پست و فرومايه .
5 - معاملاتمباح : 
و آن معاملاتىاست كه از طرف شرع دستور خاصى نرسيده است مثل فروش دو جنس با هم و گرفتن زيادىمانند اين كه يك من برنج را به دو من گندم بفروشد.
ربا در معامله :  
يكى از چيزهايى كه در اسلام از او به زشتى ياد شه و سبب بطلان معاملهمى شود ربا است . ربا يعنى زياد گرفتن و براى تحقق به اين امر سه شرط دارد:
الف - آنكه در معامله يك طرف بيشتر از طرف مقابل بگيرد.
ب - دو جنسى كه با هم مبادلهمى كنند بايد از يك جنس باشند مثل اين كه يك من گندم به دو من گندم بفروشد ولى اگراز دو جنس باشند ربا به وجود نمى آيد مثل اينكه يك من برنج به دو من گندمبفروشد.
ج - آنكه عوضين از اجناس كيلى يا وزنى باشند.
شرايط خريدار و فروشنده :  
براى خريدار و فروشنده شش شرطاست كه بايد رعايت شود
1 -
هر دو بالغ باشند و قدرت تشخيص نفع و ضرر خود رابدهند.
2 -
عاقل باشند.
3 -
حاكم شرع آنها را از تصرف در اموال خودشان منعنكرده باشد.
4 -
قصد خريد و فروش داشته باشند.
5 -
كسى آنها را مجبور نكردهباشد
6 -
چيزى را كه مى خواهند بفروشند مالك آن باشند و يا حداقل اجاره فروش آنرا داشته باشند.
مواردى كه مى توانمعامله را به هم زد:  
1 - جايى كه خريدار و فروشنده كه با هم معامله كرده اند، از هم جدا نشده باشند (خيارمجلس(
2 -
آن كه هر يك از طرفين مغبون شده باشد (خيار غبن(
3 -
طرفين قرارداد كنند كه بكلى يا تا مدتى معين حق فسخ معامله را داشته باشند (خيار شرط(
4 -
فروشنده يا خريدار مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد(خيار تدليس(
5 -
خريدار يا فروشنده شرط كنند كه كارى انجام دهند ولى به آن شرط عمل نكنند (خيار تخلفشرط(.
6 -
در جنس و يا عوض آن عيبى باشد (خيار عيب(
7 -
معلوم شود مقدارى ازجنسى را كه فروخته اند مال ديگرى است و طرف راضى نيست (خيار شركت(
8 -
فروشندهخصوصياتى از جنس خود بگويد كه مشترى نديده و بعد معلوم شود چنين نبوده (خيار رؤ يت(
9-
مشترى قيمت كالا را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويلندهد و شرطى هم در اين باره نكرده باشند(خيار تاءخير(
10 -
حيوانى را خريده باشدكه خريدار تا سه روز مى تواند معامله را فسخ كند(خيار حيوان(
11 -
فروشندهنتواند جنس را كه فروخته تحويل دهد(خيار تعذر تسليم(
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - خريد و فروش اشياء نجس چهصورت دارد؟
2 -
خريد وفروش ابزار قمار چگونه است ؟
3 -
در چه صورت مى توانمعامله را فسخ نمود؟سه مورد را ذكر كنيد.
4 -
در چه صورت خريد و فروش مباح است؟
5 -
ربا يعنى چه ؟آن را توضيح داده و براى آن مثالى بزنيد.
درس شانزدهم : اجاره 
ملكى كه انسان در اختيار دارد مى تواند به ديگرى اجاره دهد مثلابگويد ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد قبول كردم در اجاره شرائطى است كهبايد به آنها توجه كرد.
1 -
مال مورد اجاره بايد معين باشد در اين صورت اگربگويد يكى از مغازه هاى خود را به تو اجاره دادم و معين نكند صحيح نيست .
2 -
مستاءجر بايد ملك مورد اجاره را ببيند يا بگونه اى خصوصيات آن را بيان كند كه كاملامعلوم باشد.
3 -
چيزى نباشد كه با تصرف آن از بين برود پس اجاره ميوه ونان ياخوراكيها صحيح نيست .
4 -
در اجاره بايد مدت اجاره ، معين باشد مثلا يكسال يابيشتر.
5 -
اگر مستاءجر ملكى را اجاره كند ولى از او استفاده ننمايد بايد مبلغمورد اجاره را به مالك پرداخت نمايد.
6 -
اگر منزلى با پرداخت وديعه اجاره كندنبايد وديعه با حساب درصد و از اجاره كم كند.مثلا خانه اى را اجاره كند ماهيانه بهمبلغ صدهزار تومان و دو ميليون تومان پول به مالك بدهد قرار هر ميليون در ماه سىهزار تومان هر ماه هم پول بدهد.اين عمل ربا است و حرام است .بلكهبايد مبلغ دوميليون تومان بابت قرض الحسنه بدهد و اجاره ماهى چهل هزار تومان حساب كند كه به ايناجاره مشروطه به قرض مى گويند
سرقفلى :  
سرقفلى به پولى گفتهمى شود كه به شخص ديگرى بدهد تا خانه يا مغازه اى كه در اجاره اوست به وى واگذاركند در اينصورت شخصى كه مدت اجاره اش تمام شده حق ندارد از صاحب ملك پولى دريافتكند تا مغازه را تخليه نمايد.
مساءله : اگر محلى از شخصى اجاره كرده و حقواگذارى به غير را نداشته باشد نمى تواند به ديگرى اجاره دهد و يا سرقفلىبگيرد.
مساءله : اگر محلى را از كسى اجاره كرده و حق داشته باشد كه آن را بهديگرى اجاره دهد و مدتى كه استفاده كرده ملك ترقى نموده مى تواند آن محل را بهديگرى به همان مبلغ اجاره دهد و سرقفلى را بگيرد.
مساءله : اگر شخصى ملكى را بهكسى اجاره داد و سرقفلى هم نگرفته و با مستاءجر شرط كرده كه حق واگذارى و يا گرفتنسرقفلى را ندارد مستاءجر نمى تواند سرقفلى بگيرد يا جاى خود را به شخص ثالثى اجارهدهد.
قرض :  
قرض دادن به مسلمان و گره گشايىاز كار ديگران اجر فراوانى دارد و در آيات قرآنى و احاديث و روايات اسلامى به آنسفارش شده است كه به كسانى كه گرفتارند قرض دهيم و با گرفتن وثيقه در مدت معين ، آنرا وصول نمائيم همانطور كه قرض دادن اجر و ثواب دارد شخص قرض گيرنده هم موظف است بافرا رسيدن زمان بدهى خود بدون هيچ عذرى آنرا بپردازد.
قرض دادن به دو صورت است :  
الف - قرض مدت دار كه در آن قيدشده كه بدهكار در چه مدت بدهى خود را بپردازد.
ب - قرض بدون مدت كه در آن زمانپرداخت قيد نشده است در قرض ‍ مدت دار يكبار طلبكار حق ندارد قبل از فرا رسيدن موعدطلب خود را مطالبه نمايد ولى در قرض بدون مدت ، طلبكار هر زمانى مى تواند طلب خودرا درخواست نمايد در قرض ، طلبكار به هيچ وجه حق ندارد مازاد بر طلب خود را مطالبهكند ولى اگر بدكار بدون شرط قبلى و درخواست طلبكار مقدارى اضافه بر بدهى خودبپردازد. در اين صورت اين مقدار اضافى بلااشكال است بلكه اين كار استحباب دارد زيراراهى است براى تشويق ديگران به قرض دادن بدون ربا.
امانتدارى :  
اگر كسى امانت ديگرى را به او بسپرد و او بپذيرد و قبول كند بايد درحفظ آن بكوشد.
حكم امانتدارى :  
1 - كسى كه نمى تواندامانت ديگران را حفظ كند نبايد آن را قبول نمايد.
2 -
كسى كه امانت را مى پذيردبايد جاى مناسبى براى نگهدارى آن در نظر بگيرد و طورى باشد كه مردم نگويند در امانتخيانت و يا در نگهدارى آن كوتاهى كرده است .
3 -
اگر امانت سرقت شود و از بينبرود در صورتى كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد بايد عوض آن را به صاحبش بپردازدولى اگر كوتاهى نكرده و از بين رفته ملزم به پرداخت آن نيست ولى بهتر است عوض آن رابپردازد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - اجاره را تعريفكنيد و براى آن مثالى بزنيد.
2 -
آيا ملك ديگرى بدون رضايت صاحبش مى توان اجارهداد؟
3 -
آيا اضافه گرفتن در قرض با شرط قبلى صحيح است ؟
4 -
در قرض بى مدتقرض دهنده چه وقت مى تواند تقاضاى پرداخت مال خود را كند؟
5 -
اگر امانت تلف شودحكم آن چيست ؟
6 -
سرقفلى يعنى چه ؟
7 -
در چه موقعى مى تواند شخص سرقفلى رابگيرد؟
درس هفدهم : ازدواج 
هر موجودى براى ادامه نسل وزندگى خود نياز به قانون تركيب و ازدواج دارد.
انسان كه عالى ترين نمونه خلقتاست ، پس از رسيدن به سن بلوغ و شكوفا شدن غرائزش ، نياز به ازدواج دارد تا بتوانددر سايه آن غريزه خود را معتدل ساخته و در كنار تشكيل خانواده و انتخاب همسر ازاضطراب درونى خود بكاهد و با آرامش زندگى كند.
در دوران بلوغ كه دوران آشفتگى وناآرامى است ، رها شدن پسران و دختران و زندگى در كنار هم ، بسيار خطرناك است .دراين دوران انواع فريبها، و دروغ پردازيها آغاز مى شود و جوان اصولا به آيندهپرمخاطره خود نمى انديشد زيرا طغيان به سركشى شهوت ، ديده درك و عقل وى را از بينمى برد و تنها به آنچه جوان مى انديشد تخليه خود از نيروى غريزه جنسى است .
اينجاست كه بايد پدران و مادران مراقب اين دوره بحران باشند واز فرزندان خودمانند يك باغبان دلسوز از شكوفه هاى خود مراقبت كنند و در عين حالى كه زياد سختنگيرند آنها را هم بحال خود رها نسازند.
قرآن براى تشكيل خانواده دو تعبير زيبادارد:
از يك طرف زن و شوهر را مانند لباس براى هم مى داند و مى فرمايد)زنان براى شمابمنزله لباسند و شماهم براى آنها به منزله لباسيد(
مى دانيم كه لباس براى انسانجنبه حفاظت ونگهدارى از سرما و گرما و خطرها دارد، علاوه كه لباس ، موجب آبرومندى وعزت و احترام انسان است .اكنون زن و مرد نسبت به يكديگر نقش حفاظت و نگهدارى ازحوادث و خطرها و لغزشها را دارند چنانكه تحقيقا موجب حفظ آبروى يكديگر در انظار وعدم بروز بدنامى خواهند بود.
و از طرف ديگر قرآن درباره فلسفه ازدواج و تشكيلخانواده مى فرمايد: (ازدواج براى آن است كه به شما آرامش و راحتى دهدو شما از تشكيل خانواده و انتخاب همسر لذت بريد).
حال جوانان براى روح ناآرام خود بينديشند وبا كنار گذاشتن توقعات و شرائط طاقت فرسا با توجه به سادگى و واقع نگرى به اينپيوند مقدس ‍ روى آورند و زندگى سالمى را آغاز نمايند تا از گسترش فساد و انحراف واعتياد خانمانسوز جلوگيرى كنند.
محرم ونامحرم :  
كسى كه نگاهكردن به آنها جايز است محارم وآن ها كه نگاه به آن ها حرام است و جايز نيستنامحرمند.
1 -
مادر و مادر بزرگ
2 -
دختر و دختر فرزند
3 -
خواهر و خواهرزاده
4 -
دختر برادر و برادرزاده
5 -
عمه (خواهر پدر) و عمه پدر و يامادر
6 -
خاله (خواهر مادر) و خاله پدر و مادر
و همچنين كسانى كه از طريقازدواج محرمند مانند:
1 -
مادر زن و مادر بزرگ او
2 -
دختر زن هر چند دخترخودش نباشد مانند آن كه انسان زنى را به همسرى خود انتخاب كند كه از شوهر قبلى خوددخترى داشته باشد.
3 -
زن پدر(نامادرى(
4 -
زن پسر
غير از اين زنانى كهنام برده شد نامحرمند و نگاه كردن به آنها چه از روى لذت باشد يا نباشد جايز نيست .
اين افراد بر دختران و زنان محرمند:  
الف - محارم سببى :  
1 - پدر و پدر بزرگ
2 -
پسر وفرزندان پسر
3 -
برادر
4 -
خواهرزاده
5 -
برادرزاده
6 -
عمو(عموى خودوعموى پدر يامادر(
7 -
دايى ، (دايى خود و دايى پدر يا مادر(
ب - محارم نسبى كه از طريق ازدواج بر دخترها وزنان محرم مى شوند و اينهاعبارتنداز:
1 - شوهر
2 -
پدر شوهر و پدربزرگ شوهر
3 -
پسر شوهر وقتى كههمسر ديگرى داشته باشد
4 -
شوهر مادر
5 -
شوهر دختر كه داماد ناميده مىشود
همسران شايسته :  
معيارها در انتخاب همسران شايستهچه مرد باشد و چه زن مختلف و متفاوت است گاهى معيار تحصيل است گاهى ثروت و گاهىمقامهاى اجتماعى ولى اسلام بهترين معيار براى انتخاب راپاكى و پاكدامنى و راستى وصداقت مى داند و پيامبر مى فرمايد سعى كنيد كه همسران پاكدامن و با عفت انتخابكنيد. زيرا معيارى هاى مادى مانند زيبايى ، ثروت ، مقام و غيره همه ازبين رفته اندولى معيار و ارزش معنوى مانند پاكدامنى و راستى خوش خلقى از بين رفتنى نيست و بنيانو اساس ازدواج عميق و ريشه دار خواهد بود كه با وزيدن نسيم مسموم از هم گسيخته نمىشود.
عقد ازدواج :  
مى دانيم كه انتخاب همسر از طريققانون را به آن رابطه قانونى مى گوييم و اگر عقد و قراردادى در كار بناشد رابطه غيرقانونى است و عمل نامشروع است زيرا كسى كه كار قانونى نمى كند مى خواهند به شكلىبراى خود راه فرار بگذارد واز خود سلب مسؤ ليت كند ولى انسان متمدن و آگاه سعى مىكند تمام كارهاى خود را قانونى كند تا با آرامش خاطر، به زندگى ادامه دهد. بديهىاست كه كار قاچاق و غير قانونىو گريز از قانون ، هميشه اضطراب و ناراحتى و نگرانىبدنبال دارد وبا تشكيل خانواده غير قانونى نه تنها انسان به آرامش دسترسى پيدا نمىكند بلكه هر روز به افسردگى و نگرانى او افزوده مى شود درست مانند دو مسافرى كه مىخواهند با هم به خارج از كشور مسافرت كنند. بديهى است مسافرى كه پاسپورت و جوازعبور از مرز را دارد هيچگونه نگرانى در خود احساس نمى كند ولى مسافرى كه مى خواهدبدون گذرنامه سفر كند پيوسته نگران است و هر لحظه در انتظار اين است كه در چنگالپليس گرفتار شود و به زندان بيفتد.
پس قواله ازدواج براى زن و شوهر به منزلهداشتن گذرنامه عبور از مرز ازدواج است كه مرزبان ، مزاحم او نخواهند بود.
عقدازدواج به دو صورت انجام مى پذيرد:
1 -
عقد دائم كه بطور دائم قرارداد منعقد مىشود. و براى يك زندگى مشترك هميشگى است .
2 -
عقد ازدواج موقت كه براى زمانىمحدود مثلا يك سال يا يك ماه يا بيشتر و كمتر قرارداد منعقد ميشود كه هر كدام شرائطويژه خود را دارد.
به پرسشهاى زير پاسخدهيد:  
1 - معيار درانتخاب همسر از نظر اسلام چيست ؟
2 -
تعبير زيباى قرآن براى انتخاب همسر چيست؟
3 -
محرم و نامحرم يعنى چه ؟ آنها را تعريف كنيد وبراى آنها مثالى بزنيد.
4 -
عقد ازدواج يعنى چه ؟
5 -
فرق ازدواج دائم با موقت چيست ؟
درس هيجدهم : غصب - نذر - عهد - سوگند - وصيت و ارث 
غصب عبارت از تسلط انسان بر ماليا حق كسى از راه تجاوز و ظلم است . غصب يكى از گناهان بزرگى است كه در قيامت كيفرسختى بدنبال دارد. اگر انسان چيزى را از كسى غصب كند بايد به صاحب و مالك اوبرگرداند واگر تلف شود بايد عوض آنرا بدهد و اگر شى ء مورد غصب سود و منفعتى داشتهباشد آن سود و منفعت مربوط به مالك است مثل گوسفندى كه بزايد و ياشيردهد.
مساءله - اگر طلايى دزديده و بعد زرگر تبديل به گوشواره كند و مالك همان رابخواهد بايد بدهد و حق مزد ساخت را ندارد.
مساءله - اگر در زمين غصبى زراعت كنديا درخت بكارد و يا ساختمانى كند سود آنها مربوط به آنها به مالك است و چنانچه مالكزمين بخواهد ملكش را بصورت اول بازگرداند بايد درختها را بيرون آورد و يا ساختمانرا تخريب نمايند و به مالك آن برگردانند. از اين رو كسى كه لباسى غصب كرده و يازمينى را از مالك به زور گرفته نمى تواند با آن لباس يا در آن زمين نمازبخواند.
نذر وعهد وقسم خوردن :  
نذر عبارت است از آناست كه بر خود واجب كند كه كار خيرى را انجام دهد يا كارى را كه نكردن آن بهتر استترك نميد. در نذر لازم است كه صيغه نذر را بخواند ولازم نيست به عربى باشد. در اينصورت اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود براى خدا بر من لازم است كه صدتومان به فقيربدهم نذر او صحيح است زن شوهر دار نمى تواند بدون اجازه شوهر چيزى را نذر كند هرچند مالى را كه مى خواهد بدهد مربوط به خودش ‍ باشد نه شوهر.
انسانى كه نذر مىكند بايد آن را انجام دهد و اگر انجام ندهد بايد كفاره بدهد بدين صورت كه يا به شصتفقير غذا دهد و يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد
عهد هم مانند نذر است و بايد صيغهعهد بخواند و لازم نيست به عربى باشد بلكه اگر بگويد با خدا پيمان مى بندم كه اگركارم دست شود ده نفر مستمند را غذا دهم كافى است و بايد به عهد خود عمل كند وچنانچه نكند بايد مانند نذر كفاره بدهد.
قسم هم مانند نذر و عهد است كه بايدبصورت سوگند باشد در اين صورت شخص سوگند خورده بايد به سوگند خود عمل كند و اگرتخلف نمايد كفاره دارد كه يا ده فقير را غذا دهد يا آنها را بپوشاند و اگر اينها رانتواند سه روز روزه بگيرد.
قسم چنين است كه شخص مثلا قسم بخورد كه دخانيات رااستمال نكند در اين صورت اگر مخالفت كرد و استعمال نمود، بر او واجب است كه بهسوگند خود عمل كند بايد دانست كه شوهر نمى تواند از قسم خوردن زن جلوگيرى كند و پدراز قسم خوردن فرزند خود.
وصيت :  
وصيت آن است كه انسانسفارش كند كه بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند يا بخشى از اموالش را به كسىبدهند ولى اگر شخص مالكيت آن را رد كند و نپذيرد ملك به ساير ورثه مى رسد. وصيتلازم نيست كتبا و يا بصورت سند نوشته شود بلكه اگر بطور شفاهى براى فرزندان ودوستان بگويد كافى است ، ولى بهتر آن است كه مكتوب باشد و ورثه و يا دوستان آن راامضاء و تاءييد كنند.
شخص مسلمان نمى تواند فرزندان و يا فرزندى را از ارث محرومكند و يا مازاد و بيشتر از ثلث مال وصيت نمايد و اگر چنين كارى كند وصيت او نافذنيست .در وصيت سه عامل وجود دارد يكى موصى كه وصيت كننده است و ديگرى وصى كه براىانجام وصيتش معين مى كند و ديگر موصى له ؛يعنى راه مصرفى كه براى آن معين كرده است .بايد توجه داشت كه اگر مال مورد وصيت در دست وصى تلف شود واو در نگهداريش كوتاهىكرده باشد بايد عوض آن رابدهد.
ارث :  
شخصى كه مى ميرد ومالى را از خود باقى مى گذارد ارث مى گويند و كسانى كه از ثروت بجا مانده ارث مىبرند وراث هستند كه به سه طبقه تقسيم مى شوند و اگر از هر طبقه حتى يك نفر وجودداشته باشد نوبت به طبقه بعدى نمى رسد.
دسته اول :  
پدر و مادر و فرزندان ميت هستند و با نبود اولاد، اولاد اولادجايگزين مى شود.
دسته دوم :  
پدر بزرگ و مادر بزرگ و خواهر وبرادر و با نبود خواهر و برادر فرزندان ايشان جايگزين مى شوند.
دسته سوم :  
عمو و عمه دائى وخاله و يافرزندان آن ها مى باشد.
مساءله - اگر زنى بميرد و اولاد نداشته باشد نصف همه مالرا شوهر ونصف ديگر را ورثه مى برند و اگر از آن شوهر و يا از شوهر ديگر اولاد بقيهرا داشته باشد يك چهارم اموال را شوهر و بقيه را ورثه ديگر مى برند و اگر مردىبميرد و اولاد نداشته باشد يك چهارم مال را زن و بقيه را ورثه ديگر مى برند و اگراز آن زن يا از زن ديگر اولاد داشته باشد يك هشتم مال را زن و بقيه را ورثه ديگر مىبرند
مساءله - مسلمان از كافر ارث مى برد ولى كافر اگر چه پدر يا پسر ميت باشدارث نمى برد.
مساءله - اگر كسى يكى از خويشان خود را مثلا پدر و يا مادر را بهناحق بكشد از او ارث نمى برد.
مساءله - اگر ميت قرض داشته باشد يا ثلث مالش راوصيت كرده باشد اول بدهى او و يا ثلث مال را خارج مى كنند سپس اموال را تقسيم مىنمايند.
مساءله - اگر زن حامله باشد و شوهرش بيمرد سهم پسر و يا دخترى كه در رحمدارد بايد در نظر گرفته شود بدين ترتيب كه به اندازه سهم دو پسر را كنار بگذارند تاوقتى كه وضع حمل كند وتكليف او روشن شود كه آيا پسر است يا دختر، يكى است يا دو تاو سهم او را طبق قانون ارث مى دهند و اگر مازادى بود مربوط به همه ورثه است كه پساز تولد به او برسد، مادر ولى نيست ممكن است قيم باشد.
بعضى از مردم اين سؤ الدر ذهنشان است كه چرا پسر بايد دو برابر دختر ارث ببرد و فكر مى كنند اين حكمظالمانه است در پاسخ بايد دانست كه اين دستور عادلانه است نه ظالمانه زيرا دختر بهخانه شوهر مى رود و مخارج او از غذا و پوشاك و مسكن به عهده شوهرش مى باشد ولى پسربراى تشكيل و اداره خانواده ، نياز به مخارج بيشترى دارد و بار مسؤ ليت خانواده بهدوش اوست .
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - غصب يعنى چه؟
2 -
آيا كار كردن بر روى زمين غصبى منافع آن مربوط به مالك است ؟
3 -
آيانذر و عهد نياز به خواندن صيغه دارند؟
4 -
آيا صيغه نذر بايد به زبان عربى اداشود؟
5 -
در سوگند چگونه بايد قسم خورد؟
6 -
آيا وصيت بيش از ثلث نافذ است؟
7 -
آيا پدر و مادر مى توانند فرزند خود را از ارث محروم كنند؟
8 -
چرا ارثپسر دو برابر دختر است ؟
درس نوزدهم : معاملات بانكى 
كليه معاملات بانكى چه بصورت قرضيا مشاركت و يا مضاربه و يا فروش ‍ اقساطى اگر بصورت شرعى باشد جايز است .سپرده هاىبانكى كه مالك اجازه تصرف مى دهد بانك مى تواند در آن ها تصرف كند و به جريانبيندازد.
و اگر بانك پولى را به صاحب حساب قرض دهد حق گرفتن سود پول را نداردولى مى تواند بابت كارمزد كارمندان خود اضافه بر مبلغى را كه قرض ‍ داده بگيرد. وهمچنين اگر مطابق يكى از قراردادهاى اقتصادى اسلام پول را دريافت كند و سود بدهداشكال ندارد.بعضى از بزرگان راجع به كارمزد فرموده اند: فرق است كه صندوق و بانكبعنوان وكالت از اشخاص پول آنان را وام دهد يا اين كه وام مربوط به خود صندوق باشد. در صورت اول عيبى ندارد و در صورت دوم جايز نيست .
مساءله - جايزه هايى كهبانكها براى تشويق به افراد مى دهند و يا مؤ سسات ديگر بصورت قرعه كشى مى دهند جايزو حلال است و يا چيزهايى كه بعضى از فروشنده ها در لاى جنسهاى خود مى گذارند تا بااين كار بر فروش ‍ خود بيفزايند مثل گذاشتن سكه در قوطيهاى روغن و غيره حلال وبلااشكال است .
مساءله - حواله هاى بانكى يا تجارى كه پول اضافى از طرف مى گيرنداشكال ندارد. مثلا بانك و يا تاجرى پولى از كسى مى گيرد و در محل ديگرى حوالهپرداخت صادر مى كند و در مقابل اين كار مزدى از حواله گيرنده مى گيرد مانعىندارد.
مساءله - بانكهاى رهنى و غير آنها اگر قرض بدهند و باقرار نفع در برابرشچيزى را رهن بگيرند كه در وقت معين اگر بدهكار بدهى خود را نپرداخت بفروشند وبرادرند اين قرض باطل و حرام و رهن صحيح نيست وبانك نمى تواند آنرا بفروشند.
ولىاگر قرار نفع نباشد و حق الزحمه بگيرد و در مقابل قرض در رهن بگيرد مانعى ندارد ومى تواند آن را بفروشد.
و نيز اگر بصورت فروش اقساطى باشد بدين صورت كه نقدا مىخرد و با اقساط چندساله با قيمت بيشتر مى فروشند مانعى ندارد و صحيح است .
بليط بخت آزمايى :  
بليطهاى بخت آزمايى كه به مبلغىميعن مى فروشند و پس از آن به قيد قرعه مبلغى به خريدار مى دهند باطل است و جايزنيست وپولى كه بابت آن مى گيرند حرام است و گيرنده ضامن است .
مساءله - فرقىنيست در حرام بودن پول بليط بين آنكه بليط را بخرند و يا بليط را بگيرند و پولى رابدهند به اميد آن كه قرعه به اسم آنها بيرون بيايد در هر دو صورت پول بليط حرام است .
مساءله - ولى اگر يك شركت و يا مؤ سسه مثل سازمان بهزيستى كشور براى جمع آورىكمك و اعانات براى بيمارستانها يا معلولين بليطهايى منشتر كند و مردم هم بخاطر كمكبه اين مؤ سسات مبلغى را بدهند و آن شركت يا سازمان از بودجه خود يا از پول اعاناتبا اجازه دهندگان مبلغى را بصورت قرعه به اشخاص بدهد مانعى ندارد، زيرا مردم اينبليطها را بعنوان كمك و شركت در يك امر خير و پسنديده تهيه مى كنند. و هدفشان شركتدر قرعه كشى وبرنده شدن نيست تا حرام شود.
بيمه :  
بيمه قرارداد و عقدى است بين بيمه كننده و مؤ سسه و شركت و يا شخصىكه بيمه را مى پذيرد و اين عقد مقل ساير عقدها محتاج به ايجاب و قبول است ودر بيمهعلاوه بر شرايطى كه در ساير عقود است مثل بلوغ و عقل و اختيار و غيره چند شرط ديگرهم دارد كه عبارتند از:
1 -
تعيين مورد بيمه كه فلان شخص است يا فلان مغازه ياكشتى و يا اتومبيل يا هواپيما و غيره .
2 -
تعيين دو طرف عقد كه اشخاص هستند يامؤ سسات و شركتها و يا دولتها.
3
تعيين مبلغى كه بايد بپردازند
4 -
تعييناقساطى كه بايد بپردازد و تعيين زمان پرداخت .
5 -
تعيين زمان بيمه كه از اولفلان ماه است يا سال
6 -
تعيين راههايى كه موجب خسارت مى شود مثل حريث يا غرق ياسرقت و غيره .
مساءله - در قرارداد بيمه لازم نيست ميزان خسارت تعيين شود. دراين صورت اگر قرار بر اين بگذارد كه هر مقدار خسارت كه وارد شد جبران كنند صحيح است .
مساءله - صورت عقد بيمه به صورتهاى مختلفى انجام مى پذيرد مثلا بيمه شونده مىگويد بعهده من فلان مقدار است كه در فلان زمان از قرار ماهى فلان مقدار بدهم و درمقابل هر خسارتى كه به مغازه من از طريق آتش ‍ سوزى و يا سرقت كه وارد شود جبراننماييد و طرف قبول كند.
مساءله - اقسام بيمه ها با شرايطى كه بيان شد چه بيمهعمر و يا بيمه كالا و يا ساختمان يا بيمه كارمندى درست و صحيح مى باشد.
سرقفلى :  
از جمله معاملات متعارف بين مردمسرقفلى است بدين صورت كه شخصى مبلغى پول به ديگرى مى دهد تا مغازه اى را كه دراختيار دارد به او تحويل دهد. در اين صورت اگر شخص ملكى را از مالك اجاره كرده و حقواگذارى به غير را نداشته و مبلغى هم بابت سرقفلى نپرداخته پس از اتمام مدت اجارهحق گرفتن پول براى تخليه محل را ندارد ولى اگر مبلغى را بعنوان سرقفلى پرداخته واجازه واگذارى به غير را از مالك گرفته پس از مدتى كسب و ترقى محل مستاءجر مى تواندمحل كسب را به ديگرى اجاره دهد و مبلغى هم بابت سرقفلى بگيرد.
اشياء پيدا شده :  
اشيايى كه در مسير انسان افتادهاگر بگذاد و به او دست نزند و بر ندارد وظيفه اى بعهده اش نيست ولى اگر بردارداحكامى دارد كه عبارتند از:
1 -
اگر علامت و نشانه اى ندارد كه بتوان صاحبش راپيدا كرد مثلا داخل دستمال يا كيفى نيست مى تواند ازطرف صاحبش صدقه دهد.
2 -
اگرنشانه دارد و صاحبش معلوم است بايد به او بدهد و چنانچه صاحبش معلوم نيست و قيمتشكمتر از حدود 13 نخود نقره است(8)مى تواند خودش بردارد واگر ارزش آن در آن حد يا بيشتر باشد بايد تا مدت يك سال اعلام كند تا صاحبش پيداشود واگر پيدا نشود مى تواند اگر براى خودش بردارد يا از طرف صاحبش صدقهدهد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - جايزه اى كهبانكها بعنوان تشويق مى دهند چگونه است ؟
2 -
در حواله هاى بانكى كه مبلغى رابابت كارمزد مى گيرند چطور است ؟
3 -
چرا خريد و فروش بليطهاى بخت آزمايى اشكالدارد؟
4 -
بليطهايى كه سازمان بهزيستى مى فروشد حكمش چيست ؟
5 -
بيمه چيست وحكم آن چگونه است ؟
6 -
گرفتن مبلغى بابت سرقفلى چه حكمى دارد؟
7 -
اشيايى كهانسان پيدا مى كند حكمش چيست ؟
درس بيستم : تلقيح - تشريح - پيوند 
1 - تلقيح عبارت است ازوارد نمودن منى در داخل رحم زن براى باردار شدن .
اگر منى مردى را بادستگاه بهرحم زنى كه از شوهر خود باردار نمى شود وارد كنند تا باردار شود جايز نيست و حراماست .
ولى اگر منى مردى كه شوهر زن است بگيرند و پرورش دهند و با دستگاه به رحمزن منتقل كنند تا باردار شود اشكال ندارد، زيرا زن با منى شوهر خود حامله شده وفرزند او حلال است
2 -
تشريح مرده مسلمان و قطعه قطعه نمودن بدن او جايز نيست وحرام است ولى تشريح بدن غير مسلمان براى مسلمان اشكال ندارد و ديه ندارد.
مساءله - اگر تشريح بدن غير مسلمان ممكن نباشد تشريح بدن مسلمان براى يادگيرى پزشكى براىحفظ جان خود مسلمانان بلااشكل است ولى اگر حفظ جان مسلمانى موقوف بر آن نباشد وصرفا انتقال مسائل علمى باشد جايز نيست .
3 -
اگر جان مسلمانى موقوف باشد برپيوند عضوى از اعضا مرده مسلمان ديگر با اجازه صاحبش جايز است كه آن عضو قطع شود وبه بدن مسلمان ديگر پيوند زده شود
مساءله - كسانى كه وصيت مى كنند كه از اعضاءبدنشان براى پيوند به بدن مسلمان ديگر بردارند مثل قلب و كليه و غيره در صورت توقفحفظ جان مسلمانى بر آن ، شكال ندارد.
و نيز قطع عضوى ازبدن غير مسلمان و پيوندآن به بدن مسلمان بلا اشكال مى باشد.
مساءله - جايز است كه مسلمانى در حال حياتخود عضوى از اعضاء بدنش براى پيوند و نجات جان مسلمان ديگر بفروشد.
مساءله - خريد و فروش خون براى نجات جان مسلمان ديگر و انتفاع حلال از آن جايز و خالى ازاشكال است .
حدود و تعزيرات 
حد:  
كيفرى است كه از طرف خداوند براى پاره اى از جريمه ها معين شده كهتوسط قاضى و حاكم شرع اجرا مى شود مثل حد زنا و سرقت .
تعزير:  
مجازاتى است كه اندازه آن در شرعمعين نشده و توسط حاكم شرع براى ادب كردن مجرم تعين و اجرا مى گردد.در اين صورتتفاوت بين حد و تعزير اين است كه حد مقدارش در شرع معين است و نمى توان آن را زيادو كم كرد ولى تعزير اندازه معينى ندارد و بستگى به نظر قاضى دارد مثل كسى كه بطورآشكار روزه خوارى كند حد و تعزير با هم تفاوتهاى ديگر هم دارند كه نيازى به آوردنآنها در اينجا نيست .
قصاص و ديات 
قصاص :  
قصاص مجازاتى است كه به دستورحاكم شرع توسط شخصى كه بر او جنايتوقع شده يا ورثه او درباره مجرم اجرا مى كنند مثلقصاص نفس يا قصاص عضو. در اين صورت شخصى كه فرزند ديگرى را كشته شاكى مى تواند باحكم قاضى او را به دار بياويزد و قصاص كند يا اگر عضوى از اعضاء بدن فردى از كاربيندازد مى تواند قصاص كند يا ديه بگيرد.

ديه :  
ديه خوبنهاى جنايت است در اينصورت ورثه مقتول يا شخص مصدم مى توانند با شرايطى كه دراين باب است قصاص كنند و ياديه را بگيرند و يا آن كه مجرم را ببخشند.
كليه شرايط و موارد قصاص و ديه بطورگسترده در رساله هاى علميه بيان شده است كه در صورت نياز به آنها مراجعه شود: درضمن بايد توجه داشت كه ديه زن نصف ديه مرد است در اين صورت اگر مردى زنى را بكشدخانواده زن مى توانندنصف ديه مرد را بدهند و قصاص كنند و يا نصف ديه قتل را بگيرندو رضايت دهند.
به پرسشهاى زير پاسخدهيد:  
1 -
تلقيح يعنىچه و حكمش چگونه است ؟
2 -
تلقيح نطفه مرد ديگر به زنى كه از شوهر خود باردارنمى شود چگونه است ؟
3 -
آيا تشريح بدن غير مسلمان جايز است ؟
4 -
پيوند عضوىاز يك شخص به شخص مسلمان ديگر چگونه است ؟
5 -
آيا خريد و فروش خون براى منافعحلال و نجات جان شخص ديگر جايز است .
6 -
فرق بين حد و تعزير چيست ؟
7 -
چهكسانى مى توانند قصاص كنند؟
مسائلمتفرقه :  
1 -
رقص چونسبب تحريك غريزه جنسى مى شود بنابر احتياط واجب حرام است جز رقص همسر براىهمسر
2 -
تراشيدن ريش و ماشين ته زنى كه مثل تراشيدن است اشكال دارد و بايد ترككرد
3 -
بازى كردن با آلات قمار از قبيل نرد و پاسور و يا شطرنج به قصد برد وباخت اشكال دارد ولى اگر شطرنج بصورت يك ورزش فكرى در عرف مردم باشد و از ابزارقمار خارج شده باشد و در قبال موفقيت در آن ورزش ، جايزه بدهند همانطور كه امروز دردنيا معمول است اشكال ندارد هرچند كه عده اى از فقهاء، آن را بكلى حرام مىدانند.
4 -
مالياتى كه مردم به دولت مى دهند بابت خمس حساب نمى شود ولى بابتمخارج سال مى توان حساب كرد.
5 -
جلوگيرى زن از باردارى در صورت رضايت شوهراشكالى ندارد ولى عقيم كردن جايز نيست .
6 -
وجود جنين در رحم زن در صورتى كه بانظر پزشك متخصص و تحقيق و بررسى براى زن ضرر داشته و ادامه اش سبب مرگ مادر يافرزند شود سقط آن قبل از دميدن روح در آن ، اشكال ندارد.
7 -
رشوه دادن وياگرفتن حرام است جز آن كه رشوه دهنده براى رسيدن به حقش ناگزير باشد در اين صورتبراى رشوه دهند اشكال نداشته ولى براى گيرنده حرام است .
8 -
زنى كه شوهر كرده واز وطن اصلى خود بهمراه شوهر به شهر ديگر رفته هروقت كه به شهر خود مسافرت ميكند وقصد اعراض از وطن خود ندارد نمازش تمام و روزه اش صحيح است
9-
ساختن مجسمهجاندار مثل انسان و حيوان جايز نيست و درآمد آن حرام مى باشد ولى خريد و فروش ونگهدارى آن اشكال ندارد.
10 -
نقاشى جانداران مثل انسان وحيوانات اشكال ندارد وحرام نيست .
11 -
آواز خوانى و موسيقى به گونه اى كه شنوندگان را از حالت طبيعىخارج سازد وآنها را به رقص وا دارد غنا و حرم است و گوش دادن به آن جايز نيست ولىگوش دادن به آهنگهايى كه غنا بودنش مشكوك است اشكال ندارد.
12 -
اگر چند نفربراى كشتن يك نفر تبانى كنند به خيال اين كه از قصاص ‍ اعدام مى توان گريخت تصوراشتباهى است زيرا ولى دم مى تواند رضايت دهد، يا ديه بگيرد يا آن كه ديه آنها رابجز يك نفر بپردازد و تقاضاى قصاص ‍ اعدام همه آنها را بنمايد بخاطر آن كه چنينانديشه غلطى در ميان مردم پا نگيرد.

پایان000


 

 

باتشکر


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
**********پرسش وپاسخ سایتی است برای پاسخ به سوالات مذهبی شما ورفع شبهات دینی اعتقادی، این مرجع بزرگ از سال 1392 شروع به فعالیت کرده است در این کار ما را یاری کنید.**********
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • بهداشت و درمان
  • سایت سرگرمی و تفریحی
  • دانلود كليپ
  • آموزش ساخت سرور وو
  • وبــ تولــز™
  • انجمن وبلاگ نویسان
  • کیف کوله پشتی
  • افزایش بازدید 1100011 - رایگان
  • جدیدترین و معتبرترین سایت های کلیکی با جایزه
  • جوانکده
  • اباصالح
  • پايگاه اطلاع رسانی هیئت
  • دوست قرآنی
  • آموزش سرا (با ما به اوج برسید...)
  • افزایش بازدید_دانلود رایگان_طراحی بنر
  • ابزار جاوا - نرم افزار - آگهی استخدامی
  • زندگی بی شهدا ننگ بود
  • پایگاه مذهبی ولایت عشق
  • مذهبی
  • 313مبارز
  • چرند پرند
  • شهریاران
  • ㋡شهر خنـــــــــــــــــــــــده㋡
  • گروه خدماتی آخر خوشحالی
  • كلاس اول تا ششم(شاكري زاده)
  • دانلود کده ی دبیرستانی ها
  • خدایی کرببلات بهشته
  • مدرسه ی راهنمایی اسوه (غیر انتفاعی)
  • کشکول مدرسه
  • نمونه سوالات ریاضی راهنمایی
  • سوالات آزمون تیزهوشان
  • بابا جون شیرازی
  • HoTدانلود
  • ثامن تم
  • افزایش بازدید ومحبوبیت در گوگل
  • عصرتاسوعا
  • دانلود نرم افزار
  • پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
  • فروشگاه عینک آفتابی
  • خرید عینک آفتابی
  • فروشگاه ساز
  • پایگاه شمیم یار
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    آیا از سایت ما راضی هستید ؟(ازهمه نظر)



    لوگوی ما

    پاسخگویی به سوالات شرعی

    -


    برای حمایت از ما لوگوی ما رادرسایت خود قراردهید.

    -
    ساعت
    روزنما
    آشنایی با آیات هدایت

    سوره قرآن
    کمی تدبردر قرآن

    آیه قرآن
    دعای فرج
    روزشمار غیبت

    به سایت ما رأی دهید.
    به این سایت رأی بدهید
    آمار سایت
  • کل مطالب : 116
  • کل نظرات : 24
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 4
  • آی پی امروز : 28
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 144
  • باردید دیروز : 154
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 671
  • بازدید ماه : 3,068
  • بازدید سال : 10,058
  • بازدید کلی : 332,832
  • کدهای اختصاصی

    ورود نویسندگان سایت

    ورود نویسندگان سایت

     به پنل مدیریت سایت

    تبادل لینک
    لینک باکس پرسش وپاسخ
    الکسای سایت ما
    خوراک rss

     برای اطلاع از آخرین بروز رسانی به خوراک rss سایت ما سری بزنید.

    rss

    دعوت به همکاری
    آیا دوست دارید نویسنده ی سایت ما شوید پس همین حالا کلیک کنید.
    نویسنده ی سایت ما شوید
    لوگو ی دوستان


    بوی سیب
    مرجع وبلاگهای مذهبی و ارزشمند
    لوگوی عصر ظهور